با انتشار خبر بازداشت امام خمینی در نیمه شب 15 خرداد 1342، حوزه علیمه نجف بلافاصله به این موضوع واکنش نشان داد. بر این اساس، حضرت خوئی و حضرت حكيم در منزل سیدحکیم در کوفه با هم دیدار کردند تا برای رهايی حضرت خمينی چارهای انديشيده شود.
عوامل سیاسی و اجتماعی دیگری هم در آغاز تأسیس حوزه علمیه قم بر رونق آن افزود... . ورود عالمان بزرگ و مشهوری چون آیت الله سیدابوالحسن اصفهانی و آیت الله میرزا محمدحسین نائینی از نجف به قم و استقبال باشکوه حائری از آنان و واگذاری محل تدریس خویش به آنان نیز در این مقطع زمانی سبب تقویت این حوزه گردید. از دیگر عوامل تقویت حوزه علمیه قم، مهاجرت علمای اصفهان به قیادت حاج آیت الله آقا نوراللّه اصفهانی(متوفی 1346) به قم در اعتراض به نظام سربازگیری اجباری با هدف مخالفت با پهلوی اول بود که تحرکی سیاسی را در حوزه علمیه قم موجب شد. آیت الله حائری در مدت اقامت خویش در قم مهم ترین درس خارج حوزه علمیه را ارائه می کرد؛ به طوری که استادان دیگر حوزه هم در آن شرکت می کردند. محل تدریس او مدرسه فیضیه و سپس تکیه عشقعلی بود. حائری در زمینه برنامه ریزی آموزشی و تدبیر امر معیشت طلاب نیز تلاش جدّی به عمل آورد، از جمله کوشید در روش های آموزش حوزوی تحول ایجاد کند، ابواب علم فقه را تخصصی نماید و دامنه معلومات طلاب را توسعه بخشد. حائری در این زمینه ها شخصاً به امور طلاب و مدارس رسیدگی کرد و برای تشویق آنان به درس و بحث جایزه تعیین نمود. او با هدف تأمین فضای آموزشی حوزه به بازسازی و گسترش مدارس عمده ای، مثل مدرسه فیضیه و مدرسه دارالشفا و امثال آن ها، اقدام کرد. همچنین برای حفظ و ارتقای حوزه نوپای قم کوشید آن را در حدّ امکان از تنش های سیاسی برکنار دارد و به همین سبب هم بود که مثلاً در ماجرای تعرض پهلوی اول به شیخ محمدتقی بافقی در قم، واکنش آشکاری نشان نداد... . با این حال در ماجرای کشف حجاب و اتحاد لباس، حائری با تمام احتیاطی که در برخورد با دولت و سیاست داشت، با جدیت و حساسیت بیشتری مداخله کرد. از جمله وی طی تلگرافی در 11 تیر 1314 کشف حجاب را برخلاف قوانین شرع مقدس و مذهب جعفری اعلام کرد... . در فاصله وفات آیت الله حائری تا مهاجرت آیت الله بروجردی به قم، ریاست اداره حوزه علمیه قم برعهده سه تن از استادان بزرگ این حوزه قرار گرفت: آیت الله سیدمحمد حجت کوه کمری، آیت الله سیدمحمدتقی خوانساری و آیت الله سیدصدرالدین صدر. گفتنی است که پس از فوت آیت الله حائری، با توجه به شرایط دشواری که رژیم پهلوی برای حوزه و روحانیان به وجود آورده بود، خاصه اتفاقاتی که در حوزه علمیه مشهد رخ داده بود، بیم آن می رفت که حوزه علمیه قم نیز تعطیل شود؛ در این شرایط بود که این سه تن تصمیم گرفتند با تشریک مساعی حوزه علمیه قم را از این خطر نجات بخشند... . فعالیت امام خمینی هم در این دوره به عنوان یکی از استادان مبرِّز حوزه چشمگیر بود، خاصه درس اخلاق او تأثیری زیادی بر طلاب داشت. با تمام کوششی که سه مرجع مذکور در حفظ و اداره حوزه علمیه قم در این مقطع زمانی مبذول داشتند، از طرفی به دلیل فشار حکومت وقت و از سوی دیگر به سبب عدم تمرکز در زعامت و مرجعیت حوزه، وضع عمومی حوزه علمیه قم در این برهه نابسامان بود. حضرت خوئی و حضرت حكيم هر کدام به صورت جداگانه نیز به صدور بیانیه در رابطه با وقایع ایران اقدام کردند. آیتالله خویی دو روز پس از سركوب خونين قيام 15 خرداد و كشتار مردم بیدفاع، اعلاميهای تاريخی صادر كرد كه در نوع خود منحصر به فرد بود. در بخشی از آن آمده بود: «نظر به اينكه دولت فعلی ايران برای پيشرفت مقاصد شوم خود كه مخالف مقررات دين اسلام است از هرگونه تعدی و ظلم از زدن و كشتن و زندان بردن آقايان علماء اعلام و طلاب علوم دينيه و ساير طبقات مؤمنين مضايقه ندارد، بر هر فردی از افراد مسلمان در هر لباس و هر مقامی كه باشند واجب است كه از همكاری با اين دولت خائن خودداری نمايند.» عاشوراي 1383 ق، مقارن با 13 خرداد 1342 ش، حضرت آيتالله العظمي خميني به منظور ايراد خطابهاي تاريخي رهسپار مدرسه فيضيه ميشود. معظم له طي بياناتي يورش عمال حكومت پهلوي به مدرسه فيضيه، كه هفتاد و پنج روز قبل رخ داده بود، را به واقعه كربلا تشبيه و در خلال اين سخنراني به دفعات محمدرضا پهلوي را مورد سرزنش قرار داد. براي فهم بهتر آنچه در اين روز اتفاق افتاد به دو ماه و نيم قبل بازميگرديم. نوروز 1342، عزاي عمومي امام خميني، نوروز 1342 را عزاي عمومي اعلام كرد. شاه كه انتظار چنين واكنشي را نداشت و قادر به تحمل آن نبود با بيتدبيري مأموران لباس شخصياش را عازم شهر مقدس قم كرد. عصر دوم فروردين كه مصادف با 25 شوال 1382 ق، سالروز شهادت امام صادق(ع) بود، نيروهاي اعزامي به جمعيت حاضر در مراسم عزاداري كه از سوي حضرت آيتالله العظمي گلپايگاني در فيضيه گرد آمده بودند حمله كردند و به ضرب و شتم حاضرين پرداختند. قواي انتظامي و نظامي با برنامهريزي قبلي به ياري كماندوهاي عليالظاهر ناشناس رفته و كار نيمهكاره آنان را با شليك به طلاب و زوار تكميل كردند. اين درگيريها تا ساعت هفت شب ادامه يافت و طي آن عدهاي شهيد و زخمي شدند. مهاجمان همگي پيادهنظام گارد شاهنشاهي بودند و ردپاي آنان به كاخ شاه ميرسيد. طرح سرکوب توسط تيمسار نصيري پيشنهاد شد و اسدالله علم آن را تأييد و به تصويب شاهنشاه رساند. اجراي چنين عمليات ناپخته و ابلهانهاي تنها يك پيام را در برداشت و آن اينكه شاه آشكار و مستقيم نهاد مرجعيت و آحاد روحانيان را به مبارزه فراخوانده و بيپروا قصد سركوبي آنها را دارد. يورش وحشيانه عوامل رژیم پهلوي دوم به مدرسه فيضيه اعتراض گستردهاي را در عتبات عاليات به دنبال داشت. مراجع، علما و فضلاي حوزه علميه نجف اشرف نيز با نگراني خبرهاي ايران را دنبال ميكردند. البته در اين میان واكنش شماري از استادان شاخص و نامور حوزه تندتر از ديگران بود و در اين نوشتار رفتارشناسي آيتالله العظمي حكيم (مرجع اعلي) و آيتالله العظمي خوئي (بلندپايهترين مدرس حوزه نجف) تراز سنجش واقع میگردد. تهاجم به مدرسه فيضيه آن هم در روز شهادت رئيس مذهب جعفري، غيرقابل اغماض بود و به نوعي بيرونكشيدن شمشير از غلاف و اعلان جنگ به كانون فقاهت و اجتهاد و حوزه كهنسال قم به شمار ميآمد. اقدام آيتالله العظمي حكيم رويداد جانسوز قم خشم مرجع اعلاي شيعيان حضرت آيتالله العظمي حكيم را برانگيخت. معظمله در پاسخ به تلگرافات و مكاتيب علماي سراسر بلاد در ايران، از آنان خواست به عتبات مهاجرت نمايند تا تكليف رژيم پهلوي را يكسره نمايد. ايشان دو هفته پس از اين جنايت هولناك بيانيه خود را پس از بررسي دقیق و همهجانبه موضوع به قرار زير منتشر كرد: بسمالله الرحمن الرحيم حوادث مؤلمه پيدرپي و فجايع محزنه به ساحت علماي اعلام و روحانيت قم، قلوب مؤمنين را جريحهدار و موجب تأثر شديد اينجانب گرديده است. "و سيعلم الذين ظلموا اي منقلب ينقلبون"؛ اميد است حضرات علما دستهجمعي مهاجرت به عتبات عاليات بنمايند تا بتوانم رأي خود را درباره دولت صادر نمايم. محسنالطباطبايي الحكيم، 8 ذيقعده 1382 ق. اين دعوت براي شركت در يك نشست اضطراري فوقالعاده بود تا تكليف دولت شاهنشاهي معلوم شود. از تلگراف بوي تهديد به مشام ميرسيد. همگان گمان ميكردند كه مرجع بزرگ قصد زمينهچيني براي اعلام جهاد را دارد؛ هرچند مراجع عاليقدر در روزهاي بعد ضمن سپاس از حضرت حكيم اعلام كردند كه بيم آن دارند با مهاجرت علما تشنج و غوغاي بزرگي در كشور پديدار شود، ليك كارگزاران رژیم پهلوی بهشدت از مكتوب حضرت حكيم نگران شدند. واکنش آیتالله خوئی به ماجرای فیضیه برخي ناگفتهها و ناشنيدهها حكايت از آن دارد كه حضرت خوئي پس از هجوم به مدرسه فيضيه در قم، به يكي از حقوقدانان برجسته و سرشناس عراق پيغام داد در اسرع وقت نزد او برود. اين حقوقدان كسي نبود جز محمدعلي آلياسين، استاد مشهور قانون در دانشگاههاي بغداد و برادرزاده آیات شيخ مرتضي آلياسين و شيخ محمدرضا آلياسين. محمدعلي آلياسين در كوتاهترين زمان ممكن و با دستپاچگي از پايتخت عراق به نجف آمد و بيدرنگ به حضور حضرت خوئي شرفياب شد. خبر ورود محمدعلي آلياسين به اطلاع حضرت خوئي رسيد. آقا بيتأمل به اتاق ملاقات آمد و از حضور بهنگام آلياسين تشكر كرد. سيد واقعات اتفاقيه فيضيه و چگونگي يورش ددمنشانه مأموران محمدرضا شاهي به اين مدرسه كه در جوار حرم دخت گرامي امام موسيبن جعفر(ع) –حضرت فاطمه معصومه(س)- قرار دارد و منجر به قتل و جرح طلاب گرديد را بازگفت. آلياسين به آقا عرض كرد كه چه كاري از دستم ساخته است؟ سيد به وي گفت: من از تسلط و اشراف شما به مسائل و مباحث حقوقي آگاهم. شما وكيل دعاوي بينالمللي هستيد و سابقه رسيدگي به پروندههاي بزرگي را در كارنامه داريد. خواستهام از جنابعالي اين است که به نام اینجانب در دادگاه لاهه علیه رژیم پهلوی اقامه دعوی و اعلام جرم کنید. خیالتان هم راحت باشد، چرا که هزینه دادرسی، مخارج سفر و حقالزحمه شما را شخصاً تمام و کمال قول میدهم تأدیه کنم. دکتر آل یاسین که از این سخن مدرس اول و با نفوذ حوزه غافلگیر شده بود لختی با خود اندیشید و آنگاه لب به سخن گشود و خطاب به استاد عالیقدر و مرجع بلند پایه عرض کرد: سرورم، از حسن ظن و اعتماد شما بینهایت سپاسگزارم اما لازم میدانم خدمتتان یادآور شوم که محکمه لاهه جایی برای دادرسی دولتهاست و اشخاص نمیتوانند اقامه دعوی کنند. حضرت خوئی از شنیدن این مطلب متأثر شد و از من خواست درباره آنچه ایشان با من رازدارانه در میان نهاد با کسی سخن نگویم و البته آل یاسین به سید بابت این امر اطمینان داد. بنابراین ايشان مراتب اعتراض شديداللحن خود را در مكتوبي به محمدرضا پهلوی اعلام كرد. معظمله در نامهاي ديگر به علماي سرشناس ايران متذكر شد: «چنانچه از اين قوانين رفع يد نشود آخرين وظيفه خود را انجام خواهيم داد و مسئول حوادث شخص شاه و هيئت دولت خواهند بود». حضرت خوئي دو روز پس از سركوب خونين قيام 15 خرداد و كشتار مردم بيدفاع، اعلاميهای تاريخي صادر كرد كه در نوع خود منحصر به فرد بود و متن آن به شرح زير است: بسمالله الرحمن الرحيم قالالله سبحانه و تعالي: «و لاتركنوا اليالذين ظلموا فتمسكم النار و مالكم من دونالله من اولياء ثم لاتنصرون» كمك و همراهي با ظالمين و ستمگران در شريعت مقدسه اسلاميه از اعظم محرمات است و در حرمت آن بين علماء اعلام خلافي نيست. نظر به اينكه دولت فعلي ايران براي پيشرفت مقاصد شوم خود كه مخالف مقررات دين اسلام است از هرگونه تعدي و ظلم از زدن و كشتن و زندان بردن آقايان علماء اعلام و طلاب علوم دينيه و ساير طبقات مؤمنين مضايقه ندارد، بر هر فردي از افراد مسلمان در هر لباس و هر مقامي كه باشند واجب است كه از همكاري با اين دولت خائن خودداري نمايند. و بر تمام مسلمانان لازم است استغاثه حضرت سيدالشهداء حسينبن علي(عليهالسلام) را در نظر گرفته و از دين مقدس اسلام دفاع نمايند. ابوالقاسم الموسوي الخوئي، نجف اشرف، 14 محرمالحرام 1383 ق. حضرت خوئي همچنین با صدور اطلاعيهاي استفاده از قندوشكر را به جهت اينكه در انحصار دولت بود، تحريم كرد. اين مدرس و فقيه بيهمتا و طراز اول حوزه نجف بدينوسيله كوشيد تا ضربهاي به اقتصاد دولت وارد آورد. گفته شده به علت همين حكم حضرت خوئي در بيت امام خميني نيز چاي و شربت داده نميشد و از مهمانان با سركه شيره پذيرايي به عمل ميآمد. به دفعات نزدیکان حضرت خوئی در ماههای نخستین سال 1342 ش از وی این عبارت به یادماندنی را شنیدند که امروز اسلام به خون نیاز دارد و من حاضر به اهدای خون در این راه میباشم. بنا به گفته حضرت آیتالله شیخ نصرالله شاهآبادی: «همان ایامی که جریانات مدرسه فیضیه اتفاق افتاده بود شبی ساعت یازده حضرت خوئی شخصی را سراغ من فرستاد و من خدمت ایشان رفتم. فرمودند: ایام حج فرصت خوبی است که میتوان مسلمانان جهان را متوجه انقلاب ایران کرد. میخواهم اطلاعیه مفصلی راجعبه نهضت آیتالله خمینی از ابتدا تا این لحظه بنویسید و سعی کنید که همه اینها از حرکت آیتالله خمینی شروع بشود و متکی به ایشان باشد. باید آقای خمینی محور باشد. من امشب بیدار مینشینم تا این را بنویسید و بیاورید. گفتم: آقا این کار نیاز به فرصت دارد. ایشان قبول نکردند و فرمودند: سریعتر بنویسید. من با حاجآقا نورالله (اخوی) درباره فرمایش حضرت خوئی صحبت کردم و ایشان هم شروع کرد به نوشتن و مطلبی منظم و زیبا در 15 صفحه تنظیم شد. نیم ساعت به اذان صبح نزد حضرت خوئی رفتم و دیدم ایشان همچنان منتظر نشسته است. شروع کردم به خواندن متن. خیلی خوششان آمد. آن متن در قالب یک جزوه در آمد و ایشان هم امضا کردند. سپس به دامادشان (آقای حکمی) تلفن کردند و فرمودند: دلم میخواهد این را هرچه سریعتر به عربی، انگلیسی، اردو ترجمه و چاپ کنید. پول زیادتر بدهید که زودتر چاپ کنند. همین کار را هم کردند. جزوهها در چاپخانه نجف چاپ و در گونی گذاشته شد و توسط حجاجی که از طریق کوهستان میرفتند، به عربستان فرستاده شد تا در موسم حج بین حجاج توزیع گردد.» نکته فوقالعاده مهمی که میبایست بدان توجه کرد اینکه حضرت خوئی اولین و یگانه مرجعی است که به صراحت محمدرضا پهلوی را تکفیر کرد که در جزوه "تصریحات خطیره للامام الخوئی حول التغلغل الیهودی فی ایران" بدان اشاره شده است. این جزوه آن هنگام در کتابچهای با عنوان مصاحبه با حضرت آیتالله العظمی خوئی درباره نیرنگ صهیونیسم در ایران در 44 صفحه و در قطع جیبی منتشر شد، که نظر به اهمیت مفاد آن، بخشهایی از نظرگاه این مرجع عالیقدر ایفاد حضور میگردد. این جزوه در نیمه نخست سال 1342 مهیا گردید. عليايحال حوزه نجف هيچگاه در برابر ظلم و تعدي به مسلمانان سكوت اختيار نكرد و همواره مراجع، علما و فضلا واكنشهاي مناسب را اتخاذ كردند. پی نوشت: 1- مرکز اسناد انقلاب اسلامی 2- پایگاه اطلاع رسانی حوزه


