جمعه دهم آذر سالروز شهادت بزرگ مجاهد آزادی خواهی بود به نام شهید آیت الله سید حسن مدرس.روحانی بزرگی که ذره ای ترس از حاکمان زر و زرو در دلش وجود نداشت و در مقابل این حکام جور بودند که از وی و زبان حق گو و افشا گر او به شدت می ترسیدند.
مدرس، مدرس عشق!
جمعه دهم آذر سالروز شهادت بزرگ مجاهد آزادی خواهی بود به نام شهید آیت الله سید حسن مدرس.روحانی بزرگی که ذره ای ترس از حاکمان زر و زرو در دلش وجود نداشت و در مقابل این حکام جور بودند که از وی و زبان حق گو و افشا گر او به شدت می ترسیدند.
روحانیت شیعه مفتخر است که همیشه آزادی خواه و حامی آزادی بوده و از آن جا که عاشق و شیفته خداوند است هرگز تسلیم زر و زور حاکمان جور و ستم نشده است .
پیامبر خاتم حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله در کلامی زیبا درباره علمای وارسته و الهی این گونه می فرماید:
العالم اذا اراد بعلمه وجه الله تعالی هابه کل شیء ، و اذا اراد ان یکنز به الکنوز هاب من کل شیء.
هر گاه هدف عالم از علمش رضای خداوند متعال باشد ، همه چیز از او بترسد و هر گاه هدفش از آن مال اندوزی باشد ، او از همه چیز بترسد.(میزان الحکمه/ج8/ص46/ح13964)
داستان زیر نمونه ای است از روحیه ظلم ستیز شهید مدرس :
با پاشیده شدن بساط استبداد و روی کار آمدن مشروطه خواهان ، شهر اصفهان دچار دگرگونی شد .بختیاریها به سرکردگی صمصام السلطنه بختیاری پس از فتح تهران به اصفهان آمده و با بر کناری اقبال الدوله کاشانی _ که از طرف رژیم استبداد حکومت داشت_ روی کار آمدند.
پس از آن انجمن ولایتی به ریاست صمصام تشکیل شد، مدرس که در میان مردم محبوبیتی خاص داشت و ضمن درس و بحث به مسائل اجتماعی مردم می اندیشید به نیابت وی برگزیده شد.
مدرس همواره می کوشید امو اجتماعی و سیاسی اهالی اصفهان طبف قوانین جاودانی اسلام و موازین عقلی و انسانی جریان یابد اما صمصام بر خلاف وی فکر می کرد و در صدد آن بود تا از شرایط فراهم شده به نفع قدرت طلبی خویش بهره برداری کند .
وی در مقام حکومت اصفهان مخارج قوا و خساراتی را که در جنگ به ایشان وارد آمده بود به عنوان غرامت از مردم اصفهان طلب نمود ، از این تاریخ مدرس مخالفت با وی را شروع کرد و به عنوان اعتراض بر اعمال و رفتار باطل وی جلسه انجمن ولایتی را ترک نمود .
در یکی از روز ها به مدرس اطلاع می دهند که حاکم اصفهان افرادی را برای گرفتن اخاذی به زیر شلاق گرفته است ، آری صمصام به زودی دست ستم را باز کرد و چهره واقعی خود را به مردم اصفهان نشان داد . او کار را تا به آن جا رساند که به خاطر مبارزاتش با مخالفین مشروطه از مردم اصفهان تقاضای پول کرد .
به هر حال مدرس از این وضع به شدت ناراحت شد و می گوید : حاکم چنین حقی را ندارد . اگر شلاق زدن حد شرعی است پس در صلاحیت مجتهد می باشد و این ها دیروز به نام استبداد و امروز به نام مشروطه مردم را کتک می زنند .
صمصام که کنیه مدرس را به دل گرفته بود ، تصمیم گرفت او را از سر راه خود بر دارد و در حالی که از ته قلب به شجاعت و رشادت سید آفرین می گفت به سواران تحت امر خویش دستور داد مدرس را دستگیر نموده و به خارج از شهر ببرند .
فردای آن روز وقتی مدرس از مجلس درس مدرسه جده کوچک به منزل بر می گشت ، هنوز وارد خانه نشده بود که سواران بختیاری به او اخطار نمودند که باید خود را برای خارج شدن از اصفهان و اقامت در خارج شهر آماده نماید .
مدرس هم بدون لحظه ای درنگ ، کفش های خود را از پای در آورده و زیر بغل نهاده به حالت پابرهنه جلوی آن دسته سوار به راه می افتد و به آنان می گوید : هر کجا می خواهید برویم . مردم اصفهان با دیدن این صحنه ، مغازه ها را تعطیل کرده و به دنبال مدرس و سواران حرکت می کنند .
مدرس به مردم گفت : دوست ندارم میان شما و افراد صمصام السلطنه نزاعی درگیرد و از آن ها خواست که به سر کار های خود بازگردند ، آنگاه با صدایی رسا به مردم اعلام کرد « من به تخت فولاد می روم تا تکلیف قطعی معلوم شود » آری او با این سخن کوتاه هم محل تبعید خود را مشخص نمود و هم اعلام کرد تا روشن شدن تکلیف نهایی مبارزه را با حاکم اصفهان ادامه خواهد داد .
با انتشار خبر دستگیری و تبعید مدرس ، اصفهان یکپارچه غوغا شد ، بازار ها و کسب و کار تعطیل گشت و اهالی اصفهان که سخت شیفته مدرس بودند ، چون سیلی عظیم به حرکت آمدند .
علمای اصفهان و طلاب حوزه های علمیه این شهر نیز دسته دسته به سوی تبعید گاه مدرس به راه افتادند . مردم فریاد می زدند : مدرس باید باز گردد و خشم آنان چون صاعقه ای تشکیلات حکومتی صمصام را به لرزه در آورده بود و این خروش مهیب ، وی را ناگزیر به تسلیم کرد .
هنوز یک شب از حادثه مزبور نگذشته بود که صمصام با عذر خواهی فراوان و احترام وافر مدرس را به خانه اش باز گردانید و شهر آرامش خود را بدست آورد .
منابع:
کتاب داستان های مدرس/غلام رضا گلی زواره /انتشارات هجرت/چاپ سوم /1378
تهیه و فرآوری : مهدی صدری ، گروه حوزه علمیه تبیان



