بايد به اين نكته مهم توجه داشت كه التزام عملي به ولايت و ولايت ‏پذيري از ولي راستين ‏خدا، زماني به نقطه ايده ‏آل خود مي ‏رسد و مايه رستگاري و نجات مي‏ گردد

شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۰


اعتقاد به نبوّت و ولايت
پس از آنكه ضرورت و حقانيت نبوّت و ولايت به دلايل عقلي و نقلي، اثبات شد، اكنون ‏نوبت به ما انسان‏ هاي گرونده به دين حق و حقيقت ‏طلب مي‏ رسد كه بايد به اين واقعيت ‏ترديد ناپذير و سرنوشت‏ ساز اعتقاد پيدا كرده، ايمان بياوريم و به محتواي آن گردن نهيم. قرآن كريم درباره ضرورت اعتقاد به نبوّت، مي‏ فرمايد:«آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِن رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ كَلٌّ آمَنَ بِاللّهِ وَمَلاَئِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لاَنُفَرِّقُ بَيْنَ‏ أَحَدٍ مِن رُسُلِهِ وَقَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ ؛ پيامبر(ص) به آنچه از سوي پروردگارش بر او نازل شده، ايمان آورده است؛ و همه مؤمنان نيزبه خدا و فرشتگان او و كتاب‏ ها و فرستادگانش، ايمان آورده‏ اند و مي‏ گويند: ما - ميان هيچ ‏يك از پيامبران او فرق نمي‏ گذاريم و به همه ايمان داريم و مؤمنان گفتند: ما شنيديم و اطاعت كرديم. پروردگارا (انتظارِ)آمرزشِ تو را داريم و بازگشت ما به سوي توست».(بقره،آیه 285) (352)
اين آيه، حقيقت ايمان و بندگي را به تمام و كمال ارائه كرده است، كه هم تسليم قلبي و باطني  و هم تسليم ظاهري و عملي، مي‏ باشد؛ زيرا در جمله و قالوا سمعنا و اطعنا... شنيدن، كنايه است از پذيرفتن و اقرار كردن، و اطاعت نيز به معناي انقياد در مقام عمل است. بنابراين، با مجموع شنيدن و اطاعت كردن، اعتقاد و ايمان به نبوّت و التزام عملي به‏ محتواي آن تحقق كامل پيدا مي‏ كند.(353)
چنان كه آيه زير نيز بر لزوم ايمان توأم با عمل و تسليم محض شدن دلالت دارد:«فَلاَ وَرَبِّكَ لاَ يُؤْمِنُونَ حَتَّي‏ يُحَكِّمُوكَ فِيَما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لاَ يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ‏وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيماً؛ به پروردگارت سوگند، ايمان نمي ‏آورند، مگر آنكه تو پيامبر(ص) را در مورد آن چه ميانشان ‏مايه اختلاف است داور گردانند، سپس از حكمي كه كرده ‏اي در دلهايشان احساس ناراحتي (وترديد) نكنند و كاملاً تسليم و انقياد فرود آورند».(نساء،آیه65) همين جايگاه را ولايت نيز دارا مي ‏باشد؛ زيرا ولايت معصومين‏ (ع) از چنان جايگاه بلند اعتقادي برخوردار است كه بدون باور به آن، هرگز نمي‏ توان به حقيقت ايمان و رستگاري ‏حقيقي رسيد، هم چنان كه اعتقاد به آن بدون التزام عملي به آن در رفتار و اعمال ظاهري نيز آن ‏چنان كه بايد سودمند نبوده و نجات‏ بخش نيست.
مهم‏ ترين آيه ‏اي كه از آن ضرورت اعتقاد به ولايت به دست مي ‏آيد، همان آيه - يا آيات -ولايت(مائده،آیه56 - 55) است؛ زيرا اگر چه معناي مطابقي و يا ظهور معنايي آن بيشتر ناظر به‏ ضرورت اصل ولايت و اثبات آن است، ولي مفهوم چنين ضرورتي، همان ضرورت اعتقاد به‏ آن است نه چيز ديگري.(354)
آيه زير نيز به ضرورت التزام عملي به ولايت و فرمان بري بي‏ چون و چرا از واليان راستين، تصريح كرده و تأكيد مي‏ ورزد:«يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُم؛ اي كساني كه ايمان آورده‏ ايد، اطاعت كنيد خدا را و اطاعت كنيد پيامبر خدا و صاحبان امر را».(نساء،آیه59)
در اين آيه، اطاعت از اولي ‏الامر - كه حضرت علي‏ (ع) و يازده فرزند معصوم ایشان از ائمه اهل‏ بيت(‏ع) ‏مي‏ باشند - نيز مانند اطاعت خدا و پيامبر او، بدون قيد و شرط و به صورت مطلق واجب شده‏است؛ زيرا همان ‏گونه كه خدا و پيامبرش جز به حق، صلاح و رستگاري فرمان نمي ‏دهند، صاحبان امر نيز چنين ‏اند. به همين دليل، آنان نيز از مقام عصمت كبری و مطلق برخوردارند؛ و از آيه چنين عصمتي براي آنان نيز اثبات مي ‏شود. همان ‏طور كه رسول خدا(ص) از سوي ‏خدا تعيين شده، معرّفي مي ‏گردد، طبق اين آيه، اولی الامر نيز بايد از سوي خداوند نصب و معرفي شوند؛ زيرا خداوند به اطاعت از آنان همانند پيامبر(ص) فرمان داده است.(355)
بنابراين، براساس اين آيه، ولايت‏ پذيري اجتناب ‏ناپذير است. چنان كه در روايات فراواني ‏از منابع روايي سنّي و شيعه نيز اعتقاد به ولايت و التزام عملي به آن آمده است. پذيرش‏ ولايت و رهبري همه جانبه اميرمؤمنان علي (‏ع) و امامان ديگر از اهل ‏بيت (‏ع) آن چنان‏ اهميت دارد كه خوارزمي از عالمان مشهور سنّي مذهب، از پيامبر(ص) نقل كرده كه خطاب به‏ حضرت علي‏ (ع) فرمود:«يا علي! اگر بنده‏اي خدا را به درازاي عمر نوح‏ (ع) پرستش كند، هم وزن كوه احد در راه خدا انفاق نمايد، هزار حج را پياده به جا آورد و سرانجام ميان صفا و مروه مظلومانه كشته شود، ولي‏ ولايت شما را نپذيرفته باشد، بوي بهشت به مشامش نخواهد رسيد و داخل آن نخواهد شد!».(356)
شبيه اين روايت با روشن گري بيشتر در منابع شيعه از امام باقر(ع) روايت شده، فرمود:«لَوْ اَنَّ رَجُلاً قامَ لَيْلَهُ وَ صامَ نَهارُهُ وَ تَصَدَّقَ بِجَميعِ مالِهِ وَ حَجَّ جَميعَ دَهْرِهِ وَ لَمْ يَعْرِفْ وِلايَةَ وَلِي‏اللَّهِ فَيُوالِيَهُ وَ يَكُونَ جَميعُ اَعْمالِهِ بِدِلالتِهِ اِلَيْهِ، ما كانَ لَهُ عَلَي‏اللَّهِ حَقٌّ في‏ ثَوابِهِ وَ لاكانَ مِنْ اَهْلِ‏الايمانِ؛ اگر مردي شب ها به عبادت ايستد و روزها روزه گيرد و تمام مالش را صدقه دهد و تمام عمرش را حج به جا آورد ولي ولايت ولي خدا را نشناسد تا به ولايت پذيري او گردن نهد و همه كارهايش‏را با راهنمايي او انجام دهد، هيچ ‏گونه استحقاق پاداشي از خدا ندارد و از اهل ايمان نخواهد بود».(357)
بايد به اين نكته مهم توجه داشت كه التزام عملي به ولايت و ولايت ‏پذيري از ولي راستين ‏خدا، زماني به نقطه ايده ‏آل خود مي ‏رسد و مايه رستگاري و نجات مي‏ گردد كه همه جانبه بوده ‏و همه عرصه‏ هاي زندگي را در بر بگيرد و همه حركت ‏ها، جهت‏ گيري ‏ها، اعمال و رفتار انسان را تحت پوشش قرار دهد؛ آن‏ گونه كه امثال عبداللَّه ‏بن ابي ‏يعفور به آن ملتزم بوده و در گفتار زير به محضر ولي زمانش، امام صادق‏ (ع) ابراز كرده است:«به خدا سوگند! اگر اناري را دو نيم كنيد، نيمي را حرام و نيمي ديگر را حلال شماريد، من گواهي ‏مي‏ دهم آن چه را كه حلال دانسته ‏ايد، حلال و آن چه را حرام شمرده ‏ايد، حرام است و من در برابر فرمان شما تسليم محض هستم!». (358)


جمع ‏بندي و نتيجه گيري‏

1. با توجه به ضرورت اصل نبوّت و اثبات حقانيت آن به دلايل عقلي و نقلي، گرويدن به‏ آن و التزام عملي به فراورده‏ هاي آن يعني احكام و قوانين ديني، وظيفه هر انسان حق ‏طلب و كمال ‏جو مي‏باشد، تا از اين رهگذر به سعادت برسند.
2. اعتقاد به ولايت و رهبري و التزام عملي امين رهبران راستين الهي نيز به حكم عقل و نقل واجب است؛ چرا كه رسيدن به كمال معنوي و رستگاري حقيقي در گرو اين گرايش قلبي ‏و گزينش عملي مي‏ باشد.
3. ولايت ‏پذيري راستين و خالصانه، آن چنان مهم و سرنوشت‏ ساز است كه اگر كسي تمام‏ عمر، خدا را عبادت كرده، حج به جاي آورد و همه اموالش را صدقه دهد، ولي جايگاه ولايت ‏را نشناسد و به آن معتقد نباشد و كارهايش را با راهنمايي ولي خدا انجام ندهد، نه اعمالش‏ قبول بوده و نه به رستگاري مي‏ رسد!. /ح
--------------------------------------------------
پی نوشت ها:
352) هم چنین سوره بقره، آيه 136؛ سوره آل عمران، آيه 84، با كمي تغيير در الفاظ و عبارات.
353) الميزان، ج 2، ص 443.
354) چنان كه از روايات پيرامون اين آيه نيز اين مسئله به روشني به دست مي آيد. ر.ك: الميزان، ج 6، ص 25 - 5؛ تفسيرنورالثقلين، ج 1، ص 648 - 643.
355) برگرفته از الميزان، ج 4، ص 393 - 391؛ فخر رازي، تفسير كبير، ج 10، ص 144 - 143.
356) موفّق‏ بن احمدبن محمد مكّي خوارزمي، المناقب مناقب اميرمؤمنان (‏ع)، مؤسسه نشر اسلامي(مدرسين)، قم،طبع دوم، ص 68 - 67.
357) بحارالانوار، ج 65، ص 333.
358) محمدتقي تستري، قاموس الرجال، مؤسسه نشر اسلامي،(مدرسين)، قم، 1415 ه.ق، ج 6، ص 241.
منبع:سراج نت

پربازدیدها

پربحث‌ها