چهارشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۸۹ - ۰۰:۰۰
مهاجران قرآنی
هجرت در قرآن مفهوم هجرت از دیدگاه قرآن و روایات چیست؟ مهاجرت، در قرآن واحادیث اسلامى با اهمیت خاصى تلقى شده است و مقصود از آن همان طور كه بیان خواهد شد حركت از نقطه اى به نقطه دیگر، براى نجات ایمان و حفظ دین و تمكن از انجام وظایف الهى است، نه كسب ثروت و تحصیل مقام. «هجرت» در لغت به معنى بریدن از یك شى است واگر انتقال از نقطه اى به نقطه دیگر را «مهاجرت» مى گویند براى این است كه شخص مهاجر با انتقال خود، پیوند خویش را از مكان سابق مى برد. مهاجرت براى تأمین امور زندگى و یا دیگر اهداف مادى، مهاجرت جسمانى است واگر انسان در این راه به مقصودى دست یابد، به كمال مادى دست یافته است، در صورتى كه مهاجرت مورد نظر قرآن، انتقال جسم و روح با هم است، بدین معنى كه جسم، مكان وجایگاه خود را عوض مى كند، وروح از شرك به توحید، از كفر به ایمان، از گناه به اطاعت، از بى تمكنى در انجام فرایض، به تمكن و قدرت به انجام فرایض، پرواز مى نماید. در مهاجرت نخست، جسم پیوند مادى خود را از مكان خاصى قطع مى كند، در حالى كه در مهاجرت به معنى دوم، نه تنها جسم پیوند خود را از مكان خاصى قطع مى كند، بلكه روح نیز از آشیانه تنگ و تاریك و وحشتزایى كه قادر به حفظ ایمان و دین خود نیست، یا متمكن از انجام فرایض نمى باشد، به فضاى فراخى كه از نظر معنویت كمبودى ندارد، منتقل مى گردد، و در آنجا لانه مى گزیند. حركت تاریخى پیامبر را به نظر مى آورند كه بسیار پربار و پر ارزش بوده است و به خاطر نقش بزرگى كه داشته، در میان صدها حوادث تاریخ اسلام، مبدأ تاریخ مسلمانان گردیده است تا آنجا كه پیامبر گرامى فرمود: « المهاجر من هجر ما حرم اللّه علیه ».([1]) « مهاجر كسى است كه از حرام و گناه هجرت كند و دورى گزیند ». و درباره این نوع هجرت در پایان بحث، گفتگوى فشرده اى خواهیم داشت. از این جهت مشاهده مى كنیم كه قرآن وحدیث، مسأله «مهاجرت»را با عنایت خاصى تلقى مى كنند، تا آنجا كه «هجرت» با تمام مشتقات خود بیست و چهار بار در قرآن وارد مى شود.([2]) غالباً هر موقع سخن از «هجرت» مى آید، اذهان متوجه مهاجرت پیامبر از مكه معظمه به مدینه منوره مى شوند و حركت تاریخى پیامبر را به نظر مى آورند كه بسیار پربار و پر ارزش بوده است و به خاطر نقش بزرگى كه داشته، در میان صدها حوادث تاریخ اسلام، مبدأ تاریخ مسلمانان گردیده است. در اسلام علاوه بر هجرت اصطلاحى، هجرت دیگرى است كه مربوط به قلب و دل است و آن، مهاجرت از گناه به طاعت است، یعنى انسان تصمیم بگیرد، كه دیگر گرد گناه نگردد واز فرمان خدا سرپیچى نكند، به این نوع از هجرت در قرآن و احادیث اشاره شده است آنجا كه مى فرماید: ( ...فَالَّذِینَ هاجَرُوا وَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ وَأُوذُوا فِى سَبیلى وَقاتَلُوا وَقُتِلُوا لأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَیئاتِهِمْ... ).([3]) « آنان كه مهاجرت كرده اند و از خانه هاى خود بیرون رانده شده اند و در راه من اذیت شده اند ما، بدیهاى آنان را مى پوشانیم(مى بخشیم) ». از آنجا كه در این آیه مهاجرت در مقابل خروج از خانه قرار گرفته است امكان دارد كه مقصود از آن، مهاجرت به معنى وسیع كه شامل ترك گناه و پاكى از آلودگى است، باشد. هر چند فخر رازى این دو جمله را به گونه دیگر تفسیر كرده و مى گوید: مقصود از (هاجروا) كسانى است كه به اختیار، ترك زادگاه كرده و مقصود از (أخرجوا) كسانى است كه به اجبار ترك وطن گفته اند. ولى مؤید مطلب قبل، روایاتى است كه پیرامون این نوع از مهاجرت وارد شده آنجا كه فردى از پیامبر سؤال مى كند كه كدام یك از دو نوع مهاجرت افضل است، پیامبر مى فرماید: « أن تهجر ما كره ربّك ».([4]) « آنچه را كه خدا آن را دوست نمى دارد ترك كنى ». در حدیثى از امیر مؤمنان چنین وارد شده است كه فرمود: « یقول الرجل هاجرت ولم یهاجر إنّما المهاجرون الّذین یهجرون السّیئات ولم یأتوا بها ».([5]) « مردى مى گوید: من از زمین شرك به سرزمین اسلام مهاجرت كرده ام، نه! چنین فردى مهاجرت نكرده است(چون هدف از مهاجرت كه پاكى از گناه است حاصل نشده است) مهاجران كسانى هستند كه گناهان را ترك كنند و انجام ندهند ». و در برخى از روایات از پیامبر گرامى (صلى الله علیه وآله وسلم) نقل شده است كه آن حضرت فرمود: « لا تنقطع الهجرة حتى تنقطع التوبة ».([6]) « مهاجرت تا لحظه اى كه درِ توبه باز است، قطع نمى شود ». مقصود از این نوع مهاجرت، همان تصفیه روح و روان، از آلودگى است كه به وسیله توبه و سیر و سلوك شرعى انجام مى گیرد البته باید توجه كرد كه پذیرش این نوع مهاجرت نباید به معنى نفى آن مهاجرت معروف باشد كه انسان هاى با ایمان، خانه و زندگى را براى خدا ترك مى كنند، زیرا چه بسا برخى فكر مى كنند كه اگر هدف از مهاجرت جسمانى، خدا است ما این كار را از طریق سیر و سلوك و تدبیر و تفكر انجام مى دهیم، زیرا فرض این است كه حفظ ایمان به صورت كامل در صورتى امكان پذیر است كه انسان سرزمین كفر را به قصد سرزمین ایمان ترك نماید و در این فرض تنها سیر و سلوك فكرى در تحقق هدف نهایى كافى نخواهد بود. مهاجر كسى است كه حرام هاى خدا را ترك كند و از باطل به سوى حق باز گردد و (در حدیث آمده است) هر كس اسلام را از صمیم دل پذیرفت او مهاجر است طریحى در مجمع البحرین ماده «هجر» جمله هاى یاد شده در زیر را نقل مى كند و گویا هر سه جمله حدیث باشد. « والمهاجر من هاجر ما حرم اللّه علیه، والمهاجر من ترك الباطل إلى الحقّ وفى الحدیث من دخل الإسلام طوعاً فهو مهاجر ». « مهاجر كسى است كه حرام هاى خدا را ترك كند و از باطل به سوى حق باز گردد و (در حدیث آمده است) هر كس اسلام را از صمیم دل پذیرفت او مهاجر است ». منبع: منشور جاوید، ج3، ص 32 ـ 57 ـ 59. گروه دین و اندیشه - مهدی سیف جمالی [1] . جامع الأُصول: ج1، ص154. [2] . اجمال آن به قرار زیر است: لفظ (هاجروا)9 بار، لفظ (المهاجرین) 5بار، لفظ (یهاجروا) 3 بار،لفظ (مهاجراً) 2 بار، لفظ (یهاجر) یك بار، لفظ (هاجر) یك بار، لفظ (هاجرن) یك بار، لفظ (مهاجرات)یك بار، و لفظ (تهاجروا)نیز یك بار وارد شده اند و با مراجعه به المعجم، جایگاه این الفاظ معلوم مى شود در این بحث قسمتى از این آیات مورد بررسى قرار خواهد گرفت. [3] . آل عمران/195. [4] . جامع الاصول ابن اثیر: ج12،ص262. [5] . سفینة البحار:ج2، ص697. [6] . جامع الأُصول:ج12،ص261.

پربازدیدها

پربحث‌ها