از نحوه استقبال مردم در سفرهای رهبری به شهرها، اشکالاتی مطرح شده.اینان با تمسک به روایتی از امام علی(ع) این رفتارها را مغایر با فرهنگ اسلامی دانسته و برای همین به رهبری خرده میگیرند که چرا ایشان رفتاری دارند که با توصیه امام سازگار نیست.
استقبالهای مردمی از رهبر مغایر با فرهنگ اسلامی!!
(پاسخ به پرسشهایی درباره ولایت فقیه ـ 3)
در سفرهای مقام معظم رهبری به شهرها و روستاهای میهن اسلامی و حضور ایشان در بین مردم، صحنه هایی از شور و دلدادگی مردم در استقبال از ایشان خلق می شود که نشان از پیوند عمیق مردم با رهبری دارد.
همین صحنه های پرشور و سرشار از محبت، مورد ایراد و اشکال عدهای قرار گرفته است. این عده با تمسک به روایتی از امیرالمۆمنین علی (علیه السلام) این گونه رفتارها را مغایر با فرهنگ اسلامی و توصیه اهل بیت (علیهم السلام) دانسته و برای همین به رهبر معظم انقلاب خرده میگیرند که چرا ایشان رفتاری دارند که با توصیه امیرالمۆمنین (علیه السلام) سازگار نیست.
روایتی را که این عده به آن استناد می کنند حکمت 37 نهج البلاغه است که در آن امام علی (علیه السلام) عدهای را که برای استقبال از آن حضرت از اسبهایشان به زیر آمدند و جلوی ایشان شروع به دویدن کردند توبیخ کردند.
نگاهی به حکمت 37 نهج البلاغه مرحوم سید رضی گردآوردندهی نهج البلاغه در آغاز حکمت 37 می نویسد:
«این سخن را امام(علیه السلام) زمانى بیان فرمود که در مسیر حرکتش به شام، کشاورزان و دهبانان شهر انبار[1] با او ملاقات کردند (و به عنوان احترام به امام) « فَتَرَجَّلُوا لَهُ وَ اشْتَدُّوا بَیْنَ یَدَیْهِ» از مرکب پیاده شده و با سرعت پیش روى او حرکت کردند (و این مراسم را که نشانه خضوع فوق العاده در برابر امراى ستمگر بود انجام دادند).
در واکنش به این رفتار، امام(علیه السلام) فرمود: «مَا هَذَا الَّذِی صَنَعْتُمُوهُ» این چه کارى بود که کردید؟
عرض کردند: «خُلُقٌ مِنَّا نُعَظِّمُ بِهِ أُمَرَاءَنَا» این رسم و آدابى است که ما با آن ، امیران خود را بزرگ مىداریم.
امام(علیه السلام) فرمود: «وَاللَّهِ مَا یَنْتَفِعُ بِهَذَا أُمَرَاۆُکُمْ! وَ إِنَّکُمْ لَتَشُقُّونَ عَلى أَنْفُسِکُمْ فِی دُنْیَاکُمْ، وَتَشْقَوْنَ بِهِ فِى آخِرَتِکُمْ» به خدا سوگند زمامداران شما از این عمل بهره اى نمى برند و شما با این کار در دنیا مشقت بر خود هموار مى سازید و در قیامت بدبخت مى شوید.
مردم در این گونه استقبالها نباید کاری کنند که با عزت اسلامی و انسانی آنها مغایرت داشته باشد
سپس افزود: چه زیان بار است مشقتى که به دنبال آن عقاب الهى باشد و چه پرسود است آرامشى که با آن امان از آتش دوزخ فراهم گردد.
در کتاب صفین بعد از این جمله چنین آمده که امام(علیه السلام) فرمود: «فَلا تَعُودُوا لَهُ» این کار را دیگر تکرار نکنید.[2]
آنچه در این روایت باید مورد توجه قرار گیرد در زمان هاى گذشته معمول بوده که اهل یک کشور و یا یک شهر براى تعظیم امرا و سلاطین اعمالى انجام مىدادند که نشانهی نهایت ذلت بود. آنها نیز از این رفتار خشنود مى شدند، چرا که علاقه داشتند شهروندانشان همواره خود را در برابر آنها ذلیل و بىمقدار بدانند تا مبادا فکر قیام در مغزشان خطور کند.
برای همین بود که امیرمۆمنان ایشان را از آن رفتار که تشریفاتی خرافی و ذلت آور بود نهی کرد. زیرا اسلامی که علی(علیه السلام) معلم و مروّج آن بود به انسان ها شخصیت داده و آدمى را مسجود فرشتگان و اشرف مخلوقات مىداند و جهان را مسخر او مىشمرد و اجازه نمى دهد افراد با ایمان براى بزرگداشت اُمَرا، تن به کارهاى ذلیلانه بدهند. بر این اساس، امام(علیه السلام) در واکنش به رفتار خرافی و ذلت بار آنها به ایشان هشدار داد و دلیل آن را نیز بیان کرد:
نخست این که امرا هیچ گونه نفع عاقلانهاى از این کار نمىبرند؛ بلکه ممکن است باعث غرور و کبر آنها نیز شود و سبب شود آنها شخصیت خود را گم کنند.
دیگر اینکه زحمت فوق العادهاى بر دوش تودههاى مردم مىافتد و گاه ممکن است در چنین شرایطى افرادى ضعیف زیر دست و پا بمانند.
