میان معاصرین، آیت الله شیخ صادق آملی لاریجانی بیشترین تلاش را در جهت مباحث تطبیقی میان علم اصول و فلسفه تحلیلی برداشته است.

یکشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۸۹ - ۰۰:۰۰
برخی مشکلات فیلسوفان معاصر2
برخي مشکلات فيلسوفان معاصر2 قسمت اول و دوم را حتما بخوانيد 4- آيت الله شيخ صادق آملي لاريجاني در ميان معاصرين، آيت الله شيخ صادق آملي لاريجاني بيشترين تلاش را در جهت مباحث تطبيقي ميان علم اصول و فلسفه تحليلي برداشته است. لاريجاني با احاطه وسيع و عميق بر آراء اصوليان و ذهن خلاق خود و استفاده مستقيم با آثار و آراء فيلسوفان تحليلي به زبان انگليسي توانسته است رويه تطبيقي را ميان علم اصول و فلسفه تحليلي به وجود آورد و آثار ارزشمندي را به وجود آورد وي مي نويسد: «مدتهاست که ذهن راقم اين سطور به مباحث تطبيقي بي مباحث الفاظ علم اصول و فلسفه تحليلي مشغول است و گمان دارد که طرح اين گونه مباحث و ايجاد گفتگو بين اين دو رشته علمي، که هر دو با ماهيت زبان و گفتار سروکار دارند و به تحليل جوانب مختلف زبان مي پردازند- ثمرات نيکويي در برخواهد داشت؛ خصوصاً اگر مباحث سمانتيک و هرمنوتيک هم به اين دايره افزوده شود.»(1) و تطبيق ميان اين دو دانش بشري را امري مفيد و لازم بر مي شمارد: «به گمان من توجّه به فلسفۀ تحليلي و مباحث الفاظ غربي، براي انشجويان فلسفه و طلّاب علوم ديني بويژه کساني که در علم اصول تحقيق مي کنند، مفيد و بلکه لازم است. يافتن مباحث مشترکي که بتوان در آن به نحو تطبيقي کار کرد دشوار نيست. نگارنده با اعتراف به بضاعت مزجات خويش، از سر علاقه اي که به اين موضوعات داشته، مدّتهاست که بدانها مشغول است و اميدوارم که نتايج اين تحقيقات خالي از فايده نباشد.»(2) آثار ايشان در ان حوزه عبارت است از: 1- فلسفه تحليلي بر روي جلد فلسفه تحليلي 3 آمده است: «مجموعه فلسفه تحليلي ... در پي آن است که پاره اي از عمده ترين مباحث فلسفه تحليلي را بصورت تطبيقي مورد بحث قرار دهد.» طرح اين مجموعه در غالب چهار جلد يه اين صورت بوده است: 1: گزارش تاريخي؛ 2: تئوري‌هاي معناداري؛ 3: دلالت و ضرورت؛ 4: فعل گفتاري. اما از اين مجموعه آنچه به ظهور رسيده فقط جلد سوم آن با موضوع «دلالت و ضرورت» است. اين کتاب که در سال 1375 توسط انتشارات مرصاد منتشر شده است در واقع تحرير و شرح در عين نقد و تطبيق کتاب «تسميه و ضرروت» نوشته فيلسوف نامدار آمريکايي سول کريپکي است که در چهار بخش و نه فصل سازمان يافته است. لاريجاني هدف خود را از اين کتاب چنين بيان مي دارد: «ابتدا قصدم اين بود که کلّ کتاب را، به همان شکل اصلي اش، به فارسي ترجمه کنم. از آنجا که زبان کتاب گويا و روشن است، در عين اينکه کاملاً متخصّصانه است، ترجمۀ آن کاري دشوار نبود؛ ولي بعد از اين قصدم منصرف شدم و تصميم به تحرير مطالب کتاب و تبويب و تدوين آن گرفتم. زيرا ترجمۀ آن به سبب تحفّظ بر قالبهاي متن موجب نوعي ملال و محدوديت مي شد. از اين رو به شرح و تبيين و در عين حال، نقد و تطبيق آن دست يازيدم. در مقام تحرير کوشيدم عمدۀ مطالب کتاب را طرح کنم و در حدّ مقدور مطلب مهمّي از قلم نيفتد؛ امّا در مقام نقد، طبعاً ملزم به گزينش مطالب بودم. چه آنکه بعد از طرح آراء کريپکي، مکتوبات بسياري، له و عليه آن، به صورت کتاب و مقاله به بازار داغ اين مباحث سرازير شده است. بنابراين در مقام نقد آراء کريپکي تنها به چند بحث، آن هم نه بتفصيل، اکتفا کردم. البتّه به تناسب، پاره اي آراء ديگر از کواين و پلانتيجا و نيل و ... به متن افزودم و در دو ، سه مورد بحثهاي تطبيقي آوردم. ... تا آنجا که نويسنده مطلع است، در مکتوبات اصوليان و منطق دانان ما، کار اساسيي دربارۀ اسم خاص و حتّي اسم جنس صورت نگرفته است. ولي در عين حال سعي کرده ام در چند موضع، بحثهاي متناسب با متن را از لابلاي مباح اصولي اصطياد کرده و به بحثي تطبيقي دست يازم.»(3) 2- مقاله اي با عنوان «فلسفه تحليلي و علم اصول، مباحث مقايسه اي» 3- مصاحبه با دو تن از فضلاي حوزه 4- مصاحبه با فصلنامه نقد و نظر 5- درس هاي خارج اصول فقه دروس خارج ايشان که متأسفانه تا کنون منتشر نشده است داراي نکات فراواني در مباحث تطبيقي اين دو علم مستقل مي باشد. پرداختن به آثار استاد لاريجاني فرصت فراخ و بهتري را مي طلبد. منابع: 1. صادق لاريجاني، فلسفه تحليلي 3 (دلالت و ضرورت)، قم، انتشارات مرصاد، 1385. ص13. 2. همان، ص20- 21. 3. همان، ص 12. نوشته سيد مهدي موسوي گروه حوزه علميه

پربازدیدها

پربحث‌ها