یک عاشقانه دیگر در مسابقه «کتاب و زندگی»
رمان «رویای نیمه شب» اثر مظفر سالاری به عنوان کتاب دوره چهارم مسابقه کتابخوانی «کتاب و زندگی» معرفی شد.

رمان «رویای نیمه شب» اثر مظفر سالاری که انتشارات کتابستان معرفت آن را منتشر کرده به عنوان کتاب چهارمین دور مسابقه کتابخوانی «کتاب و زندگی» معرفی شد. احمد ذوعلم مسئول دبیرخانه چهارمین دوره مسابقه کتابخوانی «کتاب و زندگی» از انتخاب این کتاب به عنوان کتاب محوری مسابقه خبر داد و گفت: رمان «رویای نیمه شب» اثر مظفر سالاری که یک رمان عاشقانه با درونمایه مذهبی است به عنوان کتاب دور بعد این مسابقه انتخاب شده که با طرح جلد جدید در دسترس علاقه مندان قرار خواهد گرفت. وی افزود: بر اساس تصمیم های اخذ شده مسابقه به صورت رسمی از 15 فروردین آغاز می شود لکن توزیع کتاب قبل از تعطیلات نوروز شروع خواهد شد. مسئول دبیر خانه مسابقه «کتاب و زندگی» گفت: کتاب با کاهش حدود سی درصدی قیمت عرضه می شود، یعنی به جای 12 هزار تومان با قیمت پشت جلد 8 هزار و 500 عرضه در دسترس خوانندگان قرار خواهد گرفت.
این رمان به شرح یک داستان عاشقانه پرداخته که خالی از مضامین دینی و معارفی نیست. هاشم جوانی است که عاشق دختری به نام ریحانه شده ولی ریحانه باورها و مذهب هاشم را ندارد و به مذهب دیگری مقید است
او به ویژگی های این دوره از مسابقه نیز اشاره کرد و گفت: در دوره جدید به صورت هفتگی قرعه کشی خواهیم داشت و هر هفته به قید قرعه به تعدادی از افرادی که در همان هفته در مسابقه شرکت کرده اند، جایزه اهدا می شود. همچنین دبیرخانه مسابقه «کتاب و زندگی» بر خلاف سه دوره قبل هیچ دخالتی در توزیع کتاب نخواهد داشت و توزیع کتاب بر عهده پخشی ها قرار دارد.
ذوعلم گفت: امیدواریم این فاصل زمانی توزیع کتاب تا شروع مسابقه باعث شود که افرادی که تمایل به عرض کتاب دارند زودتر آن را سفارش دهند و هنگام شروع مسابقه کتاب در محل های عرضه در سراسر کشور وجود داشته باشد. وی در پایان یادآور شد: دور چهارم مسابقه «کتاب و زندگی» از 15فروردین تا 15 تیرماه برگزار می شود که در صورت استقبال تمدیدخواهد شد.
بر اساس این گزارش تا پیش از آغاز مسابقه، رمان «رویای نیمه شب» اثر مظفر سالاری به چاپ یازدهم رسیده بود و حدود 13هزار نسخه از آن راهی بازار کتاب شده بود. این رمان به شرح یک داستان عاشقانه پرداخته که خالی از مضامین دینی و معارفی نیست. هاشم جوانی است که عاشق دختری به نام ریحانه شده ولی ریحانه باورها و مذهب هاشم را ندارد و به مذهب دیگری مقید است.
در بخشی از این کتاب می خوانیم:
« پدر بزرگ از پشت قفسه ها بیرون آمد و به گوشواره ای زیبا و گران بها که من طراحی کرده بودم و ساخته بودم اشاره کرد. خوشحال شدم که آن را برای ریحانه انتخاب کرده بود؛ هر چند بعید می دیدم که مادرش زیربار قیمت آن برود. گوشواره را بیرون آوردم و به پدربزرگ دادم.
- طراحی و ساخت این گوشواره، کار هاشم است. حرف ندارد!
مادر ریحانه گوشواره ها را گرفت و ورانداز کرد.
- قشنگند، ولی ما چیزی ارزان قیمت می خواهیم.
مادر ریحانه گوشواره ها را روی مخمل گذاشت. با نگاهش گوشواره های قبلی را جستجو کرد. پدربزرگ گوشواره های گران بها را توی جعبه کوچکی گذاشت. جعبه را به طرف مادر ریحانه سُراند.
- از قضا قیمت این گوشواره ها دو دینار است.
در دلم به پدربزرگ آفرین گفتم. از خدا می خواستم که ریحانه صاحب آن گوشواره ها شود. قیمت واقعی اش ده دینار بود. یک هفته روی آن زحمت کشیده بودم.»
منبع: فارس



