چقدر زمانه در حال تغییر است. ماجراجویی در عراق باعث شد اقتصاد امریکا با خاک یکسان گردد. تهاجم به عراق برای امریکایی ها به منزله فرو رفتن در باتلاق بود. به طوری که مقامات سیاسی این کشور توانی برای ادامه جنگ نداشتند. بدین ترتیب اندیشه توسعه نظامی امریکا به

شنبه ۱۴ اسفند ۱۳۸۹ - ۰۰:۰۰
طرح قرن جدید برای اعراب
طرح قرن جدید برای اعراب زمان زیادی از به قدرت رسیدن جورج دبلیو بوش در سال 2001 نگذشته بود که موج ویرانی محافظه کاری نوین تمامی خاورمیانه را فرا گرفت. در طی ریاست جمهوری 8 ساله بوش تمام دستگاه های امریکا شامل سیاسی، اقتصادی، علمی و به خصوص نظامی برای یک هدف غایی به کار گرفته شده بودند: طرح قرن جدید برای امریکا. اعراب در انتهای عقده نظامی صنعتی امریکای بزرگ بودند. فرضیه اساسی بر این بود که کشورهای عربی با حداکثر تجهیزات و نیروهای نظامی امریکایی تامین شوند تا بدین منظور با مطیع کردن آنان بر طبق اوامر و اهداف خود، خاورمیانه جدیدی ایجاد کنند. تمرکز اصلی آن ها حفظ برتری اسرائیل و تجهیز دستگاه سرسخت امریکا برای از بین بردن تهدیدات بود. آنچه پایه سیاست بوش را تشکیل می داد و آنچه که روی ورق بازی او نوشته بود، تنها دو کلمه داشت: «ترس و وحشت». این کارت با حمله به عراق روی میز افتاد و در پی آن زندانی کردن دسته جمعی فلسطینیان در غزه به جرم رای دادن به حماس و کشتار وحشیانه مردم لبنان بوسیله اسرائیل با پشتیبانی پنهانی ارتش امریکا برای نابود ساختن حزب الله آغاز شد. در این زمان ایران به عنوان دشمن درجه یک امریکا شناخته می شد. کشورهای عربی به طور تدریجی به نام ثبات در منطقه از نظر نظامی مجهز شدند و به دیکتاتورهای آفریقای شمالی نیز به نام ثبات آزادی، اسلام ستیزی داده شد. در حقیقت آنچه به عنوان «آزادی برای اعراب» نامیده می شد در پشت تانک های امریکایی بود که به عراق به پیشکش شده بود. ظاهرا خرابی های ناشی از چنین دوره ای در منطقه به عنوان «دردهای زایمان» برای تولد خاورمیانه جدید ایجاد شدند. زمانه در حال تغییر است چقدر زمانه در حال تغییر است. ماجراجویی در عراق باعث شد اقتصاد امریکا با خاک یکسان گردد. تهاجم به عراق برای امریکایی ها به منزله فرو رفتن در باتلاق بود. به طوری که مقامات سیاسی این کشور توانی برای ادامه جنگ نداشتند. بدین ترتیب اندیشه توسعه نظامی امریکا به دیگر کشورهای مشابه با عراق محو شد. با روی کار آمدن بوش پسر، امریکایی ها به منظور حل و فصل اختلافات و متقاعد ساختن رهبران ایران و اعراب دست به گریبان «جنگ نرم» شدند. در جریان چنین نمایش جنگی آنچه پیوسته مقامات امریکایی از آن غافل بودند «مردم» بود. آنچه پایه سیاست بوش را تشکیل می داد و آنچه که روی ورق بازی او نوشته بود، تنها دو کلمه داشت: «ترس و وحشت». این کارت با حمله به عراق روی میز افتاد و در پی آن زندانی کردن دسته جمعی فلسطینیان در غزه به جرم رای دادن به حماس و کشتار وحشیانه مردم لبنان بوسیله اسرائیل با پشتیبانی پنهانی ارتش امریکا برای نابود ساختن حزب الله آغاز شد. برکناری رهبران نافرمان و ایجاد ظلم و ستم به مردم چنین کشورهایی موجب خاموش ماندن مردم شد و دقیقا از زمانی که مردم شروع به اعتراض کردند می بینیم که شکل خاورمیانه در حال دگرگونی است. این امر برای تصمیم گیرندگان امریکایی و مقامات متفکر به سویی پیش نمی رود که انتظارش را داشتند. همانطور که در حال حاضر شاهد آن هستیم عامل اصلی زمین لرزه سیاسی، خیزش دسته جمعی مردم تونس در آخرین روزهای سال 2010 است. با برکناری حکومت «زین العابدین بن علی» مردم مصر نیز برای ایجاد اصلاحات به خیابان ها ریختند. دقیقا در مدت 18 روز جامعه مدنی مصر هم بندهای ظلم را از هم گسیخت و جامعه را از حکومت خودکامه ای که مترادف با تجاوز و زور بود سرنگون کرده و سرانجام مصر پس از 30 سال از انزوای سیاسی آزاد شد. این مسئله که حسنی مبارک به القای «ترس و آشوب» حاصل از برکناری اش در اذهان عمومی دامن می زد و حامیان خارجی او نیز همچنان تا مدت ها سخن از نیاز به «نظم» را به زبان می راندند، گواه بر درک نادرست آن ها از تغییرات خطیری بود که در این دوره به وقوع پیوسته است. در حالی که موج انقلابی هم اکنون در بسیاری از نقاط منطقه مانند الجزیره، یمن، بحرین و لیبی که در حال مبارزه با استبداد هستند پیش رفته، دولت های اردن و مراکش در صدد یافتن راه هایی برای ممانعت از ورود طغیان «قدرت مردمی» به مرزهای ساحلی کشورشان هستند. جزایر ثبات! برای یک لحظه نهادهای امریکایی را در نظر بگیرید که از بیماری مزمنی رنج می برند و ما بنا به عادت بهتر توصیف کردن مسائل، آن بیماری را «سندرم گرفتاری» می خوانیم. بر اساس نظر جیمی کارتر رئیس جمهور وقت امریکا، شاه ایران نماد «جزیره ثبات» در خاورمیانه آشفته بود. اما پس از چنین جملات تمثیلی دیری نپایید که محمد رضا پهلوی از سلطنت برکنار شد و بدین ترتیب ایران شاهد انقلاب اسلامی بود و سیاست های امریکا در ایران بی اثر گردید. در مدتی که امام خمینی (ره) رهبر جمهوری اسلامی ایران زمام امور انقلاب را در دست گرفت، مصر نیز در حال دگرگونی بود اما حسنی مبارک در سال 1981 با قتل های مکرر خود را بر مسند قدرت نشاند. با این حال پس از گذشت تقریبا 30 سال از تک فرمانروایی، جامعه مدنی مصر مخالفت خود را مقابل استبداد حسنی مبارک اعلام نمود و در ژانویه 2011 وی را از حکومت عزل کردند. نخستین اظهارات مقامات امریکایی در خصوص تظاهرات مردم مصر چه می تواند باشد؟ در این خصوص هیلاری کلینتون وزیر خارجه امریکا می گوید: «ارزیابی ما این است که دولت مصر همچنان پایدار است ... ». ارزیابی وی از وضعیت ایران نیز نمی تواند خیلی با این ارزیابی نادرست او درباره انقلاب مصر تفاوتی داشته باشد. «جزایر ثبات»ی که امریکا از آن سخن می گفت همان جزیره ای نیست که مردم کشورهای عربی خواستار آنند. زمانی که عراق تحت حکومت صدام حسین برای رسیدن به «تغییردر دموکراسی» مسلح می شد نیاز به وجود اصلاحات در منطقه توسط سران امریکایی احساس نشد و زمانی ارتش امریکا دموکراسی را همراه خود به عراق آورد که اکنون ملت های عرب در تکاپوی برگرداندن دموکراسی به کشورشان هستند. آیا نباید از سکوت کامل چنین ماشین قراردادی تحت کنترل امریکا برای ایجاد تغییر در خاورمیانه حیرت زده باشیم؟ این در حالیست که پروژه آنان در برابرشکوفایی پروژه ملت های عرب در حال شکست است. پس از گذشت تقریبا 30 سال از تک فرمانروایی، جامعه مدنی مصر مخالفت خود را مقابل استبداد حسنی مبارک اعلام نمود و در ژانویه 2011 وی را از حکومت عزل کردند شورای امنیت سازمان ملل شهرک سازی اسرائیلی ها در سزمینهای اشغالی کرانه باختری را محکوم کرد و خواستار پایان فوری به چنین اقداماتی شد. شهرک سازی به عنوان معضل بخصوصی برای مردم فلسطین و کشورهای عربی محسوب می شود. با وجود انکه 14 تن از 15 اعضای شورای امنیت سازمان ملل از قطعنامه حمایت کردند امریکا (اوباما) نخستین رای مخالف را صادر کرد و به دلیل عقاید مخالف ضد امریکایی مردم فلسطین خواستار گسترش شهرک سازی اسرائیل در قلمروی فلسطینینان شد. بی شک تنها کسی که از مخالفت امریکا با این قطعنامه منفعت خواهد برد اسرائیل است. لحظه ی تاریخی زمانی مهم ترین واقعه ای که دانشجویان کشورهای منطقه خاورمیانه آن را دنبال می کردند، انقلاب اسلامی 1357 در ایران بود. که واقعه بسیار مهمی به شمار می آمد. انعکاس چنین رخدادی برای خاورمیانه تکان دهنده بود. اسلام سیاسی به نظام دانشگاهی وارد شد. نمایش قدرت سیاسی در منطقه با اتحاد مخالفان ایران به دلیل ترس از انتشار غیرت انقلابی در میان کشورهای عربی تغییر کرد. زیرا انقلاب ایران انقلابی بود که موجب اسارت آن ها می شد. اما شاید با گذشت بیش از 30 سال از آن زمان تاکنون دانشجویان جدید رخدادی مهم را ارزیابی کنند: در 11 فوریه 2011 وقتی که ملت مصر و جهان عرب هر یک در هسته امور سیاسی، اقتصادی و امنیتی بدون ترس و واهمه از انتظارات خود در دوره جدید روابط سیاسی در خاورمیانه دفاع کردند. شاید بتوان گفت امروز احساس می شود حسنی مبارک نیز 32 سال پیش با عزل شاه ایران، از صحنه سیاسی خارج شده بود. در حالی که مردم تونس مقدمه ای بر آنچه ما «طرح قرن جدید برای اعراب» می خوانیم نوشتند، مردم مصر نیز صفحاتی از فصل اول را کامل کرده اند. هنوز نتیجه گیری از چنین رخدادهای تاریخی زود است. با این وجود آنچه که واضح و مبرهن این است که بسیاری از صفحات این کتاب تاریخی پیش از نشستن گرد و غبار سیاسی بر آن کامل خواهد شد. سید محمد صادقی بخش سیاست تبیان منابع: • خبرگزاری الجزیره، طرح قرن جدید برای اعراب، محمد خان، ترجمه مریم رعیت • خبرگزاری ایسنا • خبرگزاری فارس

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها