اجازه ندهیم زنان ایرانی به خاطر ازدواج با یک مرد غیر ایرانی تابعیت کشور دیگری را بگیرند. مطابق آنچه در مجلس ایران گذشت، نمایندگان با مخالفت خود با طرح اعطای تابعیت، بی هویتی گروه كثیری از فرزندان ایران حداقل تا 18 سالگی را رسمیت بخشیده و این مهم، قطعا آسیب های جدی در آینده به دنبال خواهد داشت. وقتی مبنای اعطای هویت به افراد را جنسیت قرار میدهند یقینا از هویت بخشی ایرانی فاصله می گیرند در حالی که تولد فرزند، فارغ از ایرانی بودن پدر یا مادر، باید هویت ایرانی به فرزند اعطا شود چون در این کشور صورت گرفته است. تابعیت، ارث و میراث نیست شخصا حتی قبل از طرح این موضوع در مجلس ششم هم با این طرح موافق بودم زیرا به نظر من ورود به چنین لوایح و توجه به چنین افرادی که در جامعه ما زندگی میکنند اثرات مثبت و جدی بسیار زیادی به همراه دارد. اعطای هویت ایرانی، در کشور ما بر اساس جنسیت افراد تعیین میشود در صورتی که تولد فرزند چه از مادر یا پدر ایرانی باید دارای هویت ایرانی باشد. این در حالی است که مخالفت نمایندگان مجلس با این طرح به معنای آن است که هویت فرزندان را براساس جنسیت تعیین میکنند و چون مادر ایرانی است تابعیت برای آنان معنادار نیست که این موضوع کاملا غلط است. باید توجه داشته باشیم که تابعیت را فارغ از جنسیت به افراد و فرزندان آنان می دهند. فرزندان مادر ایرانی چرا نباید تابعیت ایرانی داشته باشند؟ درست است که این موضوع با نظام حقوقی بین المللی ما مغایرت دارد ولی این موضوع حقوقی باید اصلاح شود زیرا وقتی این طرح مغایرتی با اصول موضوعه، شرع و قوانین طبیعی کشور ندارد چرا نباید اصلاح شود. هویت بر اساس خون باشد موضوع تابعیت دادن به فرزندانی كه مادران آنها ازدواج با اتباع دارند، از این زاویه نیز قابل بحث است كه بی هویت بودن این فرزندان تا 18 سالگی به طور حتم مولد آسیب های اجتماعی تازه در سالهای بعد جامعه ایرانی خواهد بود. اعطای هویت ایرانی را در کشور ما براساس جنسیت افراد تعیین می کنند در صورتی که تولد فرزند چه از مادر یا پدر ایرانی باید دارای هویت ایرانی باشد. گروهی از افراد در کشور اسناد هویتی ندارند. این موضوع منطقی و عقلانی نیست که ما با گروهی از افراد بدون هویت در کشور روبهرو شویم در حالی که در این کشور متولد شده، تحصیل کرده و آداب و رسوم و فرهنگ این کشور را آموخته است. نمایندگان مجلس باید توجه داشته باشند که دنیا به نسبت سال های قبل بسیار تفاوت دارد و کشورهای مختلف افراد را به عنوان مهاجر میپذیرند. به عنوان مثال در حال حاضر دانمارک برای تامین نیروی انسانی خود تمام متخصصان و کارشناسان را می پذیرد و ویزای یک ساله برای کارآفرینی و تولید به آنان می دهد تا چرخ های اقتصاد کشورش بچرخد در حالی که ما در ایران با جمعیت کثیری از منابع انسانی روبهرو هستیم و اصرار داریم که آنان را از کشور برانیم. وزارت خارجه، مدیریت كند دنیا به روش های مختلف از جمله مهاجرت و پناهندگی به دنبال جذب نیروی انسانی است زیرا دنیای امروز دنیای ارتباطات است اما معادلات ما هنوز معادلات قرن بیستمی است. هنوز هم چارچوب سرزمینی، خون و خاک برای ما ارزشمند است در حالی که تغییرات جدی در معادلات دنیا به وجود آمده که باید به آن توجه کنیم ؛ البته نه اینکه این چارچوب ها دارای اشکال باشد اما با توجه به اینکه ما نیز در این دنیا زندگی می کنیم باید بخشی از این تغییرات را بپذیریم. نژاد بهرام ضعف مدیریت و برنامه ریزی برای جمعیت و منابع انسانی کشور را ناشی از عدم همکاری مجموعه دستگاه های اجرایی کشور با یکدیگر دانسته و خاطر نشان می كند: ضعف اصلی ناشی از بی برنامگی و عدم مدیریت وزارت خارجه و وزارت کشور است. آسیب های جامعه را گسترش ندهیم اما موضوع تابعیت دادن به فرزندانی كه مادران آنها ازدواج با اتباع دارند، از این زاویه نیز قابل بحث است كه بی هویت بودن این فرزندان تا 18 سالگی به طور حتم مولد آسیب های اجتماعی تازه در سالهای بعد جامعه ایرانی خواهد بود. چنانچه، فرزندان بیهویت در سنین نوجوانی، به صرف نداشتن هویت، اعمال مجرمانه را عادی تلقی كرده و از آنجا كه اثری بر زندگی اجتماعی آنها ندارد، بساط آسیب های اجتماعی را گسترده تر می كند. اكنون، در جامعه ایرانی بیش از یك میلیون كودك بدون هویت وجود دارد كه بر اساس قوانین فعلی، تا 18 سالگی حق انتخاب تابعیت پدری یا مادری را نداشته و این مسئله مشكلات زیادی را هم برای آنها و هم برای محیط اجتماعی ایجاد خواهد كرد. در چنین شرایطی، مخالفت نمایندگان با دادن تابعیت به این كودكان و بر اساس رابطه خونی یا خاكی خود، نه تنها كمكی به موضوع هویت این فرزندان نكرده ، بلكه چالش های جدی را درآینده ایران ایجاد می كند. منبع: پایگاه حقوقی اندیشه