«از بس سرت تو گوشیته!» حتما شما هم این جمله را از والدینتان شنیدهاید. در واقع، والدین، مشاوران و ...، بسیاری از مشکلات ما را به فضای مجازی و کار با گوشی ربط میدهند. اما واقعا مشکل از فضای مجازی است؟ اگر همهی حسابهای کاربریمان را ببندیم و یک گوشی نوکیای ۱۱۰۰ دستمان بگیریم، خوشحالتر و موفقتر خواهیم بود؟
پاسخ این سوال، پیچیدهتر از آن است که به نظر میآید. برای آشنایی با ابعاد مختلف کنار گذاشتن شبکههای اجتماعی و فضای مجازی، در ادامهی این مقاله همراه ما باشید.
چرا به فضای مجازی وابسته میشویم؟
در یک ماه اخیر به چه دلیل یا دلایلی، تلفن همراه خود را برداشتید و سری به اپلیکیشن اینستاگرام، ایکس (همان توییتر سابق)، تلگرام یا واتساپ زدید؟ اصلا برای اولین بار، چرا این اپلیکیشنها را نصب کردید؟ بیشتر افراد، یکی از این ۴ دلیل یا ترکیبی از آنها را به عنوان انگیزههای اصلی خود از حضور در شبکههای اجتماعی ذکر کردهاند:
- ارتباط: برای احساس نزدیکی بیشتر به دیگران و نشان دادن اهمیت دادن به آنها.
- کسب توجه: برای خودنمایی و جلب توجه دیگران.
- احساس کسالت: برای گذراندن وقت.
- ترس از دست دادن (FOMO): ترس از اینکه رویدادهای مهم را از دست بدهید.
متاسفانه ماجرا به همین جا ختم نمیشود. شبکههای اجتماعی واقعا مثل قمار عمل میکنند. شبکههای اجتماعی، به رفتارهایی مانند وارسی اعلانها یا فید به شما پاداش میدهد. در واقع رفتارهای شما با پاداشهایی مانند دیدن اینکه کسی پست شما را لایک کرده یا چیزی در مورد شما تعریف کرده است، تقویت میشوند.
چیزی که آن را فوقالعاده اعتیادآورتر میکند، این است که این پاداشهای رفتاری ثابت نیستند. شما نمیدانید که پستتان، یک لایک میگیرد یا هزارتا لایک. یک نفر برایتان نظر میگذارد یا اینکه با سیلی از تعریفها روبهرو میشوید. همین تقویت متغیر باعث میشود که شما دوباره و دوباره، به اپلیکیشن موردنظر سر بزنید.
همچنین، رسانههای اجتماعی با گذشت زمان تغییر میکنند. قبلا اگر عکسی ساده از موضوعی روزمره مانند خواندن کتاب مورد علاقهتان پست میکردید، با لایکها و نظرات دوستانتان مواجه میشوید. اما الان دیده شدن محتواها به همین سادگی نیست. انگار همه در خانههایشان، استودیوهای فیلمسازی درست کردهاند و ویدئوهای جذاب درست میکنند. برای اینکه شما هم از بازی عقب نمانید، به تلاش چند برابری نیاز دارید. بنابراین بیشتر و بیشتر به فضای مجازی سر میزنید تا با ترندها آشنا شوید، محتواهای بیشتری پست کنید و ...
فضای مجازی چه خطراتی دارد؟
دربارهی اثرات منفی فضای مجازی مخصوصا شبکههای اجتماعی مطالب زیادی نوشته شده است و هدف ما هم پرداختن کامل به این موضوع نیست. در ادامه به صورت خلاصه، تعدادی از مهمترین معایب فضای مجازی را بیان میکنیم.
- بزرگسالان زمان زیادی را از دست میدهند.
- بر تمرکز آنها تاثیر منفی میگذارد و باعث میشود که در همه چیز کندتر و مستعد خطا شوند.
- عملکرد افراد کاهش مییابد.
- بر کیفیت خواب، تاثیر منفی قابلتوجهی میگذارد.
- اضطراب بیشتری را تجربه میکنند.
- و ...
