پدافند هوایی فقط به موشکهای دوربرد و سامانههای راداری بزرگ خلاصه نمیشود. گاهی یک سلاح کوچک که روی دوش یک نیروی نظامی حمل میشود، میتواند برای یک هواگرد به اندازه یک سامانه بزرگ پدافندی خطرناک باشد. موشکهای دوشپرتاب یا «منپدز» دقیقاً برای همین طراحی شدهاند؛ سلاحهایی سبک و متحرک که میتوانند در نقاط مختلف مستقر شوند، هواگردهای ارتفاع پایین را تهدید کنند و بعد از شلیک، بهسرعت جابهجا شوند.
ایران نیز با خانواده «میثاق» یک لایه متحرک از پدافند کوتاهبرد را در اختیار دارد؛ لایهای که میتواند در کنار سامانههای بزرگتر، فضای آسمان در ارتفاع پایین را برای جنگندهها، بالگردها و برخی پهپادها ناامن کند. اهمیت این سلاحها فقط در امکان اصابت نیست؛ قدرت اصلی آنها در برهمزدن آسایش عملیاتی دشمن است.
سلاحی که پیدا کردنش آسان نیست
منپدز در سادهترین تعریف، یک سامانه پدافند هوایی است که برای کار کردن به رادار بزرگ یا خودروی پشتیبانی نیاز ندارد. یک تیم کوچک میتواند آن را در منطقهای مستقر کند که از قبل برای طرف مقابل قابل پیشبینی نیست. این یعنی حتی اگر بخش بزرگی از پدافند ثابت یک منطقه هدف قرار گیرد، همچنان احتمال حضور یک تیم مجهز به موشک دوشپرتاب باقی میماند.
جاستین برانک، پژوهشگر ارشد قدرت هوایی در مؤسسه خدمات متحد سلطنتی بریتانیا (RUSI)، میگوید منپدزهای جدید میتوانند خطر عملیات بالگردی آمریکا و اسرائیل و همچنین پرواز جنگندهها در ارتفاع پایین را «به میزان قابل توجهی» افزایش دهند. این تهدید بهویژه برای هواگردهایی جدی است که در ارتفاع پایینتر از ۴۵۰۰ متر فعالیت میکنند؛ جایی که موشکهای حرارتیاب از گرمای موتور برای قفل روی هدف استفاده میکنند.
قدرت واقعی پدافند هوایی همیشه در شلیکهای موفق خلاصه نمیشود؛ گاهی «ایجاد خطر» کافی است تا تاکتیک دشمن تغییر کند. موشکهای دوشپرتاب خانواده «میثاق» با سلب برتری هوایی در ارتفاع پایین، آسمان ایران را به منطقهای پرریسک برای عملیاتهای تاکتیکی تبدیل کردهاند
میثاق؛ یک لایه متحرک در پدافند ایران
خانواده میثاق شناختهشدهترین سامانه دوشپرتاب ایران است. میثاق-۱ و میثاق-۲ برای درگیری با اهداف هوایی در ارتفاع پایین (تا سقف ۳۵۰۰ متر) طراحی شدهاند. میثاق-۲ علاوه بر جستوجوی حرارتی، قابلیت تفکیک هدف واقعی از طعمههای فریبدهنده (فلر) و امکان اتصال به دوربین دید در شب را دارد. در نسل جدیدتر، یعنی میثاق-۳، تغییراتی در خود موشک ایجاد شده که به گفته مت شرودر، پژوهشگر ارشد مؤسسه Small Arms Survey، میتواند نشانه بازمهندسی و ارتقای بومی آن باشد.
برگ برنده این خانواده در یک ویژگی خلاصه میشود: تحرک. یک سامانه بزرگ پدافندی با رادار و خودروهایش بهراحتی شناسایی میشود، اما یک موشک دوشپرتاب میتواند در نقطهای پنهان شده، منتظر ورود هدف بماند و پس از شلیک، بلافاصله موقعیتش را تغییر دهد.
سهند؛ زرهپوش متحرکی که معادلات سرعت در پدافند را تغییر داد
با تغییر الگوی نبردهای مدرن، اتکا به سرباز پیاده برای شلیک دوشپرتاب در خطوط مقدم، آسیبپذیری نیروها را در برابر آتش مستقیم، پهپادهای انتحاری و تکتیراندازها بهشدت افزایش میداد. در پاسخ به این چالش، سامانه «سهند» با تلفیق تحرک زرهی و قدرت آتش پدافندی متولد شد تا مفهوم دوشپرتاب را از یک سلاح انفرادی به یک «پلتفرم واکنش سریع» ارتقا دهد.
نصب مقر پرتاب چندتایی (۴ تا ۶ لانچر موشکهای میثاق) به همراه سامانههای کشف اپتیکی و حرارتی روی خودروهای تاکتیکی سبک و زرهپوش، به سهند امکان میدهد اهداف را پیش از ورود به دید چشمی اپراتور رهگیری کند. اتصال شبکهای این خودروها به رادارها، ایجاد حجم آتش انبوه و شلیک همزمان چند موشک به سوی موشکهای کروز یا پهپادها را ممکن میسازد؛ آن هم بدون اینکه نیروی انسانی در معرض خطر مستقیم قرار گیرد. سهند در واقع پل ارتباطی میان پدافند انفرادی و سامانههای بزرگ پدافندی است.
تهدیدی برای جنگنده، بالگرد و پهپاد
منپدزها همه هواگردها را به یک اندازه تهدید نمیکنند. بالگردها، هواپیماهای ترابری هنگام برخاست و فرود، و پهپادهای بزرگ با موتورهای احتراقی به دلیل تولید رد حرارتی بالا، اهداف بسیار مناسبی برای این موشکها هستند.
فرزین ندیمی، پژوهشگر ارشد مؤسسه واشنگتن، معتقد است این سامانهها به بهترین شکل شکاف دفاعی ایران را در ارتفاع پایین پر میکنند. وجود این تهدید پنهان باعث میشود خلبان دشمن بداند حتی در صورت عبور از لایههای اصلی پدافند، در ارتفاع پایین در امان نخواهد بود.
وقتی یک موشک کوچک، تاکتیک جنگ را تغییر میدهد
یکی از مهمترین نمونههای تاریخی، موشک استینگر در افغانستان است. ورود این سلاح به میدان نبرد باعث شد نیروهای شوروی برای کاهش آسیبپذیری هواگردهای خود، تاکتیکهای پروازیشان را تغییر دهند.
مت شرودر نیز برای توضیح اهمیت منپدز به همین تجربه اشاره کرده است؛ هرچند معتقد است سامانههای مورد بحث امروز ایران در حد یک جهش فناورانه مانند استینگر نیستند.
اما نکته مهم دقیقا همینجاست: برای تغییر تاکتیک دشمن، یک سلاح لزوما نباید برتری هوایی را از بین ببرد.
اگر حضور دوشپرتابها باعث شود جنگندهها بالاتر پرواز کنند، بالگردها محتاطتر عمل کنند، هواپیماهای ترابری مسیرهای متفاوتی انتخاب کنند یا عملیات در نزدیکی مناطق مشخص پرریسکتر شود، این سلاح سبک عملا بخشی از آزادی عمل نیروی هوایی مقابل را گرفته است.
در جنگهای مدرن، گاهی یک موشک کوچک چند کیلوگرمی کاری میکند که گرانترین سامانههای پدافندی از انجام آن عاجزند. دوشپرتابهای ایران شاید تمام آسمان را پوشش ندهند، اما در ارتفاع پایین معادلات پروازی پیشرفتهترین جنگندهها و بالگردهای دشمن را کاملاً برهم زدهاند
تجربه دشت مهیار
در جریان عملیات آمریکا در دشت مهیار اصفهان، یک ادعای مهم درباره استفاده رزمی از میثاق مطرح شد. مقامهای نظامی ایران اعلام کردند سرتیپ دوم مسعود زارع با یک موشک دوشپرتاب، یک هواپیمای MC-۱۳۰ آمریکایی را هدف قرار داده و زمینگیر کرده است و خبرگزاری فارس، موشک مورد استفاده را میثاق-۳ معرفی کرد.
این روایت از سوی منابع آمریکایی تایید نشده و البته دور از انتظار هم نیست که آنها نخواهند چنین شکستی را اعتراف کنند و دلیل زمینگیر شدن هواپیماها را نقص فنی اعلام کردند.
با این حال، حتی مت شرودر احتمال موفقیت یک منپدز در سرنگونی یک جنگنده را رد نمیکند. او به بیبیسی فارسی گفته است: «ممکن است [یک منپدز]، جنگنده اف-۱۵ئی را سرنگون کرده باشد؛ چنین اتفاقی قبلا افتاده و ممکن است دوباره هم رخ دهد».
این همان نقطهای است که اهمیت دوشپرتابها مشخص میشود: تهدید آنها فقط در تعداد هواگردهای ساقطشده نیست؛ در هزینهای است که به عملیات هوایی تحمیل میکنند.
قدرت یک سلاح سبک
دوشپرتابها قرار نیست جای سامانههای دوربرد ایران را بگیرند. مأموریت آنها چیز دیگری است: بستن بخشی از فضای ارتفاع پایین و تبدیل آن به منطقهای پرخطر برای هواگردهای دشمن.
وقتی این موشکها در تعداد بالا، در نقاط مختلف و در کنار سایر لایههای پدافند به کار گرفته شوند، آسمان دیگر یک فضای امن و قابل پیشبینی برای نیروی مهاجم نیست.
قدرت واقعی دوشپرتابهای ایران در اندازه آنها نیست؛ در اثری است که میتوانند بر تصمیم دشمن بگذارند.
یک موشک سبک میتواند یک جنگنده را وادار به تغییر ارتفاع کند، یک بالگرد را از مسیر مشخصی دور کند و یک فرمانده عملیات را مجبور کند برای یک پرواز، تهدیدهایی را در نظر بگیرد که شاید حتی محل استقرارشان مشخص نباشد.
به همین دلیل، دوشپرتابها شاید به تنهایی سرنوشت یک جنگ را تعیین نکنند، اما میتوانند معادلات تاکتیکی جنگ هوایی را به شکل محسوسی تغییر دهند؛ و این، برای یک سلاح سبک، قدرت کمی نیست.



پیام شما به ما