برگزاری آیینهای سنتی همواره بخشی از هویت و همبستگی اجتماعی بوده است؛ اما زمانی که یک جامعه در شرایط بحران، آمادهباش یا التهابات ناشی از تنشهای نظامی قرار دارد، نحوه برگزاری این مراسم نیازمند هوشمندی و مراقبت مضاعف است.
در روزهای پایانی سال و در آستانه چهارشنبهسوری، کارشناسان مدیریت بحران، روانشناسان اجتماعی و مقامات سازمانهای امدادی (از جمله هلال احمر، اورژانس و آتشنشانی) هشدار میدهند که استفاده از مواد محترقه و منفجره در شرایط کنونی، دیگر تنها یک مسئله ایمنی فردی نیست، بلکه مستقیماً با امنیت روانی و زیرساختهای حیاتی جامعه گره خورده است.
در این گزارش به این سوال پاسخ میدهیم که چرا رفتارهای پرخطر در چهارشنبهسوریِ امسال، بیش از هر زمان دیگری آسیبزا و خطرناک است.
اشتباه گرفتن با انفجار واقعی (خطای ادراکی و امنیتی)
در شرایطی که کشور در وضعیت آمادهباش جنگی قرار دارد، سیستمهای پدافندی، نیروهای حافظ امنیت و حتی شهروندان عادی نسبت به هرگونه صدای مهیب حساس هستند. صدای انفجار نارنجکهای دستی و ترقههای سنگین، تفاوت چندانی با صدای ادوات جنگی ندارد.
این شباهت صوتی میتواند منجر به دریافت گزارشهای کاذب امنیتی شود، تمرکز نیروهای ناظر را برهم بزند و در بدترین حالت، به خطاهای محاسباتی در سیستمهای هشدار شهری منجر گردد. در شرایط بحران، تفکیک صدای یک ترقه از یک تهدید واقعی، انرژی و زمان زیادی را از سیستمهای امنیتی و دفاعی کشور میگیرد.
ایجاد وحشت عمومی و آسیبهای شدید روانی
جامعهای که اخبار مربوط به تنش و درگیری را دنبال میکند، به طور طبیعی دارای سطح بالاتری از اضطراب پنهان است. در این وضعیت، آستانه تحمل روانی افراد (بهویژه کودکان، سالمندان، زنان باردار و بیماران قلبی) به شدت کاهش مییابد.
صدای ناگهانی انفجار در کوچه و خیابان، دیگر تداعیکننده جشن نیست، بلکه مستقیماً «ترومای جنگ» یا «حمله» را در ذهن تداعی میکند.
روانشناسان هشدار میدهند که این شوکهای صوتی در شرایط ملتهب، میتواند باعث بروز حملات پانیک (وحشتزدگی)، سکتههای قلبی و تشدید اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) در میان شهروندان شود.
اشغال مرگبار ظرفیت اورژانس و بیمارستانها
یکی از مهمترین اصول در زمان بحران ملی یا شرایط جنگی، حفظ آمادگی صددرصدی زیرساختهای درمانی است. تختهای اورژانس، بانکهای خون، اتاقهای عمل و آمبولانسها باید برای واکنش به حوادث احتمالیِ کلان در دسترس باشند.
متاسفانه هر ساله در سهشنبه آخر سال، هزاران نفر به دلیل سوختگی، قطع عضو و آسیبهای چشمی راهی بیمارستانها میشوند. تحمیل این حجم عظیم از مجروحان به سیستم بهداشت و درمان در شرایطی که کشور نیازمند حفظ ذخایر استراتژیک پزشکی خود است، یک خطای جبرانناپذیر محسوب میشود. اشغال تختهای بیمارستانی توسط آسیبدیدگان مواد محترقه، به معنای محروم شدن یک مصدوم واقعیِ شرایط بحران از خدمات حیاتی است.
افزایش احتمال آتشسوزیهای غیرقابل کنترل
در وضعیتهای اضطراری، حفظ زیرساختهای شهری (مانند پمپبنزینها، ایستگاههای برق و شبکههای گاز) اهمیت حیاتی دارد. پرتاب مواد آتشزا و برپایی آتشهای بزرگ در سطح محلات، همواره با ریسک سرایت آتش به درختان، خودروها و منازل همراه است.
اگر در شرایط بحرانی، یک آتشسوزی گسترده در نقطهای از شهر رخ دهد، علاوه بر خسارات مالی و جانی، میتواند به قطع شریانهای حیاتی شهر (مثل برق یا گاز) منجر شود و مدیریت کلان بحران را با چالشهای اساسی مواجه کند.
اختلال گسترده در عملیات امدادی و تردد خودروهای امداد
زمان طلایی (Golden Time) در امدادرسانی، مرز بین مرگ و زندگی است. در سهشنبه آخر سال، معمولاً خیابانها به دلیل تجمع افراد، برپایی آتش در مسیرهای عبوری و ترافیک ناشی از فرار از صدای انفجارها، مسدود میشوند.
در شرایطی که کشور در وضعیت آمادهباش است، آمبولانسها، ماشینهای آتشنشانی و خودروهای امدادیِ هلال احمر باید بتوانند در سریعترین زمان ممکن در سطح شهر تردد کنند. مسدود کردن خیابانها و پرتاب مواد محترقه به سمت خودروهای امدادی، عملاً سیستم واکنش سریع شهری را فلج میکند و امدادرسانی به بیمارانی که در همان لحظه دچار حمله قلبی شدهاند یا نیاز به کمک فوری دارند را ناممکن میسازد.
هموطن من
برگزاری سنت سهشنبه آخر سال با جمع شدن دور هم و کنار خانواده به حفظ روحیه جمعی نیز کمک میکند. اما استفاده از مواد منفجره و ایجاد سروصداهای مهیب در شرایطی که کشور نیازمند آرامش، اتحاد و حفظ حداکثریِ منابع درمانی و امدادی است، عملی مغایر با مسئولیتپذیری اجتماعی محسوب میشود. در این روزهای حساس، بزرگترین احترام به سنتها، مراقبت از یکدیگر و کمک به حفظ آرامش روانی جامعه است.





پیام شما به ما