در ادبیات عربی اسلامی چندین سفرنامه از زائران اندلسی خانه خدا آمده است که بر سر راه خود از مصر دیدن کرد ه و پس از گزاردان حج فرصت را غنیمت شمرده و به دیدار از پاره ای شهرهای آسیا پرداخته اند. این گزارش ها به سادگی به نام «رحله» خوانده شده است. شناخته شده ترین این گونه آثار رحله ابن جبیر مسلمان اسپانیولی قرن ششم (دوازدهم م) است.
این جهانگرد «ابن جبیر» عرب اسپانیایی است که یک قرن بعد از غرناطه به زیارت مکه شتافته و تفصیلی که در سفرنامه خود از عراق به ما رسیده است. از آغاز قرن ششم کتاب فارسی دیگری موجود است موسوم به فارسنامه که با دقت بسیار جغرافیای آن سرزمین را به حدّ کفایت نوشته است. از نیمه این قرن کتابی در جغرافیا وجود دارد تالیف ادریسی که در دربار روجر دوم پادشاه نورماندی سیسیل (صقلیه) می زیسته است. ادریسی کتاب خود را به عربی نوشته و دنیایی که در زمان او معروف بوده را به اقلیم ها یعنی به منطقه هایی که بر حسب عرض جغرافیایی بدلخواه خود قسمت کرده مثلا بین النهرین را که عراق و جزیره باشد قسمتی در اقلیم سوم و قسمتی را در اقلیم چهارم گذارده است. بدبختانه از معلومات شخصی او درباره ایران و نواحی خاوری مدیترانه در کتاب او چیزی وجود ندارد اما به آسیای صغیر که در آن زمان هنوز جزء امپراتوری روم بود ه رفته و آن را شرحی بسیار پرارزش داده است ولی اسم اماکن در آن کتاب (به علت مغلوط بودن نسخه ها) غالبا غیر خواناست یا این که چنان تغییر و تصحیف در آن اسامی راه یافته که نمی توان اسم صحیح را از ناصحیح تشخیص داد. اگر بخواهیم خیلی دقیق و گسترده تر در خصوص «ابن جبیر بحث را ادامه دهیم باید گفت که: ابن جبیر در 504 هجری در بلنسیه (والانس) به دنیا آمد. در سبته و غرناطه (گرنادا) به تحصیل علم پرداخت و در فقه و ادب مقام برجسته پیدا کرد، و به دبیری یکی از امیران موحّدی که بر غرناطه فرمان می راند برگزیده شد. سه سفر به مشرق کرد. نخستین سفر همان است که وصف آن در رحله آمده است. دلیل پرداختن به این سفر جالب توجه است: روزی که در خدمت امیر خود بود، این امیر که از نوشیدن شراب مست شده بود. جامی از شراب پر کرد و به او داد و گفت «بنوش! و ابن جبیر در پاسخ گفت که من هرگز شراب نمی نوشم. امیر گفت: به خدا که هفت بار خواهی نوشید» ابن جبیر که حالت خداوندگار خو د را دید چاره ای جز اطاعت ندید. ولی پس از نوشیدن هفت جام، جام دیگری بر کرد و به او داد اما این بار جام آکنده از زر بود. ابن جبیر زره ها را به جیب ریخت و به جایگاه خود بازگشت. همان شب نذر کرد که به کفاره گناهی که مرتکب شده بود به زیارت خانه خدا برود و مالی را که از این گناه نصیب وی شد ه بود در این راه خرج کند. «ابن جبیر» در نویسندگی ذوق فراوان نداشت؛ روش نگارش وی گسترش ندارد و گواه بر جنبه ترس و وسواس او است. ولی این شکل نگارندگی که در زمان نویسنده ممکن بود نقص شمرده شود، در این فاصله بسیار دور سودمند اتفاق می افتد چه برای ما جزئیات بسیار گرانبهایی را به یادگار گذاشته که ممکن بوده است کسانی که در نویسندگی، فراوان دست داشته اند از ذکر آن ها خودداری کنند. چند نمونه آن ها را از نظر خواهیم گذرانید. وی تالیف سفرنامه خود را در تاریخ جمعه 30 ماه شوال سال 578 هنگامی که بر کشتی بر روی دریا در مقابل جبل شلیر قرار داشته شروع کرده بوده است. او این چنین نوشته است: محمد بن جبیر و دوستش احمد بن حسن برای زیارت خانه خدا غرناطه را در بامداد روز پنجشنبه 8 شوال مطابق 3 فوریه بیگانگان آغاز کردند. نخستین منزلگاه قلعه شیدق بود از آن جا به قلعه قبره رفتند از آن جا به شهر استجه ... از آن جا به جبل طارق که در تاریخ 26 همان ماه به آن جا رسیدند. چهارشنبه 28 شوال در سبته بودیم و دریافتیم که یک کشتی یونانی عازم اسکندریه است. بر آن جای گرفتیم و ظهر روز پنجشنبه 29 به راه افتادیم» این ثبت وسواس آمیز روزها و ساعتها بی ارزش نیست. مسافران ما از مقابل جزائر بالئار گذشتند و سپس به محاذات جزیره سیسیل رسیدند. گرفتار طوفان شدند. به یک کشتی یونانی برخوردند که به آنان گفت عازم جزیره صقلّیّه (سیسیل) است، به دنبال آن رفتند و در بندری در جنوب جزیره سرد انیه ماموران سلطان بر کشتی بالا آمدند و نام همه کسانی را که بر آن بودند ثبت کردند. مسلمانان از برابر ایشان گذشته و نام ها و نام کشورهای ایشان به ثبت رسید. از هر یک خواستند که کالا و پولی را که با خود دارد عرضه کند تا زکات آن را بگیرند بی آن که در بند آن باشند که آیا از آخرین پرداخت زکات یک سال گذشته است یا نه ... احمد بن حسن را تنها پیاده کردند تا از وی درباره مغرب چیزهایی بپرسند و نیز در خصوص تغییر کشتی از او سوال کنند. نخست او را نزد سلطان و سپس نزد قاضی و از آن جا به گمرکخانه و نزد چند تن از ماموران سلطان بردند؛ همه جا از او سوال می کردند و پاسخهایش را می نوشتند و سرانجام او را آزاد کردند. به مسلمانان کشتی فرمان رسید که بارهای خود و ذخایری که از راه ایشان بازمانده بود فرود آیند. بر کرانه، کسانی ایشان را می پاییدند و هرچه را که فرود آورده بودند به گمرکخانه حمل می کردند آنان را یک به یک فراخواندند و هرکس می بایستی چیزهای مربوط به خود را معرفی کند. از فراوانی شماره کسانی که در گمرک بودند نَفَسها به شماره افتاده بود. همه بسته های کوچک و بزرگ مورد آزمایش قرار گرفت و آنان را بی هیچ نظمی با هم مخلوط کردند. گمرکچیان دست های خود را در بارها و بسته ها داخل می کردند تا معلوم کنند چه چیز در داخل آن ها است. سپس مسافران را سوگند دادند که چیزی جز آن چه ارائه کردند ندارند؛ و در این میان در زیر این همه دست های جستجوگر بسیار چیزها از میان رفت و پس از این یک ساعت آمیخته با توهین و تحقیر و شرمساری، مردمان را آزاد گذاشتند» در این شرح ساده از بسیاری از کارها آگاه می شویم که در گذشته صورت می گرفته است و هنوز هم متاسفانه نظایر آن ها در بسیاری از کشورها رواج دارد. منبع: کتاب گردشگری در قرآن و تمدن اسلامی سایت دانشنامه اسلامی


