سلام. چرا پيامبر اسلام (ص) با خلفاي سه گانه پيوند زناشويي بستند؟ آيا ايشان به نفاق آنان اطلاع نداشتند؟

یکشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۰
پیوند پیامبر(ص) با خلفا

پاسخ: علت شناسي ازدواج پيامبر با حفصه:
مقدمه: مسلمانان مكه پس از هجرت به مدينه در شرايط جديدي قرار گرفته بودند. آنجا براي آنان ديار غربت بود و هر كس كه در مدينه داراي خويشاوندي نبود و يا پولي نداشت كه با آن به تهيه منزل اقدام كند، در عسرت و تنگدستي زندگي مي‌كرد.
وضعيت مسلمانان در سال‌هاي اوليه ورود به مدينه تا حدي اسف‌بار بود كه حتي براي پوشاندن مقدار ساتر واجب بدن خود با مشكل مواجه بودند (تا چه رسد به تهيه نان و غذاي معمولي و محلي براي سكونت)، اين مشكل تا حدي ملموس بود كه به دستور پيامبر خدا (ص) مردان آنان در نماز جماعت موظف شدند كه زودتر از زنان از سجده بلند شوند تا عورتين آنان توسط زنان ديده نشود.
پيامبر خدا اين گروه را در مسجد مدينه بر سكويي كه سايباني داشت جاي داد، آنان شب و روز در آن جا بودند و به همين مناسبت هم به «اصحاب صُفّه» معروف گرديدند.
در ميان اين آوارگان زنان بي سرپرست و شوهر مرده و دختران بي كس‌وكاري وجود داشت كه غيرت اسلامي‌شان مانع از آن بود تا در جمع مردان بر صُفّه بنشينند يا بدون مجوزي شرعي و منطقي به خانه يكي از انصار قدم گذارند. در مورد زنان بايد اضافه كرد كه آنان علاوه بر رنج گرسنگي و بي‌كسي بايد غم و غصه گرسنگي فرزندان‌شان را هم متحمل مي‌شدند.
ازدواج پيامبر با حفصه: آري كار اين زنان تا حدي اسف‌بار بود كه حتي مرداني چون عمر دغدغه‌ي بي‌شوهري دختر بيوه‌اش حفصه[1]، او را مجبور كرد كه خود شخصا براي ازدواج دخترش پيشقدم شود. به دنبال اين فكر، نخست ياران رسول خدا را در نظر گرفت و ابتدا پيشنهاد خود را با عثمان كه از بني اميه و مردي ثروتمند بود در ميان گذاشت. با وجود آن‌كه رُقيه همسر عثمان درگذشته بود ولي عثمان پيشنهاد عمر را داير بر ازدواج با حفصه نپذيرفت و به او جواب منفي داد. سپس عمر از ابوبكرخواست تا با حفصه ازدواج كند ليكن ابوبكر هم زير بار نرفت.[2] عمر كه از جواب رد اين دو تن آزرده خاطر شده بود شكايت آنان را به رسول خدا برد. پيامبر خدا(ص)، باب اين گله و شكايت را بست و حفصه را به همسري خود برگزيد.[3]
در چنين شرايطي بود كه رسول خدا(ص) براي محافظت از اين زنان مسلمان و غيرتمند چاره‌اي جز اين نديد كه برخي از آنان را كه احيانا نسبت به بقيه وضعيت رقت‌بارتري داشتند را عقد خود درآورد تا از اين راه با برطرف كردن نياز آنان به شوهر، مرحمي نيز بر دردها و غم‌هاي آنان باشد.

ب) علت شناسي ازدواج پيامبر با عايشه:

براي پاسخ به اين قسمت از پرسش، ذكر چند واقعيت تاريخي به عنوان مقدمه ضروري است:
مقدمه1: از دير باز ميان قبايل مختلف عرب عادات و رسومي بوده است كه پاره‌اي از آن ها تا به امروز نيز متداول و مرسوم مي‌باشد. از جمله اينكه اگر در ميان دو قبيله جنگي صورت مي‌گرفت يا خوني ريخته مي‌شد براي جلوگيري از اتلاف نفوس و خونريزي بيشتر و غارت و چپاول، بهترين راه چاره پيوند زناشوئي در ميان دو قبيله متخاصم بود تا با ايجاد خويشي و وابستگي قبيله‌اي:
1. از طرفي كشتار و چپاول بين دو طرف موقوف شود.
2. از سويي ديگر در برابر دشمن، ياراني يك‌دل و هم‌پيماناني ثابت قدم براي خود دست و پا كرده باشند.[4]
مقدمه 2: در دهه اول بعثت رؤساي مكه تا اواخر حيات ابوطالب در عين اين كه از افزايش تعداد مسلمانان بسيار عصباني بودند و تمام هم و غم خود را صرف جلوگيري از گسترش دين اسلام مي‌كردند، اما براي اين مخالفت‌ها حد و مرزي قرار داده بودند و آن اين كه سعي مي‌كردند تا حداقل از برخورد فيزيكي با افراد صاحب نفوذ دوري كنند. به عنوان مثال: حمزه‌ي سيدالشهدا با سيلي محكمي ابوجهل را به خاطر توهين به رسول خدا تاديب كرد. جمعي به دفاع از ابوجهل شمشيرها را برهنه كردند، اما ابوجهل به آنان اجازه برخورد با حمزه را نداد.[5] ابن هشام همچنين مي‌نويسد: «ابوجهل وقتي مي‌شنيد مردي از قريش مسلمان شده است از اذيت و آزار او مضايقه نمي‌كرد با اين حال اگر آن مرد داراي منزلت، مقام خاص و يا فردي مُوجّه بود او را متنبه كرده و مذمت مي‌كرد و اگر تاجر بود به او مي‌گفت: به خدا قسم ورشكست مي‌شوي و مالت بر باد مي‌رود(اما برخورد فيزيكي نمي‌كرد) ولي اگر او را مردي ضعيف مي‌يافت به شدت كتك مي‌زد به طوري كه آثار زخم بر بدنش مي‌ماند.[6]

مقدمه 3: جايگاه ابوبكر مقارن بعثت و هجرت.

