چرا در آستانۀ توافق، شعارهای تند علیه مسئولان، به جای اینکه کنشی انقلابی باشد، گل به خودی است و انسجام ملی و قدرت چانه‌زنی کشور را تضعیف می‌کند؟

ابوالقاسم شکوری
دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۴:۰۸
چرا شعار علیه مسئولان، گل به خودی است؟

امروز، یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۵، عقربه‌های ساعت دیپلماسی در حساس‌ترین نقطه خود قرار گرفته‌اند. پس از سال‌ها فراز و فرود، حالا در اتمسفری نفس می‌کشیم که از یک سو سید عباس عراقچی، سکان‌دار دیپلماسی، آن را «نزدیک‌ترین وضعیت به توافق» توصیف می‌کند و از سوی دیگر، دونالد ترامپ با همان ادبیات خاص خود، از «قریب‌الوقوع بودن» آن سخن می‌گوید. گفت‌وگوها درباره امضای الکترونیکی متن تفاهم‌نامه تا پایان روز، فضای مجازی را پر کرده، هرچند منابع آگاه بر این باورند که تیم مذاکره‌کننده هنوز با وسواس در حال چکش‌کاری کلمات است تا مبادا حقی از ملت ضایع شود.

اما در همین میانه، دیشب صحنه‌هایی در مقابل نمایندگی وزارت امور خارجه در خراسان رضوی و امروز در میدان ابن سینای پایتخت رقم خورد که جای تأمل و البته نگرانی جدی دارد. عده‌ای با انگیزه‌هایی که شاید در ظاهر دلسوزانه به نظر برسد، اما در باطن تیشه به ریشه وحدت ملی می‌زند، تجمعاتی شکل داده و علیه مسئولان ارشد مذاکرات، از جمله آقایان عراقچی و قالیباف، شعارهای تندی سر دادند.

اتهاماتی چون «تأیید توافق ضعیف» یا برچسب‌هایی که بوی تفرقه از آن‌ها به مشام می‌رسد، نه تنها کمکی به پیشبرد اهداف نظام در این پیچ تاریخی نمی‌کند، بلکه دقیقاً همان چیزی است که دشمن در سناریوی «فشار از بیرون، تفرقه از درون» به دنبال آن است.

منطق علوی: نقد آری، ناسزا هرگز

ما به عنوان یک جامعه مدنی که ریشه در آموزه‌های دینی دارد، باید در چنین لحظات حساسی به «نقشه راه» امامان خود بازگردیم. نگاهی به تاریخ جنگ صفین، درس بزرگی برای امروز ماست. زمانی که یاران امیرالمؤمنین علیه‌السلام شروع به دشنام دادن به سپاه شام کردند، حضرت با لحنی قاطع آن‌ها را نهی کردند و فرمودند: «من خوش ندارم که شما ناسزاگو باشید بلکه اگر اعمال و رفتار و موقعیت [باطل] آن‌ها را خاطرنشان کنید مؤثرتر و در بیان عذر و حجّت رساتر است.» (نهج‌البلاغه، خطبۀ ۲۰۶).

امام به ما آموختند که حتی در برابر دشمن غدار نیز نباید از جاده اخلاق خارج شد چه رسد به خودی. اگر فرد یا گروهی نقدی به متن توافق دارد، اگر احساس می‌کند در جایی از حقوق ملی عقب‌نشینی شده، راهش استدلال منطقی و نقد کارشناسی است، نه سردادن شعارهای «مرگ بر...» و «خائن» خطاب به کسانی که در خط مقدم جبهه دیپلماسی ایستاده‌اند. در نظام اسلامی، حرمت مسئولان نظام که مورد تأیید رهبری هستند، محفوظ است و برچسب‌هایی چون «سازشکار»، پیش از آنکه به فرد اصابت کند، گل به خودی است و به اقتدار ملی ضربه می‌زند.

قدرت در «سواد اعظم» است، نه در فراخوان‌های خرد

تجربه تاریخی نشان داده است که هرگاه جامعه به سمت قطبی شدن و گروه‌گرایی‌های افراطی حرکت کرده، بیشترین آسیب را دیده است. امام در جایی دیگر از نهج‌البلاغه می‌فرمایند: «با اکثریت (توده‌های مردم) همراه شوید، چرا که دست خدا با جماعت است. از پراکندگی بپرهیزید، که انسانِ تنها و جدا شده از جمع، طعمه شیطان است، آن‌گونه که گوسفندِ جدا شده از گله، طعمه گرگ می‌شود.» (خطبه ۱۲۷)

فراخوان‌های فرعی و تجمعات کوچکی که با هدف رادیکال کردن فضا و ایجاد فشار غیرمنطقی بر تیم مذاکره‌کننده شکل می‌گیرد، مصداق همین «جدا شدن از گله» است. این اقدامات، بستر را برای افراط و تفریط فراهم می‌کند. در حالی که جامعه بزرگ ایران، با طمأنینه و هوشیاری منتظر خروجی نهایی مذاکرات است، حرکات زیگزاگی و شعارهای اختلاف‌افکن، تنها باعث می‌شود طرف مقابل در میز مذاکره، ایران را کشوری دوقطبی و ضعیف بپندارد.

چرا اکنون وقت «صبر راهبردی» است؟

برخی منتقدین نگرانند که مبادا توافقی ضعیف منعقد شود. این نگرانی اگر از سر دلسوزی باشد، محترم است. اما آیا با شعار دادن در خیابان و تضعیف پشتوانه مردمی مذاکره‌کنندگان، می‌توان توافق بهتری به دست آورد؟ خیر. قدرت چانه‌زنی یک دیپلمات، مستقیماً به انسجام داخلی کشورش وابسته است. وقتی آقای عراقچی یا آقای قالیباف بدانند که در داخل کشور، یک ملت متحد با نقدهایی منصفانه اما پشتیبانی قاطع ایستاده است، با دستی پرتر مذاکره می‌کنند. اما شعارهای تفرقه انگیز، پیام «تشتت» را به واشنگتن مخابره می‌کند؛ پیامی که نتیجه‌اش جسورتر شدن دشمن و گرفتن امتیازات بیشتر است.

دعوت به هوشیاری و وحدت 

ما در رسانه آموخته‌ایم که «صدای مردم» باشیم، اما صدای مردمی که خواهان عزت و اقتدار هستند، نه صدای کسانی که با تندروی، آب به آسیاب بدخواهان می‌ریزند. اگر می‌خواهید بعثت مردم و تلاش‌های چندین ساله برای رفع تحریم‌ها به یک «نمایش بی‌حاصل» تبدیل نشود، باید از ایجاد دوقطبی‌های کاذب پرهیز کرد.

فراموش نکنیم که برچسب «خائن» زدن به مسئولانی که در چارچوب‌های کلان نظام حرکت می‌کنند، همان خطی است که دشمن برای فروپاشی اراده ملی ترسیم کرده است.

هشدار سال‌ها پیشِ رهبر شهید انقلاب دربارۀ شعار علیه مسئولان نظام، برای امروز ما درس است:
«بنده با این کار هم مخالفم. اینکه شما یک نفر را به عنوان ضد ولایت، ضد بصیرت، ضد چه، مشخص کنید، بعد یک عده‌ای راه بیفتند علیه او  شعار بدهند، مجلس را به هم بزنند، بنده با این کارها هم مخالفم؛ این را من صریح بگویم... آن کسانی که این کارها را می‌کنند، اگر واقعاً حزب‌اللّهی و مؤمنند، خب نکنند. می‌بینید که تشخیص ما این است که این کارها به ضرر کشور است، این کارها به نفع نیست. با احساساتشان راه بیفتند اینجا، آنجا، علیه این شعار بدهند، علیه آن شعار بدهند؛ این شعاردادن‌ها کاری از پیش نمی‌برد. این خشم‌ها را، این احساسات را برای جای لازم نگه دارید.» (بیانات در دیدار مردم آذربایجان، ۲۸/۱۱/۱۳۹۱)
پس بهتر نیست به جای «دشنام»، به «تبیین» رو بیاوریم و به جای «تفرقه»، به «سواد اعظم» بپیوندیم؟ اجازه بدهیم تیم مذاکره‌کننده در این ساعات پایانی، با تمرکز کامل بر متن نهایی، آخرین سنگرها را برای حفظ منافع ملی فتح کند.

هوشیاری امروز ما، تضمین‌کننده فردای فرزندانمان است. شعار علیه مسئولان در این برهه حساس، نه یک حرکت انقلابی، که یک خطای استراتژیک است. بگذارید تاریخ بنویسد که ایرانیان در خرداد ۱۴۰۵، با تکیه بر خرد جمعی و آموزه‌های علوی، اجازه ندادند تفرقه، پیروزی ملی‌شان را تلخ کند. دست خدا با جماعت است؛ پس از پراکندگی بپرهیزیم که طعمه گرگ نشویم.

برچسب‌ها

پیام شما به ما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدیدها

پربحث‌ها