در 24 اردیبهشت 1349 جلسه علني مجلس شوراي ملي كه با حضور اميرعباس هويدا نخست وزير تشكيل شد گزارش مربوط به اقدامات دولت و قطعنامه شوراي امنيت راجع به جدا شدن بحرين از خاك ايران به اطلاع نمايندگان مجلس رسید. سپس مجلس با 187 رأي موافق و 4 رأي مخالف به جدايي بحرين از خاك ايران رأي داد.
بحرین کشوری است که روزگاری جزئی از پیکره ی ایران بود هر چند که بر اساس پیمان های 1882 و 1892 این کشور عملا در زیر سیطره ی انگلستان قرار داشت . این کشور کوچک جزیره ای در طی نظرسنجی که از سوی سازمان ملل انجام گرفت از ایران جدا شد و راه استقلال را پیمود . ایران به عنوان کشور مادر در اقدامی رسمی استقلال بحرین را به رسمیت شناخت و هیئت حسن نیتی را در سال 1949 به سرپرستی منوچهر فلکی را راهی بحرین کرد تا روابط با کشور تازه تاسیس آغاز یابد . با بازگشت نمایندگان ایران از بحرین روابط بین دو کشور روز به روز گسترش بیشتری پیدا کرد. تاریخچه حاکمیت ایران بر کشور بحرین تا پیش از دوران هخامنشی، اقوام کلدانی و فنیقی مدتی بر بحرین حکومت داشتند. از دوران سیادت ناوگان ایران بر آبهای خاورمیانه و مدیترانه و احداث اولین کانال سوئز در دوران هخامنشی، بحرین همواره یکی از استانهای داخلی ایران تلقی میشدهاست. در دوران اشکانیان و ساسانیان نیز بحرین جزء خاک ایران بود. مدت بسیار کوتاهی در اواخر دوره اشکانیان، اعراب بر این جزیره حکومت کردند تا سرانجام توسط اردشیر بابکان شکست خورده و متواری شدند. حمله اعراب به بحرین مجددا با مرگ هرمز دوم در سال ۳۰۹ میلادی صورت گرفت. در سال ۳۲۶ میلادی شاپور دوم با حملهای رعدآسا، بحرین را به تصرف درآورد و در آن کشت و کشتار زیادی کرد. اعراب متجاوز توسط شاپور قتل عام شدند و از کتف اسرای آنان طناب گذرانیده شد و به همین سبب شاپور دوم را ذوالاکتاف لقب دادند. در عوض شاپور دوم به عمران و آبادی جزیره همت گماشت و شهرهایی در آن بنا نمود. از این تاریخ تا ظهور اسلام، ترکیب جمعیتی بحرین نیز به نفع ایرانیان تغییر نمود. در تاریخ طبری به اخراج اعراب و جایگزینی آنان با ایرانیان اشاره شدهاست. در زمان ورود اسلام به این ناحیه، اغلب مردم بحرین مانند سایر ایرانیان زرتشتی و اقلیتی نیز یهودی و مسیحی بودهاند. اگرچه از این زمان، تا زمان شاهنشاهی سلاطین ایرانی آل بویه، حکومت بحرین در دست خلفای بنیامیه و عباسیان و مدتی نیز قرامطه (تحت فرمان فاطمیون مصر) بود، لیکن نفوذ معنوی و فرهنگی ایران، هیچگاه از این منطقه زدوده نشد و تجارت و صنعت بحرین همواره در دست ایرانیان بود. از طرفی ملاحان ایرانی بحرین، سیادت آبهای خلیج فارس و دریای عمان را در دست داشتند و رحمانیهای (معرب مغلوط رهنامه فارسی) بجامانده از دوران ساسانیان، که مسیرهای دریایی و عمق آبها را مشخص مینمود، همچنان پرکاربرد بود. در دوران آل بویه جنگ و خونریزی بین خوارج عرب و امرای ایرانی در این جزایر حکم فرما بود. بحرین در این دوران گاه در دست امرای ایرانی بود و گاه به دست متجاوزین عرب میافتاد. در دوران سلجوقیان و پس از آن نیز این جزایر همچنان در دست ایرانیان بود تا آنکه با حمله مغول، حکام جزیره هرمز (که باز از ایرانیان بودند) بحرین را مسخر ساختند. در دوره اتابکان فارس و همچنین آل مظفر و تیموریان، بحرین نیز به عنوان بخش جدا نشدنی ایران محسوب میشد. تا آنکه سرانجام در اوایل قرن دهم هجری قمری بحرین با توپهای پرتغالی اشغال شد. اشغال بحرین توسط نیروهای پرتغالی در حدود یکصد سال به طول انجامید. در سال ۱۰۱۰، بحرین به دست امرای شاه عباس صفوی آزاد شد. در اواخر عهد صفوی مدتی انگلیسیها و هلندیها ادعای حاکمیت بر بحرین را نمودند. لیکن به دست نادر شاه افشار شکست سختی خوردند. در دوره کریمخان زند به بعد نیز حکام بحرین اسماً و رسماً تابع حکومت ایران بودند و در اختلافات داخلی میان آلخلیفه، جاسمیها و عتوبیها، هریک خود را نماینده بلامنازع شاه ایران میشناختند. در دوران پهلوی دوم در روز 24 اردیبهشت 1349 حزب پان ايرانيست دكتر فضل الله صدر را كه به لايحه دولت هويدا براي جدايي بحرين از ايران رأي مثبت داده بود از حزب اخراج كرد، اما رسما دیگر بحرین از ایران جدا شد. و در نهایت در جلسه علني مجلس شوراي ملي كه با حضور اميرعباس هويدا نخست وزير تشكيل شد گزارش مربوط به اقدامات دولت و قطعنامه شوراي امنيت راجع به جدا شدن بحرين از خاك ايران به اطلاع نمايندگان مجلس رسید. سپس مجلس با 187 رأي موافق و 4 رأي مخالف به جدايي بحرين از خاك ايران رأي داد. پی نوشت: 1- موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی 2- سایت موسسه مطالعات ژئوپولیتیک، استراتژیک، تاریخ و جغرافیای خلیج فارس


