چرا «منِ دیوونه»؟
در دنیای پرهیاهوی امروز، مفاهیم انتزاعی مثل «گناه» یا «رذایل اخلاقی» برای کودکان و حتی برخی نوجوانان مفاهیمی دور از ذهن و گاهی ترسناک هستند. ما در مجموعه «منِ دیوونه»، این مفاهیم را از قالب کلمات خشک خارج کردیم و به آنها شکل، رنگ و شخصیت دادیم. این غولها در واقع همان گناههایی هستند که اگر مهارشان نکنیم، بخش «دیوانه» وجود ما را مدیریت میکنند.
-
تجسم رذایل: هر گناه، متناسب با ماهیتش، به شکل یک غول طراحی شده است؛ غولهایی که با وجود ظاهر فانتزی، زشتیِ آن رفتار را به خوبی نمایش میدهند.
-
پیوند با ریشهها: هر طرح با یک آیه از قرآن کریم یا حدیثی معتبر همراه شده تا پشتوانهی معرفتی کار برای کودک و مربی مشخص باشد.
-
زبان امروزی: در طراحیها از المانهای مدرن (مثل گوشیهای هوشمند، شبکههای اجتماعی و ابزارهای روزمره) استفاده شده تا همه بتواند مصداق آن گناه را در زندگی واقعی خود لمس کند.
پچپچخان خوراکش گوشت غولهای مرده دیگهست! پاتوقش هم پشتسر بقیه و غیبتکردن.
فشنغول ادعا میکنه خیلی شاخه، ولی از درون انقدر داغونه که مجبوره با پُز دادن خودش رو سرپا نگه داره!
پینوغول
پینوغول خیال میکرد با خالیبندی خفن به نظر میرسه، ولی با هربار دروغگفتن دماغ چوبیش درازتر میشه و بیشتر آبروشو میره!
دینامیتخان
دینامیتخان وقتی از کوره در میره، دیگه خودش نیست و انگار دیوونه شده؛ ولی امان از اون لحظه که آتیشش سرد میشه و تازه میفهمه با خشمش چه پلهایی رو پشت سرش خراب کرده.




پیام شما به ما