یی ای درخت همواره خفته است در آغوشت آسمان بالایی ای درخت ! دستت پر از ستاره و جانت پر از بهار زیبایی ای درخت ! وقتی كه بادها در برگ های درهم تو لانه می كنند وقتی كه بادها گیسوی سبزفام تو را شانه می كنند غوغایی ای درخت ! ...

پنجشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۳ - ۰۰:۰۰
درخت
درخت تو قامت بلند تمنایی ای درخت همواره خفته است در آغوشت آسمان بالایی ای درخت ! دستت پر از ستاره و جانت پر از بهار زیبایی ای درخت ! وقتی كه بادها در برگ های درهم تو لانه می كنند وقتی كه بادها گیسوی سبزفام تو را شانه می كنند غوغایی ای درخت ! وقتی كه چنگ وحشی باران گشوده است در بزم سرد او خنیاگرغمین خوش آوایی ای درخت ! در زیر پای تو ، اینجا شب است و شب زدگانی كه چشمشان ، صبحی ندیده است . تو ، روز را كجا ؟! خورشید را كجا ؟! دردشت دیده غرق تماشایی ای درخت ! چون با هزار رشته تو با جان خاكیان ، پیوند می كنی پروا مكن ز رعد ! پروا مكن ز برق ، كه بر جایی ای درخت ! سر بر كش ای رمیده كه همچون امید ما با مایی و یگانه و تنهایی ای درخت ! "سیاوش كسرایی"

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها