با عرض سلام آيا با توجه به روايات نشانه هاي ظهور و اين كه از حجت الاسلام صديقي نقل مي شود آيت الله بهجت فرموده بودند جرقه اي در يمن زده ميشود كه با ظهور ارتباط دارد آيا تحولات اخير يمن و خيزش جنبش انصارالله يمن و حمله عربستان به يمن ميتواند مقدمه خروج يماني باشد؟

سه‌شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۰
تحولات يمن
 اين تطبيق ها هر چند مي تواند در بدو امر موجب خوشحالي و انگيزش منتظران امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف گردد،اما با توجه به پيشينه ي موجود در اين زمينه به ويژه وقايعي كه در سال هاي اخير پيرامون تطبيق علايم ظهور بر مصاديق خاص اتفاق افتاد،به نظر مي رسد،چنين كاري علي رغم برخورداري از توجيه انگيزشي براي منتظران،حاوي آسيب هايي جدي است كه در صورت اشتباه در تطبيق بر عقايد و افكار عامه مردم وارد مي گردد.
با سلام و تحيت و قدرداني از مكاتبه ي شما با اين مركز
پاسخ اجمالي: فارغ از نقل قولي كه در متن پرسش بدان اشاره گرديده است، در ارتباط با تطبيق علايم ظهور مندرج در روايات، بر مصاديق ، بايد توجه داشته باشيد كه اين تطبيق ها هر چند مي تواند در بدو امر موجب خوشحالي و انگيزش منتظران امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف گردد، اما با توجه به پيشينه ي موجود در اين زمينه به ويژه وقايعي كه در سال هاي اخير پيرامون تطبيق علايم ظهور بر مصاديق خاص اتفاق افتاد، به نظر مي رسد، چنين كاري علي رغم برخورداري از توجيه انگيزشي براي منتظران، حاوي آسيب هايي جدي است كه در صورت اشتباه در تطبيق بر عقايد و افكار عامه ي مردم وارد مي گردد. بنابراين علي رغم لزوم توجه به امام عصر و انتظار مداوم بر ظهور آن حضرت، به نظر مي رسد در تطبيق علايم ظهور بر مصاديق ، لازم است توجه و دقت و وسواس و تامل بيشتري صورت پذيرد. در مورد پرسش نيز با توجه به اينكه در روايات علامات متعددي براي ظهور بر شمرده شده است كه به تصريح برخي روايات ، برخي از اين وقايع همزمان مي باشند، نمي بايست و نمي توان وقايع اخير يمن را بر خروج يماني مطرح در روايات حمل نمود.
پاسخ تفصيلي : با توجه به نكات پيشگفته و در تكميل بحث مباحثي پيرامون موضوع تطبيق نشانه هاي ظهور بر مصاديق خاص خدمت شما پرسشگر ارجمند ارائه مي گردد:
در سال‏هاى اخير، شاهد تطبيقات نشانه ها بر افراد و اشخاص و وقايع و اتفاقاتي هستيم كه هر روز به شكلى بروز مى كند اين امر گرچه در كوتاه مدت ممكن است موج بزرگى در بين منتظران مهدى موعود (عج) ايجاد كند، اما در صورتى كه اين تطبيق ها صحيح نباشند – چنانچه در برخي موارد اشتباه بودن تطبيق ها معلوم گرديد - و افراد يا نشانه هاى مورد بحث، همان نشانه هاى ظهور نباشند، در دراز مدت مى تواند اثرات نامناسبى داشته باشند و موجب نا اميدى در بين تعداد زيادى از منتظران گردند.
با ملاحظه ى تيتر هاى خبرى تعدادى از وبلاگ ها و وبسايت هاى مهدوى كه انصافاً در بسيارى از زمينه ها نيز موفق و موثر كار مى كنند، مى توانيم تعدادى از اين تطبيق ها را ببينيم: «بشاراتى از شعيب بن صالح درباره ى نزديكى ظهور»، «سال 2012 سال ظهور»، «سال 2015 سال ظهور»، «آغاز قيام سيد يمانى در يمن» و.....
گرچه تعدادى از تطبيق هاى ارايه شده در اين زمينه با روايات اسلامى سازگار مى باشند و شخصيت هاى مورد بحث در مقالات مذكور، بضعاً شباهت هاى اعجاب آورى با شخصيت هاى زمينه ساز ظهور دارند، اما تطبيق قطعى و بى قيد و شرط شخصيت هاى مذكور با شخصيت هاى روايات مربوط به آخرالزمان، امرى است كه از سوى هيچ يك از علماى اسلام و محققين برجسته ى عرصه ى مهدويت مورد قبول نيست. چرا كه اين بزرگواران معتقدند، حركاتى از اين دست، ممكن است به توقيت بينجامد و توقيت (وقت تعيين كردن براى ظهور)، امرى است كه معصومين (ع) به شدت از آن نهى كرده اند.
البته مسئله ى تحقيق مستند و همراه با احتياط در زمينه ى نشانه هاى ظهور، امرى پسنديده و مناسب است و تبعات مثبتى همچون افزايش اميد در دل هاى منتظران و شناخت صحيح دشمنان و دوستان در دوره ى آخرالزمان دارد، اما تطبيق بى قيد و شرط و قطعى اين نشانه ها، امرى مذموم بوده و مى تواند تبعات نامناسبى داشته باشد.
در روايات متعددى بر اين نكته تأكيد شده است كه امر ظهور امام مهدى (ع) از آفتاب نيز درخشان‏تر است. به همين دليل، اين امر بر هيچ كس مشتبه نخواهد شد و هيچ كس در حقّانيت آن ترديد نخواهد كرد.
در اين زمينه از امام محمّد باقر (ع) چنين نقل شده است:
تا آسمان و زمين ساكن است، شما نيز ساكن و بى‏جنبش باشيد يعنى عليه هيچ‏كس خروج نكنيد كه كار شما پوشيدگى ندارد. بدانيد كه آن نشانه‏اى از جانب خداى عزّوجلّ است نه از جانب مردم، بدانيد كه آن از آفتاب روشن‏تر است و بر نيكوكار و زشت‏كار پنهان نخواهد ماند. آيا صبح را مى‏شناسيد امر شما همانند صبح است كه پنهان ماندن در آن راه ندارد. (. 1 محمد بن ابراهيم نعمانى، كتاب غيبت نعمانى، ترجمه: محمّد جواد غفارى، باب 11، ص 286، ح 17 بحارالأنوار، ج 52، صص 139 و 140، ح. 49)
ابتداى روايت، هشدار به كسانى است كه با پيش‏افتادن بر امامان معصوم (ع) و با اميد تشكيل دولت اهل‏بيت (ع) دست به قيام‏هاى نابه‏هنگام و حساب نشده مى‏زدند و سرانجام خود و گروهى از شيعيان ناآگاه را به هلاكت مى‏انداختند.
در روايت ديگرى، ميمون البان از آن حضرت چنين نقل مى‏كند:
من در خيمه امام باقر (ع) نشسته بودم كه امام يك طرف خيمه را بالا زد و فرمود: امر ما از اين آفتاب روشن‏تر است، سپس فرمود: نداكننده‏اى از آسمان ندا مى‏كند كه امام، فلان پسر فلان است و نام او را مى‏برد و ابليس لعنت خدا بر او باد نيز از زمين ندا كند همچنان‏كه در شب عقبه بر رسول خدا (ص) ندا كرد. (شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمه، ترجمه: منصور پهلوان، ج 2، ص
555 در همين زمينه مفضل بن عمر از امام صادق (ع) چنين روايت مى‏كند:
از ابى عبدالله [امام صادق‏] (ع) شنيدم كه مى‏فرمود: «فرياد نكنيد. به خدا سوگند امام شما ساليانى از روزگارتان غيبت كند و حتماً مورد آزمايش واقع شويد تا آنجا كه بگويند: او مرده يا هلاك شده و به كدام وادى سلوك كرده است؟ و چشمان مؤمنان بر او بگريد و واژگون شويد همچنان‏كه كشتى در امواج دريا واژگون شود، و تنها كسى نجات يابد كه خداى تعالى از او ميثاق گرفته، در قلبش ايمان نقش كرده و او را به روحى از جانب خود مؤيّد كرده باشد. دوازده پرچم مُشتبه برافراشته شود كه هيچ يك از ديگرى بازشناخته نشود».
