شعاری و گلدرشت؛ لحظه به لحظه تماشای فیلم «مصلحت» وقتی در سالن سینما نشستهایم و تماشا میکنیم این حس را داریم، البته که شعاری بودن دقیقا همانچیزی است که سازندهها میخواهند به مخاطب بدهند. هرچیزی که اینجا اتفاق میافتد، سر «عدالت» است. همان عدالتی که قرار بوده برقرار شود اما هنوز سر نخی از آن پیدا نکردیم و کلاف سردرگمی است که حالا حالاها برای پیدا کردنش باید در سردرگمی بیشتری غلت بزنیم.
سوژه ناب سیاسی
سوژه «مصلحت» سوژه بسیار خوبی است، سوژهای که مخاطب علاقه دارد درباره آن بارها و بارها ببیند و بشنود و حتی در سینماها از آن استقبال هم میکنند. سوژه سیاسی که شاید برخی از کارگردانان به بهانه سانسور و نگرفتن مجوزها از آن فاصله میگیرند، اما هم مخاطب بیشمار دارد و هم مشتاق زیاد! پس آن طراح، کارگردان و تهیهکنندهای که سراغ چنین سوژه و موضوعی میرود قابل تحسین است. داستان «مصلحت» روایتی از قاضی عالی رتبهای است که بعد وقوع انقلاب اسلامی و در گیر و دار آن بحبوحههایی که گاه داستانساز میشود تمام هَم و غماش را میگذارد تا به «عدالت» خدشهای وارد نشود.
کتمان حقیقت از عدالت
اما این مقام عالی رتبه کشور که در محافظت و اجرای عدالت است پسرش آتش بیار معرکهای میشود و دانشجویی معترض را مقابل دانشگاه به قتل میرساند، اطرافیان این قاضی به «عدالت» نمیاندیشند و برای اینکه مصلحت نظام خدشهدار نشود ماجرای اصلی قتل را پنهان و از قاضی کتمان میکنند و روایتی مصلحتگونه را به خورد رسانهها میدهند. تضاد میان «عدالت» و «مصلحت» در میانه فیلم عیان میشود و دیالوگها نشان میدهد که «عدالت» قربانی «مصلحتی» میشود که در جریانات پیش آمده دیگر اسمش «مصلحت» نیست بلکه «انتقام» است، انتقامی که در پی منفعتشان میآید (نه انتقام گرفتن خون پسر) این امر را در فیلم به واقع میتوانیم دریافت کنیم وقتی دیالوگ «قاسمی» یکی از دار و دستههای خواهان همان «مصلحت» وقتی میگوید (نامردی اینه که پدر و پدر جد من و تو جد اندر جد رعیت پدر و پدربزرگ امثال اینها بودند، گذشت اون زمان که ساواک مسعود قاسمی رو میبرد بالا و پایین میکرد الان همون مسعود قاسمی با یه نوک خودکار با دو خط نوشته زندگی جابهجا میکنه الان دور دور آقایی ماست میخوای بعد یه عمر حقارت آقاییات برات بمونه انقلاب رو نگه دار! ) و اینجا هر نوع عدالت و مصلحتی کنار میرود و گویی زخم کهنه سر باز میکند و مسیر عدالت گم میشود.
برای عدالت ترحم نخرید
در نهایت فیلم نمیخواهد به این باور برسد که عدالتی که همه آن را در پستوهایشان قایم کردهاند تا خدشهدار نشود، گم شده! ولی عوامل فیلم میخواهند مسیر فیلم را به اجرای عدالت بکشانند و در نهایت آن را با یک ترحم خودخواسته تمام کنند.