کاهش استفاده از شبکههای اجتماعی باعث میشود که تاثیرات مثبتی را در ارتباط با مشکلات بالا ببینید. با این حال، همیشه هم ترک فضای مجازی مانند چوب جادو باعث بهبود همهی مشکلات شما نمیشود. ممکن است که پس از کنار گذاشتن فضای مجازی، حتی احساسات بدتری را هم تجربه کنید، ولی چرا!؟
چرا حذف شبکههای اجتماعی لزوما مفید نیست؟
به نظر میرسد که هیچ مطالعهی منتشر شدهای وجود ندارد که تأثیرات بلندمدت ترک دائمی رسانههای اجتماعی را ارزیابی کرده باشد. این امر احتمالاً به این دلیل است که یافتن شرکتکنندگانی که برای مدت زمانی طولانی شبکههای اجتماعی را کنار بگذارند، سخت است.
در واقع، درصدی از افرادی که رسانههای اجتماعی را ترک میکنند، در نهایت دوباره به آن برمیگردند. مهمترین دلایلی که باعث بازگشت آنها به شبکههای اجتماعی میشود، عبارت است از احساس طرد شدن، ترس از دست دادن ارتباطات، تمایل به دسترسی مجدد به اطلاعات جالب یا مفید، احساس فشار اجتماعی برای پیوستن مجدد یا صرفاً این احساس که ترک کردن فضای مجازی، انتخاب درستی نبوده است.
مطالعهی دیگری نشان داده است که ترک رسانههای اجتماعی، تنهایی را افزایش میدهد. در این مطالعه که شامل ۶۸ شرکتکننده بود، برخی رسانههای اجتماعی را کنار گذاشتند و برخی دیگر نه. نکته مهم این است که این یک مطالعهی تصادفی با یک گروه کنترل (گروه حفظ رسانههای اجتماعی) بود. این مطالعه نشان داد که دوری از رسانههای اجتماعی نه تنها باعث افزایش تنهایی میشود، بلکه رضایت از زندگی را نیز کاهش داده، عواطف منفی (خشم، غم، ترس و گناه) را نیز افزایش میدهد.
یعنی چه روزانه نیم ساعت از شبکههای اجتماعی استفاده کنیم چه ۱۰ ساعت، تفاوتی ندارد!؟
پاسخ این سوال هم منفی است. به هیچ عنوان، استفادهی زیاد از شبکههای اجتماعی توصیه نمیشود. اما این را فراموش نکنید که کاهش مدت زمان استفاده یا ترک شبکههای اجتماعی معمولا به تنهایی مشکلات شما را حل نمیکند. بلکه ابتدا باید به این سوال پاسخ دهید که استفادهی زیاد شما از شبکههای اجتماعی قرار بوده که راهحل چه مشکلی باشد.
استفادهی زیاد از شبکههای اجتماعی چه مشکلاتی را پنهان میکند؟
وقتی کسی میگوید «شبکههای اجتماعی زندگیام را خراب کردهاند»، سؤال مهمتر این نیست که چهقدر از آنها استفاده میکند، بلکه این است که چرا اینقدر به آنها نیاز پیدا کرده است. در ادامه تعدادی از مشکلات رایج را که باعث استفادهی زیاد از شبکههای اجتماعی میشوند، با هم بررسی میکنیم.
کمالگرایی منفی و به تعویق انداختن اهداف
دلیل وقتگذرانی زیاد بعضیها در شبکههای اجتماعی این نیست که بیش از حد به محتوا علاقه دارند. آنها در این کار افراط میکنند چون از شروع کارهای مهم خود میترسند. فردی که با کمالگرایی منفی دست و پنجه نرم میکند، احساس میکند تا زمانی که شرایط ایدهآل فراهم نشده، نباید اقدام کند. در نتیجه، انجام دادن کارهای مهم به تعویق میافتد و شبکههای اجتماعی به پناهگاهی موقت برای فرار از این اضطراب تبدیل میشوند.
نوشتن پایاننامه مثال خوبی از این مشکل است. بعضیها به خودشان میگویند که نوشتن پایاننامه را باید با انرژی کامل، تمرکز بالا و یک برنامهی بینقص شروع کنند. اما چون هیچوقت چنین شرایطی را پیدا نمیکند، ساعتها در اینستاگرام یا تلگرام وقت میگذراند. در اینجا مشکل اصلی شبکه اجتماعی نیست؛ بلکه ترس از ناقص انجام دادن کار و ناتوانی در پذیرش اشتباهات اولیه است.
و البته زمانی را که این افراد در شبکههای اجتماعی میگذرانند، باعث میشود که به کارهایشان نرسند. پس بیشتر، اهدافشان را دور از دسترس میبینند. در واقع وقتگذرانی در شبکههای اجتماعی کمالگرایی را تقویت میکند و کمالگرایی نیاز به شبکههای اجتماعی را افزایش میدهد.
در این مواقع، ترک شبکههای اجتماعی راهحل اصلی مشکل شما نیست. با کنار گذاشتن شبکههای اجتماعی، احتمالا به صورت افراطی به سرگرمی دیگری مانند تماشای فیلم، بازی کردن یا حتی تمیز کردن خانه میپردازید.
راهحل این مشکل این است که شما برای انجام کارهای خود برنامهریزی کنید و سپس کارها را شروع کنید. حتی اگر انجام این کارها کُند پیش رود یا اینکه به نتیجهای که میخواهید، نرسید. در این حالت، خود به خود زمان کمتری را هم در شبکههای اجتماعی میگذرانید.
از دست دادن معنا و هدف
وقتی فرد هدف مشخصی در زندگی روزمره خود نداشته باشد، زمانهای خالی بیشتری را تجربه میکند. ذهن انسان معمولاً تحمل خلأ را ندارد و به دنبال چیزی میگردد که توجه او را به خود جلب کند. شبکههای اجتماعی با جریان بیپایان محتوا میتوانند این خلأ را بهطور موقت پر کنند و احساس سرگرمی یا درگیری ذهنی ایجاد کنند.
فردی را در نظر بگیرید که مدتی است شغل خود را از دست داده یا نسبت به مسیر تحصیلی و شغلی خود سردرگم شده است. او ممکن است روزانه چندین ساعت ویدئو تماشا کند یا صفحات مختلف را دنبال کند، بدون اینکه واقعاً از این فعالیتها لذت ببرد. در چنین شرایطی، شبکههای اجتماعی بیشتر نقش یک مُسکن را دارند؛ ابزاری برای فرار موقت از احساس بیمعنایی و سردرگمی نسبت به آینده.
برای مقابله با این وضعیت، باید به تعیین درست اهداف کوتاهمدت و بلندمدت بپردازید و بعد از آن زمان استفاده از شبکههای اجتماعی را محدود کنید.
احساس تنهایی
انسان موجودی اجتماعی است و ارتباط با دیگران برایش یک نیاز اساسی محسوب میشود. وقتی این نیاز در روابط واقعی برآورده نشود، بسیاری از افراد به سراغ شبکههای اجتماعی میروند تا احساس تعلق و ارتباط را تجربه کنند. مشاهده فعالیت دیگران، ارسال پیام یا حتی دنبال کردن زندگی افراد مختلف برای مدتی احساس تنهایی را کاهش میدهد.
فرض کنید فردی به شهری جدید نقل مکان کرده و هنوز دوستان نزدیکی پیدا نکرده است. او پس از بازگشت به خانه، ساعتهای زیادی را صرف گشتن در شبکههای اجتماعی میکند. شاید در ظاهر مشغول سرگرمی باشد اما در واقع تلاش میکند نیاز خود به ارتباط انسانی را جبران کند. به همین دلیل، حذف شبکههای اجتماعی بدون ایجاد روابط واقعی جدید ممکن است که احساس تنهایی او را حتی شدیدتر کند.
البته فراموش نکنید که شبکههای اجتماعی فقط میتوانند «احساس ارتباط» ایجاد کنند، نه «ارتباط واقعی» را. بنابراین اگر کسی برای فرار از تنهایی به آنها پناه میبرد، بهتر است به جای حذف ناگهانی، همزمان روی ساختن ارتباطهای واقعی هم کار کند. یعنی مسئله فقط کم کردن اسکرول نیست، بلکه اضافه کردن انسانهای واقعی به زندگی روزمره است.
نیاز به کسب اطلاعات بیشتر
گاهی استفادهی افراطی از شبکههای اجتماعی ناشی از کنجکاوی یا ترس از عقب ماندن از اطلاعات جدید است. فرد احساس میکند که باید دائماً اخبار، تحلیلها، توصیهها و تجربههای دیگران را دنبال کند تا تصمیمات بهتری بگیرد یا از دیگران عقب نماند.
اما این جست و جوی مداوم اطلاعات، اغلب به انباشت اطلاعات منجر میشود نه اقدام مؤثر. پس راهحل این مشکل، انجام دادن کارها است نه بیشتر گشتن دنبال اطلاعات!
البته در زمان بحرانهایی مانند شیوع بیماریهای خطرناک، سیل، جنگ و ...، این نیاز به کسب اطلاعات ناشی از تمایل ما به محافظت از خود و عزیزانمان میشود. اما تیترهای مخاطبپسند و حدسیات کانالها، دل ما را قرص نمیکند بلکه اضطراب ما را هم افزایش میدهند.
برای مثال، فردی که اخبار یک بحران را از چندین کانال مختلف به صورت مداوم دنبال میکند، ممکن است در ظاهر احساس کند که «در حال آگاه شدن» است. اما در عمل با هر خبر جدید سطح اضطرابش بالاتر میرود. چون ذهن او فرصت پردازش و راستیآزمایی اطلاعات را پیدا نمیکند و فقط بین سناریوهای مختلف گم میشود.
به همین دلیل، به جای جستوجوی بیپایان در منابع متعدد، تنها چند منبع محدود را دنبال کنید. این پیگیری محدود و هدفمند هم آگاهی لازم را تأمین میکند و هم مانع تشدید اضطراب میشود.
رضایت نداشتن از زندگی
برخی افراد زمانی که از وضعیت فعلی زندگی خود رضایت ندارند، برای فرار از احساسات ناخوشایند به شبکههای اجتماعی پناه میبرند. مشاهدهی تصاویر جذاب، ویدئوهای سرگرمکننده یا دنبال کردن زندگی دیگران برای مدت کوتاهی حواس آنها را از مشکلات شخصی منحرف میکند و احساس بهتری به آنها میدهد.
در این حالت، راهحل اساسی، پیدا کردن دلایل نارضایتی از زندگی و اقدام برای رفع آنها است. مثلا اگر هر روز بیدار شدن و سرکار رفتن برایتان طاقتفرسا شده، شاید مشکل شما فرسودگی شغلی است. پس بهتر است که به چند روز مرخصی، کمک گرفتن از مشاور یا حتی عوض کردن شغل خود فکر کنید.
ناراضی بودن از ظاهر خود
بانوان مخصوصا دختران جوان معمولا در فضای مجازی با علاقهی خاصی بلاگرهای زیبایی را دنبال میکنند. بلاگرهایی که ترفندهای زیباتر شدن را آموزش میدهند. اما مشاهدهی مداوم تصاویر ویرایششده و حرفهای آنها باعث میشود که احساس نارضایتی بیشتری نسبت به بدن یا چهره خود پیدا کنند. پس بیشتر و بیشتر دنبال محتواهای مربوط به زیبایی میروند تا فرمول بهتر به نظر رسیدن را پیدا کنند.
در چنین شرایطی، راهحل اصلی، کاهش زمان استفاده از شبکههای اجتماعی نیست، بلکه اصلاح نوع نگاه به ظاهر و کاهش مقایسههای مداوم است. بخش زیادی از تصاویری که در فضای مجازی یا تبلیغات مشاهده میکنیم، حاصل نورپردازی، زاویه مناسب، فیلترها و ویرایش تصاویر هستند.
بنابراین اگر احساس بدی نسبت به ظاهر خود دارید، بهتر است علاوه بر مدیریت زمان استفاده، صفحاتی را دنبال کنید که تصویر واقعبینانهتر و سالمتری از زیبایی ارائه میدهند. گاهی تغییر محتوایی که میبینیم، تأثیر بیشتری از صرفاً کمتر دیدن آن دارد.
همچنین وقتی فرد به جای تمرکز مداوم روی مقایسه، به تواناییهای خود مثل حرکت، ورزش، یادگیری یا تجربههای روزمره توجه کند، بهتدریج نگاه متعادلتری نسبت به ظاهرش پیدا میکند و نیازش به تأیید بیرونی کمتر میشود.
و در پایان
استفادهی زیاد از شبکههای اجتماعی حکم مسکن برای دنداندرد را دارد. تا وقتی شما برای رفع مشکل دندان خود اقدام نکنید، هر بار باید مسکن بیشتری مصرف کنید. مسکنی که چارهی مشکل شما نیست. بعد از مدتی هم شما میمانید و دندانی که به علت پوسیدگی ناشی از بیتوجهی از بین رفته است.
پس به جای اینکه شبکههای اجتماعی را عامل همهی مشکلات خود بدانید، دنبال این باشید که چرایی استفادهی زیاد خود از فضای مجازی را پیدا کنید. ترکیب کاهش استفاده از فضای مجازی به همراه پیدا کردن مشکل و اقدام برای رفع آن، نتیجهی بهتری را رقم خواهد زد.



پیام شما به ما