راوى گويد: من گريستم، آنگاه فرمود: «اى اباعبدالله چرا گريه مى‏كنى؟» گفتم: چگونه نگريم در حالى كه شما مى‏گوييد: دوازده پرچم مشتبه كه هيچ يك از ديگرى بازشناخته نشود، پس ما چه كنيم؟ راوى گويد: امام به پرتو آفتاب كه به داخل ايوان تابيده بود، نگريست و فرمود: «اى اباعبدالله آيا اين آفتاب را مى‏بينى؟» گفتم: آرى، فرمود: «به خدا سوگند امر ما از اين آفتاب روشن‏تر است». (همان، ص 23)
با توجه به روايات ياد شده، مى‏توان گفت پديده ظهور و مقدمات آن، چنان واضح و روشن است كه به هنگام وقوعش، همه مردم از آن آگاه مى‏شوند و به حقانيت آن پى مى‏برند. اين‏گونه نيست كه تنها جمعى محدود از شيعيان از آن باخبر شوند و به همراهى با آن برخيزند.
در روايات فراوانى كه از پيامبر اعظم (ص) و امامان معصوم (ع) وارد شده، همه ويژگى‏ها و نشانه‏هاى منجى موعود اسلام مشخص شده است و هيچ ابهامى در مورد شخصيت او و چگونگى ظهورش وجود ندارد. بنابراين، مى‏توان گفت اگر كسى به درستى به مطالعه معارف مهدوى بپردازد و روايات نشانه‏هاى ظهور را با دقت و تأمل بررسى كند، هرگز دچار تشخيص‏ها و تطبيق‏هاى نادرست نمى‏شود و فريب مدعيان دروغين را نمى‏خورد. اينكه در گذشته و امروز كسانى به طرح ادعاهاى دروغين پرداخته و كسانى هم با آنها همراهى كرده‏اند، دليلى جز نادانى و ساده‏لوحى پيروان و شهرت‏طلبى و دنياخواهى مدعيان نداشته است.
افزون بر اين، بايد توجه داشت كه نشانه‏هاى ظهور چنان‏كه در روايات هم، آمده است مانند دانه‏هاى تسبيح به هم پيوسته‏اند و در ارتباط با هم معنا و مفهوم مى‏يابند. به بيان ديگر نشانه‏هاى ظهور به ترتيبى خاص، در فاصله زمانى معين و با شرايطى مشخص رخ مى‏دهند و اين گونه نيست كه رويدادى مانند خروج خراسانى يا يمانى رخ دهد، بى‏آنكه مقدمات آنها كه در روايات به آنها اشاره شده است، فراهم شده باشد يا ديگر رويدادها و نشانه‏هاى مرتبط با آنها رخ داده باشد.
يقينا خود نيز مستحضريد كه هيچ كس نمى تواند به طور دقيق از زمان ظهور حضرت سخن بگويد. زيرا غير از خداوند هيچ كس نسبت به آن آگاهى ندارد. آنچه در برخى از روايات درباره زمان ظهور امام زمان (ع) آمده است، نشانه‏ها و علايمى است كه بر اساس آنها برخى از علما و صاحب نظران اظهار نظرهايى نسبت به نزديك بودن و يا نزديك نبودن زمان ظهور كرده‏اند. بعضى از اين بشارتها مى تواند شاهد وقرينه اى بر نزديك بودن ظهور و ايجاد اميد در دلها باشد. اما با اين حال به طور قاطع نمى توان گفت كه آيا امام عصر در اين نزديكى‏ها ظهور خواهد كرد يا خير.
در اين رابطه توجه به چند نكته بايسته است:
يكم. عده‏اى با توجه به اوضاع و شرايط فعلى حاكم بر جهان به اين باور رسيده‏اند كه دوره‏اى كه ما در آن زندگى مى‏كنيم همان دوره آخرالزمان است كه در روايات به آن اشاره شده است زيرا براى آخرالزمان نشانه‏هايى گفته شده (مانند گسترش فساد و تفسير دين براساس هوا و هوس و...) كه اين نشانه‏ها در دوره زمانى ما به وقوع پيوسته است پس زمان كنونى آخرالزمان است و ظهور نيز در اين دوران محقق مى‏شود. به علاوه با وجود انقلاب اسلامى ايران و زنده شدن نام و ياد امام زمان (عج)، آمادگى و اقبال مردم براى پذيرش ايشان بيشتر شده و اميد به ظهور زيادتر گشته است.
دوم. برخى از علما معتقدند: همان گونه كه غيبت دو مرحله‏اى بود و غيبت صغرى براى ايجاد آمادگى مردم براى ورود به غيبت كبرى لازم بود، ظهور نيز ممكن است دو مرحله‏اى باشد و با ظهور صغرى كه در انقلاب اسلامى ايران تجلى يافته است، مردم با حقيقت قيام امام زمان آشنايى بيشترى پيدا كرده‏اند و براى ظهور اصلى و قيام جهانى حضرت آماده مى‏شوند.
سوم. حركت عمومى كشورها و جوامع به سمت وحدت و همگرايى و به عبارت ديگر توجه به تشكيلات بين المللى و اتحاديه‏هاى منطقه‏اى و فاصله گرفتن از جزءگرايى، ملت‏ها را به اين نتيجه رسانده كه براى آينده‏اى بهتر، بايد مرزها را به حداقل رساند و جهان را دهكده‏اى كوچك دانست. اين رويداد، آمادگى مردم براى براى پذيرش يك حاكميت فراگير، بيشتر كرده است. البته استكبار جهانى تئورى دهكده جهانى را در جهت حفظ منافع خود و تك قطبى شدن جهان پى‏گيرى مى‏كند اما چه بسا اراده الهى به دست دشمنان خدا نيز انجام گيرد.
چهارم. اجحاف و تجاوز بيش از حد و روز افزون دولت‏هاى استكبارى به كشورهاى فقير به شكل‏هاى گوناگون از يك سو و لجام گسيختگى فرهنگى و فكرى و علمى مانند بحران هويت، بحران مشروعيت، بحران مدنيت از سوى ديگر، باعث هرج و مرج در زندگى بشر شده است. اين گونه مسائل و مباحث اين واقعيت را اثبات مى‏كند كه آينده روشن فقط در سايه حاكميت فردى آسمانى است كه احتمالاً ظهورش نزديك است.
پنجم. در بعضى از روايات منقول از اهل بيت عليهم السلام، ادعاى تعيين وقت ظهور برابر با كذب خوانده شده و شيعيان مأمور به تكذيب اين مدعيان گرديده اند چنانكه در توقيع مبارك امام زمان عليه السلام به اسحاق بن يعقوب آمده است:... و اما ظهور الفرج فإنه إلى الله تعالى ذكره و كذب الوقّاتون (و اما آشكار شدن فرج وابسته به اراده حق تعالى است و وقت گزاران دروغزنانى بيش نيستند)
البته نهى از توقيت نبايد منجر به اين شود كه شيعيان و منتظران، امر ظهور را پديده اى دور از دسترس و مستقل از اراده خويش، كه در آينده اى محتمل و نامعلوم به وقوع خواهد پيوست، بيانگارند. بلكه بايد با حفظ روحيه نشاط و اميد، همواره ظهور را در چند قدمى خويش ببينند و اين همان چيزى است كه در برخى مجامع روايى و پاره اى از متون دينى بدان تصريح شده است چنانكه در دعاى عهد آمده است:... اللهم اكشف هذه الغمه عن هذه الامه بحضوره و عجل لنا ظهوره انهم يرونه بعيدا و نريه قريبا (پروردگارا با حضور ولى و دوست خود اندوه را از دلهاى اين امت بزداى ودر ظهور وى شتاب كن (هرچند) ديگران ظهور حضرتش را دور مى انگارند و لى ما آن را نزديك مى بينيم).
