
برده داري
پاسخ: درپاسخ به اين سوال توجه به مطالب زيرضروري است:
1- اسلام ومساله برده داري
اسلام هرگز ابداع كننده بردگى نبوده است، بلكه در حالى ظهور كرد كه مساله بردگى سراسر جهان را فراگرفته بود، و با تار و پود جوامع بشرى آميخته بود، آن چه غالبا مورد توجه قرار نمىگيرد اين است كه اگر نظام غلطى در بافت جامعهاى وارد شود ريشهكن كردن آن احتياج به زمان دارد، و هر حركت حساب نشده نتيجه معكوسى خواهد داشت، درست همانند انسانى كه به يك بيمارى خطرناك مبتلا شده و بيماريش كاملا پيشرفت نموده است، و يا شخص معتادى كه دهها سال به اعتياد زشت خود خو گرفته، در اين گونه موارد حتما بايد از برنامههاى زمان بندى شده استفاده كرد.
صريح تر بگوئيم: اگر اسلام طبق يك فرمان عمومى دستور مىداد همه بردگان موجود در آن را آزاد كنند، چه بسا بيشتر آن ها تلف مىشدند، زيرا گاه نيمى از جامعه را بردگان تشكيل مىدادند، آن ها نه كسب و كار مستقلى داشتند، و نه خانه و لانه و وسيلهاى براى ادامه زندگى.
اگر در يك روز و يك ساعت معين همه آزاد مىشدند يك جمعيت عظيم بيكار ظاهر مىگشت كه هم زندگى خودش با خطر مواجه بود و هم ممكن بود نظم جامعه را مختل كند، و به هنگامى كه محروميت به او فشار مىآورد به همه جا حملهور شود و درگيرى و خونريزى به راه افتد.
اينجا است كه بايد تدريجا آزاد شوند، و جذب جامعه گردند، نه جان خودشان به خطر بيفتد، و نه امنيت جامعه را به خطر اندازند، و اسلام درست اين برنامه حساب شده را تعقيب كرد.
اين برنامه مواد زيادى دارد كه رؤس مسائل آن به طور فشرده و فهرستوار در اينجا مطرح مىشود و شرح آن نياز به كتاب مستقلى دارد:
ماده اول- بستن سرچشمههاى بردگى
بردگى در طول تاريخ اسباب فراوانى داشته، نه تنها اسيران جنگى و بدهكارانى كه قدرت بر پرداخت بدهى خود نداشتند به صورت برده درمىآمدند كه زور و غلبه نيز مجوز برده گرفتن و بردهدارى بود، كشورهاى زورمند نفرات خود را با انواع سلاحها به ممالك عقب افتاده آفريقايى و مانند آن مىفرستادند، و گروه، گروه از آنها را گرفته و اسير كرده و با كشتيها به بازارهاى ممالك آسيا و اروپا مىبردند.
اسلام جلو تمام اين مسائل را گرفت، تنها در يك مورد اجازه بردهگيرى داد و آن در مورد اسيران جنگى بود، و تازه آن نيز جنبه الزامى نداشت، و به طورى كه از آيات قران استفاده مي شود به مسلمان ها اجازه داده شده است كه طبق مصالح اسيران را بىقيد و شرط يا پس از پرداخت فديه آزاد كنند.
در آن روز زندان هايى نبود كه بتوان اسيران جنگى را تا روشن شدن وضعشان در زندان نگهداشت، و راهى جز تقسيم كردن آن ها در ميان خانوادهها و نگهدارى به صورت برده نداشت.
بديهى است هنگامى كه چنين شرائطى تغيير يابد هيچ دليلى ندارد كه امام مسلمين حكم بردگى را در باره اسيران بپذيرد مىتواند آنها را از طريق من و فداء آزاد سازد، زيرا اسلام پيشواى مسلمين را در اين امر مخير ساخته تا با در نظر گرفتن مصالح اقدام كند، و به اين ترتيب تقريبا سرچشمههاى بردگى جديد در اسلام بسته شده است.
