زبان تصویری
-
منِ دیوونه | زاغسیاه
زاغسیاه فضولترین غول شهره؛ ذهن اون مثل یه رادار خرابه که فقط روی فرکانس «دیگران چی کار میکنن» تنظیم شده. اون مرز بین کنجکاوی و بیشرمی رو خیلی وقت پیش گم کرده. «هر که رازهای دیگران را جستجو…
-
منِ دیوونه | سیفونخان
سیفونخان یه غول بددهنه که کارش تبدیل کلمات به لجن و پرتاب به سمت بقیهست. آخه تو وجودش چیزی جز همین زبالهها پیدا نمیشه! «خداوند بهشت را بر هر آدمِ بدزبان هرزهگویی که حیا ندارد و باک ندارد…
-
منِ دیوونه | دینامیتخان
دینامیتخان وقتی از کوره در میره، دیگه خودش نیست و انگار دیوونه شده؛ ولی امان از اون لحظه که آتیشش سرد میشه و تازه میفهمه با خشمش چه پلهایی رو پشت سرش خراب کرده. امیرالمومنین علیهالسلام:…
-
منِ دیوونه | پینوغول
پینوغول خیال میکرد با خالیبندی خفن به نظر میرسه، ولی با هربار دروغگفتن دماغ چوبیش درازتر میشه و بیشتر آبروشو میره! / امیرالمومنین علیهالسلام: «دروغ گویی مایه ننگ و عار در دنیا و موجب عذاب…
-
مجموعه منِ دیوونه! | داستان غولها!
در ماه رمضان، هر روز یک گناه را در هیبت یک غول به تصویر کشیدیم؛ طرحها همراه با آیه و حدیث هستند که با زبان تصویرِ امروزی، بچهها را به شناخت و دوری از آن گناه دعوت میکند.
-
منِ دیوونه | فشنغول
فشنغول ادعا میکنه خیلی شاخه، ولی از درون انقدر داغونه که مجبوره با پُز دادن خودش رو سرپا نگه داره! / «هیچکس فخرفروشی و تکبر نمیکند، مگر به خاطر ذلت و خواریای که در درونِ خودش احساس میکند!» امام…
-
منِ دیوونه | پچپچخان
پچپچخان خوراکش گوشت غولهای مرده دیگهست! پاتوقش هم پشتسر بقیه و غیبتکردن. «و هیچکدام از شما غیبت دیگری را نکند؛ آیا کسی از شما دوست دارد که گوشتِ برادرِ مُردهی خود را بخورد؟ قطعاً از آن…