سالروز شهادت امام صادق علیه‌السلام با آتش‌بس دوهفته‌ای تقابل ایران با دشمن متجاوز صهیونی آمریکایی همزمان شده است. در این برهه حساس که با میانجیگری پاکستان موقتا شعلۀ جنگ خاموش شده، اما تهدید خطرناک‌تر، ایجاد دوقطبی میان تندروهای هیجان‌زده و کندروهای مرعوب است. این مقاله با بازخوانی سیرۀ سیاسی امام و رئیس مذهب شیعه نشان می‌دهد که عقلانیت و پیروی سنجیده از رهبری، شرط پایداری و عبور امن از این دوقطبی است.

ابوالقاسم شکوری
سه‌شنبه ۲۵ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۳:۲۹
عبور از دوقطبی با الهام از سیرۀ امام صادق علیه‌السلام

جنگ ایران با متجاوزان صهیونی آمریکایی، با ورود پاکستان به عنوان میانجی، وارد یک توقف دوهفته‌ای و نفس‌گیر شده است. در چنین فضایی، نگاهی به کف خیابان‌ها و شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد که یک دوقطبی فرساینده در حال شکل‌گیری است. گروهی با غلیان احساسات، تصمیم‌گیران ارشد را به محافظه‌کاری متهم کرده و خواهان برهم زدن فوری توافق و ادامۀ شلیک موشک‌ها هستند. در مقابل، گروهی دیگر با روحیه‌ای مرعوبانه و منفعل، این آتش‌بس موقت را بهانه‌ای برای ترویج سازش دائمی قرار داده و تلاش می‌کنند واقعیت جنگ موجودیتی را انکار کنند. هر دو طیف، دانسته یا نادانسته، واقعیت میدان را فدای هیجانات سیاسی و روانی خود می‌کنند. برای عبور از این گردنه تاریک، مطالعۀ سیرۀ سیاسی آن امام راستین، راهگشا و حاوی درس‌هایی آموزنده است.

درس اول: تندروی بدون بصیرت، شکست می‌آفریند

دوران امامت ششمین پیشوای شیعیان، یکی از ملتهب‌ترین دوران‌های سیاسی تاریخ اسلام بود. حکومت با خونریزی فراوان در حال انتقال از بنی‌امیه به بنی‌عباس بود و فضا برای قیام مسلحانه بسیار مهیا به نظر می‌رسید. در آن زمان نیز جامعۀ شیعه دقیقا دچار همین دوقطبی بود. عده‌ای از تندروها مدام به امام فشار می‌آوردند که چرا شمشیر نمی‌کشید و گاه با جسارت، ایشان را به عافیت‌طلبی متهم می‌کردند. گروهی معتقدند رنجی که امام جعفر صادق علیه‌السلام از سوی جریان زیدیه متحمل شدند، کمتر از رنجی نبود که از طرف خلفای عباسی به آن حضرت تحمیل شد. امام حتی نسبت به قیام پسران عبدالله بن حسن ابراز مخالفت کردند و آن را فتنه نامیدند.

قیام مسلحانه در آن شرایط، تلفات سنگینی می‌داد، بدون اینکه بازدهی ارزنده‌ای برای اسلام پدید آید یا گردونه را به نفع اهل‌بیت بچرخاند.

در آن سوی میدان، اما بخشی از جامعه به دامن انفعال افتاده و از هر عملی دست کشیده بودند. حضرت در مقابل این دو گروه، نه به سکوت و بی‌تفاوتی تن داد و نه به قیام‌های بی‌موقع تسلیم شد بلکه به جای همراهی با جو عمومی، از فرصت توقف درگیری‌ها برای تولید قدرت نرم، کادرسازی و پایه‌ریزی یک ساختار مستحکم استفاده کردند. این نه تسلیم بود، نه تسامح بی‌خاصیت؛ بلکه یک انتخاب راهبردی هوشمند بود.

توهم تسلیم و خطر کندروها

امروز نیز برخی کندروها، این توقف دوهفته‌ای را پایان کار دانسته تصور می‌کنند محور صهیونی آمریکایی دست از تجاوز کشیده است. آن‌ها فراموش کرده‌اند که دشمن ما، همان محور غاصبی است که در غزه و لبنان به هیچ قانون و عهدی پایبند نماند.

در روایتی از امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌خوانیم: (لا تأمنَّ عدوا وان شَکَر)؛ یعنی «هرگز از دشمن ایمن مباش، حتی اگر تشکر کرد و روی خوش نشان داد» (میزان‌الحکمه، ج۷، ص۱۲). در مکتب امامان علیهم‌السلام، آتش‌بس به معنای خوابیدن در سنگر و رها کردن سلاح نیست. این دو هفته، باید اوج بیداری پدافند هوایی، تشدید مراقبت‌های ضدجاسوسی و تقویت روحیۀ ملی باشد.

درس دوم: واقع‌بینی و بصیرت، شرط بقاست

برخی می‌گویند ایالات متحده در دیپلماسی قابل اعتماد نیست. چرا ایران باید امنیت خود را دوباره به توافقی با همان دولت بسپاریم؟ این پرسش در ظاهر منطقی است، اما سیرۀ امام صادق علیه‌السلام به ما می‌آموزد که واقع‌بینی، به‌معنای پذیرش شرایط نیست؛ به‌معنای شناخت دقیق آن‌هاست تا بتوان از موضع قدرت وارد شد، نه از سر ضعف. بیانیۀ شورای عالی امنیت ملی نیز از این زاویه نوشته شده بود: تقریباً تمامی اهداف جنگ محقق شده و فرزندان دلاور دشمن را به عجزی تاریخی و شکستی ماندگار کشانده‌اند، و این نبرد تا هر زمانی که لازم باشد ادامه خواهد داشت تا دستاوردهای عظیم آن تثبیت شود.

پیروی از  ولیّ؛ شاخص عبور از دو قطبی

مدیریت هیجانات، هنر یک جامعۀ بالغ و آب‌دیده است. نهادهای تصمیم‌گیر نظامی و امنیتی، اشراف کاملی بر اطلاعات پنهان میدان دارند که تودۀ مردم و حتی تحلیل‌گران رسانه‌ای از آن بی‌خبرند. بنابراین، معیار عمل در این جنگ موجودیتی، نه خواسته‌های آتشین کف شبکه‌های اجتماعی است و نه تحلیل‌های سازش‌کارانۀ برخی رسانه‌های غرب‌گرا. معیار، حرکت دقیق با ضرب‌آهنگ تصمیمات کلان نظام و پیروی از خط رهبری است.

ما در یک آزمون بزرگ تاریخی قرار داریم. جنگ با محور متجاوز صهیونی آمریکایی، نبردی برای بقای هویتی ایران است و واقعیت این نبرد ایجاب می‌کند که مصلحت‌سنجی‌های جناحی کنار گذاشته شوند. این توقف موقت، چه با نقض عهد دشمن شکسته شود و چه با تدبیر حاکمیت تمدید گردد، تنها در صورتی با پیروزی نهایی ما همراه خواهد بود که جامعه از دوقطبی خطرناک تندرو و کندرو عبور کرده باشد.

سیرۀ امام صادق علیه‌السلام، آیینه‌ای است که به ما نشان می‌دهد چطور می‌توان بدون تسلیم ماندن، از جنگ خارج شد؛ و چطور می‌توان بدون شعار زدن، اصول را نگه داشت. امام صادق می‌خواستند مکتب تشیّع را تدوین کنند، تبیین کنند، مرزبندی کنند. مرزبندی نه با فریاد و هیجان، بلکه با علم و حکمت. آن‌که امروز به نام انقلاب، تصمیم نظام را تخریب می‌کند، نه انقلابی است، نه وفادار به سیره؛ درست همان‌طور که آن تندروهای قرن دوم هجری هم، با همۀ شور و اشتیاقشان، عاقبت جز خسارت به شیعه چیزی نیاوردند.

پیروی از مکتب اهل بیت علیهم‌السلام یعنی در زمان اذن ولیّ جامعه، با تمام قوا بجنگیم و در زمان فرمان آتش‌بس، با چشمانی باز و شمشیرهایی آخته، منتظر دستور بمانیم. واقعیت‌های سخت میدان با شعار تغییر نمی‌کنند، بلکه با انضباط، توکل و خرد جمعی مدیریت می‌شوند.

برچسب‌ها

پیام شما به ما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

پربازدیدها

پربحث‌ها