پای درد دل همسر هادی نوروزی
یکی از خبرنگاران حاضر در آخرین تمرین پرسپولیس گفت: یکی از افراد نزدیک به پرسپولیس به نوروزی چیزی داد و گفت این برای رفع مصدومیتت تبرک دارد وآن را به پایت بزن.

در آخرین حضور این بازیکن فقید در تمرین قرمزها یک اتفاق عجیب رخ داد که حالا مصاحبه همسرش اشاره ای مستقیم به صحتش می کند.
در آخرین روزی که هادی نوروزی در تمرین تیمش شرکت کرد یکی از افراد حاضر در تمرین برای دقایقی با او صحبت کرد و ضمن دادن یک بسته کوچک به او تاکید کرد که انشاالله به زودی مصدومیت ات خوب می شود. در همین حین یکی از خبرنگاران حاضر در تمرین وارد بحث دو نفره می شود و به شوخی به این فرد نزدیک به باشگاه می گوید:نکند قصد دوپینگی کردن هادی را داری؟ آن فرد هم در پاسخ می گوید: این مسائل شوخی بردار نیست چرا که تربت کربلاست و مطمئنم حتما جواب می دهد.
اما اینکه آن بسته که به گفته آن فرد، تربت کربلا بوده را کاپیتان فقید پرسپولیس به پایش زده یا نه را می شود از آخرین مصاحبه همسرش رمزگشایی کرد.
از آن اتفاق تلخ تعریف می کنید؟
تنها شبی بود که هادی برعکس تمام شب ها که تا ساعت 11 شب چه مهمان داشتیم چه نداشتیم می خوابید اما آن شب تا 3:30 بیدار ماند دلتنگ تمرین و بازی بود به من می گفت می خواهم از فردا بروم تمرین کنم و من هم می گفتم دکتر تیم گفته تو به خاطر مصدومیت نمی توانی تا سه هفته تمرین کنی اما هادی قبول نمی کرد و می گفت من فردا می روم. جالب اینجاست که همان شب دختر کوچک مان را خواباند و خودش هم حوالی ساعت 3:30 خوابید نیم ساعت بعد با صدای نفس های عمیق او از جایم پریدم فکر کردم دارد خواب بد می بیند نگو که نفس های آخرش است چنان نفس می کشید که دختر کوچکم از خواب پرید و روی سینه پدرش رفت و هادی در حالی که هانا را روی سینه اش بود از دنیا رفت مرگی که هنوز نتوانستم باور کنم و با آن کنار بیایم. البته فکر می کنم خود هادی هم یک جورهایی متوجه شده بود که شب آخرش است.
چطور؟
دلتنگ کربلا بود می گفت خیلی دوست داشتم به زیارت امام حسین علیه السلام بروم اما مصدومیت اجازه نداد. یادمه همان شب بعد از نماز مغرب و عشا تربت کربلا را با آب خورد و دلتنگ کربلا بود انگار می دانست شب آخرش است.
کدام خصوصیات اخلاقی هادی یادتان مانده؟
او صبور بود و به من هم یاد داد که چطور صبور باشم و با این واقعه کنار بیایم. الان من مسوولیت سنگینی دارم و باید بچه های او را در خور شأن و جایگاه پدرشان بزرگ کنم.
اجازه می دهید هانی پسر هادی دنبال فوتبال برود؟
شما می دانید فوتبالی ها خیلی بهتر می توانند تشخیص دهند که چه کسی فوتبالیست می شود یا نمی شود هادی، هانی را زیاد به تمرین برده بود و همیشه به من می گفت هانی بازیکنی بهتر از من خواهد شد.
هادی کاپیتان پرسپولیس بود آیا این مساله روی اخلاق او در خانه تاثیر گذاشته بود؟
اصلا چنین چیزی نبود اینکه تصور کنید او به عنوان یک کاپیتان مغرور شده بود اصلا این طور نبود و هادی از قبل هم خاکی تر و حواسش به همه چیز بود و هیچ وقت به روی ما نیاورد که کاپیتان شده است. او به عنوان کاپیتان دنبال مطالبات همه بازیکنان بود و کمتر به خودش می پرداخت البته ما هم در کارش دخالت نمی کردیم چون خود هادی بازیکن بزرگی بود و می دانست که چه کار کند. دعا کنید که بتوانم شأن و جایگاه او را حفظ کنم.

توقع دارید شماره 24 بایگانی شود؟
این پیشنهاد را خود بزرگان پرسپولیس دادند و خیلی خوشحال شدم که می خواهند این شماره را نگه دارند.
مرگ هادی یک جورهایی هم باعث اتحاد پرسپولیسی های قدیم و جدید شد؟
فقط می توانم بگویم حالت معجزه داشت و همه پرسپولیسی ها از بزرگان این تیم، بازیکنان، هواداران و لیدرها در کنار ما بودند.
یک عکسی از شما در فضای مجازی منتشر شده که عدد 6 را نشان دادید؟
می دانم منظورتان چیست. من بعد از مرگ هادی بلافاصله حلقه او را در دستم کردم و حلقه خودم هم هست به این عکس که دقت کنید هیچ اثری از حلقه ها نیست و به خوبی نشان می دهد که ساختگی است.
البته شما در آن فضا و شرایط فکر نمی کنم دنبال چنین حرف هایی بودید؟
اتفاقا اشاره خوبی کردید تا از استقلالی ها تشکر کنم که نگاه نکردند هادی برای پرسپولیس است و در تمام مراسم کنارمان بودند. این نشان داد که هادی برای ایران بود و جا دارد از مدیریت استقلال، بازیکنان این تیم، هواداران و لیدر های این تیم تشکر کنم که در تشییع جنازه هادی حضور داشتند و هیچ وقت ما را تنها نگذاشتند.
حرف آخر؟
از همه خواهش می کنم برای من دعا کنند تا قوی باشم. من عزیزی را از دست دادم که دختر کوچکش نمی داند که پدر از دست داده و با عکس او بازی می کند دعا کنید بتوانم فرزندان هادی را طوری بار بیاورم که هادی دوست داشت.


