از منظر معنوی، روان شدن اشک بر گونهها برای مظلومیت کربلا، اکسیری گناهزداست؛ چنانکه امام رضا علیهالسلام در روایت ریان بن شبیب تصریح میفرمایند که این اشک، هر گناه کوچک و بزرگی را پاک میکند و مایه همدرجه شدن با اهلبیت در بهشت برین است (شیخ صدوق، الامالی، مجلس ۲۷، ص۱۹۲). این پیوند عاطفی، امنیت مطلق قیامت را به همراه دارد؛ جایی که به فرموده امیرالمؤمنین علیهالسلام، تمام چشمها لرزان و گریانند جز چشمی که بر هتک حرمت آلمحمد گریسته باشد (شیخ صدوق، الخصال، ص۶۲۵).
در بعد مادی و ملموس این جهان نیز، برکات این پیوند عاطفی آشکار است. بر اساس روایت امام باقر علیهالسلام، گریه بر رنجهای این خاندان، ابزاری دفاعی در برابر سختیهاست و خداوند به واسطه آن، آزار و اذیتهای دنیوی را از زندگی مؤمن دفع میکند (ابن قولویه، کامل الزیارات، باب۳۲، ص۱۱۱).
علاوه بر این، لحظه مرگ که سهمگینترین تجربه مادی انسان است، با این اشک به زیباترین تلاقی مبدل میشود؛ چرا که ائمه علیهالسلام بر بالین فرد حاضر شده و ملکالموت را به رأفتی فراتر از مادر مهربان سفارش میکنند (ابن قولویه، کامل الزیارات، باب۳۲، ص۱۰۸). حتی خود سیدالشهدا علیهالسلام نیز زنده و ناظر، برای گریهکنندگان خویش استغفار و طلب رحمت میکند (مجلسی، بحارالانوار، ج۲۵، ص۳۷۶).
سلامت روان و بعد جسمانی
گرچه در نگاه نخست، گریه نشانهای از اندوه تلقی میشود، اما در روانشناسی عزاداری حسینی، این پدیده نوعی تخلیه روانی تعالیبخش است. امام صادق علیهالسلام میفرماید جز برای حسین بن علی علیهالسلام، هرگونه بیتابی و جزع برای انسان مکروه است، اما در این آستان، عین پاداش و مایه آرامش است (ابن قولویه، کامل الزیارات، باب ۳۲، ص۱۰۷). این استثنا نشان میدهد که حزن حسینی از جنس افسردگی خمودهساز نیست؛ بلکه هماهنگی با روح حماسه است. مسمع بن عبدالملک توصیف میکند که چگونه این اندوه عمیق حتی بر اشتها و سیمای او اثر میگذاشت، اما در نهایت به آرامش الهی، چشیدن گوارای حوض کوثر و بشارت ابدی ختم میشد (ابن قولویه، کامل الزیارات، باب ۳۲، ص۱۰۸).
یکی از کلیدواژههای مهم در این عرصه، «تباکی» یا خود را به گریه واداشتن است که ابناثیر آن را تلاش برای کسب حالت گریه معنا میکند (ابن اثیر، النهایة، ج۱، ص۱۵۰).
تباکی نشاندهنده یک تمرین ذهنی و خودآگاه برای همدلی عاطفی است. روایات کلینی در کافی نشان میدهند که این تمرین روانشناختی حتی در زمان ترس از پیشامدهای ناگوار یا هنگام نیازهای شدید زندگی، پناهگاهی امن برای انسان میسازد و او را در سجده به نزدیکترین حالت به پروردگار میرساند (کلینی، الاصول من الکافی، ج۲، ص۳۵۰).
این فرآیند، ذهن انسان را از اضطرابهای مادی تهی کرده و به واسطه اشکی هرچند کوچک به اندازه بال مگس، تعادل روان را بازمیگرداند (کلینی، الاصول من الکافی، ج۲، ص۳۳۲).
استاد شهید مطهری با تحلیلی دقیق یادآور میشود که این گریه، موافقت با نشاط، حرکت و روح حماسی شهید است که روان انسان را از سستی نجات میدهد (مطهری، قیام و انقلاب مهدی، ص۱۲۱).
بُعد اجتماعی: پیوند هنری و حماسهسازی تمدنی
در بعد اجتماعی، مجالس حسینی کانونهای پویای جامعهپذیری دینی و حفظ هویت جمعی هستند. استفاده ائمه علیهالسلام از ابزار هنر و رسانهای همچون شعر (مانند ترغیب ابوهارون مکفوف و جعفر بن عفان به مرثیهسرایی)، نشاندهنده استراتژی تمدنی آنها برای شبکهسازی اجتماعی و بیداری جامعه است (شیخ طوسی، اختیار معرفة الرجال، ج۲، ص۵۷۴؛ ابن قولویه، کامل الزیارات، باب ۳۳، ص۱۱۱). ترغیب به گریاندن جمعی (حتی ده، پنج یا یک نفر) در روایات (شیخ صدوق، ثواب الاعمال، ص۸۴)، ساختار جامعه را به هم پیوند میدهد و عواطف عمومی را در مسیر عدالتخواهی همسو میکند (ابن قولویه، کامل الزیارات، باب ۳۳، ص۱۱۲).
با این حال، تحلیل دقیق فقهی و حدیثی نشان میدهد که این پاداشهای اجتماعی و معنوی عظیم، مجوزی برای گناه و بیانضباطی اجتماعی نیست. بر اساس آیه شریفه «انما یتقبل الله من المتقین» (مائده، آیه ۲۷)، قبول اعمال مشروط به تقواست. به عبارت دیگر، عزاداری یک «مقتضی» برای هدایت و ورود به بهشت است، اما ارتکاب گناهان و زشتیهای اجتماعی به عنوان یک «مانع» عمل میکنند و جلوی فعلیت یافتن پاداش را میگیرند (مجلسی، بحارالانوار، ج۴۴، ص۲۹۳).
اشک حسینی زمانی جامعهساز است که با معرفت، اخلاص و دوری از ریا همراه باشد (محدثی، فرهنگ عاشورا، ص۴۱۳). مجالس عزاداری نباید با مطالب سست یا کذب وهنآمیز آلوده شوند، بلکه باید چنان مدیریت شوند که به تعبیر شهید مطهری، مخزن عظیم روحی صدها میلیون انسان را در جهت همرنگ شدن با روح عظیم حسینی بسیج کنند تا در نهایت جهانی اصلاح شود (مطهری، قیام و انقلاب مهدی، ص۱۲۲).
حاصل سخن
در یک جمعبندی تحلیلی، گریه بر سیدالشهدا علیهالسلام منظومهای جامع است که روح فرد را جلا میدهد، روان او را از اضطراب پاک میسازد، پیوندهای اجتماعی را از طریق هنر متعهد تقویت میکند و در نهایت، انسان را در مسیری متقیانه به سوی کمال مادی و معنوی سوق میدهد؛ به شرط آنکه عزادار با حفظ تقوا، موانع رشد را کنار بزند و خود را با حماسه عاشورا هماهنگ سازد.



پیام شما به ما