امسال حال و هوای نوروز با همیشه فرق دارد. سایه سنگین اخبار جنگ، التهابات منطقه و روزهای جنگی که گذراندیم، روی دوش همه ماست. در چنین شرایطی که بیرون از خانه پر از تیترهای نگرانکننده و استرسزاست، قرار است دور سفره هفتسین بنشینیم و به دید و بازدید برویم. اما یک اتفاق تکراری و آزاردهنده در کمین است؛ کافی است یک نفر سر صحبت را درباره فلان اتفاق یا تصمیم سیاسی باز کند تا مهمانی به یک میدان جنگ تمامعیار تبدیل شود.
اما واقعاً چرا در روزهایی که بیشتر از همیشه به همبستگی نیاز داریم، در جمعهای خانوادگی اینقدر راحت به هم میپریم؟ و چطور میتوانیم بدون دعوا و حالخرابی، این روزها را کنار هم بگذرانیم؟
چرا کاسه کوزهها سر خانواده میشکند؟
بیایید با خودمان رو راست باشیم؛ ما خستهایم. روان آدمها زیر آوار اخبار منفی، تحلیلهای نظامی و نگرانی برای آینده، در حالت «آمادهباش» گیر کرده است. وقتی ظرفیت روانی پر میشود:
دیواری کوتاهتر از خانواده پیدا نمیکنیم: مغز ما زیر باران اخبار جنگ و ناامنی، مدام در حالت هشدار است. ما در برابر اتفاقات بزرگ احساس ناتوانی میکنیم و زورمان به اتفاقات کلان دنیا نمیرسد، پس استیصال و ترسمان را روی سر کسانی خالی میکنیم که میدانیم ما را دور نمیاندازند: پدر، مادر، همسر یا برادر. دعوای سیاسی سر سفره عید، در واقع فریادِ نگرانی ماست.
گیر افتادن در حباب رسانهای: از نگاه جامعهشناختی، دعوای نسلها در ایران دیگر فقط سر سلیقه لباس و موسیقی نیست. در یک مهمانی معمولی، پدربزرگ اخبار را از تلویزیون میبیند، دایی از شبکههای ماهوارهای و جوانترها از توییتر و تلگرام. ما با هم حرف نمیزنیم، بلکه سه تا دنیای رسانهای کاملاً متناقض دارند با هم میجنگند. توقع رسیدن به تفاهم در این شرایط، کمی خوشخیالی است!
پروتکل بقا؛ چطور مهمانی را مدیریت کنیم؟
قرار نیست در نوروز چشممان را روی واقعیتها ببندیم و ادای آدمهای بیخیال را درآوریم، اما میتوانیم با چند تکنیک ساده، از تبدیل شدن خانه به اتاق جنگ جلوگیری کنیم:
۱. مترجم ترسهای همدیگر باشیم، نه رقیب سیاسی
وقتی یکی از فامیل با صدای بلند و عصبانی شروع به تحلیل جنگ میکند، دارد یک پیام پنهان میدهد: «من میترسم». به جای اینکه گوشی را دربیاورید و با فکت و آمار به جنگش بروید، احساسش را تأیید کنید. یک جمله جادویی مثل: «واقعاً حق داری، شرایط خیلی غیرقابل پیشبینی شده و آدم نگران میشه» مثل آب روی آتش است. وقتی طرف حس کند دردش شنیده شده، گاردش پایین میآید.
۲. تله «دیدید گفتم!» را خنثی کنید
خیلی از بحثهای ما برای پیدا کردن حقیقت نیست، برای اثبات این است که «من بیشتر میفهمم». اگر دیدید بحث دارد به لجبازی کشیده میشود، از تکنیک «تأیید و تغییر» استفاده کنید: «آره، اینم یه زاویه دید مهمه که شما میگی. راستی بچهها، برنامه تعطیلاتتون چی شد بالاخره؟». فرمان بحث را نرم بچرخانید سمت یک موضوع مشترک و خنثی.
۳. اعلامِ آتشبس موقت در حریم خانه
در ماه رمضان تمرین میکنیم که مراقب ورودیها و خروجیهای بدنمان باشیم؛ بد نیست در مهمانیها هم «روزه خبر» بگیریم. هیچ اشکالی ندارد بزرگتر جمع یا میزبان، همان اول کار یک قانون مهربانانه بگذارد. مثلاً با خنده بگوید: «بچهها، امسال به اندازه کافی بیرون خبرهای سنگین هست. بیایید این دو سه ساعت که دور همیم، به مغزمان مرخصی بدهیم و اخبار را بیرون در بگذاریم.»
۴.مهارت «تغییر ریل» در گفتگوها
اگر دیدید بحث بین دو نفر دارد بالا میگیرد و لحنها تند میشود، سریع وارد عمل شوید. یک شوخی بهجا، تعارف کردن چای و شیرینی، یا پیش کشیدن یک خاطره خندهدار از گذشته، میتواند تمرکز جمع را به هم بزند. یادتان باشد در بحثهای خانوادگی هیچکس قرار نیست با حرفهای دیگری قانع شود یا تغییر عقیده بدهد؛ پس اصرار بر ادامه بحث فقط هدر دادن انرژی است.
خانه، آخرین پناهگاه است
در روزگاری که کنترل خیلی از اتفاقات بیرونی از دست ما خارج است، تنها سنگری که برایمان باقی مانده، همین جمعهای کوچک خانوادگی است. وقتی به یاد بیاوریم که در دل تمام این طوفانها، خداوند تنها پناه و کارساز اصلی است، راحتتر میتوانیم بار سنگین تحلیلها را زمین بگذاریم و به جای اثباتِ حقانیت سیاسی خودمان، روی حفظ محبت و آرامش خانواده تمرکز کنیم. اجازه ندهیم ترکشِ اخباری که نقشی در آنها نداریم، پایههای این پناهگاه امن را بلرزاند.




پیام شما به ما