درساعت23 روز دهم مهر ماه سال یک هزار و سی صد و پنجاه و پنج شمسی در تهران دیده گشودم – اگر چه پروازم از نیماست- و اولین چیزی که گفتم «اون نه»بود. ....

دوشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۸۹ - ۰۰:۰۰
شعر خانگی پنج از مهدی خطیبی
شعر خانگی پنج از مهدی خطیبی مهدی خطیبی از زبان خودش: درساعت23 روز دهم مهر ماه سال یک هزار و سی صد و پنجاه و پنج شمسی در تهران دیده گشودم – اگر چه پروازم از نیماست- و اولین چیزی که گفتم «اون نه»بود. دانش آموخته حقوق قضایی هستم . تا کنون هفت کتاب تالیفی و چهل و شش کتاب به ویراسته و مقدمه ی من منتشر شده است .گذشته از آن که شاعر و منتقد هستم در زمینه ویرایش و تصحیح متون نیز فعالیت دارم . کتابدارم و گذشته از این شغل، مشاور و ویراستار انتشارات آفرینش نیز هستم. نمونه وار کتاب هایی که از من چاپ شده است عبارتند از: 1. ترانه های آدم و حوا ، دفتر نخست ، انتشارات روزگار ، 1378. 2. آئینه دار آب ( نقد ، بررسی و گزیده آثار شیون فومنی) انتشارات روزگار، 1379. 3. شعر متعهد ایران ، چهره های شعر سلاح ، بررسی شعر سال های 1347 تا 1357 ، انتشارات آفرینش ، چاپ نخست 1383، چاپ دوم 1387. 4- ماه ماهی ( قصه شعر) تصویرگر : لیلی درخشانی ، انتشارات زیتون ، 1384. در اشراق ماه ، انتشارات زیتون ، 1384 5. ترانه های آدم و حوا ، دفتر دوم ، انتشارات آفرینش ، 1384. 6. و هنوز عشق ، انتشارات آفرینش ، 1386. 7. بوتیمار بی اشک ( قصه شعر ) تصویرگر: ساناز فلاحتی ، انتشارات آفرینش ، 1387 8. تاول حکایت راه است ، برگزیده شعرهای سال های 1384 تا 1387 همراه با گفتاری از محمود کیانوش : شعر برهنه ،شعر جهانی و یک سی دی که دربرگیرنده منتخبی از شعرها با صدای شاعر است ، انتشارات آفرینش ، 1389 گذشته از آن که شاعر و منتقد هستم در زمینه ویرایش و تصحیح متون نیز فعالیت دارم . کتابدارم و گذشته از این شغل، مشاور و ویراستار انتشارات آفرینش نیز هستم. کتاب های در دست انتشار : 1. نسل ستاره در شب توفان ، شعر و زندگی نعمت میرزازاده (م. آزرم) ، انتشارات ثالث 2. غزل نامه ی توفان ، گزاره و گزینه ای بر غزل فرخی یزدی ، انتشارات آفرینش 3. شناختنامه محمود کیانوش، انتشارات آفرینش 4. پیشگامان غزل امروز ایران ، دفتر نخست : محمد ذکایی ( هومن)، صدای روشن 5. زندگی و شعر خسرو گلسرخی نمونه شعری از مهدی خطیبی: خانگی پنج به خانه می‌آیم با تکه‌ای غروب اتاق امّا پر از کودک خیالی‌هاست گوشه‌ای نشسته‌ای سفیدی کاغذ را با خط‌هایی می‌آرایی هر خط را جانی و شکلی می‌دهی « این مامان...» «اینم عینک بابا...» گوشه‌ای می‌نشینم سیاه بر سپید می‌آورم به درشتناکی شب با عروسکت بازی می‌کنی با کتاب‌هایم بازی می‌کنم گرسنه‌ای می‌گریی گرسنه‌ام داد می‌زنم تشنه‌ای آب می‌خوری و من اشک خورشید را می‌بینی‌؟! نمی‌بینم آفتابی است در اتاق سایه گسترده آرامش از نوازش و لحظه‌ای بعد آن سوی آفتاب می‌خوابم این سوی آفتاب می‌خوابی آفتاب امّا هیچ‌گاه نمی‌خوابد فرآوری: مهسا رضایی بخش ادبیات تبیان منابع: وبلاگ مهدی خطیبی، روزنامه فرهیختگان

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها