ای گیرنده جان! به عزت و بزرگی و بلندی و برتری ام...

دوشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
معاد و قیامت در کلام امام(ع)
معاد و قیامت در كلام امام رضا(ع) اعتقاد به قیامت و معاد یكی از اعتقادات ادیان الهی است. پیروان مذاهب گوناگون با وجود اختلافات متعدد به زندگی پس از مرگ باور دارند. معاد از اصول دین مبین اسلام است و اعتقاد به آن بر هر مسلمانی واجب است و هر كس آن را انكار كند، خارج از اسلام است. پیامبران پس از دعوت به توحید و خداشناسی، مهمترین اصلی را كه به مردم متذكر می شدند، سرای آخرت معاد و قیامت بوده است. عقیده به معاد باعث می شود انسان احساس كند فناپذیر نیست و برای همیشه وجود دارد. معاد مقتضای عدل الهی و جایگاه تحقق وعده و وعید الهی است. معاد ابتدا با مرگ و قبر همراه بوده و سپس برزخ را در بر می گیرد و بعد به قیامت كبری می رسد كه انتهای آن بهشت و جهنم است. آیات و روایات فراوانی درباره مرگ و معاد و قیامت بیان شده كه در اینجا به بررسی آنها از دیدگاه امام هشتم علی بن موسی الرضا(ع) پرداخته می شود: معانی لغوی و اصطلاحی مرگ در كتاب مقاییس اللغة آمده: «موت یك اصل صحیح است كه بر از دست رفتن نیرو و توان یك شیء دلالت دارد و از همین معناست موت در برابر حیات». اصل در استعمال موت همین معناست و معانی دیگر آن مانند: خاموش شدن آتش، غیر قابل كشت شدن زمین و خفتن، به همین معنا باز می گردد.(1) در جای دیگر آمده معنای لغوی مرگ عبارت است از «مردن»، «فناشدن» و «زوال حیات»، اما در حقیقت، ماهیت و مفهوم مرگ نیستی و زوال حیات نیست، بلكه انتقال است، آن هم انتقال از حیاتی(دنیا) به حیات دیگر(آخرت). در حقیقت مرگ برای انسان سرآغاز حیاتی نو است. حقیقت انسان «منِ» اوست، نه بدن مادی اش؛ چرا كه با توفی و مرگ، شخصیت و منِ حقیقی انسان به تمام و كمال دریافت می شود و بدن كم كم پوسیده و بعد پراكنده می شود، آنچه پوسیده نمی شود و تحویل مأموران الهی می گردد بدن مادی انسان نیست، بلكه حقیقت وجودی اوست كه «منِ» او وابسته به آن است و قرآن از آن به نفس و روح تعبیر می كند.(2) واژه توفی در شكل های گوناگون ماده «وَفی» 66 بار در قرآن به كار رفته است كه در چهارده آیه رسماً از مرگ تعبیر به «تَوفّی» می شود.(3) ازجمله: اَللهُ یَتَوَفَّی الاَنفُسَ حینَ مَوتِها وَالَّتی لَم تَمُت فی مَنامِها فَیُمسِكُ الَّتی قَضی عَلَیهَا المَوتَ وَ یُرسِلُ الاُخری اِلی اَجَلٍ مُسَمًّی؛ خداست كه جان مردم را هنگام مرگشان به تمام و كمال می گیرد و جان كسانی را كه نمرده اند، در وقت خوابشان می ستاند؛ پس آنهایی را كه حكم مرگ بر آنان گذرانده است، نگاه می دارد و دیگران را تا سرآمدی معین به بدنها باز می فرستد.(4) مرگ انزجار نفس از بدن و اعراض از آن و روی آوردن به عالم الهی و ملكوت می باشد. انزجار نفس از بدن به تدریج رخ می دهد تا در نهایت انقطاع كلی رخ دهد و اجل طبیعی و قضای الهی برسد البته غیر از اجل معلق است كه به حسب وقایع اتفاقی رخ می دهد.(5) در فلسفه اسلامی، مرگ مفهوم نیستی و انهدام ندارد، بلكه یك نوع دگرگونی و تكامل است. این نوع تلقی از مرگ می تواند علل ایثار و شهادت را به بهترین وجه تفسیر نماید. در مرگ، زندگیِ عالی تری نهفته است و انسانها برای نیل به كمال مطلوب و دست یازی به زندگی عالی تر و نجات از عذاب، راهی غیر از فداكاری و خدمت به خلق ندارند و خیانت باعث عذاب ابدی است.(6) قرآن بیان می دارد حقیقت مرگ انتقال از عالمی به عالم دیگر است و انسان با مرگ، در زمین نابود نمی شود. انسان معدوم و فانی نیست تا برگردانده شود، بلكه از طریق مرگ، از دنیا به عالم برزخ كه باغی از باغهای بهشتی یا حفره ای از گودال های آتش است منتقل، سپس رهسپار قیامت كبری می گردد.(7) مرگ نخستین منزل از منازل آخرت و آخرین منزل از منازل دنیا است. مرگ فرایندی است پیش روی تمام انسانها كه ناگزیر پس از مدت كوتاهی در دنیا، جان آنها را می گیرد. یاد مرگ واقعیتی است انكارناپذیر كه در ذهن هر شخصی چه مسلمان و چه كافر می گذرد. توصیه به یاد مرگ از دستورات مهم تربیتی و اخلاقی دین اسلام در جهت تقویت و اعتلای تقوای الهی در دلهای مۆمنان است. امام رضا(ع) می فرماید: اِذا كانَ یَومَ القِیامَةِ یَقُولُ اللهُ عَزَّوَجَلَّ لِمَلِكِ المَوتِ: یا مَلِكَ المَوتِ وَ عِزَّتی وَ جَلالی وَارتِفاعی وَ عُلُوّی لَاُذیقَنَّكَ طَعمَ المَوتَ كَما اَذِقتَ عِبادی. زمانی كه روز قیامت شود، خداوند عزیز و بزرگ به فرشته مرگ می فرماید: ای گیرنده جان! به عزت و بزرگی و بلندی و برتری ام قسم، مزه مرگ را به تو می چشانم چنانچه به بندگانم چشاندی.