روز اول فروردین سال ۱۴۰۵. خورشید در حالی بر فلات ایران طلوع کرده که ۲۰ روز از آغاز تنشهای نظامی و تجاوزات هوایی علیه خاک کشورمان میگذرد. حال سوال این است: در شرایطی که تهدید نظامی سایه انداخته، چگونه میتوان از تقارن بهار طبیعت و بهار معنویت (عید نوروز و فطر) سرمایهای اجتماعی ساخت که نه تنها از فروپاشی روانی جامعه جلوگیری کند، بلکه به سدی محکم در برابر تهدیدات بیرونی تبدیل شود؟
تقارن دو نوزایی در میانه توفان
امسال، تقویم ورق عجیبی خورده است؛ سفرههای «هفتسین» ما با ایام عید «فطر» گره خورده است. در حالی که صدای جنگندهها و اخبار ضدونقیض جنگ روانی در گوشها میپیچد. این تقارن نجومی اما به یک «سپر دفاعی جمعی» تبدیل شده است. چطور؟
نوروز در ذات خود پیام «تداوم» دارد. تا پیش از انقلاب اسلامی، بارها این سرزمین زیر سم اسبان فاتحان، لگدمال شده اما هر سال ایرانیان سبزههای خود را گره زدهاند. این یعنی «زندگی متوقف نمیشود». در جنگ کنونی که دشمن صهیونی -آمریکایی با ابزار «جنگ روانی» به دنبال القای حس بنبست و ناامیدی است، برپایی سفره هفتسین در هر خانه، یک کنش سیاسی-اجتماعی است. این نمادها به جامعه پیام میدهند که ساختار زندگی روزمره، قدرتمندتر از اراده متجاوز است. وقتی خانوادهها دور هم جمع میشوند، «سرمایه اجتماعی درونگروهی» تقویت میشود. این پیوندهای خانوادگی، اولین خط مقدم در برابر اضطراب ناشی از جنگ هستند.
عید فطر؛ انسجام در سایه معنویت
تقارن این روزها با عید فطر، چاشنی «تابآوری معنوی» را به پایداری ملی اضافه کرده است. رمضان امسال برای ایرانیان، تمرین خویشتنداری و صبر در شرایط سخت بود. حالا عید فطر به عنوان نماد پاداش ایستادگی، به لحاظ روانی جامعه را به سمت «پیروزی نهایی» سوق میدهد.
نماز عید فطر، بزرگترین مانور قدرت نرم است. حضور میلیونی امروز مردم در صفوف نماز عید فطر، آن هم در میانه تهدید، پیامی صریح به اتاقهای فکر جنگ روانی مخابره میکند: «جامعه نهتنها متفرق نشده، بلکه در یک صف واحد ایستاده است.» و چه زیباست که میبینیم «فطریه» از قالب یک وظیفه شرعی سنتی صرف خارج شده و به یک «صندوق همبستگی ملی» برای کمک به آسیبدیدگان احتمالی یا خانوادههای کمبرخوردار در شرایط جنگی تبدیل میشود.
تبدیل نمادها به سرمایه اجتماعی
حال برگردیم به سوال اصلی این نوشتار: در بحبوحه این تجاوز ددمنشانه، چگونه میتوان از ظرفیت نمادین و وحدتبخش این دو عید بزرگ، برای تولید و ترمیم «سرمایه اجتماعی» و در خدمت دفع تهدیدات دشمن بهره برد؟
راهکارهای عملی
یک. شبکهسازی محلی
سنت «دید و بازدید» نوروزی را باید به «شبکهسازی برای مدیریت بحران» تبدیل کرد. نخستین گام، «تقویت پیوندهای خرد اجتماعی» است. در شرایط درگیری، خانوادهها و محلات اولین خط دفاعی تابآوری روانیاند. دیدارهای نوروزی و جشنهای فطر باید به محفلی برای همدلی، اشتراک اطلاعات صحیح، مقابله با شایعات فضای مجازی و کاهش اضطراب عمومی تبدیل شوند. همانطور که در پیام نوروزی رهبر انقلاب، آیت الله سید مجتبی خامنهای دام ظله هم توصیه فرمودند بهتر است: «مردم هر محلهای در صورتی که هماهنگی لازم بهعمل آید و ممکن شود دیدارهای سال نو خود را با تکریم شهداء همان محل آغاز نمایند». گفتوگوهای رو در رو در این ایام، ترسهای ناشی از تنهایی در بحران را از بین میبرد. هر محله میتواند از ظرفیت دورهمیهای عید برای شناسایی خانوادههای آسیبدیده یا تنها که در زمان حملات نیاز به کمک دارند، استفاده کند.
دو. شکستن محاصره خبری با شادی
گام دوم، «ترویج روایت زندگی به جای روایت بقا» است. جنگ روانی با روایت پیش میرود. رسانههای بیگانه این روزها تمام تلاششان تولید تصویری از ملتی فروپاشیده و درمانده است. تقارن نوروز و فطر فرصتی است که مردم خودشان روایتساز شوند: تصاویر سفرههایی که در میادین شهر چیده میشود، بچههایی که لباس نو پوشیدهاند حتی اگر خانهشان آسیب دیده و ... رسانهها و نخبگان باید نشان دهند که همه این تصاویر نه شعار است نه پروپاگاندا؛ واقعیت یک ملت زنده است که تسلیم نشده.
انتشار تصاویر شادیهای کوچک خانوادگی در فضای مجازی، به مثابه پاتکی علیه ویدئوهای رعبآور است که از سوی رسانههای متجاوز پخش میشود. وقتی تصاویری از خانوادههای ایرانی منتشر میشود که در سایه اخبار جنگ، با آرامش و همبستگی عید را جشن میگیرند، بزرگترین ضربه به دستگاه محاسباتی دشمن وارد میشود که انتظار ترس، انزوا و فلج شدن جامعه را میکشید.
سه. همافزایی هویت ملی و دینی
گام سوم، «همافزایی ظرفیتهای حمایتی» است. بدیهی است که اقتصاد در روزهای سایه جنگ و تنشهای نظامی تحت فشارهای مضاعف قرار میگیرد و تابآوری اقتصادی اقشار ضعیف کاهش مییابد. در اینجا، سنت عیدی دادن در نوروز و پرداخت فطریه در عید فطر، میتواند با ابتکار عملهای مدنی و حسابشده، به سمت صندوقهای حمایت محلی یا پویشهای ملی برای جبران آسیبهای درگیریهای اخیر و کمک به آسیبدیدگان احتمالی هدایت شود. این اقدام عملی و داوطلبانه، سرمایه اجتماعی را از یک مفهوم انتزاعی به یک واقعیت ملموس اقتصادی و یک چتر حمایتی واقعی در سطح جامعه تبدیل میکند.
دیروز لحظاتی پیش از اذان مغرب، در آستانۀ تحویل سال، شاهد جلوههایی بهیادماندنی از انسجام ملی در میادین شهر بودیم و دیدیم چگونه آمیختگی دعای تحویل سال و تکبیرهای عید فطر، دوقطبیهای کاذب اجتماعی را از بین برد. امروز «ایرانی بودن» و «مؤمن بودن» دو بال یک پرنده برای پریدن از روی آتش بحران هستند. این همبستگی و اجتماع قلوب را باید همیشه حفظ کرد؛ در لحظه خطر، بیشتر.
جنگ روانی و پادزهر «امید واقعی»
تجاوز ۲۰ روزه نشان داد که هدف اصلی دشمن، صرفاً زیرساختهای نظامی و ملی نیست، بلکه «اراده عمومی» است.
آنها میخواهند ما سفره پهن نکنیم، لبخند نزنیم و به جای عید، در انتظار فاجعه باشیم. در این فضا، «عید» یک وظیفه ملی است.
سرمایه اجتماعی یعنی اعتماد؛ اعتماد به اینکه همسایه من در زمان حادثه کنار من است. تقارن نوروز و فطر، این اعتماد را بازسازی میکند. ما از طریق این آیینها، به یاد میآوریم که بخشی از یک کل بزرگتر هستیم که ریشهای چند هزار ساله دارد و با توفانهای ۲۰ روزه یا ۲۰ ماهه نمیلرزد.
درس تاریخ: لندن، ۱۹۴۰
ایرانِ اول فروردین ۱۴۰۵، کشوری است که میان صدای انفجار و صدای حاجیفیروز، دومی را آگاهانه انتخاب کرده است. این نه از سر بیخیالی، بلکه یک استراتژی هوشمندانه برای زنده ماندن است. ما با گره زدن سنتهای باستانی و ارزشهای دینی، در حال خلق یک «زره فرهنگی» هستیم.
وقتی آلمان نازی لندن را بمباران کرد، چرچیل نه فقط به توپ و تانک، بلکه به «روحیۀ بلیتس» متوسل شد. مردم لندن عمداً به سینما میرفتند، چای عصرانهشان را میخوردند و کریسمسشان را جشن میگرفتند. با شوخطبعی شرایط را توصیف میکردند: «امروز خیلی بلیتی بود». و خلاصه زندگی اجتماعی ادامه داشت. این نماد مقاومت و سازگاری، بیتوجهی نبود؛ مقاومت فرهنگی بود که به «Blitz Spirit» یا روحیهٔ ایستادگی بریتانیایی تبدیل شد. تاریخ نشان داد ملتهایی که بافت اجتماعیشان در جنگ حفظ شد، بازسازیشان هم سریعتر بود.
ایران اما یک مزیت اضافه دارد: تقارن دو سنت هویتی. کشوری که هم وارث تمدن کهن ایرانی است و هم هویت اسلامی عمیقی دارد، در بحبوحۀ تهدیداتی مثل امروز، دو منبع انگیزشی دارد نه یک منبع. نوروز ملیتها و قومیتهای مختلف ایرانی را گرد میآورد: کُرد و بلوچ و آذری و فارس همه نوروز را دارند. عید فطر هم شیعه و سنی نمیشناسد. وقتی این دو بر هم منطبق میشوند، تمام شکافهایی که دشمن روی آنها حساب باز کرده، عملاً پر میشود.
امسال، بوی بهار با عطر معنویت فطر درآمیخته تا ثابت کند که حتی در میانه تجاوز، «نور» همواره بر «تاریکی» پیروز است. ما با هم هستیم، و این بزرگترین هراس کسانی است که به خاک ما چشم دوختهاند.




پیام شما به ما