این کیف مال ما نیست
گذری بر سریال «کیف انگلیسی» به بهانه پخش از شبکه آیفیلم
پخش مجموعه تلویزیونی «کیف انگلیسی» از (27 اردیبهشتماه) از شبکه آیفیلم شروع شده است. «کیف انگلیسی» یکی از سریالهایی است که در دهه 70 (1379) توانست به دلیل مولفههای فراوان چه در ساختار و چه محتوا بعد از پخش از شبکه یک سیما با استقبال گستردهای مواجه شود. فیلمنامه این سریال به وسیله ضیاءالدین و سیدمحمدتقی دری نوشته شد و حسن بشکوفه تهیهکنندگی آن را برعهده داشت.
تاریخ به روایت تصویر
ضیاءالدین دری در این سریال که ساخت آن مدت زیادی زمان برد، حساسترین مقطع تاریخی کشور، یعنی دهه 20 را برای مخاطب روایت میکند؛ دورهای که به لحاظ سیاسی، اجتماعی و همینطور فرهنگی در جایگاه مخصوصی قرار گرفت و بعدها به منبع الهام مبدل شد. پایان جنگ دوم جهانی، سقوط رضاشاه و روی کار آمدن محمدرضا پهلوی، ظهور و بروز جریانهای سیاسی سهگانه میان ملی، مذهبی و تودهایها، نفوذ دولتهای بیگانه مثل آمریکا و انگلیس در قراردادهای نفتی و معادلات سیاسی و همینطور دوره طلایی احزاب و مطبوعات از جمله موضوعات دهه 1320 به شمار میرود که به وسیله دری دستمایه درونمایه این سریال شدهاند.
دری همه این وقایع را در قالب داستانی خوشخوان و پرکشش، به روایت زندگی شخصیتی به نام «منصور ادیبان» یک روشنفکر تازه از فرنگ برگشته میگنجاند که به تازگی از دانشگاه سوربون فرانسه فارغالتحصیل شده و با بنا کردن نشریهای به نام
«ایران آزاد» میکوشد رویهای تاثیرگذار برای ساختن ایرانی از نو در پیش گیرد، بیان میکند. اگرچه در این بین، اتفاقات تازهای رخ میدهد که منصور ادیبان را از رسیدن به هدف غایی خود بازمیدارد. دری در مجموعه تلویزیونی «کیف انگلیسی»، ضمن استعاره قرار دادن کیف انگلیسی و نشان دادن دستهای مرئی و نامرئی انگلیس به عنوان یکی از دشمنان ذینفع ایران در دهه 20، به نوعی تاریخ را برای مخاطبان تلویزیونی به تصویر میکشد؛ تصویری که به واسطه تجربه و اشراف کارگردان، نزد مخاطب مقبول میافتد.
ردپای موسیقی متن
نهتنها مضمون و درونمایه این سریال که دیگر عوامل اجرایی و فنی، خاصه موسیقی که برای ساخت این سریال در نظر گرفته شده بود باعث شد بر جذابیت این اثر افزوده شود طوری که میتوان گفت فرهاد فخرالدینی، استاد مسلم موسیقی ایران که در کارنامه خود آثار ماندگار متعددی را ثبت کرده و مدتها رهبری ارکستر ملی را برعهده داشته، در این سریال زیباترین آهنگهای خود را بویژه در تیتراژهای ابتدایی و پایانی سریال ارائه داده است.
دری در مجموعه تلویزیونی «کیف انگلیسی»، ضمن استعاره قرار دادن کیف انگلیسی و نشان دادن دستهای مرئی و نامرئی انگلیس به عنوان یکی از دشمنان ذینفع ایران در دهه 20، به نوعی تاریخ را برای مخاطبان تلویزیونی به تصویر میکشد
نقد نظام ارباب و رعیتی
اگرچه دری طی سالهای اخیر و به طور مشخص بعد از پایان یافتن مجموعه تلویزیونی «کیف انگلیسی» به فکر ساخت سریال دیگری در این ابعاد و اندازه افتاد و بلافاصله شروع به ساخت و طراحی فیلمنامه جدید خود با عنوان «کلاهپهلوی»کرد اما بهزعم منتقدان تلویزیونی، «کیف انگلیسی» به لحاظ درونمایه و ساختار توانسته در مقایسه با «کلاهپهلوی» اثری موفقتر از کار درآید و طیف بیشتر مخاطبان را به خود جذب کند. برخی دلیل استقبال مخاطبان از سریال «کیف انگلیسی»را گسترش نیافتن رسانههای جمعی و تعدد سریالها و فیلمها در مقایسه با امروز میدانند و برخی منتقدان نیز دلیل موفقیت این سریال را پرداخت مطلوب و به تصویر کشیدن یک برهه تاریخی قلمداد میکنند. اگرچه دری در «کلاهپهلوی» باز هم از یک رویداد تاریخی (کشف حجاب) در کار خود الهام گرفته است با این حال «کیف انگلیسی» در کارنامه او پررنگتر از دیگر آثارش است.
دری در «کیف انگلیسی» در عین روایت کردن زندگی سیاستمدار تازه از فرنگ برگشته که آمال و آرزوهای متعددی برای بهبود وضعیت میهن خود در سر دارد، به تبیین برههای از تاریخ در زمان رضاشاه میپردازد. مهمترین مسالهای که در «کیف انگلیسی» صرفنظر از مساله نفت نمود مییابد، مقوله ارباب و رعیتی و تبعات آن است که با چیرهدستی و هنرمندی کارگردان و البته بازیگرانی چون سیروس گرجستانی، حسام نوابصفوی، فاطمه نوری و... هاشور بیشتری میخورد و در خلال داستان پررنگتر میشود.