(8) در جای دیگر می فرمایند: اَلمُوتُ مَحتُومٌ لِكُلِّ الوَری لابُدَّ اَن تَجرَعَ مِن غُصَّةِ مرگ برای تمام مردم حتمی است و چاره ای نیست جز اینكه تلخی و غصه آن را بچشی.(9) مرگ یك قانون عام و فراگیر و حقیقی قطعی و انكارناپذیر است كه هر كس طعم آن را خواهد چشید، چنانچه خداوند می فرماید: كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ؛ همه كس چشنده مرگ است.(10) قالَ الرِّضا(ع): اَلاَجَلُ آفَةُ العَمَلَ؛ مرگ آفت عمل است (پس تا فرصت دارید، عمل نیك انجام دهید).(11) همچنین: اَلاَجَلُ آفَةُ الاَمَلَ؛ مرگ آفت آرزو است.(12) یاد مرگ و سرای پس از آن، بهترین موعظه، سازنده ترین اندرز و نیكوترین پند برای هر انسان است؛ غفلت از آن، او را به پستی می گرایاند، قلبش را می میراند، وی را از هر موجودی گمراه تر و فرومایه تر می گرداند. اندیشه مرگ انسان را از گناه باز می دارد؛ او را به سوی كارهای خوب فرا می خواند، ایمان را دل می آفریند و به زندگی و حیات انسانها معنا و جهت می دهد.(13) قالَ الرِّضا(ع): اَكثَرُوا مِن ذِكَرَ المَوتِ؛ زیاد به یاد مرگ باشید.(14) اِنَّ ذِكرَ المَوتِ اَفضَلُ العِبادَةِ؛ به درستی كه ذكر و یاد مرگ، برترین عبادت است.(15) اَكثِرُوا مِنْ ذِكرِ هادِمِ اللَّذّاتِ؛ زیاد به یاد مرگ باشید شكننده لذات و شهوات است.(16) مرگ انسانها مایه عبرت و بیداری زندگانی است البته اگر با دید بصیرت محور به آن نگاه شود. یاد مرگ، مایه تذكر و تنبه است كه انسان هدف را فراموش نكند. یاد مرگ علاوه بر ایجاد تعادل روحی و اخلاقی انسان در سختیها و مشكلات، موجبات هشیاری و دقت نسبت به حقایق و وقایع مهم پیرامون و بی رغبتی به دنیا و آمادگی برای یك زندگی جاودان را فراهم می كند. پیری و مرگ قالَ الرِّضا(ع): اَلشَّیِّبُ یُزیدُ فِی كُلِّ یَومِ؛ هر روز كه از عمر انسان می گذرد، به طرف پیری ـ و به سوی مرگ و سرازیری قبر ـ می رود.(17) قالَ الرِّضا(ع): نَعَی نَفسی اِلَی نَفسِی المَشیبُ وَ عِندَ الشَّیبِ یَتَّعظُ اللَّبیتُ فَقَد وَلّی الشَّبابُ اِلی مَداهُ، فَلَسْتَ اَری مَواضِعَهُ یَوَبُ؛ ایام پیری، پیام آور مرگ است. در زمان پیری انسان خردمند، پند می پذیرد و سرانجام جوانی به آخر می رسد؛ ولی انسان نمی داند كه جایگاهش چگونه خواهد بود و من نمی بینم كه هر كس به جایگاه حقیقی خود باز گردد.(18) نكاتی در اسرار مرگ امام رضا(ع) از پدر بزرگوارش نقل فرمودند كه به امام صادق(ع) گفته شد: صِفْ لَنَا المَوتَ؛ مرگ را برای ما وصف فرما. حضرت فرمود: مرگ برای مۆمن خوشبوترین گلهاست كه آن را می بوید و از بوی خوش آن از حال می رود و خستگی و درد از او منقطع می شود و برای كافر مانند نیش افعی و عقرب، بلكه سخت تر است. سۆال شد: بعضی می گویند مرگ از تكه تكه شدن با اره و قیچی و كوبیده شدن با سنگ و چرخاندن سنگ آسیاب بر حدقه چشم سخت تر است.(آیا این سخن صحت دارد؟) حضرت فرمودند: برای بعضی از كافرین و فاجرین همین طور است، آیا از این افراد، كسی را كه این سختی ها را می كشد ندیده اند؟ اما آن چیزی كه از این هم شدیدتر است، عذاب آخرت است. زیرا عذاب آخرت از عذاب دنیا سخت تر و شدیدتر است. گفته شد: پس چرا ما می بینیم كه جان دادن بعضی از كفار آسان است، در حالی كه می خندد و سخن می گوید(و در آن حال) می میرد؟ و بعضی از مۆمنین هم اینگونه می میرند؟ اما بعضی از مۆمنین و كافرین در هنگام جان دادن، دچار سختی ها می شوند؟ حضرت فرمود: ما كانَ مِن راحَةٍ لِلمُۆمِنِ هُناكَ فَهُوَ تَعجیلُ ثَوابٍ؛ راحتی مۆمن در آن حال، ثواب و پاداش فوری و زودرس است . وَ ما كانَ مِن شَدیدٍ فَتَمحِیصُهُ مِن ذُنُوبِهِ لِیَرِدَ الآخِرَةَ نَقِیّاً نَفیظاً مُسْتَحِقّاً لِلثَّوابِ الاَبَدِ، لا مانِعَ لَهُ دُونَهُ. و سختی هنگام مرگ برای مۆمن، باعث پاك شدن از گناه است تا با پاكی و تمیزی به آخرت وارد شود و بدون هیچ مانعی استحقاق ثواب ابدی را داشته باشد. وَ ما كانَ مِن سُهُولَةٍ هُناكَ عَلَی الكافِرِ فَلِیُوفی اَجرِ حَسَناتِهِ فِی الدُّنیا لِیَرِدَ الآخِرَةَ وَ لَیسَ لَهُ اِلّا ما یُوجِبُ عَلَیهِ العَذابَ. و اما راحتی كافر در آن حال، بخاطر آن است كه اجر نیكی های خود را به طور تمام و كمال در دنیا دریافت دارد و وقتی وارد آخرت می شود جز عذاب نبیند. وَ ما كانَ مِن شِدَّةٍ عَلَی الكافِرِ هُناكَ فَهُوَ ابْتِداءُ عَذابَ اللهِ لَهُ، ذلِكُم بِاَنَّ اللهَ عَدلٌ لا یَجُورُ،... و اما سختی جان كندن كافر، آغاز عذاب اوست و این بخاطر آن است كه خداوند عادل است و ستم نمی كند.