یکی از مباحث جدی در نهج البلاغه، مسأله مرگ و مرگباوری است. رویکرد کلی نهج البلاغه به مقولۀ مرگ، بیشتر، اخلاقی است. حضرت در جای جای این کتاب شریف (حدود 80 بار) به توصیف دقیق پدیدۀ مرگ، ابعاد و اضلاع ناشناختۀ آن پرداخته، غفلت از مرگ را مایۀ حسرت و خسران ابدی دانسته و همگان را سفارش میکند به مرگاندیشی و مرگباوری. نوشتار حاضر، تامل کوتاهی است درباره آثار مرگاندیشی در نهج البلاغه.
اَشکال سهگانه تفکر درباره پدیده مرگ
قبل از هر چیز، لازم است ابتدا مقدمهای در باب مرگاندیشی و تفاوتش با دیگر مفاهیم مشتبه طرح کنیم. تفکر درباره مرگ، وجوه و اشکال چندگانه ای دارد از جمله: یک. مرگهراسی ترس از مرگ در بیشتر انسانها وجود دارد. در مادیگراها بیشتر. چراکه در این بینش، مرگ، قانون طبیعت و نتیجه به تحلیل رفتن قوای جسمانی است. آنها معتقدند مرگ، دروغی بزرگ است که همیشه راست در میآید. دو. مرگآگاهی یکی از وجوه مرگ، «مرگآگاهی» است. اصلیترین تفاوت انسانها و حیوانات در همین نکته است. یک گربه از مردن خود، آگاه نیست و در نتیجه وقتی زندگی میکند به تمام معنا در حال زندگی است. موجودی که مرگآگاهی نداشته باشد تا وقتی زندگی میکند چون نمیداند که روزی خواهد مرد، به تمام لوازم زیستن خود ملتزم است و به تمام معنا زندگی میکند. اما آدمی چون از مردن خود باخبر است، در زندگی راحت نیست و میداند که زندگی دیر یا زود از او گرفته خواهد شد. (1) سه. مرگاندیشی مرگاندیشی با مرگآگاهی فرق میکند. صرف آگاهی به مرگ، ما را به تغییر و تحول بنیادین نمیکشاند. اما تفکر مدام و هدفمند درباره مرگ، سبک زندگی انسان را دچار تغییر اساسی میکند و در نهایت، به سمت درست، جهت میدهد.
آثار مرگاندیشی در نهج البلاغه
یک. غفلتزدایی یکی از کارکردهای مهم مرگاندیشی، غفلتزدایی است. تفکر درباره مرگ، همچون تازیانهای، انسان را از خواب غفلت بیدار میکند. حضرت در نهج البلاغه میفرمایند: «شما را سفارش میکنم به یادآوری مرگ و غفلت کمتر از مرگ. چگونه از چیزی غافلید که از شما غافل نیست و در چیزی طمع می بندید که مهلتتان نمی دهد؟» (2)
ترس از مرگ در بیشتر انسانها وجود دارد. در مادیگراها بیشتر. چراکه در این بینش، مرگ، قانون طبیعت و نتیجه به تحلیل رفتن قوای جسمانی است. آنها معتقدند مرگ، دروغی بزرگ است که همیشه راست در میآید
دو. دست کشیدن از آروزهای طولانی کسی که میپذیرد جهانی ابدی در پیش روی دارد، از آرزوهای دور و دراز و دلبستگیهای پوچ و هیچ روزگار، دست برمیدارد. «ای مردم، همانا بر شما از دو چیز بیمناکم: هواپرستی و آرزوی های طولانی. پیروی از خواهش نفس، انسان را از یاد حق باز می دارد و و آرزوی طولانی، آخرت را از یاد شما میبرد. (3) سه. تحمل سختیها و ناگواریهای زندگی مشکلات، وصله پیوستۀ زندگی دنیا هستند. به تعبیر قرآن، انسان در «کبد» (رنج خستگی) خلق شده است. (بلد:4) یکی از آثار و برکات مرگاندیشی این است که باعث میشود انسان با سختیها کنار آمده در برابر بلاها و مصائب زندگی، خود را نبازد. سخن حضرت در این باره چنین است: «کسانى که دنيا را خوب آزمودهاند (مىدانند که آنها) همچون مسافرانى هستند که در منزلگاهى بى آب و آبادى وارد شدهاند (که قابل زيستن و ماندن نيست) لذا تصميم گرفتهاند به سوى منزلى پرنعمت و ناحيهاى راحت (براى زيستن) حرکت کنند، از اين رو (آنها براى رسيدن به آن منزل) مشقت راه را متحمّل شده و فراق دوستان را پذيرفته و خشونتها و سختىهاى سفر و غذاهاى ناگوار را (با جان و دل) قبول نمودهاند تا به خانه وسيع و منزلگاه آرامشان گام نهند (4) چهار. مغتنم شمردن فرصت مدت درنگ انسان در دنیا نسبت به سرای ابدی، هیچ است. بنابراین، انسان مرگاندیش، هیچگاه وقتش را بیهوده هدر نمیدهد و میکوشد تا برای روز تنگدستی و زندگی ابدی، توشهای در خور فراهم سازد. مولا میفرمایند: «بندگان خدا! اكنون هشيار باشيد كه زبانها باز است و تنها به ساز، و اندامها نرم و در خدمت ستاده، و راه بازگشت گشاده، و جولانگاه فراخ گسترده و فرصت آماده، از آن پيش كه وقت از دست شود و مرگ از در در آيد. پس فرود آمدن آن را بر خود مسلم شماريد و چشم به در آمدنش مداريد» (خطبۀ 196) پینوشت ها: 1. تلخیص از گفتار استاد ملکیان 2. نهجالبلاغه، خطبۀ 188 3. نهجالبلاغه، خطبۀ 42 4. نهجالبلاغه، نامۀ 31 5. نهجالبلاغه، خطبۀ 196
بیشتر بخوانید
چرا از مرگ میترسیم؟ سرخوشی تجربهگران مرگ از کجا میآید؟