تقابل سنت و مدرنیته
یکی از اصلیترین کاراکترهای «کیف انگلیسی» بعد از «منصور ادیبان» (علی مصفا)، «مستانه» (لیلا حاتمی) است. او نماینده قشر فرادست و در عین حال روشنفکر جامعه است که با دیدن منصور ادیبان در کسوت یک تحصیلکرده از فرنگ برگشته که دغدغه سازندگی وطن را به سر دارد، تن به عشقی نافرجام میسپارد و برای چنین عشقی از لابیرنتهای پرمخاطره زیادی عبور میکند و هزینههای جسمی و روحی متعددی نیز متحمل میشود. مستانه در سریال «کیف انگلیسی» از ثروت بادآورده و جاه و مقام پدر دست میکشد و با آرمانخواهی ادیبان برای جمع کردن رای و حتی راهاندازی یک نشریه به نام «ایران آزاد»، مسیری یکسان را در پیش میگیرد. اگرچه دست سرنوشت در میانه این مسیر، راه هر 2 شخصیت اصلی را به دلایل متعددی از یکدیگر منفک میکند و یکی با متارکه و طلاق و دیگری با تن سپردن به ازدواجی اجباری میکوشند تن به بازی پرپیچ و خم سرنوشت دهند. کاراکتر مستانه در سریال بسیار نمادین است، به عنوان مثال صحنه به زندان افتادن و مورد آزار واقع شدن توسط افرادی که به خانه پدریاش رفت و آمد داشتهاند یا سکانس پایانی سریال یعنی آنجا که منصور ادیبان پس از امضا و موافقت طلاق همسرش نزد مستانه میرود تا شانس همیاری با او را بار دیگر تجربه کند، در محوطه زمین تنیس با مستانه مواجه میشود و آمریکاییانی که درصدد بازی تنیس با او هستند.
همه این صحنهها در «کیف انگلیسی» حکایت از پختگی و کارکشتگی کارگردان و همینطور انسجام و یکدست بودن فیلمنامه دارد و تنها اندکی تیزبینی مخاطب را لازم دارد تا پیامهای ارسال شده از سوی کارگردان را دریافت کند. رضا کیانیان از دیگر شخصیتهای اصلی سریال به شمار میرود. او در نقش یک معمم در ابتدای امر با مدیرمسۆول و صاحب امتیاز روزنامهای که به دست منصور ادیبان (ایران آزاد) برپا شده همسو میشود اما به تدریج باورهای خود را از این سیاستمدار جوان جدا میبیند و با تغییر موضع دادن در برابر او جبهه میگیرد. بازی تاثیرگذار کیانیان در این سریال در نقش یک معمم اگرچه کوتاه ولی باورپذیر و قابل لمس است. صبا کمالی نیز که ایفاگر یکی از نقشهای این سریال است در طول داستان، نماینده قشر زنان سنتی مملکت در دهه 20 است. او در عین اینکه ناخودآگاه عنوان یک زن سنتی را به دوش میکشد که از سیاست و اوضاع جامعه روز و همینطور از فعالیتهای همسرش در روزنامهای که دایر کرده بیاطلاع است، قربانی یک مثلث عاشقانه میشود؛ علاقهای که به مدد رد و بدل کردن اطلاعات سیاسی بین مستانه و منصور ادیبان و به واسطه دستمالهایی که همگی بوی عطر «هروت» را میدهند سرانجام فاش میشود و او (صبا کمالی) به ردپای زن دیگری در زندگی مشترکش پی میبرد و در نهایت به جدایی منصور ادیبان و همسرش میانجامد.
سریالهای بدون تاریخ مصرف
این طور به نظر میرسد که استقبال از سریالی چون «کیف انگلیسی» آن هم بعد از گذشت 17 سال صرفنظر از یادآوری نوستالژی دهه 70، حکایت از یک جور برقراری ارتباط میان مخاطب و سریال دارد. وقتی سریال «کیف انگلیسی» ساخته شد بازخوردهای متنوعی در جامعه ایجاد کرد. استقبال مخاطبان نسبت به این سریال از یک سو و اینکه اصطلاح «کیف انگلیسی» تا مدتها جزو واژگان سیاسی در میان سیاستمداران باب شده بود از سوی دیگر، باعث شد نقش این سریال به میزان زیادی تاثیرگذار باشد. پخش سریالهای دهه 70 و حتی مجموعه تلویزیونی «سلطان و شبان» که در اواسط دهه 60 به کارگردانی داریوش فرهنگ ساخته شد از شبکههایی چون شبکه نمایش و آیفیلم میتواند اتفاقی خوشایند باشد؛ خوشایند از این جهت که مخاطبانی که هنگام پخش این سریالها در آن 2 دهه، نوجوان بودهاند امروز میتوانند با دیدن این آثار (بویژه کیف انگلیسی یا مدار صفردرجه) به زوایای پیدا و پنهان تاریخ پی ببرند و با برهههایی از تاریخ کشور بیشتر آشنا شوند.
بخش سینما و تلویزیون تبیان
منبع:وطن امروز/آزاده صالحی


