اجتناب از گناهان کبیره و اصرار نداشتن بر گناهان صغیره یعنی گناهانی که خدا به آن وعدهٔ عذاب داده، این هم نشانهٔ بندگی است.
گناهان کبیره چه گناهانی است یک عالم نودسالهٔ اهل سنت از بصره به مدینه آمد و از امام صادق(ع) این سؤال را کرد و گفت: یابن رسول الله! من یک آیه در سورهٔ نساء است که متوجه نمی شوم: «إِنْ تَجْتَنِبُوا کبٰائِرَ مٰا تُنْهَوْنَ عَنْهُ» (سورهٔ نساء، آیهٔ 31). کجای آن را نمی فهمی؟ گفت: کلمهٔ کبایر؛ گناهان کبیره چه گناهانی است؟ حضرت فرمودند: از اوّل تا آخر قرآن، از «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ» تا «مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ»، هر گناهی را خدا اسم برده و پشت اسم بردنش وعدهٔ عذاب داده، آن گناه کبیره است؛ از جمله ظلم، ربا، نارضایتی به حق پدر و مادر که می گویند عاق والدین، یعنی آدم طوری پدر و مادر را ناراحت کند، در فشار قرار دهد و با آنها هماهنگ نباشد که دلشان به حق بشکند و نفرین کنند . این عاق والدین عذاب دارد. قسم دروغ، بخل، قتل نفس و قتل اولاد که حال نام آن را سقط جنین می گذارند، عذاب دارد. تا زمان ظهور امام زمان(عج) تنها «الف» علم در کرهٔ زمین برای مردم آشکار شده است دین اهل بیت(ع) بر آیات قرآن و روایات ائمهٔ طاهرین(ع) استوار است. آن کسی که دین خدا به او وحی شده، پیغمبر است و پیغمبر اکرم(ص) هم علوم گرفته شدهٔ از وحی را به امیرالمؤمنین(ع) انتقال داده و ایشان هم به اولادهای بعدی شان انتقال داده اند. امام زمان(عج) ما یکی-دو ساله بودند که غایب شده اند و وقتی می آیند، امام باقر(ع) می فرمایند: فقط «الف» علم در کرهٔ زمین برای مردم آشکار شده است و با آمدن مهدی، «ب» علم تا «یاء» علم را در اختیار مردم می گذارد؛ یعنی از 28 علم یک علم که همین رشته های فعلی دنیاست، برای مردم آشکار است و 27 منبع دیگر علم با آمدن او در اختیار مردم قرار می گیرد. اگر دین را از غیر اهلبیت(ع) بگیرید، منحرف و گمراه میشوید امیرالمؤمنین(ع) در «نهج البلاغه» می گویند: پیغمبر(ص) وقتی مبعوث به رسالت شد، یک نفر در شهر مکه نه می دانست خط بنویسد و نه بخواند. خود امیرالمؤمنین(ع) وقتی از مکه به مدینه آمدند، حدود 21-22 ساله بودند که پروردگار از او در مکه به «وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ اَلْکتٰابِ» (سورهٔ رعد، آیهٔ 43) تعبیر کرده، یعنی همهٔ دانش پیش علی(ع) در نوجوانی بوده است؛ پس ما اگر بخواهیم دین را از غیر قرآن و اهل بیت(ع) بگیریم، منحرف و گمراه می شویم. انحراف و گمراهی امت بعد از رحلت پیامبر(ص) «ارتد الناس بعد النبی» تمام مردم بعد از پیغمبر(ص) به دین پشت کردند، امام هشتم(ع) می فرمایند: مگر دوازده نفر که اسم می برند؛ سلمان، مقداد، ابوذر، ابوالهیثم بن تیهان، عمار، اینها به دین خدا پشت نکردند. دوازده تا را اسم می برند که هر دوازده تا هم برای احقاق حق امیرالمؤمنین(ع) در مسجد در برابر حکومت آن زمان سخنرانی کردند که حضرت سخنرانی همهٔ آنها را بیان کرده است. این روایت خیلی دیدنی و شنیدنی و خیلی عالی است! پیغمبر(ص) می گویند: کل مردم منحرف و گمراه شدند و به عبارت ساده تر، بی دین شدند؛ پس این دین چیست که اکنون یک میلیارد نفر دارند؟ قلابی و ساختگی است، ساخت بنی امیه و بنی عباس و قبلی هایشان است. سه نشانه از نشانههای بندگی خداوند بندهٔ خدا یعنی آن انسانی که در حدّ خودش و در حدّ ظرفیتش تسلیم فرمان های پروردگار است؛ مثلاً فرمان حج متوجه من نمی شود، چون مستطیع نیستم. کسی که مستطیع نیست، این فرمان شامل حالش نمی شود؛ کسی که یک بیماری طولانی دارد و طبیب شایسته هم به او گفته روزه برای تو حرام است، این فرمان شامل حالش نمی شود. فرمان هایی که شامل حال انسان می شود و انسان گوش می دهد، قبول و عمل می کند، این نشانهٔ بندگی است. اجتناب از گناهان کبیره و اصرار نداشتن بر گناهان صغیره یعنی گناهانی که خدا به آن وعدهٔ عذاب داده، این هم نشانهٔ بندگی است. وقتی اصرار بر صغیره نداشته باشم، اجتناب از کبایر هم داشته باشم و در حدّ گنجایش خودم هم به خواسته های پروردگار عمل کنم، نزد خداوند ارزشمند می شود. چه کسانی آلوده به گناهان کبیره نمیشوند؟ کسی که خود را در این غوغای زمان و فساد گسترده و در این کشش های عظیم به طرف شهوات نگه می دارد، آلوده به کبیره نمی شود، اصرار به صغیره ندارد و در حدی عمل می کند که فرمان های خدا شامل حالش می شود، پیغمبر(ع) می فرمایند: از ملائکه با ارزش تر است. «المؤمنُ عندَ الله افضل مِن ملکٍ مقرب». ارزش بندگان خدا پیغمبر عظیم الشأن اسلام(ص) شخصیت اوّل جهان خلقت است که دیگر کسی مافوق او نیست. خداوند به پیامبر(ص) فرمان می دهد: «وَ اِصْبِرْ نَفْسَک مَعَ اَلَّذِینَ یدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدٰاةِ وَ اَلْعَشِی یرِیدُونَ وَجْهَهُ» (سورهٔ کهف، آیهٔ 28)، یارسول الله! خودت را پیش کسانی که شب و روز مرا بندگی می کنند، نیتشان هم از بندگی کردن بهشت نیست و به دنبال بهشت نمی دوند، کاسب و تاجر نیستند، صبح و شب خدا را عبادت می کنند و فقط به دنبال رضایت خدا هستند، پایدار و شکیبا دار. خدا در قرآن بیان فرموده است: «رَضِی اَللّٰه عَنْهُمْ» (سورهٔ مائده، آیهٔ 119)، که از این افراد راضی می شود . کسی که یاد خدا نمی کند، یاد چه چیزی می کند؟ یا یاد شکم یا یاد شهوت یا یاد پول درآوردن است و کار دیگری ندارد؛ اما آن کسی که یاد خداست، یاد فقرا، مساکین، نماز جماعت، زیارت، خمس، زکات و اطعام به مستحق هم هست؛ چون یاد خدا همراه با این حقایق است. «وَ لاٰ تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنٰا قَلْبَهُ عَنْ ذِکرِنٰا»، حبیب من! آن کسی که مطلقاً یاد من نیست، به هیچ دعوتی، دعوتش را قبول نکن. خداوند در سورهٔ توبه می فرماید: اصلاً سر قبر یکی از اینها نرو چرا که این قبر پر از آتش و خانهٔ یک جسد پلید و روح کثیف است؛ اگر مردند و برای خواندن نماز میت دعوتت کردند، نماز هم برایشان نخوان. زندگی کسانی که به یاد خداوند نیستند، پر از زیاده روی و اسراف است «وَ اِتَّبَعَ هَوٰاهُ وَ کٰانَ أَمْرُهُ فُرُطاً» زندگی کسانی که به یاد خداوند نیستند، پر از زیاده روی و اسراف است. این جنس دوپا چه نیازی دارد که ماشین دومیلیارد تومانی سوار شود؟ چه نیازی دارد برای پنج شب زیارت مشهد در هتلی بیاید که وقتی پنج شب او تمام شد، صورت حساب پانزده میلیون تومانی برایش گذاشتند؟ این افراط ها برای چیست؟ حبیب من! کنار اینها زندگی نکن و دعوت اینها را هم قبول نکن که اینها غافل و هواپرست هستند، زندگی آنها پر از افراط و زیاده روی است؛ اما خودت را داخل آنها نگه بدار که «یدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدٰاةِ وَ اَلْعَشِی یرِیدُونَ وَجْهَهُ» آستینشان پاره و کفششان لنگه به لنگه است؛ آنان بسیار ارزش دارند. منبع: سایت عرفان؛ بیانات حجت الاسلام انصاریان


