کي از شهداي گرانقدر جنگ تحميلي، طلبه شهيد جعفر انتشاري است که حدود سال 1340 در نجفآباد ديده به جهان خاکي گشود. اوايل دوران نوجوانياش مصادف گشته بود با اواخر دوران حکومت پهلوي. بر اين اساس چون روحيه مذهبي داشت، در سنگر دبيرستان و مدرسه به مبارزه و فعاليت عليه رژيم پهلوي مشغول گشت.
يکي از شهداي گرانقدر جنگ تحميلي، طلبه شهيد جعفر انتشاري است که حدود سال 1340 در نجفآباد ديده به جهان خاکي گشود. اوايل دوران نوجوانياش مصادف گشته بود با اواخر دوران حکومت پهلوي. بر اين اساس چون روحيه مذهبي داشت، در سنگر دبيرستان و مدرسه به مبارزه و فعاليت عليه رژيم پهلوي مشغول گشت؛ و نهتنها خود، بلکه ديگر همسالان و حتي بزرگترها را به اين امر تشويق و ترغيب مينمود. او بهخاطر همين حرکتها، چندينبار مورد ضرب و شتم مزدوران شاه قرار گرفت. پساز پيروزي انقلاب، اين جوان مجاهد وارد حوزه علميه شد و ابتدا در نجفآباد و سپس در شهر مقدس قم به تحصيل علوم اسلامي مشغول گرديد. با آغاز جنگ تحميلي، حضور در جهاد اصغر را بر خود وظيفه دانست؛ وظيفهاي که به راحتيهاي زندگياش پشتپا ميزد و حضورش را در سرزمين خون و خمپاره در پي داشت. ابتدا به مدت سهماه در منطقه سرپل ذهاب به مبارزه مشغول بود و در عملياتهاي فتحالمبين و بيتالمقدس نيز شرکت کرد. در احوالش نوشتهاند که از تقلب و رياکاري فاصله داشت و انساني متواضع و خويشتندار بود. روحيه توجه به دعا و انابهاش طوري بود که مورد توجه دوستان و ديگر آشنايان گشته بود. ظهور همين روحيات اخلاقي موجب شد تا پدر بزرگوارش او را بهعنوان معلم اقوام خويش معرفي نمايد. در همان روزهاي جنگ و جهاد، نسبت به جريان انحرافي وابسته به بنيصدر بينش درستي داشت و از کساني بود که عليه آن افکار به مبارزه آشکار در محيطهاي عمومي چون مسجد پرداخت و در اين مسير متحمل آزار و اذيتهايي نيز شد. او از سوءاستفادههاي برخي با نام و عنوان رنج ميبرد و در وصيتنامهاي که از خود به جاي نهاد، تکيه اصلياش همين مواظبتکردن از نفوذ خطوط انحرافي و فريبنخوردن و پيروي صادقانه از امامت و رهبري در جامعه است. اسير خاک بودن چنين انسانهايي، برايشان دشوار است و هميشه به دنبال روزنهاي براي پرواز ميگردند و سرزمين خوزستان در سال 61 روزنه پرواز شهيد والامقام جعفر انتشاري گشت. منبع: وبسایت افق حوزه



