، در هوای کوچه، می پراکند... سرفه کرد و از کنار من گذشت، چفیه پوش آشنای این محل او هنوز سر به زیر و ساده است، مردِ با خدای این محل می توانی از نگاه زرد او، خوشه هایی درد را دروکنی با عبور او چه تازه می شود! رنگ و بوی جای جای ...
، در هوای کوچه، می پراکند... سرفه کرد و از کنار من گذشت، چفیه پوش آشنای این محل او هنوز سر به زیر و ساده است، مردِ با خدای این محل می توانی از نگاه زرد او، خوشه هایی درد را دروکنی با عبور او چه تازه می شود! رنگ و بوی جای جای ...