
1. خمار يا مقنعه ،؛ 2 نور 24، آيه 31.. جلباب يا چادر ؛احزاب 33، آيه 59..
در مفهوم «جلباب» اختلافنظر وجود دارد. آنچه با توجه به كتب لغت و گفتار مفسّران مانند طبرسى در مجمعالبيان و فخر رازى در تفسير كبير و بعضى مفسرين ديگر و نيز اهل لغت ؛ر.ك: مرتضى مطهرى، پيشين، ص158و 159 ؛ سيد علىاكبر قرشى، پيشين، ج 2، ص41و42 به دست مىآيد جلباب معناى لباس يا پيراهن گشاد و پوشش سراسرى مانند چادر يا عبا است كه زنان بدان وسيله سر و گردن و سينه خود را مىپوشانند. چنانكه در تعريف جلباب گفتهاند:
«الجلباب: القميص أو الثوب الواسع».
يا «الجلباب ثوب اوسع من الخمار دون الردّاء تُغطى به المرأة رأسها و صدرها».
اما در اين ميان تفسير علاّمه طباطبايى و فيض كاشانى و بعضى از مفسرين اهل سنّت مانند قرطبى صحيحتر به نظر مىرسد ؛سيد محمدحسين طباطبايى، پيشين، ج 16، ص361 و آن اينكه: «هو ثوبٌ تشتمل به المرأة فيغطّى جميع بدنها»؛مولى محسن فيض كاشانى، پيشين، ج4، ص203 ؛ قرطبى، الجامع لأحكام القرآن، ج14، ص156 است كه «جلباب» ملحفه و پوششى چادر مانند است، نه روسرى و خمار.
از ابن عبّاس و ابن مسعود روايت شده كه منظور عبا است. پس «جلباب» لباس گشاد و پارچهاى است كه همه بدن را مىپوشاند.
همانگونه كه مفسّران بزرگ مانند شيخ طوسى و طبرسى فرمودهاند، در گذشته دو نوع روسرى براى زنان معمول بود: روسرىهاى كوچك كه آنها را «خِمار» يا «مقنعه» مىناميدند و معمولاً در خانه از آن استفاده مىكردند؛ و روسرىهاى بزرگ كه مخصوص بيرون خانه به شمار مىآمد. زنان با اين روسرى بزرگ، كه «جلباب» خوانده مىشد و از «مقنعه» بزرگتر و از «رداء»
كوچكتر است و به چادر امروزين شباهت دارد، مو و تمام بدن خود را مىپوشاندند.
«جلباب» پوششى است كه روى همه پوششها به سر مىكردند درباره «جلباب» گفتهاند: آن روسرى خاصى كه بانوان هنگامى كه براى كارى به خارج از منزل مىروند، سر و روى خود را با آن مىپوشند: «الجلبابُ خمارُ المرأة الذى يغطّى رأسها و وجهها اذا خرجت لحاجة» ؛شيخ طوسى، التبيان فى تفسير القرآن، ج 8، ص361 ؛ فضلبن حسن طبرسى، مجمعالبيان، ج7و 8، ص 578.
نزديك ساختن جلباب «يُدنين عَليهنّ مِن جلابيهنّ»؛قرطبى، پيشين، ذيل تفسير آيه59 ؛ كنايه از پوشيدن چهره و سر و گردن با آن است؛ يعنى چنان نباشد كه چادر يا روپوشهاى بزرگ (مانتو) تنها جنبه تشريفاتى داشته باشد و همه پيكرشان را نپوشاند ؛فضلبن حسن طبرسى، پيشين، ص580 ؛ سيد محمدحسين طباطبايى، پيشين، ج 16، ص361 .
زنان نبايد چنان چادر يا مانتو بپوشند كه نشان دهند اهل پرهيز از معاشرت با مردان بيگانه نيستند، از نگاه چشمهاى نامحرم نمىپرهيزند و از مصاديق «كاسيات عاريات» شمرده مىشوند؛ يعنى ظاهرا پوشيده هستند، ولى در واقع برهنهاند.
از رسول اللّه صلىاللهعليهوآله روايت شده است: «صنفانِ مِن اهلِ النّارِ لم أرهما: قومٌ معهم سياطٌ كأذناب البقرِ يَضربونَ بها النّاس؛ و نساءٌ كاسياتٌ عارياتٌ مميلاتٌ مائلاتٌ رؤهنَّ كأسنمةِ البختِ المائلة...»؛ «دو گروه از دوزخيان را هنوز من نديدهام. گروهى كه تازيانههايى مانند دم گاو در دست دارند و مردم را با آن مىزنند و گروه ديگر زنانى كه پوشش دارند اما برهنهاند، كجراهه مىروند و ديگران را نيز به كجروى
تشويق مىكنند. سرهايشان همچون كوهان شتر خراسانى فروهشته است. اينان به بهشت نمىروند و بوى بهشت را كه از فاصله چندان و چندان به مشام مىرسد استشمام نمىكنند» ؛محمد محمدى رىشهرى، ميزانالحكمه، ج 2، ص 259.
قرآن فرمان مىدهد: «بانوان با مراقبت، جامهشان را بر خود گيرند و آن را رها نكنند، تا نشان دهند اهل عفاف و حفظ تقواى دل به شمار مىآيند. پوششى مطلوب است كه خود به خود دورباش ايجاد مىكند و ناپاكدلان را نوميد مىسازد» ؛مرتضى مطهرى، پيشين، ص 160و161 .
برخى ادّعا مىكنند: حجاب به معناى مقابله با برهنگى است و قابل قبول است ولى در هيچ جاى قرآن از پوشش مو سخن به ميان نيامده است!
نادرستى اين سخن آشكار است؛ زيرا علاوه بر شأن نزول آيه، زنان مسلمان، حتى پيش از نزول اين آيه، موهاى خود را مىپوشاندند و تنها مشكل آنان آشكار بودن گردن و گوشها بود و در اين آيه ؛احزاب 33، آيه 59 ، از روسرى سخن به ميان آمده است، بايد پرسيد: آيا روسرى جز آنچه بر سر مىافكنند و موها را بدان مىپوشاند، معنايى دارد؟ افزون بر اين، حكم ميزان پوشش در روايات متعدّد وارد شده است و علّت تأكيد بر پوشش مو در موضوع حجاب بانوان، به فلسفه حجاب برمىگردد. مهمترين فلسفه پوشش زن در ارتباط با ديگران، مسئله زيبايى و جذّابيت اوست و معمولاً موى دختران و زنان، جذّاب و دلرباست. در احاديث گفته شده كه يكى از دو زيبايى، مو است ؛محسن فيض كاشانى، تفسير صافى، ج 3، ص 430و 431.
در روايتى از رسول اكرم صلىاللهعليهوآله وارد شده است كه به هنگام خواستگارى، مرد مىتواند از زن درباره موهايش بپرسد كه يكى از دو زيبايى مهم زن است.
قال رسولاللّه صلىاللهعليهوآله: «اذا أراد احدكم ان يتزوج المرأة فليسأل عن شعرها كما يسأل عن وجهها فإن الشعر احد الجمالين» ؛بحارالانوار، ج100، ص238، ح36.
يكى از نشانههاى اهميت مو براى زنان اين است كه شركتهاى تبليغى از اين زيبايى نهايت بهره را برده، و كالاى خود را در كنار زنان سر برهنه تبليغ مىكنند.
در پايان گفتنى است؛ درباره حدود پوشش، نسبت به زنان پير و از كار افتاده؛ سيدعلى كمالى، قرآن و مقام زن، ص 107؛ به نقل از: محدث نورى، المستدرك الوسائل، ج 2، ص559 و يا زنان روستايى كه اهل آرايش نيستند، تخفيف داده شده و استثنائاتى وارد گرديده است؛ نور 24، آيه 60.
منبع : پرسمان/ حقوق زن


