گزارشها و تحلیلهای اخیر رسانههای برجسته آمریکایی، از جمله نیویورک تایمز، نشاندهنده کلافگی و سردرگمی شدید ناظران از رویکرد بهشدت متناقض دونالد ترامپ در قبال ایران است.
بررسی خط زمانی مواضع او در فضای مجازی (بهویژه شبکه تروث سوشال) و اظهارات مطبوعاتیاش نشان میدهد که رئیسجمهور آمریکا در یک «جنگ با خودش» گرفتار شده است.
او برای پایان دادن به درگیریها، بهطور مداوم و روزانه میان تهدیدهای آخرالزمانی به بمباران و محاصره و ادعاهای خوشبینانه درباره پیشرفتهای دیپلماتیک که در بسیاری از موارد بیاساس بودن آنها ثابت شده در نوسان است.
نوسانات شدید بازار در سایه تصمیمات ضد و نقیض (ماه مارس)
رسانهها به تأثیر مخرب این اظهارات متناقض بر بازارهای جهانی اشاره میکنند. ترامپ در اواسط مارس (۱۳ مارس) در پستی نوشت: «رسانههای فیکنیوز از گزارش دادن درباره عملکرد فوقالعاده ارتش ایالات متحده علیه ایران متنفرند؛ ایرانی که کاملاً شکست خورده و خواهان توافق است ـ اما نه توافقی که من بپذیرم!»
با این حال، تنها چند روز بعد در ۲۳ مارس، رویکرد او کاملاً تغییر کرد. او به پنتاگون دستور داد حملات به نیروگاهها و زیرساختهای انرژی ایران را به مدت پنج روز متوقف کند. همزمان به خبرنگاران گفت: «ما گفتوگوهای بسیار، بسیار قدرتمندی داشتهایم. خواهیم دید که به کجا میرسند.» همین تناقضگوییها و توقف حملات باعث شد قیمت نفت بیش از ۱۰ درصد سقوط کند و به ۱۱۵ دلار به ازای هر بشکه برسد.
این الاکلنگ رفتاری در پایان ماه به اوج رسید. در ۳۰ مارس، ترامپ تهدید کرد که اگر تنگه هرمز فوراً باز نشود، زیرساختهای انرژی ایران را نابود خواهد کرد؛ تهدیدی که بازار سهام را به پایینترین سطح خود در سال (شاخص ۷۴۰۰) کشاند. اما در کمال تعجب، درست روز بعد (۳۱ مارس) در چرخشی ۱۸۰ درجهای اعلام کرد: «ما خیلی زود اینجا را ترک خواهیم کرد» و همین جمله کوتاه دوباره به بازارها جان تازهای داد.
از تهدید به نابودی تمدن تا آتشبس ناگهانی (ماه آوریل)
اوج سردرگمی رسانهها از رفتار ترامپ در ماه آوریل رقم خورد. او در اول آوریل ادعا کرد که «اولین ترجیح من همیشه مسیر دیپلماسی بوده است»، اما تنها سه روز بعد (۴ آوریل) یک اولتیماتوم ۴۸ ساعته صادر کرد و نوشت: «زمان در حال اتمام است ۴۸ ساعت قبل از اینکه تمام جهنم بر سر آنها ببارد.»
اوج این تناقض در ۷ آوریل اتفاق افتاد. ترامپ در پستی به تندترین شکل ممکن تهدید کرد: «امشب یک تمدن کامل خواهد مرد؛ تمدنی که هرگز دوباره بازنخواهد گشت.» اما در کمال ناباوری ناظران سیاسی، در ادامه همان شب از یک توافق آتشبس دو هفتهای با میانجیگری پاکستان برای بازگشایی تنگه هرمز خبر داد! بازارها که از این تغییر موضع ناگهانی شوکه شده بودند، واکنش نشان دادند و قیمت نفت به ۱۱۰ دلار رسید.
این روند فرسایشی ادامه یافت؛ ترامپ در اواخر آوریل آتشبس را به طور نامحدود تمدید کرد، اما چند روز بعد تمام مذاکرات را لغو کرد و در ۲۰ آوریل نوشت: «خواندم که فیکنیوز میگوید من تحت “فشار” هستم تا توافق کنم. این حقیقت ندارد!»
توهم توافق در برابر خواستههای سختگیرانه ایران (ماه مه)
نیویورک تایمز و سایر رسانهها به این نکته اشاره میکنند که ادعاهای ترامپ درباره «موفقیت دیپلماتیک» اغلب با واقعیت میدانی همخوانی ندارد. در ماه مه، فهرستی از مواضع مذاکرهای ایران به دست ترامپ رسید که شامل خواستههایی بهشدت سختگیرانه و بدون هیچ امتیاز معناداری بود.
با این وجود، ترامپ به جای واکنش سخت، ترجیح داد همچنان توهم نزدیک بودن توافق را به افکار عمومی پمپاژ کند. او در ۳ مه از «گفتگوهای بسیار مثبت» و در ۶ مه از اینکه «بسیار محتمل است به توافق دست پیدا کنیم» سخن گفت. در نهایت، در ۱۸ مه یکی از عجیبترین مواضع خود را بیان کرد و لغو یک حمله نظامی قطعی را به این مذاکراتِ بیحاصل گره زد: «ما آماده میشدیم که فردا یک حمله بسیار بزرگ انجام دهیم، اما من آن را... به تعویق انداختم؛ چون گفتوگوهای بسیار بزرگی با ایران داشتهایم.»
اعتبار شکست خورده
آنچه از کنار هم قرار دادن این پازل آشفته به دست میآید، تصویری از رئیسجمهوری است که رسانههای آمریکایی را با سیلی از پیامهای متناقض بمباران کرده است. ترامپ از یک سو ایران را «کاملاً شکستخورده» و در حال «التماس برای توافق» توصیف میکند و از سوی دیگر، حملات نظامی خود را به امید رسیدن به همان توافقی که مدعی است نیازی به آن ندارد، لغو میکند؛ چرخهای باطل از تهدید و عقبنشینی که بیش از همه، اعتبار تصمیمگیریها در کاخ سفید را زیر سؤال برده است.
ترامپ درگیر چرخهای باطل از تهدید و عقبنشینی در قبال ایران است که این کار او اعتبار تصمیمگیریها در کاخ سفید را زیر سؤال برده است.




پیام شما به ما