
فراموسونری، صهیونیسم و شیطان گرائی
«جریان شناسی»
در ابتدا ضروری می نماید پیرامون فراماسونری، صهیونیزم و شیطان پرستی مطالبی را ارائه کنیم، تا ارتباط این جریانات را بهتر بتوان تبین نمود. در ضمن به خاطر داشتن ماهیت مبهم برخی از این جریانات-خصوصاً فراماسونری-، و نوظهور بودن شیطان پرستی مدرن، یافتن رابطه های همسوگرایانه تحقیق بیشتری را فرا می خواند تا رابطه های این زنجیره ها را دقیق تر بر شمرد. در ضمن به جهت گستردگی به قسمتی از زوایای این جریانات اشاره خواهد گشت.« فراماسونری»
فراماسون یا فراماسونری واژه فرانسوی است، که كلمه ماسون (mason) يعني بنّا، فراماسون (Freemason) يعني بنّاي آزاد. وجه تسميه گزينش اين نام را می توان در سده های میانی اروپا جستجو کرد. در آن دوران بناهای روز مزد و دوره گرد اتحادیه ای داشتند که امور صنفی را در آن در مطرح می کردند و تصمیمهایی برای پیشرفت کار خود می گرفتند و برای پرهیز از گرفتاری ها، انجمنها و بحثهای آنان پنهانی بود.
از این رو کار فراماسونی پنهانی است و اعضای انجمن های فراماسونری نباید آیین و رسوم آن را بازگو کنند، ولی مانعی ندارد که عضویت خود را در انجمن آشکار کنند. فراماسونری گسترده ترین و جهان گیرترین انجمن پنهانی است و با پیشرفت امپراتوری بریتانیا در جهان گسترش یافت. به همین جهت در جزایر بریتانیا و کشورهای وابسته به امپراتوری یا زیر نفوذ آن از همه جا گسترده تر است.
ساختمانی که مرکز فعالیت مخفی ماسونها است«لژ»نام دارد.
پیروان مسیحیت کاتولیک از عضویت در این دستگاه منع شده اند. در سال 1717 نخستین«لژ بزرگ»، که اتحادیه ای از لژها بود، در انگلستان پایه گذاری شد. در قرن هیجدهم گروهی از کسانی که هیچ گونه وابستگی با صنف «بناها»نداشتند، ولی سازمان پنهانی آنها را پسندیده بودند، به دستگاه فراماسونری وارد شده و رسوم و آیین های آن را پذیرفتند و چندی نگذشت که دستگاه جمعیت بناها به دستگاه فراماسونری امروزی تبدیل شد و کمی بعد شاخه های آن در اغلب کشورهای اروپا بر پا شد.
اعضای این دستگاه بیشتر اعیان و اشراف و بازرگانان و ثروتمندان بودند، که هر یک به منظور خاصی و رسیدن به اهداف مشخصی عضو دستگاه می شدند تا با یاری آنان به خواسته های خود نائل شوند.
در سده های هجدهم و نوزدهم دستگاه فراماسونری رونق فراوان یافت و بین اعضای آن پادشاهان و سیاست مداران و صاحب نفوذ یافت می شدند، از جمله جورج واشنگتن-نخستین رئیس جمهمور امریکا- گوته شاعر آلمانی، ادوارد هفتم پادشاه انگلستان و عده ای دیگری از افراد سرشناس دیگر کشورها عضویت این دستگاه را داشتند.
ماسون ها، برای مخفی نگه داشتن اسرار، اهداف، برنامه ها و فعالیت های خویش، الفبای رمزی و مخصوصی را در بین خود به کار می گیرند. در بررسی رمزهای ماسونی به الگوهای زیادی که از تورات تحریف شده اخذ شده است، بر می خوریم. مطلب مهمی که درباره ماسون ها می توان به آن اشاره نمود، استفاده ی فراوان از نماد است. که برخی از آنها عبارتند از:
1.گونیا و پرگار؛گونیائی که نود درجه باز شده و پرگاری که روی درجه صفر بسته شده، سمبل سکون و بی حرکتی است. گونیا و پرگار جز یکی از سمبال های اصلی ماسونی بشمار می روند. استفاده از این نماد به عنوان مشخصه ی کلیه ی لژها می باشد. قرار گرفتن این دو ابزار بنایی به صورت متقاطع- گونیا معلّق و شاخه های پرگار رو به بالا-چنان است که شکل ستاره ی داود یا خاتم سلیمان- دو مثلث معکوس- آرم رسمی دولت اشغال گر اسرائیل و صهیونیسم را می نماید.
2.ستاره؛ ستاره ی که از علائم شرکت های تجاری گرفته تا پرچم کشورها مورد استفاده است یکی از سمبلهای تورات است. این ستاره های پنج یا شش گوش هستند.
3.خورشید و ماه؛ خورشید چشم خداوندی است، که همه ی اشیاء را می بیند و روزی خورشید بر روی زمین می آید و کشت و زرع، خصوصیات آن را، با امور دیگری به انسان تعلیم خواهد داد. ماه نیز در میان مهمترین سمبل ها جا دارد. ماه با نباتات در ارتباط است و نشان فزونی آن است.
برای شناخت بیشتر لازم است، به برخی از دیدگاه های ماسونی اشاره گذرا داشته باشیم:
الف.آئین های دینی، زائیده ی نیازهای اجتماعی است. انسان اولیه بعلت عدم درک چگونگی و ماهیت عوامل طبیعی مانند، رعد و برق، زلزله و طوفان، از واکنشهای خشن طبیعت ترسیده و به تصور این که، آنان خدایانند، آنها را پرستش کرده است.ب.ماسونی دین نیست، بلکه یک فلسفه است. بر حسب ماهیت حقیقی، بایستی برتر از مؤسسات دینی واقع شده باشد. می توان گفت ماسونها به ظاهر، مبارزه با خرافات و عقاید کهنه را هدف خود قلمداد می نمایند، ولی در اصل هدف باطنی آنان مبارزِ با ادیان بخصوص دین اسلام است.
ج.از نظر ماسونها، و با تکیه بر علوم جدید امروزی، روح با مرگ جسم می میرد، و ابدی نمی باشد. در مسلک ماسونی، قبول مسائل لاینحلی چون نامرئی بودن روح، امکان پذیر نمی باشد.
د.در فراماسونری بهشت و جهنم، نفی شده است و بین دین و اخلاق مغایرت وجود دارد.
و. در نگاه فراماسونری بحث جنسی آزاد انگاشته شده است؛«دیگر همه چیز را می دانیم. همه چیز برای ما روشن است. در افکار زندگی پس از مرگ غوطه ور نگردید، زیرا چنین چیزی وجود نخواهد داشت. فریب تقدس مادری را نخورید، نیازهای جنسی را جلوگیری ننمائید».(مجله براوو- اگوست 1984به نقل از مبانی فرماسونری ).
«صهیونیسم»
«صهیون» نام کوهی نزدیک اورشلیم است. صهیونیسم نام جنبش یهودی برای به وجود آوردن جامعه و کشور خود مختار یهودی در فلسطین است. نام این جنبش از «کوه صهیون» که آرامگاه داود نبی-علیه السلام- گرفته شده که در اورشلیم قرار دارد و نام آن رفته- رفته، در روزگار باستان، نماد سرزمین فلسطین شد. صهیونیسم جدید صورت دنیوی و ملت پرستانه ای از یهودیت اصلی است.«صهیونیسم»، مرام و مسلک حزب بین المللی یهود، و مسلک گروهی است که طرفدار سلطه و نفوذ یهودیان بر اقوام و ملل دیگرند؛ نهضتی که از اواخر قرن نوزدهم به منظور ایجاد میهن یهودی در فلسطین پدید آمد؛ نهضتی مایه گرفته از آرمان مسیحایی طایفه ی بنی اسرائیل برای رسیدن به ارض موعود و تشکیل ملت و دولتی واحد است.
صهیونیسم سیاسی نوعی فساد و تباهی ملی گرایانه و استعمار گرانه بشمار می رود، که مسیرش نه از یهودیت که از ملی گرایی و استعمار گرایی اروپای قرن نوزدهم نشأت می گیرد. صهیونیسم، بیش تر به صورت نهضت سیاسی مطرح است و پایبند برنامه های یهودی نیست؛ چنان که بنیان گذار صهیونیسم، تئودور هرتزل نیز از این ویژگی مستثنا نیست و خود او نیز به بسیاری از مسائل مذهبی یهود توجه نداشت و به آن ها پایبند نبود.
«شیطان گرائی»
«Satanism» در اصل به معنای شیطان گرائی است، نه شیطان پرستی؛ خصوصاً که
گروه جدید آنان به شیطان خارجی اعتقاد ندارند. این که این گروه را شیطان پرستی بخوانیم، دقیق به نظر نمی آید، بلکه این جریان گرایش به شیطان دارند.
برای آشنائی بیشتر با این جریان به برخی از عقاید و آداب آنها اشاره می کنیم.
الف- اصول و عقاید (شیطان گراهای لاوی)1.رواج فساد اخلاقی در این جریان بسیار فراوان وجود دارد و دیده می شود.
2.ضدیت با ادیان و تخریب و مورد تمسخر قرار دادن آن.
3.خدایی جز انسان وجود ندارد.
4.شیطان بهترین دوست انسان معرفی می شود.
ب-آداب و رسوم
1.مراسم عضو گیری: در این مراسم موضوع قابل توجهی که در قوانین کلی شیطان گرایی مدرن وجود دارد این است که همه آنها به نحوی نقطه مقابل قوانین موجود در دین الهی و در حقیقت همان ضد مذهب است و نه مذهبی مجزا.
2.برای جذب افراد از موسیقی بهره های زیادی می برند. به عنوان نمونه، موسیقی متال که از دهه ی 1980سیر قهقرائی داشت، به یک باره مورد توجه این جریان قرار می گیرد.
باید یاد آور شویم، در این جریان خزنده بکارگیری نماد و موسیقی نقش چشم گیری دارد. از این رو به آنها به طور مفصل تری اشاره می کنیم.
«نماد»
به طور مثال نماد اصلي فرقه satanism، نشاني است مركب از يك ستاره پنج پر وارونه كه درون آن تصوير سر يك بز قرار داده شده است. اين تركيب درون دو دايره قرار گرفته و دور تا دور آن عبارتي به زبان عبري نگاشته شده است. سر بز مربوط به سر بز بافومت مي باشد كه در گروه هاي ماسوني و شيطانگرايي باستاني نشان شيطان بوده است.ستاره پنج پر ( در حالت عادي) نمادي بسيار كهن محسوب مي شود. اين نماد در زماني نشان ونوس الاهه ي زيبايي و عشق شهواني زنانه بوده است.
اين نماد از زماني كه لئوناردو داوينچي طرح مرد ويترووين (vitruvian man) را طراحي كرد به سمبل اصالت انسان و اومانيسم تبديل شد و در فرقه شيطان گرايي چون جنبه شهواني انسان مد نظر است آن پنج ضلعي اوليه به صورت وارونه در آمده {قرآن شيطاني} و سر يك بز ( كه همان سر بافومت مي باشد) نيز در آن قرار گرفته است.
تركيب ستاره پنج پر وارونه با سر بافومت نماد روشن و گويايي براي تعاليم مكتب شيطان گرايي كرولي و لاوي است، چرا كه شيطان را سمبل انسان محوري و اصالت هوس ها و لذت طلبي بشر مي دانند. بنابراين اين نشانه به نحو گسترده اي در شاخه سيطنيسم كاربرد دارد.
همچنين اين نماد در آئين هاي جادوگري و شيطاني دوران باستان و قرون وسطي نيز كاربرد داشته است. از زماني كه لئوناردو داوينچي، در سال 1487 ميلادي، طرح مرد ويترووين را طراحي كرد، به سمبل اصالت انسان و اومانيسم تبديل شد. در فرقه سيطنيسم اين ستاره به صورت وارونه به كار گرفته شد.
آنتوان لاوي در كتاب انجيل شيطاني اين نماد را اين گونه تفسير مي نمايد: بافومت نماينده ي قدرت تاريكي است كه با شهواني بودن بز تركيب شده است . ستاره پنج پر در نقاشي داوينچي اشاره به طبيعت روحاني انسان دارد ولي چون در اين تفكر(Satanism) جنبه شهواني انسان مد نظر است، پنج ضلعي وارونه شده است تا سر بز بافومت نيز به خوبي در آن جاي گيرد. شاخ هاي او نماد دوگانگي هستند كه به نشانه مبارزه طلبي به سمت بالا اشاره مي كنند. سه جهت معكوس شده ديگر هم نافي تثليث است. حروف عبري نوشته شده داخل دايره بزرگ برگرفته از آموزه هاي جادويي كابالا است كه به معناي لويتان مي باشد. لویتان کلمهای است عبري كه 6 مرتبه نيز در تورات ذکر شدهاست. لویاتان يك اژدهاست كه در آب زندگي مي كند.در اسطوره شناسي از لوياتان به عنوان يكي از هفت فرشته نگهبان جهنم ياد شده است. ولي درفرقه شيطان گرايي لوياتان در كنار چهار شيطان ديگر به عنوان 4 نگهبان جهنم هستند كه هركدام نماد يكي از عناصر اربعه(آب،باد،خاك،آتش) مي باشند.
«موسیقی»
در دهه 1960 میلادی سرمایه داران یهودی در پی اهداف شوم خود شیطان پرستی را مورد حمایت قرار دادند و چند گروه شیطان پرست در انگلستان و ایالات متحده آمریکا به وجود آمد که معروفترین آنها کلیسای شیطان در شهر سانفرانسیسکو بود. استفاده از موسیقی مهمترین ابزار این گروه برای تبلیغ عقاید خود و تحت تأثیر قرار دادن جامعه به خصوص قشر جوان است.
شیطان پرستان با توصیف شنیدن آهنگ های تند همراه با خشونت به اطرافیان و پیروان شان که وحشت و نفرت را با خود به همراه دارد آنها را به داشتن خشم و نفرت همیشگی نسبت به مسیح و سایر مقدسات سوق می دهند.
دلایل استفاده از موسیقی های شیطانی عبارتند از:
یک. جاذبه های مجازی و حاشیه ای موسیقی متالیکا مانند: ایجاد فضا برای روابط آزاد دختران و پسران.
دو. ارزان و قابل دسترس بودن موسیقی با توجه به ارتقاء تجهیزات فنی، تکثیر و توزیع.
سه.کاهش سطح حساسیت یا حساسیت زدایی از طریق نفوذ به خانواده ها، شرکت ها، اتومبیل های شخصی، رایانه های شخصی و بالآخره گوشی های تلفن همراه.
البته بکارگیری استفاده ی از موسیقی به این امور محدود نمی شود، و می توان هیجان خواهی جوان را در آن جای داد.
«استرادتژی»
اصل اساسی پروتکل یهود که عامل تدوین آن، «سازمان فراماسونری»است، زدودن دین از جوامع بشری به شمار می رود. صهیونیسم، سرِ توفیق خود را در این مسأله می داند و می کوشد که این مهم را به انجام برساند. شاهد بر این مطلب سخنان خودشان است: از همین نظر لازم است که ما ایمان به مذهب را ریشه کن نماییم...و به جای آن، ارقام، محاسبات و موضوعات مادی را جایگزین سازیم...تا تمام ملل در صدد منافع خصوصی خود بر آمده و برای اغراض شخصی مبارزه نموده و توجهی به دشمن مشترک خود نداشته باشند. در این راستا مبارزه و گرایش به اعمال پست در شیطان گرائی و ارتباط آن با فراماسونری و صهیونیسم را می توان دید.
«گام های منظم »
برای رسیدن به اهداف خود از روشهای بهره می برند، از آن جمله فریب، اعمال سّری و جاوگری، رسانه ها و موسیقی و در اخر می توان آزاد انگاشتن مسائل جنسی را بر شمرد. به صورت گذرا به هر کدام از این موارد اشاره می گردد: الف- فریب، تزویر و زورگوئی را می توان سر پنهانی فراماسونری جهانی دانست. مهم ترین راه برای پیشرفت«سیاست تزویر» راز نگه داشتن است و هرگز گفتار یک سیاست مدار نباید با عمل او مطابق باشد!ماسون های صهیونیست باید بکوشند که هر چه بیش تر نفاق را در مزرعه ی دل های ملل بپاشند و در عین حال، آنان را به آزادی، مساوات و برابری مژده دهند.ب- در تورات تحریف شده، برای قتل عام، کشتار و ایجاد رعب و وحشت در بین سایر اقوام احکامی برای یهودیان بیان شده است، و هم چنین دستورالعمل های خاصی هم درباره ی اعمال سرّی وجود دارد. در صورت تحقق این اعمال که به نابودی ملل دیگر می انجامد، کسی متوجه طراح نقشه نخواهد بود. فراماسونری که ارتباط نزدیک آن با صهیونیسم، فقط با دستیابی به مدارک بسیار سّری آن روشن گردیده است، عیناً بر مبنای تلقینات تورات شکل گرفته و در حقیقت یکی از شاخه های مخفی فعالیت های یهودیگری است. ماسون ها سعی دارند که ارتباط نزدیک تشکیلاتشان را با یهودی ها مخفی نگه دارند.
ج- فراماسون ها را می توان احیا کننده جادوگری و شیطان گرائی در قاره اروپا در قرن شانزدهم میلادی دانست. گسترش سریع جادوگری و شیطان گرائی در اروپا در آن دوران مخصوصاً در بین زنان سبب شد تا در قرن شانزدهم و هفدهم میلادی در اروپا در جنبش پاک سازی جادو گری و شیطان گرائی بیش از شصت هزار نفر از جادوگران که اکثر آنها زن بودند، اعدام کردند. در اوائل قرن نوزدهم نهضتی از اشراف انگلستان که عضو گروه فراماسونری بودند، به رهبری سرفرانسیس داشود، گروه شیطان گرائی به نام باشگاه آتش جهنم را در شهر لندن تأسیس نمودند و از اوائل قرن نوزدهم شهر لندن مرکز شیطان گرائی در اروپل گردید. در دهه ی 1960سرمایه داران یهود این گروه را حمایت نموده و چند گروه شیطان گرائی را در انگلستان و آمریکا به وجود آوردند، که معروف ترین آنها تشکیل«کلیسای شیطان» در شهر سانفرانسیسکو می باشد.
د- لازم خاطر نشان شویم که مهم ترین ایستگاه های رادیویی و ماهواره ای در دست صهیونیست ها می باشد، که از آن جمله می توان مهم ترین ایستگاه آمریکا، یعنی صدای امریکا را بر شمرد، که توسط رابرت گلدمن یهودی اداره می شود.
از طرف دیگر صهیونیست ها تقریباً به طور کامل شرکت های تولید «هالیود» را در دست دارند؛ برای مثال، مالک شرکت«فاکس قرن بیستم»، ویلیام فاکس یهودی است.
در تولیدات فیلم های هالیودی شیطان، جادوگری و استفاده از نمادها برای رسیدن به خواسته ها و حساسیت زدائی جامعه از این امور را می توان بر شمرد؛ که در این زمینه فیلم طالع نحث چهار و هری پاتر را می توان بر شمرد.
ضمناً در حال حاضر سحر و جاود، عرفان یهودی- کابالا-، علم و دانش، نفوذ سیاسی در قالب سازمان فراماسونری و شاخههای گوناگون هنر- خصوصاً سینمای هالیود و موسیقی - به شیطانپرستی شکل نهایی خود را داده و امروز امکانات و ابزار فراوانی در اختیار این ایدئولوژی است. از این رو بیپرده به دنیا معرفی میشود تا دین آیندة مردم اهالی دهکدة جهانی باشد. فراماسونری با تمام سیاست های خبیثانه و پنهانی خود در فیلم«ثروت ملی»به عنوان میراث دار گنج عظیم و تاریخی تمام انسانها به تصویر کشیده می شود، همین طور که یهود خود را قوم برتر می داند.
و- بنیان گذار فرقه ی شیطان گرائی یک یهودی از خاندان لوی به نام آنتوان لوی است و در کلیسای شیطان آنتوان لوی، مناسک جنسی جایگاه خاصی دارد. همان طور که در فراماسونری مسائل جنسی آزاد انگاشته شده بود، در شیطان گرائی نیز جایگاه خاصی دارد، که رد پای یهود را می توان در آن پی گیری نمود.
«جای پا »
در بررسی نمادها متعلق به شیطان گرائی خط ارتباط صهیونیسم و شیطانیسم به وضوح قابل مشاهده است. می توان به ستاره ی شش پر-که در ماسون ها نیز دیده می شود-، که مهر سلیمان یا ستاره داود، نشان پادشاهان یهودی است اشاره نمود. در ضمن نشان کنونی صهیونیست ها دو مثلث به شکل ستاره شش پر است. در شیطان گرائی این نماد، جزء اصلی ترین نمادهای آنان به شمار می رود. ستاره ی شش گوشه از شش ضلع، که معرّف عدد 666 می باشد.در ضمن این عدد در بین شیطان گراها عددی خاص است و نشان دهنده ی دجال یا ضد مسیح«Antichrist»می باشد. بر این اساس جریان همسو فراماسون ها، صهیونیسم و شیطان گراها را در نمادها به خوبی می توان دید. از این طریق صهیونیست ها یک استفاده ی ابزاری از این نماد دارند، و آن اینکه هر کسی را که مخالف سیاست های خود بدانند، ضد مسیح معرفی می کنند و مسیح واقعی که جهان را نجات خواهد بخشید، را از جانب خود معرفی می کنند. در این نگاه پیامبر اسلام-صل الله علیه و آله و سلم- نیز یک ضد مسیح مطرح می شود.
«کلید نهائی»
شالوده ی «فراماسونری جدید» در قرن هیجدهم میلادی را صهیونیست ها بنا نهادند و به اعتراف خود آنان، سازمان فراماسونری را برای تضعیف ملت ها و برتری بر ایشان ایجاد کردند. در حال حاضر فراماسونری سازمان مخفی برای یهود در آمده است. در پروتکل یهود، درباره ی«سازمان مخفی یهود» یا «فراماسونری» آمده است:ما در مقابل خود نقشه ای داریم که روی آن، مسیر خطرناکی تعیین شده و با طی این مسیر خطرناک بایستی آثار چند قرن دیگران را منهدم سازیم. برای تهیه ی وسایلی که ما را به مقصود نایل سازند، باید از بی غیرتی و بی ثباتی افراد اجتماع و عدم اطلاع افراد به شرایط زندگی راحت و آسوده استفاده کرد...چه کسی می تواند یک قدرت مخفی را از بین ببرد؟ این قدرت مخفی قدرت ما است. فراماسونری خارجی فقط به منظور مخفی نگه داشتن نقشه های ما است و شعاع و طرز این قدرت مخفی و محل اجرای آن برای همیشه بر ملت ها پوشیده است.
فعالیت ها ی فراماسونری در کشورهای مختلف متنوع و در بر دارنده عرصه های مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، نظامی و امنیتی است. فعالیت های اقصادی ،سیاسی ،نظامی و تکنولوژیک این جریان در قرن اخیر توسط آمریکا و رژیم اشغال گر قدس برای حمایت از گروه های شیطان پرست و ترویج فساد و فحشاء صورت می پذیرد.
از آنجا که در دین یهود تبلیغ و یهودی شدن اقوام دیگر جای ندارد - چرا که خود را قوم برتر و فقط انسان می پندارند-، عملاً جای برای گسترش آنان وجود ندارد، بهترین گزینه برای فراگیر نشدن ادیان غیر یهودی، ایجاد فرقه های مختلف است، از جمله شیطان گرائی است. به گفته ی گاردون میلتون: با اين كه جمعيت يهوديان نسبت به ديگر اديان كمتر است، اما معمولاً يا پايهگذار اديان جديد هستند يا به اديان جديد وارد ميشوند.
فراماسونرى که داراى ارتباط عمیقی با صهيونيسم و از ارکان سازمان سرمايه سالارى جهانى يهود است، كه با استفاده از شبكههاى فعال پيچيده، پر قدرت و مرموز فراماسونرى، انديشه حكومت بر جهان را در سر مىپروراند. رابطه ی اصلی این سه جریان را می توان در این نگرش باز شمرد.
منبع:پرسمان