(19) چگونگی آمادگی برای مرگ امام رضا(ع) یك روز در جمع اصحاب و یاران خود فرمود: روزی شخصی به حضور امام علی(ع) آمد و گفت: راه مهیا شدن برای مرگ چیست و ما چگونه خود را برای مرگ آماده كنیم؟ حضرت فرمود: «اَداءُ الفَرائِضِ وَ اجْتِنابُ المَحارِمِ وَ الإشْتِمالُ عَلَی المَكارِمِ، ثُمَّ لا یُبالِی اَنَّ وَقَعَ المَوتِ اَوُ المَوتِ وَقَعَ عَلَیهِ». با انجام دادن واجبات و دوری كردن از محرمات الهی، و آراسته شدن به زیور حسنات، خود را برای مرگ آماده كنید. پس اگر كسی این چنین بود، هراسی نداشته باشد از این كه مرگ به سراغ او بیاید و یا او به استقبال مرگ برود.(20) از امام علی بن موسی الرضا(ع) روایت شده است: جاءَ رَجُلٌ اِلَی الصّادِقِ(ع) فَقالَ: قَد سَمِعْتُ الدُّنیا، فَاَتَمَنّی عَلَی اللهِ المَوتَ. فَقالَ: تَمَنَّ الحَیاةَ لِتُطیعَ لا لِتَعْصِیَ. فَلَأن تَعیشَ فَتُطیعَ خَیرٌ لَكَ مِنْ اَن تَمُوتَ فَلا تَعْصِیَ وَ لاتُطیعَ. مردی نزد امام صادق(ع) آمد و عرض كرد: همانا من در این دنیا خسته شده ام و به ستوه آمده ام، پس از خدا مرگ را طلب می كنم. حضرت فرمودند: تو حیات و زندگی را طلب كن برای این كه اطاعت كنی(خدا را) نه برای این كه معصیت نمایی .(21) مرحوم شیخ بهایی می فرماید: اِنَّ هذَا المَوتَ یَكْرَهُهُ كُلُّ مَن یَمشی عَلَی الغَبرا وَ بِعَیْنِ العَقلِ لَو نَظَرُوا لَرَأوْهُ الرِّاحَةَ الكُبری این مرگ كه هر كس بر روی زمین راه می رود، آن را ناخوشایند دارد، اگر مردم به دیده عقل و خرد به آن بنگرند، آسایش و راحتی بزرگ در همان مردن است.(22) روایت شده است كه مامون به امام رضا(ع) نوشت كه مرا موعظه بفرما! حضرت(ع) نوشتند: اِنَّكَ فِی الدُّنیا لَها مُدَّةٌ یُقبَلُ فیها عَمَلُ العامِلِ اَمّا تَرَی المَوتَ مُحیطاً بِها یَسْلُبُ مِنْها اَمَلَ الآمِلِ تُعَجِّلُ الذَنْبَ بِما تَشْتَهی وَ تَأمُلُ التَّوبَةَ مِن قابِلِ وَ المَوتُ یَأتی اَهلَهُ بَغْتَةً ما ذاكَ فِعْلُ الحازِمِ العاقِلِ به درستی كه تو در دنیایی می باشی كه از آن برای مدت و زمانی است كه عمل عمل كننده در آن مدت مقبول می شود. آیا نمی بینی كه مرگ احاطه كرده است به آن و ربوده است از آن آرزوی آرزو كننده را. شتاب و تعجیل می كنی به گناه كردن به آن چه اشتها داری و آرزو می كنی توبه كردن را از سال آینده. و حال آنكه مرگ به ناگاه بر اهل خود وارد می شود و در حقیقت این نیست كار شخص هشیار و عاقل.(23) و نیز فرمودند: كُلُّنا نَأمُلُ مَدّاً فِی الأجَلِ وَ المَنایا هُنَّ آفاتُ الأمَلِ لا تَغُرَّنَّكَ اَباطیلَ المُنی وَ اَلزَمِ القَصْدَ وَدَعْ عَنْكَ العِلَل اِنَّمَا الدُّنیا كَظِلٍّ زائِلٍ حَلَّ فیها راكِبٌ ثُمَّ رَحَل همه آرزو می كنیم كه مدت عمرمان مدید شود و حال آنكه مرگ ها آفت های آرزوست. فریب ندهد تو را آرزوهای باطل بر خلاف و یاوه و پای بند و میانه رو باش و دور كن از خود بهانه ها را. جز این نیست كه دنیا مانند سایه ای است برطرف شونده (رو به زوال) كه سواری در آن فرود آمد، پس كوچ كرد.(24) نكته ای تأمل برانگیز از امام رضا(ع) سۆال شد: ای پسر رسول خدا! شما چگونه روز را سپری نموده و شب را پشت سر نهاده، صبح را آغاز می كنید؟ حضرت فرمود: اَصْبَحْتُ بِاَجَلٍ مَنْقُوصٍ وَ عَمَلٍ مَحْفُوظٍ وَ المَوتُ فی رِقابِنا وَ النّارِ مِنْ وَرائِنا وَ لانَدْری ما یَفْعَلُ بِنا. صبح را آغاز می كنم در حالی كه: 1. مدت عمرم آهسته آهسته كم می شود و اجل نزدیك می گردد. 2. اعمالم؛ چه خوب و چه بد و چه كم و چه زیاد، ثبت می گردد. 3. مرگ در پی ماست و دست از گریبان ما برنمی دارد. 4. آتش دوزخ را به دنبال خود احساس می كنم و پیش روی خود می بینم. 5. نمی دانم عاقبت چه خواهد شد و با ما چگونه رفتار می شود.(25) شیخ بهایی نقل كرده كه بعضی از حكما را دیدند كه در وقت مرگ خود دریغ و حسرت می خورند. به او گفتند كه این چه حالی است كه از تو مشاهده می شود؟ گفت چه گمان می برید به كسی كه می رود به سفر طولانی بدون توشه و زاد و ساكن می شود در قبر وحشتناكی بدون مونسی و وارد می شود بر حاكم عادلی بدون حجتی!(26) دنیا زندان مۆمن و بهشت كافر امام رضا(ع) به مۆمنان سفارش می كنند كه تعلق و وابستگی به دنیا نداشته و حیات اخروی را هدف و غایت نهایی خود تلقی كنند: اِعْمَلْ لِدُنْیاكَ كَأَنَّكَ تَعیشُ اَبَداً وَاعْمَل لِآخِرَتِكَ كَأَنَّكَ تَمُوتُ غَداً. نسبت به امور زندگی و دنیا آنچنان باش كه گویا همیشه زنده خواهی بود و برای آخرت چنان باش كه گویا فردا خواهی مرد.(27) اِنَّ الدُّنیا سِجْنُ المُۆمِنِ وَالقَبْرَ بَیْتُهُ وَالجَنَّةَ مَأواهُ وَالدُّنیا جَنَّةُ الكافِرِ وَالقَبْرَ سِجْنُهُ وَالنّارَ مَأواهُ. دنیا زندان مۆمن است، قبر خانه او و بهشت قرارگاه جاودانیش. ولی برای كافر دنیا بهشت است، قبر زندان و دوزخ جایگاه ابدیش.(28) حضرت رضا(ع) از امیر المومنین(ع) نقل می كنند: اِنَّهُ لَوْ رَأَی العَبْدُ اَجَلُهُ وَ سُرْعَتُهُ اِلَیهِ لَأَبْغَضَ الاَمَلَ وَ تَرَكَ طَلَبَ الدُّنیا. اگر بنده اجل و سرعت آن را به سوی خود ببیند، آرزو را دشمن دارد و طلب دنیا را ترك كند.(29) لاتَغُرَّنَّكُمُ الدُّنیا فَإنَّها لاتَصْلحُ لَكُم كَما لاتَصْلحُ لِمَنْ كانَ قَبْلكُم مِمَّن اِطمَئِنَّ إلَیها. فریفته دنیا مشوید كه بی تردید از آن خیری نخواهید دید، چنانكه قبل از شما بسیاری به آن دل بستند و اعتماد كردند ولی سودی نبردند.(30) معنای لغوی و اصطلاحی معاد كلمه معاد مصدر، اسم زمان، اسم مكان از ماده عود به معنای بازگشت بوده و به زمان و مكان آن نیز دلالت دارد. در اصطلاح به معنای دوباره زنده شدن آدمی پس از مرگ است. این كلمه یك بار در قرآن به كار رفته است و آن در آیه 85 سوره قصص است: اِنَّ الَّذی فَرَضَ عَلَیْكَ الْقُرآنَ لَرادُّكَ اِلی مَعادٍ.(31) البته كثرت آیات پیرامون معاد، حاكی از عنایات و اهتمام فراوان قرآن كریم به این امر می باشد؛ كسانی كه در مقام شمارش این آیات برآمده به حدود 1400 آیه دست یافته اند و حضرت علامه طباطبایی شمار این آیات را بالغ بر 2000 می داند.(32) كیفیت معاد اگرچه بین حكما و دانشمندان درباره اصل معاد اختلافی وجود ندارد اما در زمینه چگونگی آن دیدگاههای قابل توجهی وجود دارد كه در زیر به برخی از آنها اشاره می شود: 1. عده ای بازگشت روح به كالبد انسانی را محال دانسته اند. اینان كسانی هستند كه اصولا وجود روح را منكرند. 2. گروهی از دانشمندان- كه در رأس آن جالینوس قرار دارد- در مسئله معاد دچار شك و تردید بوده و به اصطلاح راه توقف را پیش گرفته اند؛ زیرا تردید داشته اند كه آیا نفس انسانی همان مزاج مادی بدن است تا به واسطه مرگ نابود گردد و دیگر اعاده نشود، و یا آنكه جوهری است كه پس از مرگ باقی می ماند و در سرای دیگر برانگیخته می شود. 3. جمعی از حكما به روحانی بودن معاد معتقدند و معاد جسمانی را منكر شده اند. این قول به فلاسفه مشّا منتسب است و معتقدند كه حقیقت انسان نفس مجرد اوست و بدن تنها ابزاری برای حیات دنیوی روح بوده و دخالتی در حقیقت انسان ندارد و از این او نفس با قطع علاقه از بدن به عالم مجردات می پیوندد. 4. جمعی از متكلمان، تنها معاد جسمانی را معتقدند و معاد روحانی را انكار نموده اند. 5. گروهی از حكما، عرفا و دانشمندان علم كلام و شخصیت هایی از بزرگان فلسفه و اساتید حدیث مانند شیخ مفید، شیخ طوسی، سیدمرتضی، خواجه نصیرالدین طوسی، علامه حلی، غزالی، راغب اصفهانی، شیخ شهاب الدین سهروردی، صدر المتألهین و علامه طباطبایی به هر دو معاد معتقدند و می گویند: روح در سرای دیگر به بدن بازگشت می كند.(33) علامه طباطبایی معتقدند روح انسانی مجرد است و هنگام مرگ، از بدن جدا می شود و نابود و فاسد نمی شود تا روزی كه خدای سبحان، بدنها را زنده كند. در آن روز، جانها به كالبدها برگشته، دوباره انسان عینا همان انسان دنیوی خواهد شد.