جنبش سورئالیسم با نام دو تن گره خورده است: سالوادور دالی و رنه ماگریت. دالی بیشتر به دلیل رفتارهای خودنمایانه و غیرعادیش از یک و نقاشی های واقع نمایش از سوی دیگر به فاصله اندکی مشهور شد ، اما ماگریت تصاویری آفرید که بالواقع روح سورئالیسم را با زبانی کاملا

سه‌شنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۵ - ۰۰:۰۰
دالی و ماگریت، دو سورئالیست دوست داشتنی
دالی و ماگریت، دو سورئالیست دوست داشتنی جنبش سورئالیسم با نام دو تن گره خورده است: سالوادور دالی و رنه ماگریت. دالی بیشتر به دلیل رفتارهای خودنمایانه و غیرعادیش از یک و نقاشی های واقع نمایش از سوی دیگر به فاصله اندکی مشهور شد ، اما ماگریت تصاویری آفرید که بالواقع روح سورئالیسم را با زبانی کاملا شخصی تجسم می بخشیدند. سمیه رمضان ماهی- بخش هنری تبیان سالوادور دالی از نقاشان اسپانیایی است که در نظر عمومی سردمدار جنبش سورئالیست ها و نماینده برجسته و تام سورئالیسم به نظر می آید، اما او تا حدود سال 1929 میلادی به سورئالیسم نپیوست . او که ستایشگر نقاشان طبیعت گرای قرن نوزدهم بود ، در برابر عملکرد هنرمندان مدرن انتزاع گرا از خود واکنش نشان داد و در آثارش به واقع گرایی علاقمند بود. آشنایی او با نظریات فروید او را به آن سمت سوق داد که بر دنیای ضمیر ناخودآگاه انسان تاکید ورزد و در آثارش به این وجه بپردازد. در آثار دالی اشیای کاملا پیش پا افتاده و بی ارزش دچار دگردیسی می گردند، به گونه ای که به شیئی کاملا قابل ارج و مهم بدل می شوند. واقع نمایی سورئالیستی در کارهای دالی به اوج خود می رسد و این از یکسو علاقه شدید او به نقاشان آکادمیک سده نوزدهم -مانند ژان میسونیه- بود؛ و از سوی دیگر ، واکنش منفی سورئالیست ها را در برابر آزمایشگری های هنرمندان معاصر بازمی تابید. اثر سالوادور دالی، پایداری حافظه پرده "پایداری حافظه" که یکی از مشهورترین آثار دالی به شمار می رود، به معنی نفی هرگونه آزمایشگری در سازماندهی انتزاعی نقاشی سده بیستم است. اسلوب مینیاتوری این پرده به هنر فلاندری سده پانزدهم باز می گردد؛ و از طرف دیگر سبزها و زردهای تندش یادآور لیتوگرافی های رنگی سده نوزدهم هستند. فضای آثار ایو تانگی بینهایت است ولی با عینیتی خشک نشان داده شده است. شهرت این پرده بیشتر زائیده نمایش اشیاء مأنوس و قابل تشخیص در زمینه ای غیرعادی و با صفاتی غیرطبیعی است. به بیان درست تر، ساعت های نرم ، امروزه در حکم مترادف بصری خیال پردازی های سورئالیستی هستند.* دالی توانست با نبوغ و خلاقیتش جنبش سورئالیسم را به مفهومی گسترده برای همگان قابل فهم کند. او با تأسی از شیوه نقاشان آکادمیک اروپا به صورتی کاملا رئالیستی اشیاء و عناصر نامأنوس و بی ارتباط با یکدیگر را در وصفی کاملا ناپایدار و وهم گونه به تصویر کشید. نقاشی ماگریت از کژنمایی های غریب، موجودات هیولاوار، و صحنه های شوم و زننده عاری هستند . به سخن دیگر ، عنصری از سنجیدگی اندیشه و به ویژه نوعی منطق تصویری ، بر رازپردازی های او تسلط دارد. با این حال ماگریت اصل عمده سورئالیستی ، یعنی استقرار اشیاء غیرمرتبط در محیطی غیرمتجانس را کاملا رعایت می کند. در آثار دالی اشیای کاملا پیش پا افتاده و بی ارزش دچار دگردیسی می گردند، به گونه ای که به شیئی کاملا قابل ارج و مهم بدل می شوند. البته در روند شکل گیری شیوه سورئالیستی دالی نظریات ماکس ارنست، خوان میرو و ایو تانگی را نمی توان نادیده گرفت. این تاثیرات خصوصا در دوران اولیه حرکت های سورئالیستی او قابل بررسی هستند. نقاشی های دالی از دهه سی به بعد دچار نوعی عدم تعادل می شوند؛ معلق بودن و ناپایداری بر عناصر تصویر او حاکم می گردد و در مجموع خیال پردازی قوی و در عین حال عجیب و غریبی بر آن استوار می گردد. اثر رنه ماگریت رنه ماگریت که یکی از برجسته ترین نقاشان بلژیکی است با نگاهی متفاوت به دنیای پیرامونش به سورئالیسم پیوست. وی از لحاظ شخصیت اجتماعی و طرز رفتار در نقطه مقابل دالی قرار می گیرد. سورئالیسم او نه همچون تخیلات وهم گونه سالوادور دالی به تصویر درآمد و نه فرم های غیر متجانس و وهم برانگیز منشاء خلق آثار سورئالیستی او شد. ماگریت در ابتدا شدیدا متاثر از دکریکو شد و مانند بسیاری از نقاشان سورئالیست، کارش را با شگفتزدگی حاصل از دیدن آثار دکرکو آغاز کرد، ولی طولی نکشید که به شیوه ای کاملا شخصی دست یافت. دالی توانست با نبوغ و خلاقیتش جنبش سورئالیسم را به مفهومی گسترده برای همگان قابل فهم کند. او با تأسی از شیوه نقاشان آکادمیک اروپا به صورتی کاملا رئالیستی اشیاء و عناصر نامأنوس و بی ارتباط با یکدیگر را در وصفی کاملا ناپایدار و وهم گونه به تصویر کشید. نقاشی ماگریت از کژنمایی های غریب، موجودات هیولاوار، و صحنه های شوم و زننده عاری هستند . به سخن دیگر ، عنصری از سنجیدگی اندیشه و به ویژه نوعی منطق تصویری ، بر رازپردازی های او تسلط دارد. با این حال ماگریت اصل عمده سورئالیستی ، یعنی استقرار اشیاء غیرمرتبط در محیطی غیرمتجانس را کاملا رعایت می کند. اثر رنه ماگریت آثار او در ابتدا مخاطب چندانی نداشت ولی بعد از سه دهه توجه عموم را به خود جلب کرد. او در شیوه تصویر کردن محیط پیرامونش منطق عادی در نگاه بشر را به باد انتقاد می گیرد و به تجسم اشیاء بی توجه است. بیش از همه این مضامین شعر و بیانهای تغزلی و عارفانه است که او را به وجد می آورد و عامل خلق اثر می شود. آثار او در قالب واقع نمایی و تصویر عین به عین به مفاهیمی غریب و نامتعارف می پرداز و به نظر می رسد شیوه واقع نمایی او بیشتر به جهت بیان ظاهری و نمای بیرونی شیء به کار گرفته می شود و در باطن مفاهیم فراواقعی در آن پنهان است. بدین جهت شیوه ماگریت را شیوه "رئالیسم جادوئی" نام نهاده اند. این شیوه در دهه چهارم و پنجم قرن بیستم در اروپا و امریکا رونق زیادی یافت و در دهه های بعد شیوه هایپررئالیسم (سوپررئالیسم) و فتورئالیسم از آن سربرآورد.** پی نوشت: * روئین پاکباز، در جستجوی زبان نو، انتشارات آگاه **پریسا شادقزوینی، مروری بر تاریخ نقاشی معاصر غرب، انتشارات سمت

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها