طبق گزارشهای اخیر نشریه علمی BMJ (British Medical Journal) از قدیمیترین و معتبرترین مجلات پزشکی جهان و همچنین سازمان جهانی بهداشت (WHO)، سلامت روان کودکان و نوجوانان در سطح جهان به وضعیت بحرانی رسیده است. آمارهای رسمی نشان میدهند که از هر ۷ نوجوان، ۱ نفر با اختلالات سلامت روان زندگی میکند؛ واقعیتی که ضرورت اقدام فوری و ساختاری را بیش از پیش نمایان میسازد.
در دنیایی که از هر پنج کودک، یک نفر در مناطق درگیر جنگ و خشونت زندگی میکند، فشار طاقتفرسای فقر، گرسنگی و ناامنی، نه تنها زیرساختهای فیزیکی، بلکه ستونهای عاطفی خانواده را نیز هدف قرار داده است. یکی از چالشبرانگیزترین ابعاد این بحران، وضعیت والدینی است که خودشان آسیبدیدهاند و ناخواسته توان حمایت عاطفیشان کاهش یافته است. این والدین که خود در خط مقدم مواجهه با تروما و فشارهای خردکننده زندگی هستند، در شرایطی قرار میگیرند که مخزن انرژی روانیشان برای پاسخگویی به نیازهای عمیق فرزندانشان تخلیه میشود؛ پدیدهای که نه از سر بیتوجهی، بلکه برآمده از یک ناتوانی ثانویه و ناخواسته در برابر حجم عظیم تنشهاست.
چرا حمایت عاطفی والدین کاهش مییابد؟
والدینی که در شرایط بحرانی هستند، با پدیدهای به نام «روانزخم یا تروما» دستوپنجه نرم میکنند. این مقاله توضیح میدهد که وقتی والد مدام نگران نان شب یا امنیت جانی است، مغز او در حالت «جنگ یا گریز» قرار میگیرد و دیگر انرژی کافی برای همدلی، بازی با کودک یا شنیدن درددلهای او را ندارد و از طرفی اضطراب والدین مثل یک جریان نامرئی به کودکان منتقل میشود. والدینی که خودشان از افسردگی یا تروما رنج میبرند، ممکن است نسبت به نیازهای عاطفی کودک «بیتفاوت» یا «بیش از حد تندخو» شوند.
چرا تمرکزِ تنها روی کودک کافی نیست؟
برای اینکه حالِ یک گیاه خوب شود، باید به خاکی که در آن رشد میکند رسیدگی کرد. در دنیای کودکان، این «خاک»، همان والدین یا مراقبان هستند.
تصور کنید در یک هواپیما هستید و فشار کابین افت میکند؛ ماسک اکسیژن ابتدا برای والدین پایین میآید. چرا؟ چون اگر والد بیهوش شود، کودک هم شانسی برای نجات نخواهد داشت. در بحرانهای روانی هم دقیقاً همینطور است. وقتی والدین از نظر روانی فرو میپاشند، هر چقدر هم که به کودک مشاوره بدهیم، او دوباره به محیطی (خانهای) برمیگردد که در آن اضطراب و تروما موج میزند.
طبق دادههای سازمان جهانی بهداشت (WHO)، زمانی که برنامههای حمایتی مستقیماً والدینی را هدف قرار میدهند که خودشان با چالشهای سلامت روان یا تروما دستوپنجه نرم میکنند، یک اتفاق شگفتانگیز رخ میدهد: احتمال ابتلای فرزندان آنها به مشکلات روانی مشابه، تا ۴۰ درصد کاهش مییابد. این عدد نشان میدهد که حال خوبِ والدین، قویترین واکسن برای سلامت روان نسل آینده است.
راهکار عملی: «حمایت زنجیرهای»
مقاله پیشنهاد میدهد که به جای تمرکزِ جداگانه روی کودک، باید از مدل «حمایت از مراقب برای نجات کودک» استفاده کرد. این راهکار شامل سه مرحله ساده است:
پر کردن مخزن عاطفی والدین: والدینِ آسیبدیده نیاز دارند که ابتدا خودشان شنیده شوند. وقتی یک مادر یا پدر در گروههای حمایتی یاد میگیرد که چگونه با خشم و ترس خود کنار بیاید، ناخودآگاه ظرفیتش برای مهربانی و صبر با فرزندش دوباره زیاد میشود. در این جلسات، به والدین آموخته میشود که رسیدگی به سلامت روان خودشان، یک عمل خودخواهانه نیست، بلکه اولین وظیفه پدری یا مادری آنهاست. وقتی مخزن عاطفی والد توسط جامعه و گروههای حمایتی پر شود، او دوباره میتواند بدون فشار و بهصورت ناخودآگاه، به تکیهگاهی امن برای فرزندش تبدیل شود.
استفاده از قهرمانان محلی: به جای انتظار برای حضور روانشناسان فوقتخصص (که در مناطق جنگزده بسیار کمیاب هستند)، باید به افراد معتمدِ همان جامعه (مثل همسایهها یا معلمان) آموزشهای پایه داد. آنها بهتر زبان والدین را میفهمند و میتوانند محیطی امن برای گفتوگو ایجاد کنند.
ایجاد «امنیتِ دوطرفه» : در این روش، به والدین یاد میدهند که چگونه همزمان با مراقبت از خود، با فعالیتهای سادهای مثل بازی کردن یا قصهگویی، پیوند عاطفیشان را با کودک ترمیم کنند. این کار باعث میشود کودک حس کند که علیرغم جنگ و بحران، والدینش هنوز «تکیهگاه» او هستند.
در نهایت نتیجه ساده و مهم است. این راهکار میگوید اگر میخواهید از بروز بیماریهای روانی در نسل آینده جلوگیری کنید، باید همین امروز از سلامت روانِ بزرگسالانی که کنار آنها هستند محافظت کنید. حمایت از والدین، میانبُری است که مسیر بهبود کودک را چندین برابر سریعتر میکند.



پیام شما به ما