به عنوان نمونه درباره پادشاه عربستان به نام ملك عبد الله گفتنى است: امام صادق (ع) در روايتى مى فرمايد: «هر كس مرگ عبدالله را براى من تضمين كند، من ظهور قائم را براى او ضمانت مى كنم....» (بحارالانوار/ ج 52/ ص 210)
آقاى كورانى درباره اين روايت و مسائل مشابه آن به تفصيل بحث كرده است، (عصر ظهور/ ص 292) اما تطبيق «عبدالله» در اين روايت به ملك عبدالله، پادشاه عربستان، هر چند احتمال دارد. اما قطعى نيست، چه بسا صد سال ديگر پادشاهى از خاندان آل سعود به نام عبدالله در آن سرزمين به مسند قدرت بنشيند و منظور از اين روايت، او باشد. مساله ي وقايع اخير در يمن و تطبيق خروج يماني بر آن نيز مي تواند همينگونه تحليل گردد.
انديشه مهدويت دچار آسيب هايى شده است. مسئله تطبيق يكى از اين آسيب ها به شمار مى رود كه برخى با خواندن يا شنيدن چند روايت در علائم ظهور، آنها را بر افراد يا حوادثى خاص تطبيق مى دهند. اين گونه تطبيق ها پى آمد هايى نامطلوبى دارد كه به آن اشاره مى شود:
تعيين وقت و استعجال (عجله كردن و صبر و تحمل نكردن)
نوميدى و ياس بر اثر واقع نشدن ظهور
به دليل احتمال تحقق نيافتن تطبيق هاى مطرح شده، افرادى به اصل ظهور بى اعتقاد مى شوند و يا در اصل روايات به شك مى افتند.
خلاصه آنكه: تطبيق ويژگيهايى كه در روايات براى حوادث و افراد خاصى بيان شده بر افراد حاضر به صورت احتمالى است و نمى توان به طور قطع و يقين ادعا كرد كه اين فرد دقيقا همان فردى است كه در روايت بدان اشاره شده است. تنها يكى دو نشانه محدود فاصله زمانى تحقق نشانه تا زمان ظهور را بيان مى كنند لذا با تحقق برخى از علائم ظهور نمى توان به صورت عجولانه ادعا كرد تا چند صباح ديگر ظهور تحقق پيدا خواهد كرد.
بهتر است به جاى گمانه و دنبال نمودن فرضيه هاى زمان ظهور امام عصر (عج)- كه معمولا ثمره چندانى هم ندارند- وظيفه خود را نسبت به حضرت (عج) در زمان غيبت تشخيص داده و در تحقق اين وظيفه حداكثر تلاش خود را انجام دهيم. وظيفه ما انتظار فرج است.
اين انتظار جز با آمادگى و فراهم نمودن شرايط ظهور تحقق نمى يابد بنابراين تا جائى كه مقدور است، لازم است خود، خانواده و در نهايت جامعه را آماده پذيرايى حضرت (عج) نمود كه اگر اين امر محقق شود و سربازى واقعى براى آن حضرت (عج) باشيم حتى اگر مرگ- كه اگر زمان ظهور هم تشخيص داده شود، زمان مرگ قطعا قابل تشخيص نيست- بين ما و زمان ظهور فاصله اندازد، خداوند به ما براى ادراك آن زمان و حيات دوباره خواهد بخشيد. انشاءالله كه همگى از ياوران حضرت (عج) باشيم.
در پايان مجددا متذكر مي شويم كه وقايع مذكور در پرسش همانقدر كه مي تواند منطبق بر واقعه ي خروج يماني گردد به همان مقدار نيز مي تواند مربوط به آن نبوده و بر اين واقعه منطبق نگردد، پس لازم است از تطبيق پرهيز نموده و در مقابل به تحصيل و حفظ آمادگي هاي لازم معرفتي و بينشي و عملكردي براي همراهي امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف بعد از ظهور بپردازيم.
براى مطالعه بيشتر به منابع زير مراجعه نماييد:
1 مهدويت (پس از ظهور)، رحيم كارگر نشر معارف
2 چشم به راه مهدى، جمعى از نويسندگان
3 تحليل تاريخى از نشانه هاى ظهور، بوستان كتاب
مجددا از مكاتبه ي شما با اين مركز قدرداني مي نماييم
منتظر سوالات بعدي شما هستيم.
نام سایت:پرسمان/اندیشه سیاسی

پربازدیدها

پربحث‌ها