«اینترنت»؛ مسئله این است که هر اتفاق و رویدادی که رخ میدهد آخر ماجرا برمیگردیم به این موضوع که اینترنت باعث خیلی از مسائل میشود چه در جهت مثبت و چه منفی! حالا در اینجا میخواهیم درباره این موضوع صحبت کنیم که این دنیای مجازی با فریبی به عنوان «داستانسازی» چه استفاده و سوءاستفادهای از کاربران این عرصه میکند.
به نقل از آتلانتیک پیتر بروکس، نویسنده، نظریهپرداز و استاد دانشگاه ییل که روی این موضوع تمرکز داشته، کتابی در همین زمینه به نگارش درآورده است که با تحقیق و پژوهشهایی که داشته، گفته که «بشر امروز برای اینکه جهان پیراموناش را درک کند به قواعد داستانسازی «خصوصا رمان» روی میآورند، به همین دلیل به آن وابسته میشوند و در نتیجه روایت جای واقعیت را میگیرد.» از همین رو، پیتر بروکس یکی از ابزارهای داستانسازی که حتی از رمان هم قویتر جلوه میکند را اینترنت میداند.
فریب یا واقعیت؟!
حال اینکه روایت به نوعی جای واقعیت را گرفته و بر آن غلبه کرده و باعث تاثیرات و تغییراتی در شکل و نوع ارتباطات شده، مثلا از شیوه «تعامل پزشکان با بیماران»، «تبلیغات برندسازیها برای اینکه خودشان را به مصرفکنندگان معرفی کنند» و مواردی از این قبیل که کاملا مشهود است استدلال، تجزیه و تحلیل تفسیر و ... در حاشیه ماندهاند. مسئله اساسی و کلیدی که در این میان وجود دارد این است که برخی شرکتها با وعدههای دروغین کلاه بر سر مردم میگذارند و وعدههای ثروتی میدهند که اصلا وجود ندارد، آنها داستانسازی میکنند و عامدانه از رخدادهایی میگویند که اصلا وجود ندارد و قرار هم نیست وجود داشته باشد آنها در این زمینه داستانسازی موفق عمل کردند و توانستند مردم را هم فریب دهند. بروکس تعبیر غمانگیزی در این زمینه دارد، میگوید «آدمها سعی میکنند داستانهای تخیلی بسازند تا از غمانگیزی شرایطشان در این دنیا هلاک نشوند.» ولی شیوه اینترنت کمی این قضیه را متفاوتتر میکند، درست است که بروکس اشاره خیلی محدودی به اینترنت و اتفاقات فضای مجازی مثل توییتر، میمها، اخبارهای جعلی و فیسبوک دارد اما با تحلیل دقیق و موجزتر متوجه خواهیم شد که اینترنت تاثیر گستردهتری دارد. اگر برای شناخت دنیای اطرافمان که آشوبها و تنشهای اجتماعی هم کم نیستند به داستانها رجوع میکنیم برای شناخت خودمان در اینترنت از داستانها بهره میبریم. به عنوان مثال فیلمساز خارجی درباره تاثیر رسانهها اینگونه گفته که «دختری 13 ساله وقتی از اینترنت استفاده میکند گویی وارد دنیای بزرگسالی شده است» بیشتر کارشناسان میگویند که فشار روی مردم هست که حتما زندگی خودشان را شبیه فیلمها کند و وقت زیادی خرج میکنند تا در فضای مجازی داستانسازی کنند.
داستانسازی چگونه به کنش اجتماعی تبدیل شد!
حتی در فضای مجازی به کاربران یاد میدهند که چگونه ویدیوهای خودشان را ویرایش کنند تا زندگیشان به فیلمها شباهت داشته باشد، این مسئله در تیکتاک خیلی رواج دارد که اشخاص داستانهایی از زندگی خودشان بیان میکنند و این نشان دهنده این است که شبکههای اجتماعی وابسته داستانسازی شده است، بروکس هم عنوان میکند که داستانسازی یک نوع کنش اجتماعی شده است. البته داستانسرایی و داستانسازی مسئله بدی نیست ولی باید حواسمان به نیرنگها و داستانهایی که میگوییم در ملا عام باشد. بروکس میگوید «بهعنوان روایتگر زندگی خودمان، باید بدانیم این روایتها برای حل مشکلاتمان و یا دیگران کافی نیستند» .
داشتن سواد رسانه و تفکر نقادانه
در نهایت میبینیم که این روایتها به خرده روایتهای مغرورانه، خودپسندانه و خودمحورانه تبدیل شده است. در نهایت همانی میشود که بروکس از نویسنده مجله آتلانتیک با نام چارلی وارزل یاد میکند که اینترنت در سال 2017 به دلیل جایگزین شدن حقیقتهای مجازی و تئوریهای توطئه واقعیت مشترک همه را به مرز نابودی کشاند. بالاخره این داستانها همهجا در دسترس هستند که میتوانیم از صفحهنمایش کوچکی که همهجا به همراه داریم، ببینیم. پس باید پادزهر فرهنگی داشته باشیم که آن را خنثی کنیم در نتیجه اشخاص باید در این زمینه تفکر نقادانه داشته باشند و سواد رسانهای خود را ارتقا دهند.



