
كفر بعد ايمان و عدم پذيرش توبه
در پاسخ به توضیحات دیل توجه کنید :1- مورد آیه افرادی هستند که پس از ایمان آوردن به کفر می گروند و بر آن پافشاری و اصرار دارند و حاضر به پذیرش حق و اطاعت از آن نیستند و تنها هنگام ناچاری و رسیدن به بن بست اظهار اطاعت و توبه می کنند و روشن است که این تسلیم و توبه بی اثر بوده و مورد قبول نیست .
2- برای آگاهی بیشتر از محتوا و تفسیر آیه مورد بحث به مطلب ذیل توجه کنید :
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بَعْدَ إِيمانِهِمْ ثُمَّ ازْدادُوا كُفْراً لَنْ تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ وَ أُولئِكَ هُمُ الضَّالُّونَ (آلعمران -90 )
كسانى كه پس از ايمان كافر شدند و سپس بر كفر (خود) افزودند، (و در اين راه اصرار ورزيدند،) هيچگاه توبه آنان، (كه از روى ناچارى يا در آستانه مرگ صورت مىگيرد،) قبول نمىشود، و آنها گمراهان (واقعى) اند (چرا كه هم راه خدا را گم كردهاند، و هم راه توبه را )
شان نزول:
بعضى گفتهاند آيه اول در مورد اهل كتاب كه قبل از بعثت پيامبر اسلام ص به او ايمان آورده بودند اما پس از مبعث به او كفر ورزيدند نازل شده، و بعضى ديگر گفتهاند در مورد حارث بن سويد و يازده نفر از ياران او كه از اسلام برگشته بودند نازل شده ولى حارث پشيمان شد و توبه كرد و چنان كه در شان نزول آيه قبل نيز اشاره شد يازده نفر از همراهان او به حال خود باقى ماندند و باز نگشتند و در پاسخ دعوت حارث به او گفتند: ما در مكه مىمانيم و به كار خود بر ضد محمد ص ادامه مىدهيم و انتظار شكست او را داريم اگر مقصود ما حاصل شد چه بهتر و در غير اين صورت راه توبه باز است و هر گاه برگرديم (او ما را مىپذيرد و) در باره ما همان چيزى كه در باره حارث نازل شد نازل مىگردد. هنگامى كه رسول اللَّه ص مكه را فتح كرد بعضى از آنها وارد اسلام شدند و توبه آنها پذيرفته شد و اما در مورد كسانى كه در حال كفر از دنيا رفته بودند آيه دوم نازل گرديد .در آيات قبل سخن از كسانى در ميان بود كه از راه انحرافى خود پشيمان شده و توبه حقيقى نموده بودند و لذا توبه آنها قبول شد ولى در اين آيه سخن از كسانى است كه توبه آنها پذيرفته نيست اينها كسانى هستند كه نخست ايمان آورده سپس كافر شده و در كفر پافشارى و اصرار دارند و به همين دليل هيچ گاه حاضر به پيروى از دستورات حق نيستند مگر اينكه كار بر آنها مشكل شود و راهى جز اطاعت و توبه و تسليم نبينند يقينا خداوند توبه اين گونه افراد را قبول نخواهد كرد.
مىفرمايد: كسانى كه بعد از ايمان آوردن كافر شدند سپس بر كفر خود افزودند (و در اين راه اصرار ورزيدند) هيچگاه توبه آنان قبول نمىشود (چرا كه از روى ناچارى صورت مىگيرد) و آنها گمراهاناند چرا كه هم راه خدا را گم كردهاند و هم راه توبه را (إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بَعْدَ إِيمانِهِمْ ثُمَّ ازْدادُوا كُفْراً لَنْ تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ وَ أُولئِكَ هُمُ الضَّالُّونَ) .
توبه آنها ظاهرى است چرا كه وقتى پيروزى طرفداران حق را ببينند از روى ناچارى اظهار پشيمانى و توبه مىكنند و طبيعى است كه چنين توبهاى پذيرفته نشود.
احتمال ديگرى كه در تفسير اين آيه داده شده اين است كه اينگونه اشخاص زمانى پشيمان مىشوند و توبه مىكنند كه خود را در آستانه مرگ و پايان عمر ببينند و مىدانيم كه در آن ساعت درهاى توبه بسته مىشود و چنان توبهاى پذيرفته نخواهد شد. در واقع اين آيه شبيه همان چيزى است كه در سوره نساء آيه 18 آمده كه مىفرمايد:كسانى كه اعمال بد انجام مىدهند و به هنگامى كه مرگشان فرا مىرسد توبه مىكنند توبه آنها پذيرفته نيست.
تفسير سومى براى آيه ذكر شده كه منظور از آن توبه از گناهان معمولى در حال كفر است. مثلا كسى در كفر خود اصرار داشته باشد ولى از گناهانى مانند ظلم و غيبت و فحشاء توبه كند توبه او بىفايده است چرا كه شستن آلودگىهاى سطحى از جان و دل با وجود آلودگىهاى شديد و عميق مؤثر نخواهد بود.
لازم به يادآورى است كه تفسيرهاى سهگانه فوق منافاتى با هم ندارد و ممكن است آيه ناظر به تمام اين توبههاى بيهوده باشد هر چند تفسير اول با آيات گذشته و شان نزول اين آيات سازگارتر است.
تفسير نمونه، ج2، ص: 653
3- منظور از عدم قبول توبه چنین افرادی این است که توبه آنها با پافشاری بر کفر و عناد و مخالفت با حق و حقیقت موثر و کارساز نیست و موجب نجات آنها نمی گردد ولی این به معنای بسته بودن راه نجات بر روی انها نیست بلکه آنها می توانند با دست برداشتن از لجاجت و عناد و سرکشی و تسلیم شدن در برابر حق و ترک استکبار و گردنکشی و توبه حقیقی و پشیمانی واقعی از اعمال زشت و مجرمانه خود به آغوش حقیقت بر گردند و این فرصت تا قبل از مرگ برای آنها باقی است .
4- برای مصون ماندن از این آفت و خسارت بزرگ باید عوامل موثر در ایجاد ان را به خوبی شناخت و از ظهور و پیدایش آن جلوگیری نمود و یا اگر برخی از این عوامل وجود دارند در بر طرف کردن و ازبین بردن آنها کوشید .
5- هواپرستی و دنیا گرایی و غفلت از یاد خدا و ارتکاب معاصی و معاشرت با اهل جرم و گناه و بی توجهی به آثار گناهان و مانند این امور در رقم خوردن چنین سرنوشتی دخالت زیادی دارند و باید با تداوم یاد خدا و اعمال صالح و ذکر و توبه و استغفار و توسل به اولیای الهی و مقربان درگاه حق مانع تحقق زمینه این عوامل گردید .
منبع:پرسمان