ابوبكر از قبيله «تيم بن مرة بن كعب» بود. اين قبيله به كرم، مروت، و حمايت از همسايگان معروف بود. مي‌گويند: ابوبكر در زمان جاهليت مردي مُوَجّه! و مسئول دريافت ديه از جنايتكار بوده است. وي مردي بود كه با قوم خود الفت داشت، نزد قومش فردي محبوب بود و از جهت نسب نزديك‌ترين فرد به قريش و عالم‌ترين آنان در مورد نسب قريش بود. او تاجري خوش اخلاق و معروف بود، مردان قومش در امور مختلف (از تجارت و غير تجارت) به او مراجعه مي‌كردند چرا كه وي را مردي خوش مشرب مي‌دانستند.[7] طبيعي است كه مشركين حداقل در سالهاي اوليه‌ي علني شدن اسلام مسلمانان، از برخورد با چنين فردي دوري كنند. داستان زير مؤيد اين ادعا است:
روزي ابوبكر در راه منزل خود ديد كه اميه بن خلف در حال شكنجه كردن بلال است. خطاب به او گفت: آيا از خدا نمي ترسي، شكنجه اين مسكين تا كي؟ اميه گفت: تو دين او را فاسد كردي پس او را از آن‌چه كه مي‌بيني نجات ده. ابوبكر گفت: قبول كردم، من غلامي دارم كه از اين غلام نيرومندتر و بر دين توست، حاضرم او را با بلال عوض كنم. اميه هم قبول كرد به اين ترتيب بلال پس از تحمل آن همه شكنجه از شر اميه نجات پيدا كرد.[8]
اين داستان و ساير موارد بالا گرچه از فضائل ابوبكر خبر مي‌دهد و برخي از موارد آن مورد پذيرش ما نيست اما لااقل اين شماي كلي را به دست مي‌دهد كه قريش تا آن موقع با مسلمانان صاحب نفوذي چون ابوبكر نه تنها برخورد نمي‌كردند بلكه تا حدودي براي آنان احترام قائل بودند، و با مسلمانان مظلوم، فقير و بي‌كس كه از بردگان و كنيزان در بين آنان زياد ديده مي‌شد به شدت برخورد مي‌كردند و آنان را مورد شكنجه‌هاي طاقت فرسا قرار مي‌دادند.
اين سياست مشركين در برخورد با مسلمانان تقريبا تا قبل از حوادث شعب ابي‌طالب بود. اما پس از شكست مشركين از محاصره‌ي اقتصادي از يك طرف و وفات ابوطالب بزرگترين و قدرتمندترين حامي رسول خدا و رييس بني هاشم و گسترش روز افزون اسلام و فزوني مسلمانان از طرف ديگر، باعث شده بود كه مشركين مقابله‌ي با مسلمانان را تشديد كنند. چرا كه ديگر نه ابوطالب زنده بود تا به احترام و يا ترس از او از برخورد فيزيكي با رسول خدا دوري كنند و نه خديجه همسر باوفاي آن حضرت تا به خاطر او و اقوام او، مشركين جرأت شدت عمل نيابند. در چنين شرايطي بود كه مشركين مكه وارد فاز جديدي از مبارزات شدند، كه از برخورد فيزيكي به ساحت مقدس رسول خدا شروع شد و تا تصميم بر قتل آن حضرت ادامه يافت. [9]
در چنين شرايطي رسول خدا دعوت از قبايل مختلف را در دستور كار خود قرار داد، بدان اميد كه با افزايش تعداد مسلمانان بتواند بر اين توطئه فائق آيد. اما متاسفانه نوعا نه تنها به رسول خدا ايمان نياوردند بلكه برخي چون ثقيف بچه‌ها را مامور كردند تا با سنگ و چوب بدن مقدس آن حضرت را مضروب كنند.[10]
رسول خدا در محاصره مشكلات قرار گرفته بود بعلاوه از دست دادن همسر با وفايش هم مشكلات او را دو چندان كرده بود، حال برخي از ياران[11] از روي محبت و علاقه (از نوعي كه ما به اصطلاح آن را خاله خرسه مي‌ناميم!) و براي اين كه مرحمي هر چند ضعيف بر دردهاي رسول خدا قرار دهند دختر ابوبكر(عايشه) را به عنوان همسر به رسول خدا پيشنهاد كردند. با توجه به شرايطي كه اشاره شد تصور كنيد اگر پيامبر خواستگاري دختر ابوبكر را نمي‌پذيرفت اين شبهه در ذهن ابوبكر به وجود مي‌آمد كه پيامبر به من (يعني يكي از مسلمانان ذي نفوذ مكه) اعتماد ندارد. از طرف ديگر ازدواج با دختر ابوبكر باعث مي‌شد كه رسول خدا از ناحيه‌ي قبيله «تيم بن مرة» و بخشي از قريش خيالش آسوده شود. به هر حال در چنين شرايطي بود كه رسول خدا ازدواج با دختر ابوبكر را پذيرفت. با اين ازدواج ديگر طايفه ابوبكر به خود اجازه‌ تعرض به پيامبر را نمي‌دادند، چرا كه رسم آنان چنين حكم مي‌كرد.

نتيجه آن كه:

1) ازدواج با عايشه در شرايط زماني خاص و حساس صورت پذيرفت كه چاره‌اي جز آن نبود.
2) اصل ازدواج پيامبر با عايشه به درخواست پيامبر نبوده است.[12]
3) هدف از اين ازدواج هرگز انتخاب همسر و زناشويي نبوده است. مؤيد اين نتيجه:
الف) اظهارات خود اهل سنت است كه سن عايشه را به هنگام ازدواج با پيامبر شش يا هفت سال دانسته‌اند.[13] سِنّي كه به روشني، خود گوياي آن است كه هدف از اين ازدواج، پذيرش همسر نبوده است.
ب) بنا به نقل اهل سنت و خود عايشه: پيامبر عايشه را پس از گذشت چهار سال از زمان عقد، آن هم به اصرار پدرش (ابوبكر) به خانه برد.[14]
ج) اما طبق نقل شيعه سن عايشه بيش از اين حرفها بوده[15] و گذشت چهار سال از زمان عقد و عروسي نكردن پيامبر با عايشه در اين مدت خود گواه بزرگي به عدم تمايل حضرت به وي مي‌باشد.

دو نكته:

- بر اساس منابع و مآخذ تاريخي عايشه جزو منافقان صدر اسلام نبود اما پس از پيامبر خدا مرتكب جنايات فرواني شد و حتي موجب شد بسياري از مسلمانان در تشخيص راه حق دچار سرگرداني و انحراف شوند.
- رفتار عايشه با اهل بيت پيامبر خدا از جمله مسائل قابل تامل است. او بر خلاف دستور رسول خدا(ص) نسبت به اهل بيت آن حضرت دشمني‌هاي بسياري نمود تا آن‌جا كه مورد اعتراض ساير همسران رسول خدا (ص) از جمله ام سلمه واقع شد.[16]
--------------------------------------------------------------------------------

[1] . حفصه پنج سال قبل از بعثت پيامبر به دنيا آمده بود. وي ابتدا به عقد خنيس فرزند حذافه در آمد و با او به مدينه هجرت كرد. خنيس در جنگ بدر بر اثر زخمي كه برداشت درگذشت و حفصه بيوه ماند. (ابن عبد البر قرطبي، الاستيعاب في معرفة الاصحاب، بيروت، دارالكتب العلميه، 1415ق، چ1، ج4، ص372).
[2] . قرطبي مي‌نويسد: ابوبكر در پاسخ عمر سكوت اختيار كرد (وحتي حاضر نشد جواب عمر را بدهد). اين مسئله باعث ناراحتي و غضب عمر گرديد. (ابن عبد البر قرطبي، الاستيعاب في معرفة الاصحاب، ج4، ص373).
[3] . وي در ماه شعبان سال چهل و پنج هجري و در زمان خلافت معاويه درگذشت و مروان فرماندار مدينه بر جنازه‌اش نماز گذارد و در بقيع به خاك سپرده شد. ابن حجر عسقلاني، الاصابة في تمييز الصحابة، بيروت، دارالكتب العلميه، 1415ق، ج8، ص85-87.
[4]. ر.ك: جواد علي، المفصل في تاريخ العرب قبل الاسلام، بيروت، دار العلم للملايين، 1980م، چ3، ج4، ص634.
[5] . ابن هشام،‌ السيرة النبوية، بيروت، داراحياء التراث العربي، ج1، ص312.
[6] . ابن هشام،‌ السيرة النبوية، ج1، ص342.
[7] . ابن قدامه، التبيين في انساب القرشيين،ص305، ابن هشام، سيره ابن هشام، ج1، ص266و 267؛ محمد حسين هيكل، ابوبكر صديق، ص28.
[8] . ابن هشام، سيره ابن هشام، ج1، ص340.
[9] . ر.ك: ابن هشام، سيره ابن هشام، ج2، ص57.
[10] . دعوت از قبايلي همچون ثقيف، كنده،‌ بني حنيفه، بني عامر بن صعصعه و ... از جمله اين موارد است. ر.ك: ابن هشام، سيره ابن هشام، ج2، ص 60-69.
[11] . برخي وي را «خوله» همسر عثمان دانسته اند. ر.ك: محمد بن يوسف صالحي شامي، سبل الهدي و الرشاد، بيروت، دار الكتب العلميه، چ1، ج11، ص 165-166.
[12] . محسن ابراهيم، دفاع از پيامبر مظلوم،پيرامون ازدواج پيامبر با عايشه، قم، ابتكار دانش، 1385ش، ص85-96. اين كتاب تحليلي جالب پيرامون همين نكته دارد.
[13] . محمد بن سعد، الطبقات الكبري، ج8، ص 58؛ قرطبي، الاستيعاب في معرفة الاصحاب، ج4، ص435 به بعد؛ ابن حجر عسقلاني، الاصابة في تمييز الصحابه، ج8، ص231 به بعد.
[14] . سليمان بن احمد طبراني، المعجم الكبير، مكتبة ابن تيمية، قاهره، چ2، ج23، ص25. در اين روايت به نقل از عايشه آمده است: ابوبكر(خود) به سراغ رسول خدا آمد و گفت: اي پيامبر شما را چه شده كه به سراغ همسرت نمي‌ روي؟ ... .
[15] . علامه جعفر مرتضي عاملي، سيره صحيح پيامبر بزرگ اسلام، ترجمه تاج آبادي، قم، موسسه فرهنگي انتشاراتي آزاد گرافيك، چ1، 1373ش، ج2، ص 263-267.
[16] . {كامل از كد95515}{كامل از كد30295}

منبع : پرسمان

پربازدیدها

پربحث‌ها