چهارشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
دلایل قرآنی مربوط به معاد
دلایل قرآنی مربوط به معاد شرایع آسمانى، همگى در لزوم ایمان به جهان آخرت اتفاق نظر دارند. عموم پیامبران، همراه دعوت به توحید، از معاد و حیات پس از مرگ نیز سخن گفته و ایمان به جهان آخرت را در سرلوحه برنامه خود قرار داده اند. بر این اساس، اعتقاد به قیامت از اركان ایمان در اسلام است. مسئله معاد هر چند در عهدین ـ در عهد جدید به صورتى روشنتر ـ مطرح شده است، ولى قرآن بیش از كتب آسمانى دیگر به این موضوع پرداخته و بخش عظیمى از آیات این كتاب به آن اختصاص یافته است. در قرآن از معاد به نام هاى مختلفى یاد شده است، مانند: یوم القیامة، یوم الحساب،الیوم الآخِر، یوم البعث، وغیره، و این همه اهتمام، به علت این است كه ایمان و دیندارى بدون اعتقاد به قیامت ثمربخش نیست. دلایل قرآنی مربوط به معاد حكیمان و متكلمان اسلامى بر لزوم معاد و زندگى پس از مرگ دلایل مختلفى اقامه كرده اند، و الهام بخش آنان نیز در اقامه این دلایل، قرآن كریم بوده است. از این روى مناسب است كه برخى از دلایل قرآنى را یادآور شویم: الف ـ خداوند حق مطلق بوده، و فعل او نیز حق و از هرگونه باطل و لغو پیراسته است. آفرینش بشر بدون وجود حیاتى هدفمند و جاودانه، لغو وعبث خواهد بود، چنانكه مى فرماید: (أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً و أَنَّكُمْ إِلَیْنا لا تُرْجَعُونَ) (مۆمنون/115): آیا پنداشته اید كه شما را بیهوده آفریده ایم، وشمابه سوى ما باز نمى گردید؟! ب ـ عدل الهى ایجاب مى كند كه با اشخاص نیكوكار و بدكار، در مقام پاداش و كیفر، یكسان برخورد نشود. در عین حال مى بینیم كه حیات دنیوى به گونه اى است كه تحقق عدل كامل در مقام پاداش و كیفر امكان پذیر نیست، زیرا سرنوشت هر دو گروه به هم گره خورده و از یكدیگر تفكیك پذیرنیست. آفرینش بشر در این جهان از ذره اى بى مقدار شروع شده و بتدریج مدارج كمال جسمى را طى مى كند. سپس به نقطه اى مى رسد كه روح در كالبد وى دمیده مى شود و قرآن با ملاحظه تكمیل خلقت این موجود ممتاز، آفریدگار جهان را «احسن الخالقین» مى خواند; آنگاه همو با رسیدن مرگ از منزلگاه دنیا به جهانى دیگر منتقل مى گردد، كه كمال مرحله پیشین است از طرف دیگر، برخى از كارهاى نیك و بد اجرى بالاتر از آن دارند كه این جهان گنجایش پاداش و كیفر آنها را داشته باشد، مثلاً یكى در راه حق پس از عمرى جهاد و مبارزه جان مى بازد، و دیگرى حق جویان بیشمارى را نابود مى سازد. بنابراین، جهان دیگرى لازم است كه عدل كامل الهى در قلمرو امكانات بینهایت آن تحقق یابد، چنانكه مى فرماید: (أَمْ نَجْعَلُ الّذِینَ آمنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ كَالمُفسِدِینَ فِی الأَرْض ا َمْ نَجْْعَلُ المُتّقینَ كالْفُجّارِ) (ص/28): آیا مۆمنان صالح را در ردیف مفسدان زمین قرار مى دهیم و یا با پرهیزگاران مانند گنهكاران برخورد مى كنیم؟! نیز مى فرماید: (إِلَیْهِ مَرْجِعُكُمْ جَمیعاً وَعْدَ اللّه حقّاً إنّهُ یَبْدَۆُا الخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُهُ لِیَجْزِىَ الّذین آمنوا وعمِلُوا الصّالِحاتِ بِالقِسْطِ وَ الّذین كَفَرُوا لَهُمْ شَرابٌ مِنْ حَمیم وَ عَذابٌ أَلِیمٌ بِما كانُوا یَكْفُرونَ)(یونس/4): بازگشت شما به سوى او است، وعده الهى حق است . خداوند بشر را مى آفریند، سپس (مى میراند و) بار دیگر حیات مى بخشد، تا مۆمنان صالح را چنانكه باید و شاید پاداش دهد، و براى كافران ـ به كیفرشان ـ شرابى از آب جوشان، و عذابى دردناك آماده خواهد بود . ج ـ آفرینش بشر در این جهان از ذره اى بى مقدار شروع شده و بتدریج مدارج كمال جسمى را طى مى كند. سپس به نقطه اى مى رسد كه روح در كالبد وى دمیده مى شود و قرآن با ملاحظه تكمیل خلقت این موجود ممتاز، آفریدگار جهان را «احسن الخالقین» مى خواند; آنگاه همو با رسیدن مرگ از منزلگاه دنیا به جهانى دیگر منتقل مى گردد، كه كمال مرحله پیشین است. به این معنى در قرآن چنین اشاره شده است:(ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللّهُ أَحْسَنُ الخالِقینَ * ثُمّ إِنَّكُمْ بَعْدَ ذلِكَ لَمَیِّتُونَ * ثُمَّ إِنَّكُمْ یَومَ القِیامَةِ تُبْعَثُونَ). (مۆمنون/14ـ16) آنگاه او را آفرینشى دیگر بخشیدیم، در خور تعظیم است خداوند كه بهترین آفریننده است. چندى بعد شما مى میرید و باز در روز قیامت زنده مى شوید . سیاق آیه حاكى است كه میان ذكر آفرینش بشر از ذرّه اى بى مقدار ،و حیات مجدّد او ملازمه برقرار است. بخش قرآن تبیان منبع : سایت حوزه

پربازدیدها

پربحث‌ها