(34) آثار ایمان به معاد ایمان و اعتقاد به معاد و آخرت نقشی اساسی در اصلاح ساختار روحی و روانی و اخلاقی انسانها دارد؛ از جمله به انسان نیرویی می بخشد تا در برابر سختیها و مشكلات صبور و شكیبا بوده، به زندگی و حیات انسان ارزش می بخشد، تهذیب و و خودسازی و خودباوری را در فرد به وجود می آورد، انسان را به تلاش و كوشش در دستیابی به حیات و زندگی جاودان وا می دارد، خصلتها و صفات مذموم و ناپسند را از فرد می زداید، احساسات و غرایز افراد را كنترل می نماید، هراس و نگرانی از جان دادن را از ذهن فرد پاك می كند و خود را برای یك زندگی جاودانه آماده می كند و ... . مباحثه امام(ع) با یكی از منكران روز معاد یكی از منكران وجود خدا، معاد و روز قیامت، برای مناظره نزد امام رضا(ع) آمد. گروهی در محضر آن حضرت بودند. پس از بحث و گفتگوی بسیار درباره اثبات وجود خدا و مسئله معاد و روز قیامت به این كه در آن روز هر كس به جزای اعمال نیك و بد خود می رسد، امام رضا(ع) به او فرمود: شما معتقدید روز رستاخیزی در كار نیست و سرنوشت انسان با مرگ برای همیشه خاتمه یافته و نابود می شود و كیفر و پاداشی در رابطه با اعمال نیك و بد وجود ندارد. اگر حق با شما باشد ـ كه چنین نیست ـ در این صورت ما و شما یكسان و برابریم؛ و نماز و روزه، عقیده و ایمان ما به ما ضرر و زیانی نمی رساند. ولی اگر حق با ما باشد ـ كه چنین هست ـ در این صورت ما رستگار و سعادتمند می شویم؛ اما شما زیان كار شده، هلاك خواهید شد. آن مرد ملحد و منكر خدا پس از این گفت وگو مسلمان شد.(35) معنای لغوی و اصطلاحی قیامت كلمه قیامة مصدر از ماده قامَ به معنی ناگهانی، به یكباره برخاستن، رستاخیز است. تاء در آن اشاره به وقوع دفعی آن است و در اصطلاح روز قیامت، روز برخاستن مردگان از قبر و زنده شدن دوباره آنان می باشد. لفظ قیامة در مجموع هفتاد بار در قرآن مجید ذكر شده و در همه موارد توام با كلمه یوم آمده است و بنابر تحقیق محققین در حدود 1700 آیه از قرآن مجید به قیامت و ثواب و عقاب اعمال اختصاص یافته است.(36) قیامت از نظر شرع بر دو قسم است: قیامت صغری و دیگر قیامت كبری. قیامت صغری روزیست كه آدمی دیده از جهان خاكی فرو بندد، لحظه ای كه قوای وی به پایان می رسد و مرگ پنجه خود را در كالبد وی فرو می برد، همان لحظه ای كه جان از پیكرش برای همیشه بیرون می رود. قیامت كبری آن است كه در كتاب آسمانی، از آن بسیار یاد شده و تبه كاران را از آن بیم داده و آن عبارت است از انقراض عالم و مرگ آدمیان و همه جانداران روی كره خاكی و تحولاتی كه در آسمانها و زمین و منظومه شمسی، روی خواهد داد.(37) قیامت، یكی از مواضع سه گانه هولناك انسان عَن یاسِرِ الخادِمِ قالَ سَمِعْتُ اَبَاالحَسَنِ الرِّضا(ع) یَقوُلُ: اِنَّ اَوْحَشَ ما یَكوُنُ هذَا الخَلْقُ فی ثَلاثَةِ مَواطِنَ: یَومَ وُلِدَ وَ یَخْرُجُ مِن بَطْنِ اُمِّهِ فَیَرَی الدُّنیا. وَ یَومَ یَموُتُ فَیُعایِنُ الآخِرَةَ وَ اَهْلَها. وَ یَومَ یُبْعَثُ حَیّاً فَیَری اَحْكاماً لَم یَرَها فی دارِ الدُّنیا. وَ قَد سَلَّمَ اللهُ عَلی یَحیی(ع) فی هذِهِ الثَّلاثِ المَواطِنِ وَ آمَنَ رَوْعَتَهُ فَقالَ: «وَ سَلامٌ عَلَیهِ یَومَ وُلِدَ وَ یَومَ یَمُوتُ وَ یَومَ یُبْعَثُ حَیّاً» وَ قَدْ سَلَّمَ عیسیَ بْنُ مَریَمٍ عَلی نَفْسِهِ فی هذِهِ الثَّلاثَةِ المَواطِنِ وَ قالَ: «وَ السَّلامُ عَلَیَّ یَومَ وُلِدْتُ وَ یَومَ اَمُوتُ وَ یَومَ اُبْعَثُ حَیّاً». یاسر خادم می گوید: از حضرت رضا(ع) شنیدم كه می فرمود: وحشت بارترین مواقع برای این مردم، سه مورد است: روز ولادت كه از مادر متولد می شوند و دنیا را می بینند. روزی كه می میرند و عالم بعد از مرگ و اهل آن را مشاهده می كنند و روزی كه دوباره زنده می شوند و به صحنه قیامت قدم می گذارند و احكامی را مشاهده می كنند كه در دنیا ندیده اند. و خداوند حضرت یحیی(ع) را در این سه جایگاه در امن و پناه خود قرار داد. چنانكه فرمود: «سلام بر او باد در روز ولادتش و روز وفاتش و روزی كه برای زندگانی ابدی برانگیخته می شود» و حضرت عیسی مسیح(ع) در این سه مرحله از خداوند برای خود سلامت خواست و خدا در این مورد از زبان او می فرماید: «و سلام حق بر من است روزی كه به دنیا آمدم و روزی كه از جهان بروم و روزی كه برای زندگانی ابدی آخرت برانگیخته می شوم».(38) امام رضا(ع) در جواب مأمون درباره اعتقاد به قبر و حیات پس از مرگ می فرمایند: ... وَ یُومِنُ بِعَذابِ القَبْرِ وَ مُنْكَرٍ وَ نَكیرٍ وَالبَعْثِ بَعْدَ المَوتِ وَالحِسابِ وَالمیزانِ وَالصِّراطِ. باید معتقد بود به عذاب قبر و پرسش منكر و نكیر و باید ایمان آورد به زنده و برانگیخته شدنِ بعد از مرگ و ایمان به حساب و میزان و صراط.(39) اعمال انسان و قیامت عَنِ الرِّضا(ع)، [عَن حُسَیْنِ بنِ عَلی(ع)] قالَ: عَجِبْتُ لِمَنْ اَیْقَنَ بِالمَوتِ كَیْفَ یَفْرَحُ؟ وَ عَجِبْتُ لِمَنْ اَیْقَنَ بِالقَدَرِ كَیْفَ یَحْزَنُ؟ وَ عَجِبْتُ لِمَنِ اخْتَبَرَ كَیْفَ یَطْمَئِّنُّ وَ عَجِبْتُ لِمَنْ اَیْقَنَ بِالحِسابِ كَیْفَ یُذْنِبُ؟ امام رضا(ع) به نقل از امام حسین(ع) فرمود: عجب دارم از كسی كه به مرگ ایمان دارد، چگونه شادی می كند؟ و كسی كه به قَدَر ایمان دارد، چگونه محزون می شود؟ و كسی كه دنیا را آزموده، چگونه به آن اطمینان می كند و كسی كه به حساب ایمان دارد، چگونه گناه می كند؟(40) حضرت رضا(ع) از پدرش موسی بن جعفر(ع) نقل كرده است كه امام صادق(ع) نامه ای به یكی از اشخاص ارسال داشت كه در آن آمده است: اگر می خواهی كه خاتمه عمل تو خوب باشد، تا اینكه در حال مردن، در بهترین وضع از نظر عمل باشی، حق خدا را بزرگ شمار و نعمتهای او را در معصیت به كار مگیر و اینكه خدا تو را مهلت داده است، فریفته مشو. هر كسی را می یابی كه ما را یاد می كند و یا اظهار محبت ما را می كند، گرامی دار. راست بگوید و یا دروغ؛ همانا تو را با قصدی كه داری پاداش دهند و اگر آن شخص دروغ گفته باشد، خود به مجازات دروغش خواهد رسید.(41) قالَ الرِّضا(ع): مَنْ تَذَكَّرَ مُصابَنا فَبَكی وَ اَبْكی، لَمْ تَبْكِ عَیْنُهُ یَومَ تَبكِی العُیوُنُ، وَ مَن جَلَسَ مَجْلِساً یُحیی فیهِ اَمْرُنا لَمْ یَمُت قَلْبُهُ یَومَ تَمُوتُ القُلُوبُ. هر كس مصائب ما را به یاد آورد و خود بگرید و دیگری را بگریاند، در روزی كه همه چشم ها گریان هستند(یعنی در روز قیامت) چشم او گریان نخواهد بود و هر كس در مجلسی بنشیند كه امر ما زنده می گردد، آن روز كه همه دلها می میرند، دلش نمی میرد.(42) در قیامت هیچ مخلوقی نیست مگر آنكه نادم و پشیمان است ولی پشیمانی سودی ندارد. اما شخص با سعادت وقتی بهشت را می بیند و نعمت هایی را كه خداوند برای اولیای متقین خود آماده نموده مشاهده می كند، پشیمان می شود كه عملی همانند عمل آنان را ندارد و اگر از اشقیا باشد، وقتی آتش و صدای وحشت بار آن را مشاهده می كند و می بیند كه خداوند برای بدكاران چه عذابی مهیا نموده است ناله و فریاد می زند و پشیمان می شود كه در دنیا گناهان خود را از بین نبرده تا امروز از عذاب دوزخ سالم و مصون باشد.(43) آیات و روایات متعددی در زمینه اصل اخوت و برادری بین مۆمنان وجود دارد. كمك به مۆمنان و برطرف كردن مصائب و مشكلات آنان اجر و پاداشی بس بزرگ را در نزد خداوند متعال به همراه دارد از جمله: قالَ الرِّضا(ع): مَنْ فَرَّجَ عَنْ مۆْمِنٍ فَرَّجَ اللهُ قَلْبَهُ یَومَ القِیامَةِ. امام رضا(ع) فرمود: هر كس گره ای از كار مۆمنی بگشاید، خداوند قلب او را در روز قیامت شادمان خواهد كرد.(44) دوستان اهل بیت(ع) در قیامت قالَ الرِّضا(ع): اَوَّلُ ما یُسْئَلُ عَنْهُ العَبْدُ حُبُّنا اَهْلَ البَیْتِ. امام رضا(ع) فرمود: اولین پرسش و سوالی كه در روز قیامت می شود، دوستی ما اهل بیت است.(45) همچنین: مَنْ اَحَبَّنا اَهْلَ البَیْتِ حَشَرَهُ اللهُ تَعالی آمِناً یَومَ القِیامَةِ. كسی كه دوستدار ما اهل بیت باشد، روز قیامت در امان خداوند متعال خواهد بود.(46) شخصی به نام علی بن حمزه، امامت حضرت علی بن موسی الرضا(ع) را انكار می كرد و با آن حضرت دشمنی می ورزید. پس از مرگش، حال او را از امام پرسیدند. امام فرمود: «در مورد امامان از او پرسیده شد؛ تا نوبت به من رسید، وی مرا منكر شد. پس ضربه ای بر او زدند كه آتش از قبرش زبانه كشید».(47) قالَ الرِّضا(ع): بِئْسَ الزّادُ اِلَی المَعادِ، اَلعُدْوانُ عَلَی العِبادِ. امام رضا(ع) فرمود: بدترین اندوخته برای روز قیامت، دشمنی با بندگان(خدا) است.(48) مۆمن در واپسین لحظات عمر خود اولیای دین را ملاقات می كند. مۆمنی كه خود را تحت ولایت امامان معصوم(ع) می داند و بر این باور است كه تولی با دوستان آنها و تبری با دشمنانشان در رشد و تعالی كمالات او مۆثر است، ارتباط قلبی و محبتی با امام پیدا می كند و تمام اعمالش بر محور همان محبت و ولایت می چرخد و همین عقیده در حین مرگ او، به صورت دیدار و ملاقات با امامان معصوم(ع) ظهور پیدا می كند.(49) یكی از یاران حضرت ابوالحسن علی بن موسی الرضا(ع) سخت مریض شد و در بستر بیماری افتاد. حضرت به عیادتش رفت و بر بالین او نشست و فرمود: حالت چطور است؟ گفت: آقا جان! از شدت درد و ناراحتی و رنج بیماری، مرگ را به چشم خود می بینم. حضرت فرمود: مرگ را چگونه می بینی؟ گفت: بسیار سخت و دردناك. حضرت فرمود: ولی هنوز طعم مرگ حقیقی را نچشیده ای؛ بلكه(آنچه احساس می كنی، درد مرضی است كه به آن مبتلا شده ای) آنچه می بینی مقدمه مرگ است كه آثاری از آن را به تو نشان داده اند. بعد حضرت فرمود: مردم دو گروه هستند: بعضی به وسیله مرگ راحت می شوند و گروهی مرگ برایشان شكنجه است و با مرگشان مردم از دست آنها آسوده می شوند. اگر می خواهی به وسیله مرگ راحت و آسوده شوی، ایمان و عقیده خود را به خداوند و ولایت ائمه اطهار(ع) محكم و استوار نموده، با اقرار و اعتراف (و ذكر اهل بیت)، ایمان و عقیده خود را تجدید نما. آن مرد، ایمان و عقیده خود را با یاد و ذكر اهل بیت(ع) قوی نموده، مجددا به ولایت ائمه اطهار(ع) اقرار كرد. پس از چند لحظه عرض كرد: ای پسر رسول خدا! فرشته های حق تعالی با سلام و درود، تهنیت گویان با تحفه ها و هدایای بهشتی آمدند. بعد چشمان خود را بست. پس از لحظاتی دوباره زبان باز كرد و گفت: السلام علیك یا بن رسول الله! ای پسر رسول خدا! هم اكنون شما را همراه جدت رسول اكرم(ص) و پدران گرامیت و دیگر امامان معصوم صلوات الله علیهم اجمعین، در برابر خود می بینم. آن یار و دوست صدیق امام رضا(ع) این جمله را گفت و در همان موقع از دنیا رفت.(50) در روایت داریم كه چون فرشته مرگ جانِ افراد معاند را به سخت ترین شكل می گیرد، آنگاه به او می گوید: اینك سرت را بالا بیاور و نگاه كن. در این موقع او حضرت رسول اكرم(ص) و امیرالمومنین و سایر ائمه(ع) را بر تختهایی در مقابل عرش الهی می بیند، بهشت های الهی را می نگرد كه درهای آنها گشوده است، كاخ ها و درجات و منزلت هایی را كه در فكر و آرزوی احدی بگنجد، در این حال فرشته مرگ می گوید: اگر تو با اولیای خدا دوست بودی، روحت به سوی آنان عروج می كرد و جایگاهت در آن بهشت بود. پس از آن، فرشته مرگ پرده دوزخ را كنار می زند و او در دوزخ، انواع بلاها و عذاب و بدبختی ها را ملاحظه می كند و به او گفته می شود: اینجا منزل و مأوای توست. بدین گونه مرگ او در نهایت حسرت و سختی صورت می گیرد.(51) از روایات بیان شده می توان گفت كه اهمیت و جایگاه اعتقاد به خدا و اهل بیت(ع) بر هیچ مسلمانی پوشیده نیست. پس باید با دوستی با دوستانشان و دشمنی با دشمنانشان و ارتباط قلبی با آنها خود را از عذاب الهی نجات داده و مرگ را بر خود آسان ساخت. خبری از وقوع قیامت عَنِ الرِّضا(ع) عَن آبائِهِ(علیهم السلام)، عَنِ النَّبِیِّ(ص) قالَ: تَقُومُ السّاعَةُ یَومَ الجُمُعَةِ بَیْنَ صَلوةِ الظُّهرِ وَ العَصرِ. امام رضا(ع) از پدران بزرگوارش روایت نمود كه رسول خدا(ص) فرمود: قیامت در روز جمعه میان نماز ظهر و عصر برپا می شود.(52) سوال از آفریده شدن بهشت و جهنم عَنْ اَبِی الصَّلتِ قالَ: قُلْتُ لِلرِّضا(ع): یَابنَ رَسُولِ اللهِ(ص) اَخْبِرنی عَنِ الجَنَّةِ وَ النّارِ، اَهُمَاالیَومَ مَخلُوقَتانِ؟ فَقالَ: نَعَم، وَ اِنَّ رَسُولَ اللهِ(ص) قَد دَخَلَ الجَنَّةَ وَ رَاَی النّارَ لَمّا عُرِجَ بِهِ اِلَی السَّماءِ. قالَ: فَقُلتُ لَهُ: فَاِنَّ قَوْماً یَقُولُونَ: اِنَّهُمَا الیَومَ مُقَدَّرَتانِ غَیرَ مَخلُوقَتَیْنِ. فَقالَ(ع): ما اُولئِكَ مِنّا وَ لا نَحْنُ مِنهُم. مَنْ اَنْكَرَ خَلْقَ الجَنَّةِ وَ النّارِ فَقَد كَذَّبَ النَّبِیَّ(ص) وَ كَذَّبَنا وَ لَیْسَ مِنْ وَلایَتِنا عَلی شَیءٍ وَ یَخْلُدُ فی نارِ جَهَنَّمَ. قالَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ: «هذِهِ جَهَنَّمُ الَّتی یُكَذِّبُ بِهَا المُجْرِموُنَ یَطُوفُونَ بَیْنَها وَ بَیْنَ حَمیمٍ ءَانٍ». اباصلت هروی می گوید: به امام رضا(ع) گفتم: آیا بهشت و جهنم آفریده شده است یا خیر؟ امام فرمود: بله، رسول خدا هنگامی كه به معراج رفت، داخل بهشت شده و جهنم را نیز دیده است. روای می گوید به امام گفتم: برخی می گویند بهشت و جهنم آفریده نشده است. امام فرمود: این سخن از ما نرسیده است و ما هم از گویندگان آن نیستیم. كسی كه آفریده شدن بهشت و جهنم را انكار كند، رسول خدا و ما را تكذیب كرده است و در چارچوب ولایت ما نیست و جاودان در جهنم می ماند.(53) خداوند عزوجل می فرماید: این است دوزخی كه مجرمان آن را انكار می كردند. آنان میان آتش و آّبی داغ و بس جوشان می گردند.(54) در روایت داریم كه رسول خدا(ص) فرمودند: در آن هنگامی كه مرا در آسمان معراج دارند من داخل بهشت شدم، دیدم در آنجا زمینهای بسیاری را كه سفید و روشن افتاده و هیچ در آن نیست، ولیكن فرشتگانی را دیدم كه بنا می سازند، یك خشت از طلا و یك خشت از نقره و چه بسا دست از ساختن بر می دارند. من به آن فرشتگان گفتم: به چه علت شما گاهی مشغول ساختن و گاهی دست بر می دارید؟ فرشتگان گفتند: وقتی كه نفقه ما برسد ما می سازیم و وقتی كه نفقه ای نمی رسد دست بر می داریم و صبر می كنیم تا آنكه نفقه برسد. رسول خدا به آن فرشتگان گفتند: نفقه شما چیست؟ گفتند: نفقه ما گفتار مومن است در دنیا كه بگوید: سبحان الله والحمدلله و لا اله الا الله و الله اكبر.( 55) بنابراین با توجه به مواجهه پیامبر اكرم(ص) با بهشت و جهنم در سفر معراجی خود می توان گفت بدون تردید هم اكنون نیز بهشت و جهنم وجود دارد. كلام آخر: آنچه می توان گفت این است كه مرگ پایان زندگی نبوده، بلكه پلی است برای عبور از جهانی به جهانی كاملتر. مرگ تولد دوباره انسان است، چون برای بقا و جاودانگی آفریده شده نه برای فنا و نیستی. مرگ پایان قسمتی از زندگی انسان و آغاز مرحله ای نوین از بخش اصلی زندگی است. انسانها به دلیل تعلق و وابستگی به دنیا و ترس از سرنوشت پس از مرگ و نیز به دلیل سنگینی بار گناه و پرونده سیاه اعمال و نیاتش از مرگ و حضور در دادگاه عدل الهی بیمناك و ترسان است. با یاد مرگ و ایمان به معاد و قیامت می توان علاوه بر ایجاد روحیه بیداری و بصیرت و بی اعتنایی به دنیا، موجبات آسان شدن مرگ و زنده شدن دل و در نتیجه ایجاد یك زندگی جاودان و مسرت بخش را برای خود فراهم آورد. پی نوشتها: 1. معادشناسی، آیت الله سبحانی، ترجمه علی شیروانی، ص117 2. مرگ واقعیت ناشناخته، محسن میرزاپور، ص15 3. حیات پس از مرگ، علی محمد اسدی، ص14 4. قرآن كریم، سوره زمر، آیه42 5. روانشناسی مرگ و دیدگاههای مربوط به آن، انشاالله جعفری هرتفه، ص4 6. معاد در نگاه عقل و دین، محمدباقر شریعتی سبزواری، ص57 7. فلسفه الهی از منظر امام رضا(ع)، آیت الله جوادی آملی، ص182 8. عیون اخبار الرضا، ج2، ص21، ح50 9. علی بن موسی، امامِ رضا(ع)، مرضیه محمدزاده، ص593 10. قرآن كریم، سوره آل عمران، آیه185 11. پاره ای از بهشت، محسن غفاری، ص133 12. همان 13. حیات پس از مرگ، علی محمد اسدی، ص11 14. پاره ای از بهشت، محسن غفاری، ص140 15. همان 16. همان 17. همان، ص132 18. همان، ص133 19. رضای خدا، محمد ابراهیم سراج، ص124 20. پاره ای از بهشت، محسن غفاری، ص144 21. هشتمین سفیر رستگاری، علی كرباسی زاده، ص158 22. معاد، روز رستاخیز، علی نظری منفرد، ص133 23. اخلاق رضوی، ولی الله ملكوتی فر، ص157 24. منتهی الآمال، ج2، ص426 25. پاره ای از بهشت، محسن غفاری، ص131 26. منازل الآخره، شیخ عباس قمی، تحقیق مهدی نظری منفرد، ص33 27. دررالكلام، حسین حائری كرمانی، ص20 28. همان، ص40 29. عیون اخبار الرضا، ج2، ص39، ح120 30. دررالكلام، حسین حائری كرمانی، ص68 31. مواقف قیامت، شهرزاد خسروی، ص17 32. معادشناسی، آیت الله سبحانی، ترجمه علی شیروانی، ص55 33. معاد از دیدگاه علامه طباطبایی، محقق مرتضی متقی نژاد، 147 34. همان، ص181 35. پاره ای از بهشت، محسن غفاری، ص317 36. مواقف قیامت، شهرزاد خسروی، ص42 37. انسان پس از مرگ، سید حسن صفوی، ص95 38. رضای خدا، محمد ابراهیم سراج، ص117 39. همان 40. عیون اخبار الرضا، ج2، ص50، ح158 41. معاد، روز رستاخیز، علی نظری منفرد، ص115 42. رضای خدا، محمد ابراهیم سراج، ص119 43. برزخ، دوزخ، بهشت، سید امیر معصومی، ص50 44. رضای خدا، محمد ابراهیم سراج، ص119 45. همان، ص121 46. همان 47. حیات پس از مرگ، علی محمد اسدی، ص138 48. رضای خدا، محمد ابراهیم سراج، ص120 49. مرگ واقعیت ناشناخته، محسن میرزاپور، ص85 50. پاره ای از بهشت، محسن غفاری، ص138 51. معاد بازگشت به جدی ترین زندگی، اصغر طاهرزاده، ص36 52. رضای خدا، محمد ابراهیم سراج، ص119 53. عیون اخبار الرضا، ج2، ص175، ح113 54. قرآن كریم، سوره الرحمن، آیه43 و 44 55. معاد بازگشت به جدی ترین زندگی، اصغر طاهرزاده، ص160 بخش حریم رضوی

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها