سفرعشق / برخوردهای دوگانه مامون پس از ولایتعهدی امام رضا علیه السلام
در دوران خلافت مامون عباسی آشفتگیهای سیاسی و امنیتی آنچنان بالا گرفته بود كه مامون را به شدت نگران ساخت. زیرا پی آمدهای كشتهشدن امین و شورشهای پیدرپی گروههای مختلف، فساد و غارت اموال مسلمانان توسط گروهی وابسته به عباسیان و ظلم و فشار بیش از حد بر قاطبه مردم، پیوسته به جو پرالتهاب دامن میزد.
بدینجهت مامون مدتها در پی چارهجویی و گشودن گره كار بود تا به این نتیجه رسید كه برای مسلط شدن بر اوضاع كشور و خواباندن بسیاری از فتنهها و شورشها، از چهره پاك و مقدس امام رضا(ع) آن هم به طرز ماهرانهای استفاده كند. با دعوت كردن از امام و جلب او به مرو مساله خلافت و ولایتعهدی را به آن حضرت پیشنهاد و در ظاهر واگذار كند.
از این روی عدهای را به مدینه فرستاد و از امام دعوت رسمی به عمل آورد. اما حضرت چون میدانست كه مامون در پی تحقق اهداف خود است دعوت او را رد كرد و به هیچ وجه حاضر به رفتن نشد اما با اصرار و پافشاری نمایندگان اعزامی مامون، حضرت از روی ناچاری و اكراه مدینه را به قصد مرو ترك كرد.
مامون از همان ابتدا به ویژه پس از تحمیل ولایتعهدی با امام دوگانه برخورد میكرد. در ذیل به 5 مورد از این برخوردهای دوگانه به اختصار می پردازیم:
1- جلب دانشمندان جهت مغلوب كردن امام علیه السلام:
از جمله اقدامات مامون پس از ولایتعهدی امام رضا(ع) این بود كه علما، دانشمندان، رۆسای مذهبی یهود، نصاری، صابئه، اصحاب زردشت، نسطاس رومی(1) و دیگران را جمع كرد تا با مطرح كردن سۆالات كلامی و اعتقادی امام را مغلوب ساخته و به خیال خود حضرت را در جمع علما و دانشمندان مفتضح و رسوا كند.
صدوق از احمد بن علی رویات كرده كه گفت: «از ابوالصلت هروی پرسیدم كه چگونه مامون با آن اكرام و محبتی كه نسبت به امام اظهار میكرد و او را ولیعهد خود گردانیده بود، راضی به قتل امام شد؟
ابوالصلت گفت: مامون بدین جهت این محبتها را مینمود و ولایتعهدی را واگذار كرد تا مردم تصور كنند كه امام به دنیا رغبت پیدا كرده و محبتش در دلهای مردم كم شود، اما چون دید كه این كار باعث ارادت و اخلاص مردم شده، علمای تمام فرق را از یهود، نصاری، مجوس، صابئان، براهمه، ملحدان، دهریان و علمای تمام ملل و ادیان را جمع كرده كه با آن حضرت مباحثه و مناظره نمایند. شاید كه بر او غالب گشته و در آن حضرت عجز و نقصی ظاهر شود و به این سبب اعتقاد مردم نسبت به امام سست شود و این نقشه و تدبیر نیز برخلاف مقصود او نتیجه داد و تمام آنها شكستخورده و به فضیلت آن حضرت اقرار و اعتراف كردند. (2)
2- برهم زدن مجلس امام و طرد مردم:
دومین برخورد زشت مامون كه پس از ولایتعهدی نسبتبه امام رضا(ع) انجام داد، مساله برهمزدن جلسات علمی آن حضرت بود. زیرا هنگامی كه از شكستخوردن امام در جلسات دانشمندان مایوس گردید و مشاهده كرد كه هر لحظه شخصیت نهفته امام(ع) برای دوست و دشمن آشكار میشود، سخت به وحشت افتاد. در یك مورد خود اقدام به برهم زدن جلسه مباحثات علمی امام(ع) كرد و در مورد دوم به محمدبن عمرو طوسی دستور داد تا مردم را از حضور امام طرد كرده و جلسه را به هم بزند.
ابن شهرآشوب از طبری نقل میكند: «از عدهای دعوت شد تا در حضور مامون با امام رضا(ع) درباره امامتبحث و گفتگو كنند. پس از دریافت اجازه، یحیی بن ضحاك سمرقندی را برگزیده و به محضر امام(ع) فرستادند.
حضرت فرمود: ای یحیی! بپرس.
یحیی گفت: ای فرزند رسول خدا! تو بپرس كه مایه شرف و سربلندی من شود.
