کمتر از یک ثانیه طول میکشد؛ جرقهای زده میشود، صدای مهیبی فضا را میشکافد و دودی در هوا پخش میشود. برای کسی که این ترقه یا مواد منفجره را پرتاب کرده، ماجرا در همین یک ثانیه تمام میشود و احتمالا با خنده از آن عبور میکند. اما در واقعیت، این صدای یک ثانیهای، دکمه آغاز یک «واکنش زنجیرهای ویرانگر» است که صدها نفر را ساعتها، روزها و گاهی تا پایان عمر درگیر میکند.
این روزها به ویژه با توجه به شرایط حساس جنگ، صدای یک انفجار دیگر فقط یک «مزاحمت صوتی» نیست؛ بلکه میتواند یک بحران روانی و عملیاتی در سطح شهر ایجاد کند.
ما در این گزارش بررسی میکنیم که یک ترقه، دقیقا چه کسانی را به خطار میاندازد.
مردم و جامعه؛ اضطراب کشنده در روزهای پرالتهاب
اولین قربانیان صدای ترقه، مردمی هستند که در شعاع چند صد متری آن قرار دارند.
در شرایطی که اخبار جنگ، حملات هوایی و پدافندی تیتر یک رسانههاست، روان جامعه به شدت حساس و آسیبپذیر شده است. شنیدن صدای یک انفجار ناگهانی در این روزها، پیش از آنکه یادآور شادی یا شیطنت نوجوانی باشد، تداعیکننده حمله نظامی یا خرابکاری امنیتی است.
بیماران قلبی و سالمندان: شوک ناگهانی (Startle Response) باعث ترشح شدید آدرنالین، افزایش ناگهانی ضربان قلب و فشار خون میشود که در بیماران قلبی میتواند مستقیما به سکته منجر شود.
زنان باردار و کودکان: ترس و وحشت ناگهانی، علاوه بر آسیبهای روانی برای کودکان، میتواند باعث انقباضات زودرس در زنان باردار شود.
سندرم اضطراب پس از سانحه (PTSD): برای جانبازان جنگ تحمیلی یا کسانی که تجربه حوادث تلخ را دارند، این صداها یک شکنجه روانی تمامعیار است که آنها را به دل روزهای جنگ پرتاب میکند.
پلیس و نیروهای امنیتی؛ فرسایش در اوج آمادهباش
در شرایط تنش نظامی، نیروهای انتظامی، امنیتی و یگانهای ویژه در بالاترین سطح آمادهباش (هشدار قرمز/زرد) قرار دارند.
وقتی صدای انفجاری در شهر شنیده میشود و تماسهای متعدد با پلیس ۱۱۰ گرفته میشود، پروتکلهای امنیتی ایجاب میکند که این صدا به عنوان «یک تهدید بالقوه» (مثل بمبگذاری یا حمله) بررسی شود، نه صرفا یک ترقه!
هدررفت منابع امنیتی: گشتهای پلیس باید مسیر خود را تغییر داده و به محل اعزام شوند. این یعنی منطقهای دیگر از شهر، برای دقایقی از پوشش امنیتی خارج میشود.
ایجاد ترافیک کاذب مخابراتی: خطوط ۱۱۰ اشغال میشود و ممکن است کسی که در همان لحظه با یک سارق درگیر است یا جانش در خطر واقعی قرار دارد، نتواند با پلیس تماس بگیرد.
خستگی مفرط نیروها: اعزامهای پیاپی برای هشدارهای کاذب (False Alarms) باعث فرسایش شدید روانی و جسمی نیروهای حافظ امنیت میشود.
آتشنشانی؛ نبرد با آتشی که نباید روشن میشد
پرتاب یک ترقه به داخل سطل زباله، بالکن خانهها، یا خودروهای پارک شده، به سرعت به یک حریق تبدیل میشود. تماس با سامانه ۱۲۵ یعنی به صدا درآمدن زنگ خطر در ایستگاه آتشنشانی.
استهلاک تجهیزات و خطر جانی: ماشینهای غولپیکر آتشنشانی باید با سرعت بالا و آژیرکشان خیابانهای پرترافیک را طی کنند. خطر تصادف این خودروها با مردم عادی بسیار بالاست.
بازی با جان دیگران: اگر در همان لحظهای که یک ایستگاه آتشنشانی درگیر خاموش کردن آتشِ ناشی از یک ترقه است، یک آپارتمان مسکونی در خیابان مجاور آتش بگیرد، زمان طلایی (Golden Time) برای نجات انسانهای گرفتار در آتش از دست میرود، زیرا نزدیکترین ماشینهای اطفاء حریق درگیر یک حادثه غیرضروری هستند.
اورژانس (۱۱۵)؛ ثانیههایی که به قیمت جان تمام میشود
اگر ترقه باعث آسیب فیزیکی شود (سوختگی، قطع عضو، آسیب به چشم)، تکنسینهای اورژانس وارد میدان میشوند.
-
تخصیص ناوگان محدود: تعداد آمبولانسهای هر شهر محدود است. اعزام یک آمبولانس برای فردی که در اثر بیاحتیاطی خودش با ترقه آسیب دیده، یعنی محروم شدن یک بیمار سکته مغزی، قلبی یا مصدوم تصادف رانندگی از خدمات اورژانس.
آسیب به پرسنل: متاسفانه در بسیاری از مواقع (به ویژه در شبهایی مثل چهارشنبهسوری)، خود آمبولانسها و تکنسینهای اورژانس هدف پرتاب مواد محترقه قرار میگیرند که این یک فاجعه اخلاقی و اجتماعی است.
بیمارستانها و کادر درمان؛ سونامیِ خون و سوختگی
خط آخر این زنجیره، اورژانسِ بیمارستانها، جراحان پلاستیک، متخصصان چشم و کادر پرستاری هستند.
تغییر کاربری اورژانس: بخش اورژانس که باید به بیماران بدحال رسیدگی کند، ناگهان با موجی از مصدومان سوختگی با فریادهای دلخراش مواجه میشود. این مسئله تمرکز کادر درمان را به هم میریزد.
هزینههای میلیاردی نظام سلامت: عملهای جراحی پیوند عضو، تخلیه چشم و درمان سوختگیهای عمیق، هزینههای نجومی روی دست وزارت بهداشت و بیمهها میگذارد؛ بودجهای که میتوانست صرف تامین دارو برای بیماران خاص یا تجهیز مناطق محروم شود.
هموطن عزیز
صدای یک ترقه، صدای یک شادی زودگذر نیست؛ بلکه صدای آژیر آمبولانسی است که شاید به یک بیمار نرسد، صدای ترمز ماشین پلیسی است که از ماموریت اصلی خود بازمانده، صدای گریه مادری در راهروی بیمارستان و صدای وحشت زنی است که در سایه اخبار جنگ، با هر انفجاری قلبش میریزد.
در شرایطی که کشور نیازمند آرامش روانی و تمرکز نیروهای امدادی و امنیتی بر تهدیدات واقعی است، پرتاب یک ماده محترقه، بازی با جان، امنیت و روان یک ملت است. آگاهی از این «زنجیره درگیری»، اولین قدم برای توقف این چرخه ویرانگر است.





پیام شما به ما