موسی (ع) و جادوگران

مقدمه:
می دانیم که شروع روز دانش آموزان با یک برنامه صبحگاهی مناسب علاوه بر پرورش روح معنوی دانش آموزان، در بالا بردن سطح آموزشی آن ها از لحاظ یادگیری تاثیرگذار است.
به عنوان مثال اگر معلم پرورشی مدرسه بتواند هر هفته یک کلاس را برای برگزاری برنامه های صبحگاه مدرسه انتخاب و هدایت نماید:
اول:
تمام دانش آموزان طبق استعداد خود در امور و انجام برنامه ها مشارکت می نمایند.دوم: طبق ایام اله برای پیدا کردن مطالب مناسب روز اجرای برنامه به دنبال مطالبی از قبیل شعر، مقاله، طنز و غیره هستند.
سوم: مراسم آغازین مدرسه از یکنواخت بودن و احیاناً خسته کننده بودن به پویایی و سرشار بودن تبدیل می شود.
یکی از کارهایی که در اکثر مدارس کشور عزیزمان انجام می شود، خواندن آیاتی از قرآن مجید می باشد، در این زمینه چنان چه دانش آموزان بتوانند علاوه بر شنیدن آیات، با مفاهیم متعالی این معجزه الهی آشنا شوند، بی شک به هدف والای نزول وحی رهنمون گشته ایم.
در این راستا، مرکز یادگیری جهت غنی سازی برنامه های صبحگاه مدارس، به بررسی و تفسیر برخی از آیات قرآن پرداخته است. در این قسمت سعی شده، تفسیر به زبان ساده و قابل درک برای دانش آموزان ارائه گردد.

در این مقاله آیات ، مورد بررسی قرار می گیرد...
آیات 121 تا 130 سورة اعراف ( صفحة 165) ، مربوطه توسط یکی از دانش آموزان قرائت شود.
شما می توانید برای شنیدن فایل صوتی آیات این صفحه کلیک نمایید.
جهت دریافت فایل صوتی آیات فوق، کلیک کنید.
در تمامی آیات دهگانة 121 تا 130 سورة اعراف از صفحة 165، داستان موسی(ع) دنبال شدهاست كه از بین این آیات، به چهار آیة 123 تا 126 كه سرانجام ساحران (جادوگران) را بیان میكنند، میپردازیم.
هنگامی كه با پیروزی موسی(ع)، بر ساحران و ایمان آوردن آنها به موسی (ع) ضربات كوبندهای بر پایه های قدرت فرعون وارد شد، فرعون بسیار وحشتزده و دست پاچه شد. لذا بلافاصله، دست به دو ابتكار زد: نخست، اتّهامی به جادوگران بست و به آنان گفت: « این، نقشهای است كه شما با كمك موسیكشیدهاید تا زمام قدرت را به دست بگیرید». دومین، ابتكار فرعون، تهدید بود؛ به ساحرانگفت: «مطمئن باشید دستها و پاهای شما را قطع میكنم و سپس، همگی شما را به دار خواهمآویخت». امّا ساحران در برابر هیچیك از ایندو حربة فرعون از میدان به در نرفتند و یك دل و یك جان، در پاسخ او گفتند: اگر حتّی تهدید خود را نیز عملی سازی، سرانجامش این است كه ما در راه خدا شربت شهادت خواهیم نوشید و «بهسوی پروردگار خود باز میگردیم».
و سرانجام، چنانكه در روایات و تاریخ ها آمده، آنقدر در اینراه، ایستادگی به خرج دادند كه فرعون تهدید خود را عملی ساخت و بدنهای مُثلهشدة (تکه تکه شده) آنان را دركنار رود نیل بر شاخههای درختان بلند نخل آویزان کرد و نام پرافتخار آن ها، در دفتر آزادمردان جهان ثبت شد. بهگفتة مفسّر بزرگ، مرحوم طبرسی:کانوا أوَّلَ النَّهارکُفّاراً سَحَرَه وَآخِرَ النَّهار شُهَداء بَرَرَه؛ صبحگاهان،کافر بودند و ساحر، شامگاهان، شهیدان نیکوکار راه خدا!
پیرامون این داستان، حدیثی از امام صادق(ع) منقول استکه فرمود: مَن ذَهَبَ یَری أنَّ لَهُ عَلَی الآخَرِ فَضلا، فَهُوَ مِنَ المُستَکبِرین؛ هرکس خود را برتر از دیگران ببیند، از مستکبران است.
راوی حدیث میگوید: من بعد از شنیدن اینجمله گفتم: إنَّما یَری أنَّ لَهُ عَلَیهِ فَضلاً بِالعافِیَه إذا رَآهُ مُرتَکِباً لِلمَعاصی؛ حال، اگر انسان،کسی را در حال ارتکاب گناه ببیند ،آیا نمیتواند خود را که مرتکب آن گناه نمیباشد، برتر از او بداند؟
امام(ع) فرمود: هَیهاتَ هَیهات، فَلَعَلَّهُ أن یَکونَ قَد غُفِرَ لَهُ ما أتی وَ أنتَ مَوقوفٌ مُحاسَب؛ سخت در اشتباه افتادهای، تو چه میدانی؟ شاید در پایان کار، او بخشیده شود، ولی تو در موقف حساب متوقّف باشی!
یعنی، هرگز عمل بد کسی را دلیل بر پلیدی جوهر او و خُبث (ناپاکی) طینت او نگیرید و از آنسو، خوشعملی کسی را هم دلیل بر پاکسرشتی او نشناسید. چه بسا، بدعملان که در پایان عمر، از سعادت و خوشبختی برخوردار شوند و چه بسا خوشعملان که سرانجامِ کارشان، شقاوت و بدبختی جاودانگردد! کس ندانست که آخِر، به چه حالی برود.
البتّه، ما موظّفیم عمل زشت یکآدم گنهکار را زشت و مبغوض خدا بشناسیم و در حدّ امکان و فراهم بودن شرایط، او را نهی از منکر کنیم، و همچنین، بهخاطر سالم ماندن خودمان ازآلودگی به آن گناه، خدا را شاکر و سپاسگزار باشیم، ولی هرگز حق نداریم خودِ آن آدم گنهکار را نزد خدا، شقیّ و بدبخت و جهنّمی بشناسیم و خودمان را نزد خدا، سعید و خوشبخت و بهشتی به حساب بیاوریم و خود را برتر از او بدانیم.

آری؛ او اکنون مثلاً شرابخوار است و من نمازخوان، امّا ازکجا معلوم که او تا آخر عمرش شرابخوار بماند و من تا آخر عمرم نمازخوان؟! ممکن است تحوّلات زندگی، طوری پیش بیاوردکه نسیم توفیق الهی بر جانآنآدمگنهکار بوزد و او در زمرة توّابین درآید. در نتیجه، او را در روز جزا ببینی که بخشیده شده و در غرفههای بهشتی جایگزینگشته، ولی تو هنوز در موقف حساب، متحیّر و سرگردان ماندهای.
آنگاه، امام(ع) به او فرمود: أ ماتَلَوتَ قِصَّهَ سَحَرَهِ موسی؟ آیا قصّه و داستان ساحرانِ دربار فرعون را در قرآن نخواندهای که به مقابلة با موسی، کلیمالله(ع) برآمدند و پایان کارشان چه شد؟
آن ها در اوّل کار، آنچنان مرعوب قدرت فرعون و مجذوب ثروت و مُکنت او بودند که قسم به عزّت او میخوردند و میگفتند: بِعِزَّهِ فِرعَون،إنّا لَنَحنُ الغالِبون؛ به عزّت فرعون قسم، بهطور حتم، ما پیروزمندانیم. ولی در آخر کار، آنچنان با دیدن و شناختن چهرة حق انقلاب در قلبشان بهوجود آمد که به فرمودة قرآن در همینآیات: «وَ ألقِیَ السَّحَرَهُ ساجِدین، قالوا:آمَنّا بِرَبِّ العالَمین، رَبِّ موسی وَ هارون»؛ «همگی به سجده افتادند و گفتند: ایمان به ربّالعالمین آوردیم». و در برابر تهدیدات لرزانندة فرعون که میگفت: «لأقَطِّعَنَّ أیدِیَکُم وَ أرجُلَکُم مِن خِلاف، ثُمَّ لأصَلِّبَنَّکُم أجمَعین»؛ «من دستها و پاهای شما را قطع میکنم و شما را به دار میآویزم» مقاومت کردند وگفتند: لَن نُۆثِرَکَ عَلی ما جاءَنا مِنَ البَیِّنات وَ الَّذی فَطَرَنا فَاقضِ ما أنتَ قاض؛ قسم به خداییکه ما را آفریدهاست، ما هرگز تو را بر دلایل روشنیکه به ما رسیده، مقدّم نخواهیم داشت، اینک هر فرمانی که میخواهی، صادرکن و هر کاری که دربارة ما از دستت ساختهاست، انجام بده.

و لذا ما نمیتوانیم بدعمل بودن کسی را دلیل بر جهنّمی بودن او بدانیم و از خوشعمل بودن خودمان، اطمینان به بهشتی بودن خود پیدا کنیم و خود را بهتر از او بدانیم. بلکه باید همیشه، از سوء عاقبت به خدا پناه ببریم و از او حسن عاقبت بخواهیم و بگوییم: اَللّهُمَّ اجعَل خاتِمَهَ أمرِنا خَیرا.
مرکز یادگیری سایت تبیان
تهیه: علی هندی - ویراستار: سید علی مرتضوی


