همانطور که انتظار می رفت به دلیل جذابیتی که در فضاهای گذشته و نوستالژیک برای اغلب مخاطبان تلویزیون وجود دارد، فصل دوم «دلدادگان» توانست از همان قسمت نخست چه بسا بیشتر از فصل اول مورد توجه قرار بگیرد.

چهارشنبه ۴ مهر ۱۳۹۷ - ۰۰:۰۰

سریال «دلدادگان»


البته هنوز ابهامات بسیاری در داستان و روابط آدمها و شخصیت های اصلی این داستان وجود دارد. با این حال به دلیل فضای جذاب و روابط عاشقانه ای که بابک کایدان و منوچهر هادی و ایرج محمدی در مقام نویسنده و کارگردان و تهیه کننده در فصل دوم ترسیم کرده اند، توانسته مخاطبان بسیاری را به خود جذب کند. به خصوص حضور بازیگرانی که اغلب انتخاب های درستی برای این نقش ها بودند. البته در این میان برخی بازیگران هم چندان انتخاب خوبی برای برخی نقش ها نبودند، اما قطعا کارگردان و تهیه کننده توجیه درستی از این انتخاب ها دارند که شاید شباهت یکی از مهمترین فاکتورهای انتخاب این بازیگران بوده است. بازیگرانی که در فصل اول حضور داشتند و باید این باورپذیری برای مخاطب در فصل دوم هم به وجود می آمد.
بازی آرش مجیدی در نقش جوانی مالک و حمید گودرزی در نقش نادر که به دلیل دلدادگی که نسبت به لیندا کیانی در نقش فرزانه دارند، مثلث عاشقانه جذابی را تشکیل داده اند. آن هم در شرایطی که اغلب سریال های تلویزیونی فاقد داستان عاشقانه ای از این جنس هستند. از این رو داستان زندگی این سه نفر توانسته یکی از جذابیت های سریال به خصوص در فصل دوم باشد.
اتفاقی که در فصل نخست نیفتاد و مثلث عاشقانه امیر و ارغوان و هاتف درنیامد. البته با حضور بازیگران تازه واردی چون سانیا سالاری و سامان صفاری انتظاری جز این نبود. چون چهره و بازی این دو بازیگر برای مخاطب جذاب و دلنشین نیست. گرچه می توان امیدوار بود که در فصل سوم این دو به پختگی ای در بازی رسیده باشند تا بتوانند نظر مخاطبان را درباره خود و نقش و بازی شان تغییر بدهند. با این حال فصل دوم این سریال بیشتر توانسته با مخاطب ارتباط برقرار کند.
گرچه سوالات بسیاری در ذهن مخاطبان درباره این کاراکترها و داستان سریال شکل گرفته که گویا کارگردان همه چیز را منوط به دیدن این فصل از سریال کرده و اذعان داشته که به همه سوالات و ابهامات پاسخ داده خواهد شد. اما انتقادی که می توان به فصل دوم این مجموعه داشت، چهره پردازی و گریم بازیگران به جز شخصیت های نادر و مالک است.
گریمی که برای بازیگران نقش قاسم و سید طراحی شده گرچه متناسب با فضای دهه ۵۰ است، اما خیلی اغراق آمیز است و چندان جالب و مورد توجه نیست. البته که کار چهره پرداز در این بخش سختیهای خود را داشته و به خصوص برای گریم دخترهای جوان سریال تلاشش را کرده تا بازیگران سی و چند ساله را به دختران نوجوان دبیرستانی تبدیل کند! با این حال گروه تولید این سریال سعی کرده اند تا با توجه به امکاناتی که در اختیار داشتند سریال قابل قبولی را ارائه بدهند. آن هم در شرایطی که تنها جایی که می توان تا حدودی دهه ۴۰ و ۵۰ را ترسیم کرد، شهرک سینمایی غزالی است و در گوشه گوشه این شهر نمی توان یک محله و یا خیابانی را پیدا کرد که بافت قدیمی و سنتی آن تغییر نکرده باشد تا گروه های سازنده بتوانند از آن به عنوان لوکیشن استفاده کنند. از این رو کارگردان تلاش کرده تا بیشتر از نماهای بسته برای فصل دوم استفاده کند تا مبادا چیزی از زیر نگاهش در رفته باشد و سوژه رسانه ها شود. همانطور که برای برخی سریال هایی از این دست اتفاق افتاده است. بنابراین نوع تصویربرداری و کارگردانی این فصل متفاوت از فصل یک است.
با این حال باید منتظر بود و دید که آیا به همه ابهامات در فصل دوم پاسخ داده خواهد شد و همچنان جذابیت داستان تا پایان ادامه خواهد داشت و یا این سریال هم به سرنوشت اغلب سریال های تلویزیونی منجر خواهد شد که پایان بندی سرهمی دارند و راضی کننده نیستند.
منبع: بانی فیلم

پربازدیدها

پربحث‌ها