میرزا مسیح استرآبادی معروف به میرزا مسیح مجتهد (1194 ق تهران) از علمای بنام قرن سیزدهم است.وی فرزند محمد سعید و نسب او از استرآباد است. میرزا مسیح مجتهد تهرانی یکی از فقها و مراجع مکتب تهران و قم بود که در جریان قیام مردم ته
میرزا مسیح تهرانی، چه کسی بود؟
میرزا مسیح استرآبادی معروف به میرزا مسیح مجتهد (1194 ق تهران) از علمای بنام قرن سیزدهم است.وی فرزند محمد سعید و نسب او از استرآباد است. میرزا مسیح مجتهد تهرانی یکی از فقها و مراجع مکتب تهران و قم بود که در جریان قیام مردم تهران علیه روس ها، رهبری مردم را به عهده داشت...
فرآوری: فهیمه السادات آقامیری- بخش تاریخ ایران و جهان تبیان
مهدی بامداد دربارة میرزا مسیح می نویسد:
« میرزا مسیح مجتهد استرآبادی در سال 1193 ق متولد و در زمان خود مجتهد مسلم تهران بود و نفوذ روحانی زیادی داشت. »
میرزا مسیح به سبب فتوای معروفی که به فتوای گریبایدوف معروف است رهبری مردم علیه شورش بر سفارت روس را بر عهده گرفت و همین امر باعث تبعید وی شد. وی در مقابل بیگانگان به مردم هشدار می داده که باید از ارزش های دینی و مذهبی دفاع کنند چرا که این ارزش ها سد محکمی در برابر غارت منابع و بهره برداری سیاسی از این سرزمین است.
پدرمیرزا قاضی سعید استرآبادی فرزند ملاآقا بابا فردی فاضل و اهل علم بود و میرزا مسیح در دامان او مقدمات ادب و فرایض دینی را آموخت و سپس در همان شهر به تحصیل علوم پرداخت و بعد از چند سالی عازم شهر قم شد و از محضر میرزای قمی بهره برد و پس از رسیدن به اجتهاد، مدتی در مشهد به سربرد و سپس در تهران ساكن شد و به مجتهد تهرانی شهرت یافت. بنابه گفتة مرحوم آیت الله مرعشی نجفی نسخه خطی و چاپی رسالة عملیه میرزا مسیح در كتابخانه ایشان موجود است.
میرزا مسیح در تهران علاوه بر مقام مرجعیت، شاگردانی نیز تربیت نمود كه اطلاعی از اسامی آنان در دست نیست ولی سه تن از شاگردان وی در مشهد مقدس عبارتند از: حاج میرزا نصرالله مشهدی (تربتی) از علمای مشهور خراسان و شاگرد حاج ملاهادی سبزواری؛ حاج میرزا احمد ساوجی از مشایخ فقهاء و شاگرد حاج ملا احمد نراقی؛ شیخ عبدالرحمن شیخ الاسلام، شیخ الاسلام و مدرس مشهد مقدس.
قیام مردم تهران به رهبری میرزا مسیح
حاج میرزا حسن حسینی فسایی می نویسد: «...(گریبایدوف) اسرای گرجستان و ارمنستان را كه از زمان قدیم در حرمسرای دولت و ارباب شوكت صاحب اولاد بودند از فرط غرور مطالبه می نمود»
در روزگاری كه میرزا مسیح مشغول آگاهی بخشیدن به مردم در امور شرعی و اجتماعی بود به موجب بی كفایتی و سستی دربار و اختلاف شاهزادگان و عیّاشی فتحعلی شاه قاجار و نیز به سبب ویژ گی های جغرافیایی و اقتصادی، ایران به پهنه ریاست بازی جهانی كشیده شد و آلت دست توسعه طلبی، غارت، تجاوز و تهاجم بیگانگان گردید. میرزا مسیح كه به نیرنگ ها و دسیسه های قوای سلطه طلب واقف بود، با بیانات افشاگرانه خویش مردم را نسبت به سیاست های حیله گرانه متجاوزان آگاه می ساخت و از این كه سیاستمداران قاجار در غفلت و بی خبری و عیاشی به سر می بردند بسیار نگران بود. روسها از ضعف و نابسامانی و اختلاف شاهزادگان ایران سوءاستفاده كرده، در تجاوزات پی درپی خود بخش هایی از ایران را به قلمرو خود افزودند و معاهده های ننگینی را به كشور ایران تحمیل كردند. از جمله آنها معاهدة ننگین تركمن چای است كه در پنجم شعبان 1243[30/11/1206 ش] بین ایران و روس بسته شد و چون زنجیرگرانی برای مدت تقریباً یك قرن سیاست و اقتصاد ایران را خدشه دار كرد و آثار نكبت بار فرهنگی و نظامی فراوانی به بار آورد. در تحمیل غرامت سنگین ناشی از جنگ با ایران، الكساندر گریبایدوف نقش موثری داشت. او با رفتار سراسر نخوت و پرتكبری كه داشت مأموریت یافت كه به عنوان وزیر مختار به ایران آمده، ماده سیزدهم عهدنامه تركمن چای را كه با اصرار خود در آن گنجانیده بود، عملی سازد. یادآور می شود كه برطبق این برنامه باید همه كسانی كه از دو سو در جنگ اسیر شده اند خواه از نبرد اخیر و جنگ های سابق به فاصله چهار ماه باز پس گردانده شود. گریبایدوف كه در تاریخ یكشنبه 5 رجب 1244 ق [ 20/10/1207 ش] برای استرداد اسراء و دریافت غرامت به ایران آمد می خواست به ضرب و زور و از سرغرور و جاه طلبی هرچه سریع تر كار خود را انجام دهد. به همین بهانه به تحقیر و توهین مردم پرداخت و نسبت به شیعیان و علمای دینی رفتار بدی از خود بروز داد. او بدون این كه لحظه ای در فرجام كار خویش اندیشه كند با گستاخی تمام به بهانه جستجوی گرجیان و روس های پناهنده، به حریم خانه های مسلمین تجاوز كرد و درپی تعقیب زنان گرجی برآمد، غافل از آن كه بسیاری از این زنان در زمان آقا محمد خان قاجار به ایران آورده شده و درپی حقانیت اسلام و تشیع و موقعیت مذهبی جامعه ایران مسلمان شده و ازدواج كرده و صاحب چندین فرزند شده بودند. حاج میرزا حسن حسینی فسایی می نویسد:
« (گریبایدوف) اسرای گرجستان و ارمنستان را كه از زمان قدیم در حرم سرای دولت و ارباب شوكت صاحب اولاد بودند از فرط غرور مطالبه می نمود. »
جهانگیر میرزا هم در تاریخ خود آورده است كه:
« گریبایدوف زنان اهل اسلام را به زور و با حالتی توأم با ضرب و جرح به خانه خود برده، شبها نگهداری می كرد؛ كه این اعمال او درنظر اهل اسلام ناپسند آمد. »
از این بدتر آن كه زنان را در داخل سفارت وادار كردند تا از مذهب خود دست برداشته، اسلام را ترك كنند ولی آنان كه از روی انگیزه های دینی و علاقة درونی، مذهب تشیع را برای خود برگزیده بودند با این تقاضا به شدّت مخالفت ورزیدند و به وسیله ذكر و دعا و خواندن قرآن آن هم با صدای بلند و به صورت جمعی تنفّر خویش را از سفیر و همراهان اعلام داشته، كوشیدند فریاد استغاثه خود را به گوش علمای شهر برسانند.
حوادث اسفناكی كه از سوی گریبایدوف و همكاران وی روی داد و ضمن آن اهالی مومن تهرانی تحت فشارهای سخت قرار گرفتند از نظر علمای ایران خصوصاً مجتهد ژرف اندیش و فقیه وارسته، میرزا مسیح تهرانی دور نبود و سكوت كارگزاران دربار قاجار نسبت به این وقایع اسف انگیز او را به شدت عصبانی نمود و به موجب بیانات افشاگرانه او و دیگر علمای مقیم تهران، شهر یك پارچه جوش و خروش گردید و حمیّت مذهبی و تعصب دینی زمینه های اقتدار شایان تحسینی را به وجود آورد. مردم و روحانیون با همبستگی بی نظیر، برای سوزانیدن ریشه این تجاوز آماده شدند و علما وظیفه خود دیدند كه از شرف دینی در مقابل آن شقاوت پیشگان دفاع كنند. طبیعی بود كه مردم به سراغ مجتهدی می روند كه پیشتر با سخنان خردمندانه خود مخالفت خویش را با تجاوز و سلطه اعلام كرده بود و او كسی غیر از میرزا مسیح نبود. وی كه نمونه كاملی از مراجع عامل، عالی قدر و زاهد بود موفق شد شكوه مذهب تشیع را به استكبار نشان دهد و غبار شرم و درماندگی از رخسار مردم شكست خورده ایران بزداید. حامد الگار می نویسد:
« مقابله ای كه بین مردم به رهبری میرزا مسیح و سفارت روس به وقوع پیوست حالتی از جنگ و ستیز با دربار قاجار را به همراه داشت زیرا حكومت بیش از پیش در معرض اتهام، خیانت و همكاری با قدرت های بیگانه بود. »
سرانجام روز حادثه فرا رسید و مردم مسلمان تهران با هدایت علمای شیعه و فتوای میرزا مسیح مجتهد در روز ششم شعبان 1244 ق [21/11/1207 ش] در مسجد جامع شهر اجتماع كردند و از این كانون توحید و تقوا به سوی لانه فساد گریبایدوف روانه شدند تا حكم اسلام و فتوای میرزا مسیح را مبنی بر آزاد نمودن زنان مومن از دست سفیر شقی و بدرفتار، به اجرا درآورند. هدف میرزا مسیح در این ماجرای شكوهمند تنها موضوع چند زن گرجی و مشابه آن نبود بلكه مسألة اصلی بقای اسلام بود و نفی هرگونه سلطه و تجاوز. هنگامی كه گروهی از شیعیان در منزل خویش آسایش ندارند و كارگزاران قاجار هم ذلیلانه به چنین آشفتگی تن داده اند برای روحانی برجسته ای چون میرزا مسیح تكلیفی بالاتر از این قیام وجود ندارد.