حضرت فرمود: ای یحیی! چه میگویی درباره مردی كه ادعای راستی برای خود كرده و راستگویان را تكذیب نموده است، آیا یك چنین فردی در دینش صادق و محق است یا دروغگو است؟
یحیی یك ساعتسر در گریبان برده، هر چه فكر كرد، نتوانست جوابی بدهد.
مامون گفت: ای یحیی! جواب بده.
یحیی پاسخ داد: وی حجت را از دستم گرفته است و هیچگونه پاسخی ندارم.
مامون به امام گفت: این چه مسالهای است كه یحیی اقرار به عجز كرده است؟
امام فرمود: اگر یحیی گمان دارد كه بر آن شخص لازم است كه راستگویان را تصدیق كند پس بر چنین كسی كه علیه خودش شهادت عجز و ناتوانی داده، امامتی نخواهد بود كه سر منبر رسول خدا(ص) بگوید: من سرپرستی شما را به عهده گرفتم، در حالی كه بهتر از شما نیستم، در حالی كه امیر از رعیتبهتر است. و همچنین اگر یحیی گمان برد كه او صادقین و راستگویان را تصدیق كرده پس امامتی برای اقرار كننده علیه خودش نخواهد بود كه بر فراز منبر بگوید: در وجود من شیطانی هست كه مرا پیوسته در معرض كار اشتباه و خلاف قرار میدهد، در حالی كه در امام، شیطان وجود ندارد. اگر یحیی گمان كند كه وی راستگویان را تصدیق كرده، باز هم برای آن فرد امامتی ثابت نخواهد شد. زیرا وقتی كه دوستش دربارهاش اقرار كرده كه امامت ابوبكر كاری برخلاف مصالح امتبوده كه خداوند همگان را از شرش حفظ كرد و هر كه شبیه آن را انجام دهد، او را بكشید، زمینه امامتبرای او ثابت نمیباشد. این جا بود كه مامون از روی خشم و عصبانیت بر سر حاضران فریاد كشید كه همگان از ترس و وحشت مجلس را ترك گفته و متفرق شدند. (3)
3- سكوت مامون در برابر اهانت به امام:
از دیگر برخوردهای زشت و زننده مامون نسبت به امام رضا(ع) پس از ولایتعهدی این بود كه اگر كسی به امام اهانت میكرد، نه تنها پرخاشگر را مورد تنبیه قرار نمیداد، بلكه با سكوت خود او را تشویق به اهانتبیشتری میكرد.
علی بن محمد بن سیار از پدرانش نقل كرده: «وقتی كه بیعت گرفتن برای امام رضا(ع) تمام شد، باران كم شد. مردم كمی باران را در اثر این ولایتعهدی پنداشتند. مامون از امام خواست تا نماز استسقاء بخواند.
حضرت در پاسخ فرمود:
رسول الله صلی الله علیه و له را در خواب دیدم كه میفرمود فرزندم تا روز دوشنبه صبر كن و آنگاه جهت نماز استسقاء به بیابان بیرون شو كه خداوند برای آنها باران خواهد فرستاد و به مردم هم اطلاع ده تا بیشتر از فضل و عظمتت و جایگاهت نزد خداوند باخبر شوند.
پس حضرت روز دوشنبه از خانه خارج گشت و پس از نماز و دعا از خدای خواستند كه باران رحمت را بر مردم فرو فرستد اما تا موقع رفتن به خانههایشان بارش نكند و از منبر پائین آمد و به خانه برگشت. همین كه مردم به خانههای خود رسیدند، بارش باران شروع شد. از این كه آثار كرامت و عظمت امام را میدیدند، بسیار خوشحال شده بودند.
پس از این جریان، امام بر مامون وارد شد، شخصی به نام «حمید بن مهران» زبان بدگویی گشوده و به ساحت مقدس امام رضا علیه السلام اهانت كرد و گفت: «تو از حد خود تجاوز كرده و مردم را فریب دادی. اگر راست میگویی، از این دو صورت شیری كه بر مسند مامون نقش بسته بخواه تا مرا بگیرند.
حضرت در خشم شده و فریاد زد، این مرد فاجر را بگیرید و او را بدرید و چیزی از آثارش نگه ندارید. یك مرتبه این دو صورت شیر به دعای امام(ع) به دو شیر درنده تبدیل گشته، حمید را گرفته، پارهپاره كردند و خوردند. این جا بود كه مامون از ترس و وحشت از هوش رفت و پس از آن كه به وسیله گلاب وی را به هوش آوردند، آن دو شیر (به زبان اشاره) از امام پرسیدند كه درباره مامون چه دستوری میدهید؟ آیا او را هم به صاحبش ملحق كنیم؟ حضرت فرمود: خیر، به سر جای خود برگشته و همانگونه كه بودید باشید. (4)
4- كتمان فضائل امام هشتم علیه السلام:
هنگامی كه رجاء بن ابی الضحاك (همسفر امام از مدینه تا مرو) بر مامون وارد میشود، وی از او درباره حالات امام رضا(ع) در بین راه میپرسد. رجاء هر آنچه كه دیده بود، از زهد، تقوا، پاراسایی، آیات، كرامات و معجزات، همه را بازگو كرد.
مامون در پاسخ به رجاء گفت: «آری، ای ابن ابی الضحاك! حقیقت همین است كه تو میگویی. او بهترین، عالمترین و زاهدترین فرد روی كره زمین است اما آنچه را كه دیدی، به كسی اطلاع نده تا فضلش بر كسی ظاهر نشود، مگر از زبان من.» (5)
نكته مهم این جا است كه مامون به بهانه این كه فقط بر زبان من اینها ظاهر شود از پخش آنچه را كه رجاء دیده بود، به شدت جلوگیری كرده بود و خود او نیز آنها را برای كسی نگفت، مگر در موارد بسیار محدود آن هم از روی ناچاری، به گونهای كه اگر ممكن بود، همانها را نیز بر زبان نمیورد.
5- پخش شایعات دروغ علیه امام علیه السلام:
تمام تلاش دستگاه حاكم بر این بود كه به هر شكل ممكن شخصیت امام رضا(ع) را در نظر مردم پایین آورد و علاوه بر سرپوشگذاردن بر محاسن اخلاقی و مراتب علمی حضرت به شایعاتی دروغین علیه او در جامعه بپردازند تا بدینوسیله امام(ع) را ترور شخصیت كرده باشند.
اینك نظر شما را به سه نمونه جلب میكنیم كه بیانگر تلاش پیگیر و مستمر آنها در این راستا است:
1- روزی ابوالصلت هروی از امام پرسید: «ای فرزند رسول خدا صلی الله علیه و له! این سخن چیست كه مردم آن را از شما نقل میكنند؟
حضرت فرمود: مثلا چه میگویند؟
گفت: میگویند كه شما ادعا میكنید كه مردم بندگان شما هستند.
امام فرمود: ای عبدالسلام اگر همه مردم بندگان ما باشند، چنان كه میگویند، پس ما این غلامان را به چه كسی بفروشیم؟
گوید: عرض كردم، راست گفتی ای فرزند رسول خدا صلی الله علیه و له»
2- حضرت ابتدا به اسحاق بن عیسی عباسی میفرماید:
«به من خبر رسیده است كه مردم میگویند: ما گمان میكنیم كه مردم بندگان و غلامان ما هستند. نه به حق آن خویشی كه با رسول خدا صلی الله علیه و له دارم، چنین چیزی را هرگز نگفتهام و نه از پدرانم چنین چیزی را شنیدهام و نه از یكی از اجدادم چنین چیزی به من گزارش رسیده است. لكن این گفته كه مردم بنده ما هستند در این كه اطاعت ما بر آنها واجب است و در دین پیرو ما هستند، این پیام را به همه برسانید.» (6)
3- همچنین هشام بن ابراهیم عباسی كه فضل بن سهل او را به عنوان مراقب امام علیه السلام قرار داده تا بر حضرت علیه السلام سختگیری كند، از طرف امام رضا(ع) به دروغ پخش كرده بود كه آن حضرت ساز و آواز را برای او حلال كرده است و هنگامی كه از امام رضا(ع) در این باره پرسیده شد، در پاسخ فرمود: «این زندیق دروغ گفته است.» (7)
حال سۆال ما این است كه چرا از این شایعات پیش از آمدن امام رضا(ع) به مرو خبری نبود و اگر شایعهافكنی دستگاه بنیعباس نبود، مردم از كجا چنین سخنان پوچ را میدانستند؟
شایان ذکر است که رفتارهای دوگانه مامون به این موارد ختم نشد و حضرت را به طرق مختلف مورد اذیت و آزار قرار داد،که در مجالی دیگر به بحث در مورد آنها خواهیم پرداخت.
پینوشتها: 1) سفینةالبحار، ج 2، ص 238.
2) منتهی الامال، ج 2، ص 292، مناقب ابن شهرشوب، ج 4، ص 351، اعلام الوری، ص 315.
3) مناقب ابن شهر شوب، ج 4، ص 351.
4) همان، ص 370.
5) الحیاة السیاسیة للامام الرضا علیه السلام، ص 372
6) الكافی، ج 1، ص 187.
7) وسائل الشیعه، ج 12، ص 227; رجال مامقانی، ج 3، ص 291; بحارالانوار، ج 49، ص 263.
بخش حریم رضوی