عبیداللهبنزیاد در مجلس کوفه با کنایهای گزنده پرسید: «کار خدا را با برادر و خاندانت چگونه دیدی؟» و آن بانوی بزرگ پاسخ داد: «ما رأیتُ الّا جمیلاً.» این جمله را اغلب چنین ترجمه کردهایم: «من چیزی جز زیبایی ندیدم.» اما همین ترجمۀ ظاهراً ساده و شاعرانه، دروازۀ یک بدفهمی بزرگ است.
ریشۀ خطا کجاست؟
مشکل از دو نقطه شروع میشود: یکی از فهم نادرست کلمۀ «جمیل» و دیگری از نادیدهگرفتن بافت و لحن گفتوگو.
یک. دلیل ادبی و دستوری (تفاوت صفت و اسم)
«جمال» اسم/مصدر به معنای «زیبایی» است. «جمیل» صفت مشبهه به معنای «زیبا» یا «کار زیبا / امر زیبا» است. اگر حضرت میفرمودند: «ما رأیتُ إلا جَمالاً»، ترجمه آن «من چیزی جز زیبایی ندیدم» میشد. اما ایشان فرمودند: «ما رأیتُ إلّا جَمیلاً».
در زبان عربی، وقتی صفت به صورت مفعول میآید و موصوف آن حذف میشود، موصوفی در تقدیر است (تقدیر کلام). با توجه به جملۀ ابنزیاد، موصوف حذفشده کلمه «صُنع» (کار، رفتار، تدبیر) است: «ما رأیتُ [من صنعِ الله] إلّا [صُنعاً] جَمیلاً».
به علاوه کلمۀ «جمیل» در زبان عربی، صرفاً بهمعنای «زیبایی چشمنواز» نیست. در فرهنگ قرآنی و ادبیات دینی، «جمیل» بار معنایی «نیکو، پسندیده، درست، شایسته و همراه با حکمت» دارد. کافی است به کاربردهای قرآنیاش نگاه کنیم: «فاصبِر صبراً جمیلاً» (پس صبری نیکو پیشه کن)، «واهجُرهم هجراً جمیلاً» (بهشیوهای پسندیده از آنان دوری کن)، «فسرِّحوهنّ سراحاً جمیلاً» (آنان را بهنیکی رها کنید). در هیچیک از این موارد، «جمیل» بهمعنای «زیبا و چشمنواز» نیست؛ بلکه بهمعنای «شایسته، درست و مطابق حکمت» است.
پس «جمیل» در اینجا وصف «کار خدا» (فعل الهی) است، نه وصف «صحنۀ فاجعه».
با این توضیح، ترجمۀ دقیقتر چنین میشود: «من جز نیکی و زیبایی [در کار خدا] ندیدم» یا رساتر: «من جز آنچه شایسته و حکیمانه بود، چیزی [از جانب خدا] ندیدم.»
دو. دلیل تاریخی و سیاق گفتوگو (با توجه به سؤال ابنزیاد)
برای درک درست پاسخ، باید به پرسش ابنزیاد (لعنةاللهعلیه) دقت کرد. ابنزیاد برای طعنهزدن و خوار نشان دادن اهلبیت گفت:
«کَیْفَ رَأَیْتِ صُنْعَ اللهِ بِأَخِیکِ وَأَهْلِ بَیْتِکِ؟»
(چگونه دیدی کارِ خدا را درباره برادرت و اهلبیتت؟)
حضرت زینب سلاماللهعلیها مستقیماً پاسخ این سؤال را دادند. ابنزیاد درباره «صُنْع الله» (تقدیر و کار خدا) پرسید و حضرت پاسخ دادند: «ما رأیتُ إلّا جمیلاً».
یعنی: «[در آنچه کار و تقدیر خدا بود] جز کاری زیبا ندیدم.»
بنابراین «جمیل»، توصیف منظرۀ شهادت نیست؛ توصیف تقدیر الهی و جایگاه شهدا است. تفاوت میان این دو، تفاوت میان یک بدفهمی منفعلانه و یک موضعگیری فعال و آگاهانه است.
سه. دلیل کلامی و معرفتی (تفکیک میان «جنایت قاتلان» و «فداکاری و صنع الهی»)
اگر بگوییم «من چیزی جز زیبایی ندیدم»، این توهم پیش میآید که گویا قطع شدن سرها، تشنه شهید شدن کودکان، اسارت زنان و آنهمه ظلم و قساوت، ذاتاً «زیبا» بودهاند! در حالی که افعال ستمگران و جنایات عبیدالله و یزید، سراسر قبیح، زشت و ننگین بود.
این تصویر، هم با واقعیت فاجعۀ کربلا در تضاد است و هم با موضعگیری کوبنده و اعتراضی حضرت زینب در همان مجلس. زنی که در ادامۀ همان خطبه، حکومت اموی را به باد نقد و نفرین میگیرد، محال است لحظهای پیش، کشتار خاندانش را «قشنگ» توصیف کرده باشد.
حضرت زینب سلاماللهعلیها جنایت جنایتکاران را زیبا ننامیدند، بلکه «فداکاری، تسلیم در برابر حق، شهادتطلبی و تقدیر حکیمانه الهی» را زیبا دیدند. ایشان در ادامه همین خطبه میفرمایند:
«هٰؤُلاءِ قَوْمٌ کَتَبَ اللهُ عَلَیْهِمُ الْقَتْلَ فَبَرَزُوا إِلیٰ مَضاجِعِهِمْ...»
(اینان گروههایی بودند که خداوند کشتهشدن را بر آنان مقدر کرده بود، پس به سوی آرامگاههای خود شتافتند...)
بنابراین، «زیبا دیدن» ناظر به عمل شهیدان در اطاعت از خدا و تدبیر الهی در جاودانگی حق است، نه اصلِ مصیبت و جنایتِ دشمن.



پیام شما به ما