جمعیتی كه به فرمان میرزا مسیح از مسجد جامع به سوی سفارت روس حركت كرد درآغاز بیش از هزار نفر نبود ولی وقتی به در سفارت رسیدند رقم آنان به صد هزار نفر بالغ گردید.
آنان با خشم و هیجان، خواستة برحق و منطقی خود را مبنی بر آزادسازی زنان مطرح كردند امّا گریبایدوف به جای بردباری در مقابل مسلمانان خروشان دستور داد تا به وسیله تیراندازی جواب آنها را بدهند. براثر این تیراندازی نوجوان 14 ساله ای كه بین جمیعت بود به شهادت رسید. مردم خشمگین جسد او را به مسجدی در آن حوالی برده، بر سر نعشش به سوگواری پرداختند و برای گرفتن انتقام به سوی سفارت یورش بردند و با هجوم دسته جمعی در سفارت را باز كردند و با افر اد سفارت درگیر شدند. بر اثر این نبرد خونین كه در یك طرف گروهی مهاجم و مسلح و در سوی دیگر عده ای مسلمان معتقد بودند، 80 نفر از مردم در راه دفاع از حق و ایستادگی در مقابل تجاوز و اجرای حكم اسلامی و عملی ساختن فتوای مجتهدی مبارز به شهادت رسیدند و 38 نفر از ساكنان سفارت كشته شدند كه در بین آنان جنازه گریبایدوف دیده می شد.
دولت روسیه در همین ایام بر سر مسئلة اداره سرزمین های تصرف شده عثمانی در بالكان و حقوق مسیحیان یونان با قوای عثمانی درحال نبرد بود و در چند مورد هم از عثمانی ها شكست خورده بود و چون در قیام مردم علیه سفارت روس تنها «مالتسف» دبیر اول سفارت از گزند حادثه جان سالم بدر برده و رفتار تحریك آمیز گریبایدوف را در دربار روس روشن كرده بود، از این نظر مصلحت ندید در این خصوص پافشاری نموده، درگیری تازه ایجاد نماید. از همین رو بر آن شدند كه روش ملایم تری در پیش بگیرند. البته از سوی تزار روس درخواست شده بود كه رهبر قیام (میرزا مسیح) دستگیر و تبعید شود كه متأسفانه دربار ذلیل ایران بر طبق درخواست روس ها تصمیم به تبعید میرزا مسیح گرفت. وقتی خبر تبعید میرزا مسیح در تهران پیچید بار دیگر توفانی از خشم مردم برانگیخته شد.
تظاهرات وسیعی صورت گرفت و موج انسان ها از معابر و خیابان ها به راه افتادند و مخالفت خود را با این برنامه اعلام كردند. مزدوران قاجار به جای عملی ساختن خواسته مردم، به حملات وحشیانه ای علیه آنان پرداخته، به ضرب و جرح مسلمانان اقدام كردند. سرانجام در هشتم صفر 1245 ق [17/5/1208 ش] میرزا مسیح را به مسجد شاه (مسجد امام خمینی كنونی) در تهران آوردند و وی را مجبور ساختند تا در انظار عمومی با مریدان و خانواده خود وداع كند، امّا به دلیل خشم و اعتراض اهالی تهران در آن روز موفق نشدند میرزا مسیح را به تبعید بفرستند و این ماجرا چند روزی به تعویق افتاد و در روز بیستم صفر 1245 ق [29/5/1208 ش] این مجتهد خیراندیش شهر تهران را به مقصد عتبات عالیات ترك كرد. وی در یكی از آثار خود به ماجراهای سخت و سراسر رنج دوران تبعید اشاره دارد.
این عالم ربانی در سال 1263ق (1226 ش) در نجف اشرف دارفانی را وداع گفت و فقیه بلند آوازة شیعه، شیخ محمدحسن نجفی صاحب كتاب جواهر الكلام و تعدادی از علمای مشهور حوزة علمیه نجف بر پیكرش نماز خوانده و او را در یكی از حجره های غربی صحن بالاسر مقدس علوی به خاك سپردند.
منابع: موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی، علمای مشروطه، کتاب در مشروطه چه گذشت ،وب سایت سیدمحمدحسن بنی هاشمی