ماده دوم- گشودن دريچه آزادى
اسلام برنامه وسيعى براى آزاد شدن بردگان تنظيم كرده است كه اگر مسلمانان آن را عمل مىكردند در مدتى نه چندان زياد همه بردگان تدريجا آزاد و جذب جامعه اسلامى مىشدند؛ رئوس اين برنامه چنين است:
الف- يكى از مصارف هشتگانه زكات در اسلام خريدن بردگان و آزاد كردن آنها است (توبه- آيه 60) و به اين ترتيب يك بودجه دائمى و مستمر براى اين امر در بيت المال اسلامى در نظر گرفته شده كه تا آزادى كامل بردگان ادامه خواهد داشت.
ب- براى تكميل اين منظور مقرراتى در اسلام وضع شده كه بردگان طبق قراردادى كه با مالك خود مىبندند بتوانند از دسترنج خود آزاد شوند (در فقه اسلامى فصلى در اين زمينه تحت عنوان مكاتبه آمده است) .
ج- آزاد كردن بردگان يكى از مهمترين عبادات و اعمال خير در اسلام است، و پيشوايان اسلام در اين مساله پيشقدم بودند، تا آنچه كه در حالات على(ع ) نوشتهاند: اعتق الفا من كديده: هزار برده را از دسترنج خود آزاد كردند .
د- پيشوايان اسلام بردگان را به كمترين بهانهاى آزاد مىكردند تا سرمشقى براى ديگران باشد، تا آنجا كه يكى از بردگان امام باقر (ع )كار نيكى انجام داد امام ع فرمود:
اذهب فانت حر فانى اكره ان استخدم رجلا من اهل الجنه: برو تو آزادى كه من خوش ندارم مردى از اهل بهشت را به خدمت خود درآورم .
در حالات امام سجاد على بن الحسين ع آمده است: خدمتكارش آب بر سر حضرت مىريخت ظرف آب افتاد و حضرت را مجروح كرد، امام ع سر را بلند كرد، خدمتكار گفت: و الكاظمين الغيظ حضرت فرمود: خشمم را فرو بردم عرض كرد: وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ فرمود: خدا تو را ببخشد عرض كرد: وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ فرمود: برو براى خدا آزادى
ه- در بعضى از روايات اسلامى آمده است: بردگان بعد از هفت سال خود به خود آزاد مىشوند، چنان كه از امام صادق ع مىخوانيم: من كان مؤمنا فقد عتق بعد سبع سنين، اعتقه صاحبه ام لم يعتقه، و لا يحل خدمه من كان مؤمنا بعد سبعه سنين؛ كسى كه ايمان داشته باشد بعد از هفت سال آزاد مىشود صاحبش بخواهد يا نخواهد و به خدمت گرفتن كسى كه ايمان داشته باشد بعد از هفت سال حلال نيست. در همين باب حديثى از پيامبر گرامى اسلام ص نقل شده كه فرمود: ما زال جبرئيل يوصينى بالمملوك حتى ظننت انه سيضرب له اجلا يعتق فيه؛ پيوسته جبرئيل سفارش بردگان را به من مىكرد تا آنجا كه گمان كردم به زودى الاجلى براى آنها مىشود كه به هنگام رسيدن آن آزاد شوند .
و- كسى كه برده مشتركى را نسبت به سهم خود آزاد كند موظف است بقيه را نيز بخرد و آزاد كند. و هر گاه بخشى از بردهاى را كه مالك تمام آن است آزاد كند اين آزادى سرايت كرده و خود بخود همه آزاد خواهد شد .
ز- هر گاه كسى پدر يا مادر و يا اجداد و يا فرزندان يا عمو يا عمه يا دايى يا خاله، يا برادر يا خواهر و يا برادرزاده و يا خواهرزاده خود را مالك شود فورا آزاد مىشوند.
ج- هر گاه مالك از كنيز خود صاحب فرزندى شود فروختن آن كنيز جائز نيست و بايد بعد از سهم ارث فرزندش آزاد شود.
اين امر وسيله آزادى بسيارى از بردگان مىشد، زيرا بسيارى از كنيزان به منزله همسر صاحب خود بودند و از آنها فرزند داشتند.
ط- كفاره بسيارى از تخلفات در اسلام آزاد كردن بردگان قرار داده شده (كفاره قتل خطا- كفاره ترك عمدى روزه- و كفاره قسم را به عنوان نمونه در اينجا مىتوان نام برد).
ى- پارهاى از مجازاتهاى سخت است كه اگر صاحب برده نسبت به بردهاش انجام دهد خود به خود آزاد مىشود .
ماده سوم- احياى شخصيت بردگان
در دوران برزخى كه بردگان مسير خود را طبق برنامه حساب شده اسلام به سوى آزادى مىپيمايند اسلام براى احياى حقوق آنها اقدامات وسيعى كرده است، و شخصيت انسانى آنان را احياء نموده، تا آنجا كه از نظر شخصيت انسانى هيچ تفاوتى ميان بردگان و افراد آزاد نمىگذارد و معيار ارزش را همان تقوا قرار مىدهد، لذا به بردگان اجازه مىدهد همه گونه پستهاى مهم اجتماعى را عهدهدار شوند، تا آنجا كه بردگان مىتوانند مقام مهم قضاوت را عهدهدار شوند .
در عصر پيامبر ص نيز مقامات برجستهاى از فرماندهى لشكر گرفته تا پست هاى حساس ديگر به بردگان يا بردگان آزاد شده سپرده شد.
بسيارى از ياران بزرگ پيامبر ص بردگان بودند و يا بردگان آزاد شده، و در حقيقت بسيارى از آنها به صورت معاون براى بزرگان اسلام انجام وظيفه مىكردند.
سلمان و بلال و عمار ياسر و قنبر را در اين گروه مىتوان نام برد، بعد از غزوه بنى المصطلق پيامبر ص با يكى از كنيزان آزاد شده اين قبيله ازدواج كرد و همين امر بهانهاى آزادى تمام اسراى قبيله شد.
ماده چهارم- رفتار انسانى با بردگان
در اسلام دستورات زيادى در باره رفق و مدارا با بردگان وارد شده تا آنجا كه آنها را در زندگى صاحبان خود شريك و سهيم كرده است.
پيغمبر اسلام ص مىفرمود: كسى كه برادرش زير دست او است بايد، از آنچه مىخورد به او بخوراند و از آنچه مىپوشد به او بپوشاند، و زيادتر از توانايى به او تكليف نكند .
على ع به غلام خود قنبر مىفرمود: من از خداى خود شرم دارم كه لباسى بهتر از تو بپوشم، زيرا رسول خدا ص مىفرمود: از آنچه خودتان مىپوشيد بر آنها بپوشانيد و از آنچه خود مىخوريد به آنها غذا دهيد .
امام صادق ع مىفرمايد: هنگامى كه پدرم به غلامى دستور انجام كارى مىداد ملاحظه مىكرد اگر كار سنگينى بود بسم اللَّه مىگفت و خودش وارد عمل مىشد و به آنها كمك مىكرد .
خوشرفتارى اسلام نسبت به بردگان در اين دوران انتقالى به اندازهاى است كه حتى بيگانگان از اسلام نيز روى آن تاكيد و تمجيد كردهاند.
اسلام به بردگان فوق العاده مهربان است پيغمبر اسلام ص در باره بردگان سفارش بسيار نموده،
به عنوان نمونه جرجى زيدان در تاريخ تمدن خود چنين مىگويد:
اسلام به بردگان فوق العاده مهربان است پيغمبر اسلام ص در باره بردگان سفارش بسيار نموده، از آن جمله مىفرمايد: كارى كه برده تاب آن را ندارد به او واگذار نكنيد، و هر چه خودتان مىخوريد به او بدهيد.
در جاى ديگر مىفرمايد: به بندگان خود كنيز و غلام نگوئيد، بلكه آنها را پسرم و دخترم خطاب كنيد! قرآن نيز در باره بردگان سفارش جالبى كرده و مىگويد: خدا را بپرستيد، براى او شريك مگيريد، با پدر و مادر و خويشان و يتيمان و بينوايان همسايگان نزديك و دور و دوستان، و آوارگان، و بردگان جز نيكوكارى رفتارى نداشته باشيد، خداوند از خودپسندى بيزار است .
ماده پنجم- بدترين كار انسانفروشى است!
اصولا در اسلام خريد و فروش بردگان يكى از منفورترين معاملات است تا آنجا كه در حديثى از پيغمبر اكرم ص آمده است:
شر الناس من باع الناس!
بدترين مردم كسى است كه انسانها را بفروشد .
همين تعبير كافى است كه نظر نهايى اسلام را در مورد بردگان روشن سازد و نشان دهد جهتگيرى برنامههاى اسلامى به كدام سو است.
و از اين جالب تر اين كه يكى از گناهان نابخشودنى در اسلام سلب آزادى و حريت از انسانها و تبديل آنها به يك متاع است، چنان كه در حديثى از پيغمبر گرامى اسلام ص آمده است:
ان اللَّه تعالى غافر كل ذنب الا من جحد مهرا، او اغتصب اجيرا اجره، او باع رجلا حرا:
خداوند هر گناهى را مىبخشد جز (سه گناه): كسى كه مهر همسرش را انكار كند، يا حق كارگرى را غصب نمايد، و يا انسان آزادى را بفروشد . طبق اين حديث غصب حقوق زنان، و حق كارگران، و سلب آزادى از انسانها سه گناه نابخشودنى است.
همانگونه كه در بالا آورديم اسلام تنها در يك مورد اجازه بردهگيرى مىدهد و آن در مورد اسيران جنگى است، آن هم هرگز جنبه الزامى ندارد در حالى كه در عصر ظهور اسلام، و قرنها بعد از آن بردهگيرى از طريق زور و حمله به كشورهاى سياهپوستان و دستگير كردن انسانهاى آزاد، و تبديل آنها به بردگان، بسيار زياد بود، و گاهى در مقياسهاى وحشتناك روى آن معامله مىشد، بطورى كه در اواخر قرن 18 ميلادى دولت انگلستان هر سال دويست هزار برده را معامله مىكرد، و هر سال يكصد هزار نفر را از آفريقا گرفته و به صورت بردگان به آمريكا مىبردند .
كوتاه سخن اينكه كسانى كه به برنامه اسلام در مورد بردگان خود خردهگيرى مىكنند از دور سخنى شنيدهاند، و از اصول اين برنامه و جهتگيرى آن كه همان آزادى تدريجى و بدون ضايعات بردگان است اطلاع دقيقى ندارند، و يا تحت تاثير افراد مغرضى قرار گرفتهاند كه به گمان خود اين را نقطه ضعف مهمى براى اسلام شمرده و روى آن تبليغات دامنهدارى به راه انداختهاند.(تفسير نمونه، ج21، ص: 413)
پس به طور خلاصه مي توان در پاسخ به اين پرسش چنين گفت :
آزادي بردگان يكي از اهداف مهم دين نجات بخش اسلام بود و اين كار به تدريج و با گذشت زمان محقّق شد، ولي بايد توجه داشت كه اگر مسئله ناهنجاري در يك جامعه ريشه بدواند و مدتها بدان عمل شود، نميتوان در مدت كوتاه آن را ريشه كن نمود، بلكه براي از بين بردن آن بايد تدريجاََ اقداماتي نمود، در غير اين صورت مشكلات عظيمي را به بار خواهد آورد. اگر پيامبر گرامي اسلام (ص)، در ابتداي ظهور اسلام، بردهداري را به يكباره لغو ميكرد و مسلمانان بردههاي فاقد ثروت و سرمايه را آزاد كرده، از خانههاي خود ميراندند، مشكلات مختلفي پديد ميآمد؛ به گونهاي كه بسياري از آنان از گرسنگي ميمردند و يا برخي از آنها مرتكب گناهان مهم اجتماعي همچون سرقت، زنا، لواط و مانند آن ميشدند و خلاصه شيرازه جامعه را بر هم ميزدند؛ بنابراين آزادي يكباره بردگان، كار صحيحي نبوده است. بدين جهت، اسلام برنامه آزادي تدريجي آنها را پايهگذاري كرده تا بردگان به تدريج آزاد گرديده، جذب جامعه اسلامي شوند.
2- برتري دراسلام
اسلام تمام افراد بشر را از يك پدر و مادر مىداند و هيچ امتيازى براى رنگ، ثروت، مقام، قبيله، نژاد و... قائل نمىشود و تنها امتياز را تقوا مىشمارد و گرامىترين مردمان را، پرهيزگارترين آنان مىداند (حجرات (49)، آيه 14 )اسلام، مردم را با هم برابر مىداند؛ چنان كه پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله فرمود: «الناس كلهم سواء كاسنان المشط» ؛ «تمامي انسانها مانند دانههاى شانه برابرند (صدوق، من لايحضره الفقيه، قم: انتشارات جامعه مدرسين، 1413 ه. ق، ج 4، ص 379.) در نگاه اسلام، نابودى ملتها و اقوام مختلف، ناشى از عدم مساوات آنان در برابر قانونِ حق و اجرا نشدن آن در سطح جامعه است. اين رويكرد، بر خلاف نظر ارسطو است كه مىخواهد ثابت كند، غلام و برده فطرتاً وجود داشته و وجود خواهد داشت! به عبارت ديگر بردگى نزد عدهاى فطرى است و خداوند عدهاى از مردم را آفريده تا برده و غلام ديگران باشند! (ر.ك: منتسكيو، شارل، روح القوانين، ترجمه على اكبر مهتدى، تهران: اميركبير، چاپ هفتم، 1355، ص 415.)
اسلام، بردگى را فطرى نمىداند و اعتقاد ندارد كه خداوند دو نوع انسان آفريده است: يكى، آزاد و ديگرى غلام و برده. اما اسلام برخلاف اعتقاد مردم روم، يونان باستان و عربستان، در حق بردگان - مبنى بر اينكه آنان هيچگونه حقوق اجتماعى ندارند - ضمن احترام به شخصيت ايشان، آنان را در صف بقيه مردم شمرده و براى آنان حقوق متناسب وضع كرده است. اگر احياناً در حقوق آنان، اختلاف ناچيزى ديده مىشود، به جهت مصلحت خود بردگان و رعايت مصالح اجتماع بوده و هيچ گونه تحقير و توهينى در آن منظور نبوده است. اسلام بر خلاف روشهاى ظالمانه و غيرانسانى بسيارى از نقاط جهان، شالوده يك روش عادلانه را پىريزى كرد و در مجموع شرايطى براى بردگان فراهم ساخت كه آنان به مقامات و درجات مهم علمى و سياسى در جامعه اسلامى دست يافتند. حتى حكومت «مماليك» ، سالها(648-923ق) بر بخش قابل توجهي از كشورهاى اسلامى (مصر و شام) حكومت كردند. در حقيقت اسلام با فراهم آوردن شرايط انسانى و عاطفى براى زندگى بردگان، آنان را از سراسر دنيامشتاق پيوستن به جامعه اسلامى نمود و آنان در بازگشت به وطن خود، همراه با آزادى، مُبَلِغ و مروج دين اسلام شدند.
3- الغاى يكباره بردگى
الغاي يك باره بردگي به طور كامل در آن زمان ممكن نبود، زيرا:
يك - نظم اقتصادى مردم آن روز به هم مىخورد و زندگى از هم مىپاشيد. از اين جهت، اسلام راه ديگرى را پيش گرفت كه در ضمن آن، بردگى به تدريج از بين مىرفت؛ بدون آنكه نظام اجتماعى و اقتصادى جامعه، از هم گسسته شود. از اين رو در مرحله نخست، همگان را ترغيب به كار و كوشش و دورى از تنبلى، بىكارى و عياشى نمود تا جامعه از وضعيت سابق - كه همه كارها بر دوش بردگان بود - فاصله گيرد. سپس راههاى زيادى براى رهايى بردگان قرار داد تا به تدريج، هم بردگى لغو گردد و هم مردم به زندگى فعال و به دور از عياشى، عادت كنند.
دو- برخى از انديشمندان، آزادى دفعى بردگان را خطرآفرين مىدانند. منتسكيو با توجه به تجربه بسيار تلخي كه غرب در اين زمينه شاهد آن بوده است درباره رها ساختن دسته جمعى بردگان در يك زمان، چنين مىنويسد: «آزاد كردن عده بىشمارى از غلامان به وسيله وضع يك قانون مخصوص، صلاح نيست؛ زيرا موجب اختلال نظم اقتصادى جامعه مىگردد و حتى معايب اجتماعى و سياسى دارد. براى مثال در ولسينى چون غلامان آزاد شده حق رأى دادن در انتخابات را پيدا كرده بودند، حائز اكثريت گرديده، قانونى وضع كردند كه به موجب آن، هر كس از افراد آزاد عروسى كند، يكى از غلامان آزاد شده بايد در شب اول عروسى با دختر تازه عروس بخوابد و شب دوم او را تسليم داماد كند! بنابراين آزاد كردن غلامان، بايد تدريجى و همراه با فرهنگ سازىهاى لازم و مناسب باشد. براى مثال قانون گذار ممكن است اجازه دهد، غلامان از عوايد كارهايشان خود را از ارباب خويش خريدارى نموده، و يا دوره غلامى را محدود كنند.» (منتسكيو، روح القوانين، ص 428، تهران: امير كبير، چاپ هفتم، 1355)
سه- گوستاو لوبون نيز با تكيه بر تجربه عيني خود در اين باره مي گويد غلامان چون بي تجربه و بىاستعداد بار آمده بودند آزاد شدن يكباره شان غير معقول بود. از اين جهت اگر اسلام، همه آنها را يكباره از قيد بردگى آزاد مىساخت، ممكن بود در اثر نداشتن تجربه كافى و لياقت، قادر به تشكيل زندگى مستقل و اداره آن نباشند. در نتيجه مانند غلامان قديم آمريكا - كه بعد از آزاد شدن بر اثر علت ياد شده، به كلى نيست و نابوده شدهاند - از بين مىرفتند(گوستاولوبون، تمدن اسلام و عرب، ص 482.)
از اين رو قانونگذار اسلام، در عين آنكه براى خلاصى بردگان، فكرى اساسى و برنامه كاملى تنظيم كرده، از امور ياد شده غفلت نورزيده است.
چهار- امكانات حكومت تازه تأسيس آن زمان، به گونهاى نبود كه بتواند اسيران جنگى را در اماكن خاصى مثل زندانها، نگهدارى كند. بدين جهت اسيران در ميان جنگاوران تقسيم مىشدند. آنان بردگان را به خانههاى خود مىبردند تا هم امنيت جانىشان تضمين شود و هم پراكنده شده و امكان اجتماع و شورش نداشته باشند. از طرف ديگر ناچار به تغذيه آنان بودند و در مقابل از كار آنها نيز استفاده مىكردند.
مارسل بوازار در اينباره مىنويسد: «اسلام به خاطر تأمين جانى و جلوگيرى از تجاوز به اسيران جنگى، آنها را طبق ضوابطى در قبايل عرب، به عنوان برده يا كنيز تقسيم مىكرده؛ ولى به تدريج آنان را از تمامى حقوق شهروندان مسلمان، بهرهمند مىساخته است (بوازار، مارسل، اسلام و حقوق بشر، ترجمه دكتر محسن مؤيدى،تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامى 1358، ص 49) وي درجاي ديگرضمن بررسى امتيازات روش اسلام در برخورد با مسئله بردگى - مىنويسد: «ديگر از تعاليمى كه قرآن كريم در مسائل مربوط به برده و كنيز داده و نشانهى خصلت انسان دوستى اسلام است، تشويق مسلمانان به آزاد ساختن برده و گماشتن او به كارهاى متناسب با استعداد و مهارت او است. در راه اجراى هر چه بهتر اين برنامه انسانى، اسلام كمك هزينهاى را از بيتالمال اختصاص داده است؛ بدين ترتيب كه پرداخت وجوهى را به منظور بهبود شرايط زندگى و آزاد ساختن و به كار شايسته گماشتن بردگان بابت زكات، پذيرفته است (بقره، آيه 177) مهمتر از همه اينها، آزادى برده بنا به خواست او و پرداخت سرمايه لازم بدو و نيز زناشويى وي با كنيزانى است كه تمايل به ازدواج داشتهاند (جهت احتراز از زنا و كامجويى به اجبار) )نور ، آيه 33 )
در اسلام بسيار پافشارى شده كه بعد از آزادى برده بايد سرمايهاى براى كار توليدى به او پرداخت شود، اين عمل آزادى اقتصادى او را نيز تضمين مىكرد و از بهره كشى آينده او به وسيله افراد پولدار يا متنفذ، جلوگيرى مىنمود. اما قوانين آزادى بردگان در آمريكا، كوچكترين كمك مادى به برده آزاد شده نمىكرد. غالباً به علت دشوارىهاى اقتصادى و بيكارى، بردگان سياه پوست چندان از آزادى خود استقبال نكردند و پس از مدتى سرگردانى و بلاتكليفى و تيرهروزى به سوى ارباب نخستين خود بازگشتند. در حالى كه قرآن با روشن بينى، ضمن مبارزه با بهرهكشى و بيگارى انسانها، جلوگيرى از عدم تعادل اقتصادى جامعه را نيز پس از آزادى بردگان، پيشى بينى كرده است. توصيه به رفتار شايسته و نيكوكارى نسبت به پدر و مادر، خويشاوندان، يتيمان، مستمندان، همسايگان و در راه ماندگان، خدمتكاران و بردگان را نيز در بر مىگيرد(نور ، آيه 39) در صدر اسلام - به خصوص دوران حيات پيامبر صلىاللهعليهوآله - بردگان نه تنها آزاد مىشدند؛ بلكه از تعليم و تربيت و مراقبت نيز بهرهمند مىگرديدند. به عنوان نمونه ميتوان به داستان زيد بن حارثه اشاره كرد كه بردهاى آزاد شده بود. وى به مقام صحابى پيامبر صلىالله عليه وآله و كتابت قرآن و حديث رسيد و فرزند او اسامه، از فرماندهان بزرگ سپاه اسلام بود. بلال حبشى نيز به فرماندارى مدينه رسيد. در ادوار بعد نيز ميتوان به «قطبالدين آيبك» اشاره نمود. وي بردهاى بود كه امپراتورى بزرگ اسلام را در سرزمين هندوستان بنيان نهاد (بوازار، مارسل، اسلام و حقوق بشر، صص 48 – 49)
4- اما در پاسخ به اين سوال كه چرا امامان(ع) غلام و كنيز داشتند:
اولا: (ضمن پرهيز از مقايسه آن دوران با عصر حاضر) توجه و مقايسه مطالب فوق پيرامون بردگان درك بهتر وضعيت روحي و اجتماعي حاكم بر آن دوران را فراهم ميسازد. در عصري كه با بردگان حتي گاه همانند حيوانات نيز رفتار نميشد، برخورد ائمه با آنان را مقايسه فرمائيد.
ثانيا: راز غلام و كنيز داشتن آنان اين است كه: آنها از اين طريق نوعي كلاس رهايي بخش داير كردند، ولي نه فقط آزادسازي تن، بلكه اول آزادسازي عقل و روح و انديشه و سپس آزادي تن. يكي از شيوه هاي امامان خريد بسيار زياد غلامان و آوردن آنها در خانه و قرار دادن آنان تحت تعليم و تربيت اصيل و مآب اسلامي و پرورش فكري و معنوي و سپس آزادسازي آنان بوده است. امام سجاد(ع) هزاران برده را به اين شكل خريده و تربيت ديني كرده و آزاد كردند به طوري كه مشهور به لشگر مواليان شدند. (جعفريان، رسول، حيات فكرى و سياسى امامان شيعهعليهم السلام، قم: انصاريان، چاپ اول، 1376، ص 280) آنان نيز كه ميماندند خودشان نميخواستند از ائمه(ع) جدا شوند.
براى مطالعه بيشتر ضمن مراجعه به منابع مذكور در متن ميتوانيد به اين موارد نيز رجوع كنيد:
الف. طباطبايى، سيدمحمدحسين، تفسير الميزان، ج6 (عربى) و ج12 (فارسى)، ذيل آيات 116 تا 120؛
ب. موسوى زنجانى، اسلام و مسئله آزادى بردگى؛
پ. حجتى كرمانى، از بردگى روم قديم تا ماركسيسم؛
ت. مكارم شيرازى، ناصر، فرآوردههاى دينى؛
ث. بيدار فكر، بردهدارى در روم باستان؛
ج. مبشرى، اسداللَّه، حقوق بشر؛
ح. گرامى، محمد على، نگاهى به بردگى؛
خ. ايرجى، صادق، بردگى در اسلام؛
د. حسينى، مصطفى، بردگى از ديدگاه اسلام؛
ه. شهيد مطهري، يادداشتها(موضوعي) ج10.
منبع:پرسمان دانشجویی