سوم این که این عملِ ناصالح، مایهی گرفتارى در آخرت مى شود، زیرا نوعى شرک محسوب مى شود.
به عکس، اگر آنها به احترامات معقول قناعت کنند و به جاى این مشقت، آرامش را براى خود بپذیرند؛ آرامشى که امان از آتش دوزخ را نیز به همراه دارد، هم اُمرا گرفتار کبر و غرور نمىشوند و هم مردم مشقت توأم با ذلت را نمىبینند و هم در آخرت سربلند خواهند بود.[3]
در حدیث دیگرى از امام صادق(علیه السلام) مىخوانیم:
روزى امیر مۆمنان(علیه السلام) به سراغ اصحابش آمد در حالى که بر مرکب سوار بود. گروهى پشت سر حضرت به راه افتادند. امام نگاهى به آنها کرد و فرمود: با من کارى دارید؟ عرض کردند: نه یا امیرالمۆمنین؛ ولى دوست داریم همراه تو راه برویم. امام(علیه السلام) به آنها فرمود: «انْصَرِفُوا فَإِنَّ مَشْیَ الْمَاشِی مَعَ الرَّاکِبِ مَفْسَدَةٌ لِلرَّاکِبِ وَمَذَلَّةٌ لِلْمَاشِی»[4] برگردید! زیرا راه رفتن پیاده در کنار سوار موجب مفسده (غرور و خودبرتربینى) براى شخص سوار و سبب ذلت براى پیاده است.
هدف از سخنان امیرمۆمنان(علیه السلام) در حکمت 37، این نیست که مردم، بزرگان را احترام نکنند؛ بلکه منظور این است که احتراماتى که نسبت به شاهان و مانند آنها داشتند و نشانه ذلت و بدبختى احترام کنندگان بوده و مایه غرور و نخوت احترام شوندگان، ترک شود
سپس امام صادق(علیه السلام) افزود: بار دیگرى باز امام سوار بود و جمعى پشت سر او پیاده به راه افتادند. امام(علیه السلام) فرمود: «انْصَرِفُوا فَإِنَّ خَفْقَ النِّعَالِ خَلْفَ أَعْقَابِ الرِّجَالِ مَفْسَدَةٌ لِقُلُوبِ النَّوْکَى» بازگردید! زیرا صداى کفشهای پشت سر، موجب فساد دلهاى احمقان مىشود.[5]
برداشت از این روایت از این روایت پیداست که امیرمۆمنان با ظاهر کار و این شکل استقبال مخالفتی نداشتند؛ زیرا اگر این بود میبایست بلافاصله بعد از مشاهدهی عمل، مردم را از آن برحذر میداشتند که حضرت این کار را نکردند؛ بلکه دلیل آن را پرسیدند و چون دلیل آن را مخالفت با روحیه عزتمندی مسلمانان یافتند از انجام آن نهی کردند.
بنابراین مخالفت امیرمۆمنان(علیه السلام) با شادی و دویدن استقبال کنندگان نبود؛ بلکه چون آن رفتار را مغایر با عزت مسلمانان یافت با آن مخالفت کرد.
نتیجه اینکه 1ـ از این روایت نهی از اصل استقبال و شور و شعف مردم در استقبال از مسئولین کشوری به دست نمیآید؛ آنچه فهمیده میشود این است که مردم در این گونه استقبالها نباید کاری کنند که با عزت اسلامی و انسانی آنها مغایرت داشته باشد.
2ـ اگر امروز در نگاه و عرف عمومی، دویدنهای مردم در اطراف خودروی حامل مسئولان نظام، سبکی و بی شخصیتی فهمیده شود؛ بر آنها لازم است به فرمایش امیرمۆمنان عمل کرده و آن را ترک کنند. برای این کار میتوانند به ستون در دو طرف محل عبور خودروی ایشان ایستاده و به ابراز احساسات بپردازند نه آنکه بدوند و یا کاری کنند که دریافت عمومی و عرف جامعه، آن را بی شخصیتی تلقی کند. و اگر هم از آن ابراز احساسات همراه با دویدن و مانند آن چنین معنایی فهمیده نمیشود که ظاهراً هم نمیشود دیگر منع کردن آنها و استناد به این روایت وجهی نخواهد داشت و ایرادی به استقبال کننده و استقبال شونده وارد نیست.
3ـ باید توجه داشت که هدف از سخنان امیرمۆمنان(علیه السلام) در حکمت 37، این نیست که مردم، بزرگان را احترام نکنند؛ بلکه منظور این است که احتراماتى که نسبت به شاهان و مانند آنها داشتند و نشانه ذلت و بدبختى احترام کنندگان بوده و مایه غرور و نخوت احترام شوندگان، ترک شود. و اگر امروز این رفتار مردم با مسئولان نظام اسلامی احترام و تکریم و استقبالی شایسته از آنها به شمار بیاید نه تنها منافاتی با روایت ندارد؛ بلکه موافق با اصل احترام به مسئولان نظام اسلامی است.
امید پیشگر
بخش اعتقادات شیعه تبیان
منابع :
1. شهری است در 60 کیلومتری بغداد
2. پیام امام امیرالمۆمنین(علیه السلام)، ج12، ص248
3. همان، صص 248-249
4. الكافی، ج6، ص 540
5. المحاسن، ج2، ص 629
مطالب مرتبط:
ولایت فقیه یا دیکتاتوری؟!
تعریف ولایت فقیه از نگاه مقام معظم رهبری



