وقتی هیچ تضمینی برای بهبود سریع نداریم، چطور امیدوار بمانیم، بدون اینکه خودمان را فریب بدهیم؟

ابوالقاسم شکوری
سه‌شنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۲:۴۸
چطور بدون وعدۀ معجزه، امیدوار باشیم؟

این روزها قیمت‌های مربوط به اجاره، دارو، مواد غذایی، شهریه و هزینه رفت‌وآمد افزایش یافته یا دست‌کم به دغدغه‌ای دائمی تبدیل شده‌اند. نرخ ارز بیش از هر زمان دیگر دچار نوسان می‌شود و هر تغییر آن، حتی پیش از اثر واقعی بر بازار، اضطراب تازه‌ای می‌سازد. در کنار این فشار اقتصادی، خبرها و تحلیل‌هایی درباره احتمال تشدید تنش یا وقوع درگیری نظامی در ماه‌های پیش‌رو منتشر می‌شود.

در چنین فضایی، سخن گفتن از امید دشوار است. زیرا مخاطب حق دارد بپرسد: «امید به چه؟» آیا امید یعنی ادعا کنیم جنگ نمی‌شود، ارز ارزان می‌شود یا زندگی به‌زودی به وضع عادی بازمی‌گردد؟ اگر چنین باشد، امید نه فضیلت، بلکه پیش‌بینی بی‌پشتوانه است.

اول، واقعیت را کوچک نکنیم

کسی که اجاره‌خانه‌اش عقب افتاده، پس‌اندازش آب شده یا از صدای هر اعلان خبری می‌ترسد، با جملۀ «مثبت فکر کن» آرام نمی‌شود. این جمله گاهی به‌جای امید، نوعی تحقیر رنج است. گزارش‌های سازمان جهانی بهداشت نیز تأکید می‌کنند که اضطراب، اندوه، اختلال خواب و احساس درماندگی در بحران‌ها واکنش‌هایی شایع‌اند و حمایت روانی باید با پذیرش واقعیت و کمک عملی آغاز شود، نه با امید کاذب.

باید از همین صداقت شروع کرد: «نمی‌دانیم چه خواهد شد، اما می‌دانیم برای امروز چه کارهایی می‌توان انجام داد.»

قرآن هم سختی را انکار نمی‌کند

قرآن یأس را نفی می‌کند، اما وعده نمی‌دهد که هر بحران دنیوی فوراً پایان پذیرد: «از رحمت خدا نومید نشوید» (یوسف:۸۷). موضوع آیه، باز گذاشتن امکان رحمت است، نه اعلام جدول زمانی برای حل مشکلات.

بعضی روایت‌های عامه‌پسند از دین، آیات را به قرص آرام‌بخش فوری تبدیل می‌کنند؛ انگار اگر کسی ایمان داشته باشد، نباید بترسد، کم بیاورد یا آسیب ببیند. قرآن چنین تصویری ارائه نمی‌دهد. می‌گوید: «قطعاً شما را به چیزی از ترس، گرسنگی و کاهش اموال و جان‌ها و محصولات می‌آزماییم» (بقره: ۱۵۵). آیه نمی‌گوید مؤمنان با ترس و کاهش دارایی مواجه نمی‌شوند؛ می‌گوید این واقعیت‌ها ممکن است رخ دهند و انسان درون آن‌ها آزموده می‌شود.

پس وقتی می‌گوییم «فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا» (شرح: ۵)، نباید آن را به وعدۀ ارزان‌شدن دلار در ماه آینده ترجمه کنیم. آیه می‌گوید در کنار دشواری، امکان گشایش نیز وجود دارد؛ اما شکل، زمان و مسیر آن را ما تعیین نمی‌کنیم. گاهی گشایش، پایان بحران است؛ گاهی پیدا کردن شغلی تازه، کاهش یک هزینۀ اضافی، کمک دوستان، تصمیمی عاقلانه یا توان روانیِ عبور از دوره‌ای سخت.

این تفاوت مهم است: ایمان، قرارداد بیمه در برابر حادثه نیست؛ منبع معنا، جهت و توانِ عمل در دل حادثه است.

امید غیر از آرزواندیشی است

در روایتی از امام صادق علیه‌السلام آمده است: «مؤمن، مؤمن نیست مگر اینکه بیمناک و امیدوار باشد؛ و بیمناک و امیدوار نیست مگر اینکه برای آنچه از آن می‌ترسد و به آن امید دارد، عمل کند» (الکافی، ج۲، ص۷۱).

این روایت، امید را از حالت روانیِ خوشایند خارج می‌کند و به رفتار پیوند می‌زند. امید، صرفاً احساس خوب داشتن نیست. کسی که از دشوارتر شدن معیشت می‌ترسد و امیدوار است خانواده‌اش آسیب کمتری ببیند، بودجه خود را واقع‌بینانه‌تر تنظیم می‌کند، مهارتی می‌آموزد، شبکه حمایت می‌سازد و در حد توان به دیگری کمک می‌کند. کسی که از جنگ می‌ترسد، شایعه منتشر نمی‌کند، منابع خبری را می‌سنجد و برای وضعیت اضطراری برنامه‌ای معقول می‌چیند؛ نه اینکه هر روز پایان جهان را پیش‌گویی کند.

در روایتی دیگر، مرز آرزو و امید روشن‌تر شده است: «هرکس به چیزی امید داشته باشد، برای آن عمل می‌کند» (الکافی، ج۲، ص۶۹). بنابراین، امیدی که انسان را منفعل کند، بیشتر به آرزواندیشی شبیه است. امید باید توان تصمیم‌گیری را افزایش دهد، نه اینکه مسئولیت را با جمله‌ای مذهبی تعطیل کند.

آیا «خدا کمک می‌کند» وعده حل سریع مشکلات است؟

نه؛ مگر اینکه خودمان آن را چنین معنا کنیم. ایمان به یاری خدا با پیش‌بینی شکل، زمان و نتیجه کوتاه‌مدت آن یکی نیست. هیچ‌کس نمی‌تواند از جانب خدا تضمین کند که کمک الهی حتماً به صورت کاهش قیمت‌ها، رفع یک خطر سیاسی یا رسیدن به خواسته‌ای مشخص ظاهر می‌شود.

کمک می‌تواند امکان دیدن یک راه تازه باشد. می‌تواند نیروی تحمل، حفظ وجدان، یافتن همراه، جلوگیری از یک تصمیم ویرانگر یا توان بازسازی پس از خسارت باشد. گاهی نیز انسان نتیجه مطلوب خود را نمی‌گیرد و تنها می‌تواند مانع آن شود که بحران، تمام شخصیت و اخلاقش را تصرف کند.

این نگاه، رنج را زیبا یا مطلوب جلوه نمی‌دهد. بی‌معنا نبودن رنج یعنی انسان هنوز می‌تواند در دل آن موضع بگیرد: قربانی شایعه نشود، دیگری را تنها نگذارد، شرافت خود را نفروشد و اجازه ندهد ترس، همۀ انتخاب‌هایش را تعیین کند.

امید اصیل می‌تواند کنار ترس بنشیند. انسان امیدوار ممکن است خشمگین، خسته یا سوگوار باشد. حتی ممکن است صادقانه بگوید: «دیگر توان سابق را ندارم.» امید، ممنوعیت گریه و اضطراب نیست. فقط نمی‌گذارد این احساس‌ها آخرین داور زندگی باشند. شخص می‌تواند از جنگ بترسد و همچنان برای فردا دارو تهیه کند؛ می‌تواند از تورم عصبانی باشد و همچنان به یک دوست بدهکار مهلت بدهد؛ می‌تواند سوگوار باشد و باز مسئولیت کوچک امروز را انجام دهد.

دایرۀ اختیار را پس بگیریم

بحران، ذهن را به آینده‌ای نامحدود پرتاب می‌کند: اگر جنگ شد چه؟ اگر دلار بالاتر رفت چه؟ اگر کارم را از دست دادم چه؟ ذهن می‌خواهد همۀ فردا را همین امروز حل کند و چون نمی‌تواند، احساس فلج‌شدن می‌کند.

راهنمای سازمان جهانی بهداشت برای حمایت روانی در وضعیت‌های اضطراری توصیه می‌کند به‌جای وعده‌های غیرواقعی و تمرکز افراطی بر آیندۀ دور، نیازهای فوری، اطلاعات دقیق، کمک عملی و ارتباط انسانی در مرکز قرار گیرند. این همان نقطه‌ای است که روان‌شناسی بحران با منطق دینی تلاقی می‌کند: مسئولیت امروز را انجام بده، بدون آنکه ادعای مالکیت فردا داشته باشی.

یک تمرین ساده، تقسیم نگرانی‌ها به سه دایره است: چیزهایی که کنترل می‌کنم، چیزهایی که می‌توانم بر آن‌ها اثر بگذارم و چیزهایی که فعلاً بیرون از اختیار من‌اند. نرخ ارز در کنترل فرد نیست؛ اما نوع خرید، میزان بدهی، مهارت شغلی و همکاری خانوادگی تا اندازه‌ای در اختیار اوست. وقوع جنگ در اختیار ما نیست؛ اما آمادگی، مصرف خبر و مراقبت از کودکان و سالمندان هست.

امید از از عمل‌کردن در دو دایرۀ اول جان می‌گیرد.

امید را جمعی کنیم

یکی از خطاهای رایج این است که تاب‌آوری را وظیفۀ خصوصی افراد بدانیم؛ گویی هرکس زیر فشار شکست، ایمان یا ارادۀ کافی نداشته است. فقر، تورم و جنگ مسائل ساختاری‌اند و با توصیه‌های فردی حل نمی‌شوند. دولت در برابر امنیت، ثبات اقتصادی، اطلاع‌رسانی صادقانه و حمایت از گروه‌های آسیب‌پذیر مسئول است. بااین‌حال، جامعۀ مدنی و روابط نزدیک نیز بخشی از راه‌اند. قرآن مؤمنان را اهل مشورت معرفی می‌کند (شوری: ۳۸) و به همکاری در نیکی فرمان می‌دهد (مائده: ۲). امید جمعی یعنی خانواده‌ها درباره پول شفاف‌تر حرف بزنند، همسایه‌ها از سالمندان خبر بگیرند، کارفرماها فشار را منصفانه‌تر توزیع کنند و صاحبان رسانه از فروش اضطراب دست بردارند.

گاهی امید، یک نفر است که تلفن را جواب می‌دهد؛ دوستی که فرصت کاری معرفی می‌کند، پزشکی که دارو را پیگیری می‌کند یا خانواده‌ای که تصمیم می‌گیرد بحران را با تحقیر و سرزنش سنگین‌تر نکند.

یادتان باشد: امید، یقین به آسان‌شدن فوری زندگی نیست؛ تصمیمی است برای اینکه سختی، آخرین نویسندۀ زندگی ما نباشد.

برچسب‌ها

پیام شما به ما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدیدها

پربحث‌ها