«جنگ شروع شد!»، «اسرائیل به کدام مناطق حمله کرد؟»، «جنگ تا چه زمانی ادامه خواهد داشت؟» و تیترهای این مدلی. وقتی در زمان جنگ، اینترنت تلفن همراه خود را روشن کنید، حتما این اعلانها را در شبکههای اجتماعی خواهید دید.
هر کانال و رسانه ادعا میکند که جدیدترین و دسته اولترین اخبار را منتشر میکنند. بسیاری از ما هم میخواهیم که از اخبار عقب نمانیم. پس از این کانال به آن کانال میپریم و از این صفحه به آن صفحه. اما آیا این کار درست است؟ آیا در زمان جنگ هم باید همانند روزهای عادی با شبکههای اجتماعی رفتار کنیم؟
اگر شما هم دربارهی چگونگی استفاده از فضای مجازی در زمان جنگ کنجکاو هستید، این مطلب را تا پایان مطالعه کنید.
در شرایط جنگی، هنگام استفاده از رسانههای اجتماعی به چه نکاتی توجه کنیم؟
دربارهی بایدها و نبایدهای استفاده از شبکههای مجازی حرفهای بسیاری زده شده است. اما در زمان جنگ، بسیاری از اولویتهای پیشین به عقب رانده میشوند و اولویتهای جدیدی جای آنها را میگیرند. اولویتهایی که از امنیت روانی شما محافظت میکند و همانند یک سد دفاعی عمل میکند.
در ادامه به تعدادی از این بایدها و نبایدها اشاره میکنیم.
چرخیدن بیش از حد در شبکههای اجتماعی ممنوع!
احتمالا شما هم بارها و بارها دربارهی اهمیت محدود کردن مدت زمان حضور در شبکههای اجتماعی شنیدهاید. موضوعی که در زمان جنگ کمی متفاوتتر میشود. شبکههای اجتماعی بر اساس اقتصاد توجه عمل میکنند، یعنی به هر قیمتی دنبال جلب توجه شما هستند. مهم هم نیست که این جلب توجه به چه قیمتی مثل از دست رفتن آرامش و مضطرب شدن شما به وجود بیاید.
مثلا فرض کنید که اینستاگرام را باز میکنید و اولین ویدئوی مربوط به جنگ را تماشا میکنید. بعد از آن، ویدئوهای دیگر کنار گذاشته میشوند و بیشتر، ویدئوهای جنگی به شما نشان میدهند. ویدئوهایی که یکی از یکی، تماشاییتر و تاثیرگذارتر (حتی تاثیر منفی) است.
مثلا در یک ویدئو، یکی برایتان از پیامدهای جنگ میگوید، دیگری صحنههایی از بمبارانها را با یک موزیک غمگین تدوین کرده، یکی با جنگ شوخی میکند و ... بعد به خودتان میآیید و میبینید که ساعتها در حال تماشای این ویدئوها بودهاید. با این حال نهتنها آرامتر نشدهاید، بلکه اضطراب بیشتری پیدا کردهاید و سؤالهای تازهای هم در ذهنتان شکل گرفته است.
در زمان هر بحران از شیوع بیماری گرفته تا جنگ، شبکههای اجتماعی گزینهی خوبی برای گذران وقت نیستند. به جای اینکار با یک دوست درددل کنید یا اینکه سراغ یک فعالیت غیرمرتبط مانند مطالعهی کتاب یا حتی تعمیر یک وسیلهی خراب بروید.
باور کنید که در شرایط جنگی، نه تنها شبکههای اجتماعی مرهمی بر روح آشفتهی شما نیستند، بلکه صرفا تشویشهایتان را هم بیشتر میکنند.
نظرات دیگران را کمتر بخوانید!
برای خیلی از ما، بخش نظرات محتواهای اینستاگرام جالبتر از خود محتوا است. این موضوع کاملا طبیعی است. چون در این حالت انگار با آدمهای واقعی ارتباط میگیریم، حرفهایشان را میشنویم و احساس میکنیم که تنها نیستیم. اما در زمان جنگ این موضوع اصلا به نفع شما نیست.
برای درک بهتر این موضوع یک مثال میزنم. تصور کنید که از خانه خارج شدهاید و اولین نفری که در خیابان میبینید، یک فرد غریبه، ناگهان خاطرهای از خراب شدن خانهی دوستش در جنگ تعریف میکند. هنوز لحظهای نگذاشته که یک نفر در اینباره حرف میزند که جنگ چهقدر ترسناک است. در کمتر از چند دقیقه، حرفهای صدها نفر را میشنوید.
در این حالت چه احساسی خواهید داشت؟ احساس میکنید که تنها نیستید یا اینکه بیش از پیش نگران میشوید و حس بدی وجودتان را فرا میگیرد؟ این همان اتفاقی است که هنگام خواندن نظران شبکههای اجتماعی در شرایط جنگی برایتان رخ میدهد.
نکتهی ترسناک این ماجرا این است که ما از درستی حرفهای هر حساب کاربری، شخصیتش یا حتی وجود خارجی داشتن او اطمینان نداریم. پشت هر اکانت، حتی اکانتی که پستها و استوریهای زیادی گذاشته است، ممکن است که یک شخصیت دروغین و تقلبی باشد.
در زمان جنگ، ظرفیت روحی همهی ما کمتر میشود. پس این ظرفیت را به خود و خانوادهتان اختصاص دهید نه برای خواندن بیپایان نظرات افراد ناشناس.
کمتر به کانالها و صفحات غیرمعتبر و شخصی سر بزنید.
تولید محتوا برای هر رسانهای، یک قاعدهی اساسی دارد: جلب توجه مخاطب. در واقع همهی محتواها با هدف دیدهشدن و فراگیرشدن تولید میشوند حتی اگر به این هدف دست نیابند. بعضی از تولیدکنندگان محتوا، این کار را اصولی انجام میدهند: ساعتها وقت میگذارند، محتواهای مفید را پیدا میکنند و آنها را با شیوهای جذاب، به شما نشان میدهند.
اما بعضیها هم میخواهند که ره صدساله را یکشبه بروند. آنها اصول رسانهای و اخلاقی را کنار میگذارند و هر چه پیدا میکنند (یا خودشان میسازند)، منتشر میکنند. به همین خاطر است که هنوز اعلان رسمی جنگ اعلام نشده، بعضی کانالها حتی از اصابت موشکها و ویرانیهای ناشی از آنها در کشور خبر میدهند.
البته همیشه هم خبرهای آنها بر پایهی دروغ نیست. گاهی حرفهای راست را برمیدارند، به آن نمک و فلفل فراوان میزنند و به عنوان حقیقت منتشر میکنند.
یکی از روشهای رایج این کار، تبدیل حدسیات به قطعیات است. مثلا اگر رئیس سازمانی میگوید که «جنگ ممکن است که روزها طول بکشد»، تیتر آنها این خواهد بود: «بر طبق ادعای رئیس سازمان ...، جنگ روزها ادامه خواهد داشت.»
یک روش دیگر هم اغراق و دستکاری حرفهاست. مثلا اگر رئیس اورژانس بگوید بر اثر ریزش ساختمان، ۱۰ نفر کشته و ۲۰۰ نفر زخمی شدهاند، آنها تیتر میزنند: «بیش از ۲۰۰ کشته و زخمی بر اثر ریزش ساختمان». جملهی اول چه احساسی در شما به وجود میآورد و جملهی دوم چه احساسی؟
گاهی هم پای یک منبع ناشناس ولی معتبر در میان است. مثلا مواردی را که به ذهنشان میرسد، به عنوان حرفهای یک منبع معتبر که خواست پنهان بمانند، بیان میکنند. منابعی که در بسیاری از مواقع، وجود خارجی ندارند یا اینکه آنقدر که ادعا میکنند، معتبر نیستند.
مشکل اینجاست که هزینهی این دروغها را آن صاحبان رسانهای پرداخت نمیکنند بلکه شما با از دست دادن آرامشتان میپردازید. به جای دنبال کردن مداوم صدها حساب مختلف، چند منبع معتبر را انتخاب کنید و در زمانهای مشخص، اخبار را بررسی کنید.
از محلهای آسیبدیده یا هرگونه حمل تجهیزات نظامی عکس و فیلم نگیرید!
حتما بارها دربارهی اهمیت عکس و فیلم نگرفتن از خسارتها، عبور وسایل نظامی، عبور موشکها از آسمان و ... شنیدهاید. البته حتما هم میدانید که این کار جرم محسوب میشود. با اینحال شاید واقعا این موضوع را جدی نگرفتهاید. شاید فکر میکنید که کشورهای دشمن با آن همه تجهیزات نظامی و نیرو، واقعا به تصاویر و فیلمهای ما توجه میکنند!؟
پاسخ سوال بالا، مثبت است، واقعا به این تصاویر و فیلمها به دردشان میخورد. با وجود همهی پیشرفتهای الکترونیکی، هنوز هم بخش بزرگی از روشهای کسب اطلاعات بر پایهی حضور فیزیکی است. به خاطر همین هم است که هنوز هم خبر دستگیری جاسوسها را در رسانهها مشاهده میکنید.
تصور کنید که از عبور موشکها در آسمان عکس میگیرید و آن را در شبکههای اجتماعی منتشر میکنید. به نظر خودتان این عکس هیچچیز خاصی ندارد و اطلاعاتی را بیان نمیکند، بلکه صرفا حرکت موشکها در آسمان را نشان میدهد. اما از نظر متخصصان، اصلا ماجرا اینگونه نیست.
حتی اگر اطلاعات همراه (متادیتاهای تصویر) را در نظر نگیریم، باز هم علمی به نام اوسینت وجود دارد که به استخراج اطلاعات از تصویر شما کمک میکند. اوسینت یا کارآگاهی وب، با کمک ترفندهایی اطلاعاتی را از عکس شما پیدا میکنید که از نظر شما پنهان مانده است. این روش سالهاست که در جنگها همانند جنگ یمن و عربستان و جنگ اوکراین و روسیه به کار برده شده است.
پس این توصیه را جدی بگیرید: در زمان جنگ، نه عکس و فیلم بگیرید و نه اینکه آنها را در فضای مجازی منتشر کنید.
هر خبری را فورا بازنشر نکنید.
به نظر شما کدام دسته از محتواها بیشترین میزان آمار اشتراکگذاری را در شبکههای اجتماعی دارند؟ محتواهای طنز و خندهدار؟ محتواهای سرگرمکننده؟ محتواهای آموزشی؟ همهی این محتواها میزان اشتراکگذاری بالایی دارند. اما رتبهی اول این جایگاه متعلق به محتواهای مفیدی است که به نیازهای احساسی منفی ما مانند ترس و خشم پاسخ میدهند.
همهی ما از مریض شدن خود و اطرافیانمان میترسیم. پس محتواهایی را که دربارهی سلامتی یا پیشگیری از بیماریها مخصوصا بیماریهای فصلی هستند، ذخیره میکنیم و برای اطرافیانمان میفرستیم. این موضوع برای زمان جنگ هم صدق میکند.
فرض کنید پیامی دریافت میکنید که در آن ادعا شده فردا قرار است اتفاق مهمی رخ دهد یا منطقهای خاص در معرض خطر قرار دارد. اگر این خبر درست نباشد، بازنشر آن چه نتیجهای خواهد داشت؟ احتمالا فقط باعث نگرانی، استرس و سردرگمی افراد بیشتری میشود. گاهی یک پیام نادرست در عرض چند ساعت به دست هزاران نفر میرسد و آرامش بسیاری از خانوادهها را بر هم میزند.
پیش از آنکه دکمهی ارسال را بزنید، چند سؤال ساده از خودتان بپرسید: منبع این خبر چیست؟ آیا رسانههای معتبر هم آن را منتشر کردهاند؟ آیا در متن خبر از عباراتی مانند «فوری»، «محرمانه»، «حتما برای همه بفرستید» یا «قبل از حذف شدن منتشر کنید» استفاده شده است؟ این عبارتها معمولا نشانهی قابل اعتماد بودن خبر نیستند، بلکه تلاش میکنند شما را وادار کنند که بدون فکر کردن آن را برای دیگران بفرستید.
و در پایان
در زمان جنگ، مسئولیت ما فقط دریافت اطلاعات نیست؛ بلکه جلوگیری از گسترش شایعات هم هست. گاهی بهترین کاری که میتوانیم انجام دهیم، این است که یک خبر مشکوک را برای هیچکس ارسال نکنیم.
به نظر شما در زمان جنگ به چه بایدها و نبایدهای دیگری برای استفاده از فضای مجازی باید توجه کنیم؟



پیام شما به ما